شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ | ۱۹:۰۰
منبع: پایگاه‌های خبری
از وضعیت الان وضعیت قبیله قریش خبر دارید؟

از وضعیت الان وضعیت قبیله قریش خبر دارید؟

اگر از یک ایرانی بپرسند «قریش کجاست؟»، بیشتر ذهنش به مکهٔ هزار و چهارصد سال پیش می‌رود، به تاجران کاروان‌های زمستانی و تابستانی و قبیله‌ای که پیامبر اسلام از آن برخاست. اگر همین پرسش را دربارهٔ امروز بپرسید، پاسخ منابع عربی و سعودی یک «کجا» و یک «کی» ندارد.

به گزارش ایسنا، تابناک نوشت:

قریش امروز یک قبیلهٔ متمرکز با یک بزرگ مشترک نیست. پاسخ در چند لایه است: دو گروه کوچک قبیله‌ای در اطراف مکه و طائف که هنوز نام قریش را دارند، تیره‌هایی که در قبایل دیگر حل شده‌اند، یک خاندان مشخص که کلید کعبه را نگه می‌دارد، و شرفای حسنی که در سنت حجاز جایگاه جداگانه‌ای دارند.

نام «قریش» خودش هم داستانی دارد. منابع عربی چند توضیح کنار هم می‌گذارند. یکی می‌گوید نضر بن کنانه جانوری دریایی به نام «قریش» را کشت. دیگری می‌گوید، چون این قبیله بر همهٔ قبایل غالب شد، چنین نامیده شد. سومی ریشه را «تجمیع» می‌داند، چون پس از پراکندگی گرد هم آمدند. چهارمی از واژه‌ای به معنای رفع نیاز نیازمندان می‌گوید. پنجمی از «تقارش» به معنای تجارت. هیچ‌کدام قطعی نیست.

مکه: قریش در همان خاکی که بود

نسب‌شناسان سعودی دو گروه را «بازماندهٔ اصلی» قریش می‌دانند. دکتر ابراهیم الزید، محقق کتاب «المنتخب» مغیری، این دو را «عماره» می‌خواند. عماره در اصطلاح نسب‌شناسی عرب یعنی یک واحد بزرگ قبیله‌ای، فروتر از قبیله و فراتر از تیره.

قریش مغمّس  
اینان قریش مکه و پیرامون آن هستند. قلمرو سنتی‌شان از شمال به بنی‌لحیان از قبیلهٔ هذیل می‌رسد و در جنوب به راه طائف در جهت کوه کَرَی. در همسایگی‌شان شرفای عبادله و تیره‌ای از هذیل زندگی می‌کنند. این عماره امروز سه بخش دارد.

مهادیه
اینان در مکه و منی می‌نشینند. شیخ آنان در منبع الزید چهار نسل پشت‌سرهم ثبت شده: محمدعلی بن سعید قرشی، پسرش حامد، پسر او محمدعلی، و پس از او حسین محمدعلی.

بقّاری
اینان بیشتر کشاورز و دامدارند. روستاهایشان از «العلمان» بر جادهٔ شرائع تا کبکب کشیده شده و بازارشان مکه است. شیخشان در همان متن محمد بن سعود است.

قناعی
اینان از دامنهٔ جنوبی کوه کبکب تا عرفات را در اختیار دارند. برخی از آنان شمال منی و محلهٔ عزیزیه هم می‌نشینند.

طائف: قریش در کنار ثقیف

در طائف قصه فرق دارد. آنجا قریش قدیمی‌ترین همسایه‌های ثقیف‌اند، و برخی محققان معاصر آنان را زیرمجموعهٔ ثقیف می‌شمارند. شریف محمد بن منصور آل‌سرور نظر دیگری دارد: قریش طائف تنها از رهگذر همسایگی و آمیزش با ثقیف مخلوط شده‌اند و نسبشان به قریش مکه می‌رسد. دلیل او تاریخی است. پیامبر پس از طرد ثقیف به باغ عتبه و شیبه، پسران ربیعهٔ قرشی، پناه برد، و عمرو بن عاص در طائف مزارع وهط را داشت که فرزندانش هم در آن ماندند. یعنی قریش پیش از اسلام هم در آن شهر ملک و باغ داشتند.

گروه اصلی این منطقه «قریش اعاضید» است. اینان هم‌پیمان قبیلهٔ عتیبه‌اند و بازماندهٔ همان چیزی هستند که قدیم «قریش ظواهر» خوانده می‌شد. سه بطن دارند: مدنه، وعله و مسافر. شیخ اعاضید در آن متن مبارک بن کنیدش است. سرزمین‌شان از روستای جویّه در حاشیهٔ فرودگاه طائف تا وادی اخیضر نزدیک بازار تاریخی عکاظ ادامه دارد و جویّه بزرگ‌ترین شهرشان به‌شمار می‌آید.

آل‌سرور تقسیم‌بندی دیگری هم می‌دهد. قریش طائف را به «حضر» (شهرنشین) با نُه بطن و «بادیه» (صحرانشین) بخش می‌کند. بادیه‌نشین‌ها هیافین‌اند با تیره‌هایی مثل فطسه و آل عوده و آل عبدالکریم، و سوالمه و قنعان.

قریش در دل قبایل دیگر

نسب‌شناس سرشناس، حمد الجاسر، می‌گوید فقط برخی شاخه‌های قریش نام قدیمی را نگه داشته‌اند و شاخه‌های دیگر با قبایل نیرومند همسایه (ثقیف، عتیبه، سلیم، زهران) درآمیخته و جزو آنها شمرده شده‌اند. نمونه‌ها را همان منابع می‌دهند.

«قریش حسن» بطنی از بنی‌عمر از قبیلهٔ زهران است، حدود هشت هزار نفر در هجده روستا. عاتق بلادی، جغرافی‌دان حجاز، در سفری به جنوب طائف به روستایی رسید که به‌خاطر ساکنانش «قریش الحسن» نام گرفته است.

در «تنومه» تیره‌ای قرشی بطنی از بلحارث است. یکی از آنان به جاسر گفته بود که خود را از قوم پیامبر می‌داند.

در «سراة بجیله» شاخهٔ بزرگی به نام قریش هست که اصلشان را قریش مکه می‌دانند.

«قریشات» بطنی از سُبَیع در منطقهٔ خرمه هستند؛ نخلدار و خشت‌ساز، و نسب‌شناسان سبیع آنان را از قریش می‌دانند.

همدانی از روستایی به نام مراغه یاد کرده که بیشتر ساکنانش قرشی بودند و دو دژ داشت: یکی مخزومی، یکی سهمی. بلادی می‌نویسد امروز نام آن روستا در هم ریخته و نام قبیلهٔ غالب بر آن نشسته است.

دربارهٔ همهٔ این تیره‌ها یک تردید هم در متن‌ها مانده است. بلادی می‌گوید عرب‌ها معمولاً نام قبیله‌ای را از یک جد نمی‌گذارند، پس شاید نام «قریش» در برخی مناطق تصادفی هم باشد. این تردید فقط دربارهٔ بعضی گروه‌هاست، نه همه.

جمعیت کل «قریشیان» هم عددی مطمئن ندارد. وب‌سایت تداوین رقم تقریبی یک میلیون نفر را نقل می‌کند که در طائف، حجاز، عسیر، مکه، مدینه و دمام پراکنده‌اند. این عدد سرشماری نیست و نباید مبنای ادعای قطعی شود.

بنی‌شیبه: تنها جایگاه رسمی

اگر بخواهیم یک نمونهٔ روشن و رسمی از «قریش امروز» را نشان بدهیم، آن خاندان «آل شیبی» یا «بنی‌شیبه» است، سادنان کعبه. سدانت یعنی خدمت به کعبه: باز و بسته کردن در، نظافت و شست‌وشو، پوشاندن و ترمیم کسوه، و پذیرایی از زائران.

تبار
سدانت در روایت عربی از ابراهیم و اسماعیل آغاز می‌شود، میان چند قبیله دست‌به‌دست می‌شود و به قصی بن کلاب قرشی، جد چهارم پیامبر، می‌رسد. پس از فتح مکه، پیامبر کلید را به عثمان بن طلحه و پسرعمویش شیبه بن عثمان داد. جمله‌ای که به پیامبر نسبت می‌دهند این است که سدانت «برای همیشه» در ذریهٔ ایشان باشد و «جز ستمگر آن را از ایشان نستاند». خاندان شیبی از نوادگان همین شیبه‌اند. عدهٔ آنها امروز به چند صد نفر می‌رسد و منابع می‌گویند حاکمان مکه در هر دوره کار سدانت را تسهیل کرده‌اند.

جانشینی
اصل، سن است، نه پدر و پسری. اگر سادن بمیرد، کلید به مسن‌ترین مرد خانواده می‌رسد، هرچند پسرعمو یا برادر باشد. سدانت فقط برای مردان است، اما دختران خاندان دربارهٔ میراث خانوادگی آموزش می‌بینند و زنان این خاندان میهمانان زن دولت را همراهی می‌کنند. خاندان شیبی در جامعهٔ مکی از خانواده‌های سرشناس به‌شمار می‌آید.

مراسم
وقتی صالح بن زین‌العابدین شیبی، سادن شمارهٔ ۷۷ از فتح مکه، در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۴ درگذشت، جانشینی طبق همین قاعده انجام شد. پس از پایان روز سوم عزا، خانواده گرد آمد و ورثهٔ سادن پیشین کلید را به مسن‌ترین عضو تحویل دادند. مراسم عصر دوشنبه ۲۴ ژوئن ۲۰۲۴ برگزار شد. جانشین، برادر کوچک‌تر او یعنی «شیخ عبدالوهاب بن زین‌العابدین شیبی» بود، سادن شمارهٔ ۷۸ از فتح مکه و ۱۱۰ از عصر قصی. نزار شیبی، از بزرگان خاندان، به تلویزیون رسمی گفت انتظار دارند فرمان سلطنتی این انتخاب را تأیید کند و نخستین کار او تحویل کسوهٔ جدید و پوشاندن کعبه در آغاز محرم باشد. خود عبدالوهاب در نخستین سخنانش گفت که این وظیفه را زیر سایهٔ حکومت شاه سلمان و ولیعهد انجام می‌دهد. از گزارش‌های بعد از ۲۰۲۴ چیزی دربارهٔ تغییر این مقام نیافتم؛ برای سپتامبر ۲۰۲۶ باید تأیید میدانی شود.

خود سادن
صالح شیبی در ۱۹۴۵ در مکه به دنیا آمد، دانشگاهی بود و بیش از صد بار شست‌وشوی کعبه را سرپرستی کرد. همراه شاه سلمان هم در مراسم شست‌وشو حضور داشت.

کلید
کلید کعبه به روایت یکی از سادنان پیشین، آهنی است و حدود ۳۵ سانتی‌متر طول دارد. کلید کنونی پیش از ساخت در کنونی کعبه در زمان شاه خالد ساخته شد و قفل و کلید بعد از تعویض در همان ماندند. خاندان کلید را در کیسه‌ای دستدوز از همان پارچهٔ کسوه نگه می‌دارد. کیسه در خانهٔ «کبیر سدنه» می‌ماند و پس از مرگش با کلید به جانشین منتقل می‌شود. خاندان می‌گوید در دوران جدید کلید گم یا دزدیده نشده و تنها یک تلاش بسیار قدیمی برای دزدیدن آن ناکام مانده است. علاوه بر کلید کعبه، سادن کلید باب التوبه و مقام ابراهیم را هم نگه می‌دارد.

شست‌وشو
خاندان در سال دو بار در کعبه را باز می‌کند تا داخل آن شسته شود. سادن بر آمیختن آب زمزم با روغن گل سرخ و عود نظارت می‌کند و کف و دیوارهای داخلی تا حدود دو متر بالا شسته می‌شود.

شرفا: قریشیانی با نام دیگر

در حجاز واژهٔ «شریف» تاریخچهٔ خودش را دارد. شریف محمد بن منصور آل‌سرور می‌نویسد در سرزمین‌های مختلف اسلامی این لقب برای گروه‌های مختلف به کار می‌رفته. در حجاز سنتاً فقط برای حسنیانی گفته می‌شد که امیر مکه شده بودند و بقیه «سید» خوانده می‌شدند. با گذشت زمان، چون خاندان‌های بسیاری به یک امیر مکه پیوند می‌خوردند، همین واژه فراگیر شد. کتاب «موسوعة القبائل العربیة» برای شرفای حسنی در عربستان فصل‌های جداگانه دارد: ذوی‌زید، عبادله و ده‌ها شاخهٔ دیگر.

قریش در ساختار قبیله‌ای عربستان

دایرةالمعارف‌های سیاسی می‌گویند سلطنت سعودی از آغاز با قبایل بزرگ و خاندان‌های تاجر مناسبات ویژه داشته است. قبایل اصلی عنزه، بنی‌خالد، حرب، آل‌مره، مطیر، قحطان، شمر و عتیبه‌اند. کتاب «کشورهای عربی» در فهرست «حداقل پانزده قبیلهٔ کوچک‌تر» از قریش یاد می‌کند و آن را «عمدتاً شهرنشین» و «همان قبیلهٔ حجازی پیامبر» می‌نامد. یعنی ساختار قریش با نمونهٔ بادیه‌نشین نجد فرق دارد.

در جامعهٔ قبیله‌ای، جایگاه اجتماعی بر خلوص نسب پدری استوار است. بریتانیکا می‌نویسد سادات و شرفا، یعنی نوادگان پیامبر، در نردبان اجتماعی از همه بالاترند. دربارهٔ اینکه شیوخ قریش مکه و طائف امروز دقیقاً چه اختیاراتی دارند، منابع مورد استفاده من ساکت‌اند. آنچه مستند است معرفی ساختار عشیره‌ای و نام شیوخ است، نه شرح وظایفشان.

انتهای پیام

# ایسنا+

آخرین اخبار ایسنا+