یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ | ۱۰:۰۹
آغاز شیفت دوم کار در خانه و حس «گناه مادری» زنان شاغل

آغاز شیفت دوم کار در خانه و حس «گناه مادری» زنان شاغل

یک روانشناس به پیامدهای مثبت اشتغال مادران بر استقلال و اعتمادبه‌نفس فرزندان به‌ویژه دختران اشاره کرد و گفت: راه‌حل مدیریت چالش‌های فرزندپروری مادران شاغل، حذف نقش اجتماعی و استعفا نیست، بلکه پذیرش اصل «کافی بودن» و ایجاد انعطاف‌پذیری در محیط‌های کاری، راهگشای حفظ تعادل میان کار و زندگی است.

سارا گلستانی در گفت‌وگو با ایسنا، درباره حس «گناه مادری» که می‌تواند آرامش روانی مادران شاغل را برهم بزند گفت: «گناه مادری» یک خطای شناختی رایج است، صدایی درونی که مدام می‌گوید «هرچقدر هم تلاش کنی، کافی نیست.» این احساس، نه یک واقعیت، بلکه یک «قضاوت درونی سخت‌گیرانه» است که مادر را در یک چرخه دائمی خودسرزنش‌گری گرفتار می‌کند. این وضعیت، انرژی روانی مادر را تخلیه کرده و باعث می‌شود او حتی در زمان‌هایی که کنار خانواده است، به‌دلیل مشغولیت ذهنی و اضطراب، حضور باکیفیتی نداشته باشد.

این روانشناس اظهار کرد: جامعه ما هنوز زنان را با استانداردهای سنتی یعنی مادری که فقط در خانه حضور دارد، در کنار دنیای مدرن یعنی زنی که نقش‌های اجتماعی دارد، قضاوت می‌کند.

گلستانی ادامه داد: این «تضاد نقش‌ها» فشار زیادی ایجاد می‌کند، چرا که زن مجبور است بین «ایده‌آل‌های کهن» و «واقعیت‌های امروز» دست‌ و پا بزند. این فشار، منجر به اضطراب عملکرد می‌شود، جایی که مادر حس می‌کند باید در هر دو جبهه نمره ۲۰ بگیرد، در حالی که این انتظار ناممکن است.

افسانه‌ خطرناک «تعادل»

وی با اشاره به این‌که آیا «تعادل کار و زندگی» برای مادران دست‌یافتنی است یا تنها افسانه‌ای استرس‌زاست؟ گفت: به نظر من «تعادل» یک افسانه خطرناک است، چرا که واژه تعادل، ترازویی را تداعی می‌کند که همواره باید در حالت مساوی باشد، اما زندگی همواره در تلاطم است. به جای تعادل، باید به «مدیریت اولویت‌ها» فکر کنیم، چرا که برخی روزها کار و برخی روزها خانواده اولویت دارند. پذیرش این نوسان، استرس مادر را به‌شدت کاهش می‌دهد.
 

پیامدهای «شیفت دوم» و فرسودگی پنهان

این روانشناس در این باره که شیفت دوم یعنی کار خانه بعد از شغل بیرون خانه، چقدر باعث فرسودگی پنهان مادران می‌شود، تصریح کرد: شیفت دوم یعنی اتمام ساعات کاری اداری و شروع بلافاصله کارهای خانه و فرزندداری. این تداوم فعالیت، مغز را در وضعیت «آماده‌باش دائمی» قرار می‌دهد و اجازه بازیابی انرژی را نمی‌دهد.

گلستانی ادامه داد: فرسودگی پنهان نتیجه‌ همین نبود «زمان استراحت شناختی» است، به‌طوری که مادری که هرگز دکمه «خاموش» را نمی‌زند، مستعد اضطراب و خشم فروخورده است.

وی دراین باره که باور «مادر خانه‌دار، فرزند موفق‌تری دارد» درست است؟ و آیا اشتغال مادر به کودک آسیب می‌زند؟ گفت: این یک باور منسوخ است، البته تصمیم بهتر، بسته به سن و ویژگی‌های کودک متفاوت است. برای مثال، برای کودک زیر ۳ سال حضور فیزیکی مادر بسیار مهم است، اما تحقیقات گسترده نشان داده که «کیفیت مراقبت» بسیار مهم‌تر از «ساعات حضور فیزیکی» است. اتفاقا کودکانی که مادران شاغل دارند، مدل‌های رفتاری بهتری از استقلال، حل مساله و مدیریت زمان را مشاهده می‌کنند. نکته مهم نوع رابطه عاطفی است، نه لزوما تعداد ساعت‌هایی که مادر در خانه است.

این روانشناس در این باره که مادران شاغل چگونه می‌توانند بدون قربانی‌کردن هویت شخصی، از پس نقش مادری برآیند؟ اظهار کرد: مادر نباید «مادری» را تنها هویت خود بداند، چرا که او پیش از مادر بودن، یک «انسان» با علایق و نیازهای مشخص است.

به گفته وی، داشتن یک فضای شخصی، نظیر ورزش، مطالعه یا هنر، به مادر کمک می‌کند تا «خود سالم‌تری» را به فرزندش ارائه دهد. مادری که خوشحال و رشدیافته است، الگوی بسیار بهتری از یک مادرِ قربانی و خسته محسوب می‌شود.

گلستانی با اشاره به تاثیر نقش همسر و اطرافیان در کاهش فشار مضاعف بر مادر شاغل اظهار کرد: این یک «بازی تیمی» است، اگر همسر نقش خود را در خانه نه به‌عنوان کمک، بلکه به‌عنوان شریک برابر- ایفا نکند، مادر دچار فروپاشی می‌شود. حمایت همسر و شبکه حمایتی خانواده از جمله پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها یا پرستار مطمئن، حکم اکسیژن روانی مادر را دارد و بدون چنین حمایتی، توانمندی فردی نیز در نهایت به فرسودگی ختم می‌شود.

گلستانی در این باره که چگونه می‌توان کیفیت ارتباط عاطفی مادر و فرزند را در زمان‌های کوتاه باقی‌مانده از روز، جایگزین کمیت حضور فیزیکی کرد، گفت: کیفیت یعنی «حضور کامل» یعنی پانزده دقیقه بازی متمرکز، بدون موبایل و با گوش‌ سپردن فعال، صد برابر ارزشمندتر از دو ساعت حضور در خانه‌ای است که مادر در آن مشغول انجام همزمان چند کار دیگر است، چرا که فرزندان «دسترسی عاطفی» را بیش از «دسترسی فیزیکی» درک می‌کنند.

استعفا؛ پاک‌کردن صورت‌مساله


وی در خصوص این‌که بسیاری از مادران اولین راه‌حل چالش‌های تربیتی را «استعفا» می‌دانند و آیا این تصمیم واقعا راهگشاست؟ گفت: این یک «خطای شناختی سیاه‌وسفید» است، مادر با مشاهده کوچک‌ترین مشکلی، برای نمونه افت تحصیلی کودک، تمام ارزش وجودی خود را زیرسوال می‌برد و تصور می‌کند با حذف شغل، همه مشکلات برطرف می‌شود. این در حالی است که استعفا معمولا تنها صورت‌مساله را پاک می‌کند و اضطراب اقتصادی یا احساس پوچی را جایگزین چالش‌های قبلی می‌کند.

 تاثیر الگوی مادر شاغل بر استقلال و اعتمادبه‌نفس دختران


به گفته وی، اشتغال مادر تاثیرات مثبتی بر استقلال و اعتمادبه‌نفس فرزندان، به‌ویژه دختران دارد. مادری که کار می‌کند فرزندش را با مفاهیم «تلاش»، «کسب درآمد»، «هویت اجتماعی» و «استقلال» آشنا می‌سازد. دخترانی که مادران شاغل دارند در آینده از اعتمادبه‌نفس بیشتری برای پیگیری رویاهایشان برخوردارند، چرا که «زن بودن» را مترادف با «محدود بودن» نمی‌دانند.

وی ادامه داد: گاهی خانه نامرتب است، گاهی شام ساده است و گاهی هم مادر خسته است، این موارد نقص به‌شمار نمی‌آیند، بلکه واقعیت‌های جاری زندگی هستند، بنابراین جایگزین‌کردن تفکر «باید عالی باشم» با این نگرش که «من تمام تلاشم را می‌کنم و همین کافی است»، بهترین راهکار است.

گلستانی تاکید کرد: محیط کار نیز باید «انعطاف‌پذیری» را به‌عنوان یک استاندارد بپذیرد، چرا که فرهنگ «نتیجه‌محور» به‌جای «حضور فیزیکی‌محور» می‌تواند به مادران کمک کند تا بدون اضطراب ساعت ورود و خروج، وظایف کاری خود را به انجام برسانند. درک این موضوع که کارمند آرام و برخوردار از تعادل خانوادگی، بهره‌وری بسیار بالاتری دارد، یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه برای هر سازمانی به شمار می‌رود.

انتهای پیام

# اجتماعی

آخرین اخبار اجتماعی