یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ | ۱۰:۱۲
برای نجات ایران باید اقتدار علم را در ساختار تصمیم‌گیری افزایش دهیم

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد:

برای نجات ایران باید اقتدار علم را در ساختار تصمیم‌گیری افزایش دهیم

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد با تأکید بر اینکه اصلاح ساختار نهادی شرط تحقق تصمیم‌گیری دانایی‌محور است، گفت: باید انگیزه‌هایی ایجاد کنیم که اقتدار علم در نظام تصمیم‌گیری از اقتدار پول، زور و فریب بیشتر باشد.

به گزارش ایسنا، فرشاد مؤمنی در آیین افتتاح اندیشکده اشتغال دانش بنیان جهاد دانشگاهی که امروز در سازمان تجاری سازی وفناوری و اشتغال دانش بنیان جهاد دانشگاهی برگزار شد، با انتقاد از نظام تصمیم‌گیری و تخصیص منابع در کشور گفت: ما اکنون با یک نظام تصمیم‌گیری و تخصیص منابع روبه‌رو هستیم که نه قادر است از تجربه‌های شکست‌خورده خود درس بگیرد و نه می‌تواند از تجربه‌های موفق خود بیاموزد.

وی افزود: با یک نظم اجتماعی مواجه هستیم که هر روز بیشتر به سمت از کارکرد افتادگی سیستمی حرکت می‌کند؛ یعنی هر کسی در هر جایگاهی که قرار گرفته و از او انتظارات مشخصی وجود دارد، همه کار می‌کند جز اینکه درباره همان انتظارات فکر کند.

مؤمنی ادامه داد: به‌طور کلی تصور کنید که یک برنامه میان‌مدت طراحی می‌کنیم، برای اهدافی که در آن برنامه مشخص شده، مجموعه‌ای از هدف‌ها را در نظر می‌گیریم و سپس برای تحقق آن اهداف منابع ارزی، ریالی و انسانی اختصاص می‌دهیم. همه این ارز، ریال و منابع انسانی صرف می‌شود، اما آنچه حاصل می‌شود فاصله بسیار زیادی با آن چیزی دارد که باید محقق می‌شد؛ با این حال، هیچ واکنش مشخصی از سوی نظام تصمیم‌گیری و تخصیص منابع نمی‌بینید که بپرسد چه اتفاقی افتاده و چه کاری باید انجام دهیم.

تحقق ۹ درصدی اهداف برنامه ششم و نبود واکنش در نظام تصمیم‌گیری

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهار کرد: برای مثال، اسنادی داریم که بر اساس برخی معیارها نشان می‌دهد از کل اهداف برنامه ششم توسعه، تنها ۹ درصد آن تحقق پیدا کرده است؛ اما زمانی که این موضوع را متوجه می‌شویم، با زمانی که از آن اطلاعی نداریم، هیچ تفاوتی در رفتار نظام تصمیم‌گیری مشاهده نمی‌کنیم.
وی گفت: وقتی هر یک از این موارد را که متأسفانه تعدادشان هم بسیار زیاد است، زیر ذره‌بین قرار می‌دهیم، می‌بینیم که ما آن ورزیدگی‌ها را چه در ساحت اندیشه و چه در ساحت عمل، به هیچ‌وجه در حد مثال نداریم.

مؤمنی ادامه داد: به دلایل پرشماری که اکنون فرصت پرداختن به آنها نیست، یک نظام تصمیم‌گیری و تخصیص منابع پدید آورده‌ایم که دچار عارضه خودتخریبی آنومیک شده است؛ یعنی خودش به جان نقاط قوت خود می‌افتد و برای نقاط ضعف بسترسازی می‌کند.

واردات کالاهای قابل تولید و نابودی فرصت‌های شغلی

وی با اشاره به پیامدهای سیاست‌های ارزی و تجاری گفت: حداقل ۴۰ سال است که گزارش‌های بسیار باکیفیتی منتشر می‌شود که نشان می‌دهد اگر تمرکز خود را بر واردات کالاهای قابل تولید در کشور بگذارید، مسئله فقط این نیست که منابع ارزی خود را تلف کرده‌اید؛ بلکه به ازای هر یک میلیارد دلار واردات کالاهای قابل تولید در کشور، بین ۲۵ تا ۱۰۰ هزار فرصت شغلی را از بین می‌برید.

مؤمنی افزود: بعد می‌بینیم که تبعات این مسئله چگونه خودش را نشان می‌دهد. کشور و خانوارهایی که سرمایه‌گذاری زیادی کرده‌اند تا انسان‌های باکیفیت تربیت کنند، در نتیجه سرخوردگی ناشی از این شرایط، شاهد خروج بخشی از این افراد از کشور هستند.

وی ادامه داد: آنهایی هم که در کشور باقی می‌مانند، به جای اینکه بتوانند مؤثر باشند، با انواع بیماری‌ها، گرفتاری‌ها و افسردگی مواجه می‌شوند و به جای اینکه بازدهی مورد انتظار را داشته باشیم، دوباره باید هزینه‌هایی صرف کنیم تا فرد فقط بتواند زندگی خود را ادامه دهد.

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد تأکید کرد: این مسئله ماجراها و حکمت‌هایی دارد که از منظر اقتصاد سیاسی رانتی باید شناسایی شوند.

چرا از تجربه‌های موفق خود یاد نمی‌گیریم؟

مؤمنی گفت: باید بتوانیم از خودمان بپرسیم چگونه ممکن است در شرایطی که گفته می‌شود از نظر هوایی، دریایی و زمینی ما را محاصره کرده‌اند، تنها ۴۸ ساعت پس از رونمایی از یک مدل پیشرفته آیفون، همان محصول در ایران عرضه شود؟ این مسئله نشان می‌دهد که در مناسباتی که برای خود ایجاد کرده‌ایم، حساب و کتاب‌هایی وجود دارد.

وی ادامه داد: در چارچوب این مناسبات، صحبت کردن درباره مقدرات کشور به خط قرمز تبدیل می‌شود و امر به معروف و نهی از منکر کردن، سیاه‌نمایی نام می‌گیرد. در نتیجه، همه چیز در خدمت این قرار می‌گیرد که بر سیاست‌های غلط و تخریبی پافشاری کنیم تا همین روند استمرار پیدا کند.

مؤمنی خاطرنشان کرد: این وضعیت مانند آن است که مانع یادگیری ما شود. بنابراین یک خطا را حتی صد بار آزمون می‌کنیم، اما عملاً نشان می‌دهیم که به خطا بودن آن پی نبرده‌ایم و دوباره همان خطا را در معرض آزمون قرار می‌دهیم.

وی افزود: همین مسئله درباره کارهای خوب و دستاوردهای مثبت نیز موضوعیت دارد. برای مثال، ما یک تجربه جنگ هشت‌ساله داشتیم که با هر معیاری نگاه کنیم، محدودیت‌ها و فشارهای آن چندین برابر شرایط کنونی بود. با این حال، باید بررسی کنیم در آن دوره چه کارهایی انجام دادیم و چه کارهایی انجام ندادیم که توانستیم آن دوره را آبرومندانه پشت سر بگذاریم.

تجربه موفق گذشته باید به ابزار یادگیری تبدیل شود

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد بیان کرد: اگر کسی بگوید نظام جمهوری اسلامی در یک دوره، امور خود را بسیار شرافتمندانه و همراه با پاکدامنی اداره کرده است، ممکن است حتی برای او مسئله امنیتی ایجاد شود و گفته شود که این فرد می‌خواهد فلان موضوع را برجسته کند.

مؤمنی ادامه داد: خودمان به شکل بسیار زیبایی باب فهمیدن، یادگیری و اعتلا را می‌بندیم. در حالی که باید بتوانیم تجربه‌های مثبت گذشته را به ابزار یادگیری تبدیل کنیم.

وی با اشاره به عملکرد دولت‌ها در حوزه اشتغال گفت: در زمینه اشتغال، تقریباً همه داده‌های رسمی نشان می‌دهد که بالاترین عملکرد در زمینه اشتغال در دوره پس از انقلاب، متعلق به دوره اول دولت آقای خاتمی است.

مؤمنی افزود: بسیار باعث تأسف است که حتی کسانی که فکر می‌کنند به ایشان ارادت دارند، بیشتر از این موضوع به عنوان ابزاری برای اینکه فردی کنار برود و فرد دیگری جای او بنشیند استفاده می‌کنند؛ در حالی که این موضوع باید به یک ابزار یادگیری تبدیل شود.

وی اظهار کرد: تا امروز حتی یک مقاله ندارید که توضیح داده باشد چرا در دوره اول دولت آقای خاتمی، با وجود اینکه تقریباً منابع ارزی در اختیار دولت بین یک‌دوم تا یک‌سوم منابع ارزی دوره دوم بود، چنین عملکردی در زمینه اشتغال حاصل شد.

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: چون امروز همه چیز را به منابع و درآمدهای ارزی نسبت می‌دهیم، این پرسش مطرح نمی‌شود که چرا در دوره دوم که امکانات بسیار بیشتری فراهم شده بود و دولت تجربه بیشتری نیز به دست آورده بود، نتوانست همان کارنامه دوره اول خود را در زمینه اشتغال تکرار کند.

وی تأکید کرد: این پرسش‌ها باید به موضوع مطالعه و یادگیری تبدیل شوند؛ چراکه اگر از تجربه‌های موفق و شکست‌خورده خود درس نگیریم، صرف افزایش منابع و امکانات نمی‌تواند به بهبود عملکرد نظام تصمیم‌گیری و تخصیص منابع منجر شود.

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد، با انتقاد از کمبود مطالعات علمی درباره اهمیت اشتغال گفت: ما در مملکتی زندگی می‌کنیم که حتی یک مقاله باکیفیت درباره ابعاد و اهمیت اشتغال وجود ندارد. ببینید این مسئله چقدر تکان‌دهنده است.

وی افزود: من چند سال پیش با یکی از عزیزانم کتابی با عنوان مرگ‌های از سر ناامیدی و آینده سرمایه‌داری منتشر کردیم. این کتاب توسط یک زن و شوهر نوشته شده که همسر، جایزه نوبل گرفته و همسرش نیز تقریباً همه جوایز معتبر پیش از نوبل را دریافت کرده است. آنها در مطالعات خود متوجه شدند که پس از یک نقطه عطف در اقتصاد آمریکا که کیفیت اشتغال تنزل پیدا کرد، سه نوع مرگ افزایش پیدا کرد؛ مرگ ناشی از مصرف افراطی مواد مخدر، مصرف افراطی مشروبات الکلی و خودکشی.

مؤمنی ادامه داد: نویسندگان این کتاب ادعا کردند که این سه گونه مرگ زمانی افزایش پیدا می‌کند که انسان‌ها در قله سرخوردگی و ناامیدی قرار داشته باشند.

سقوط کیفیت اشتغال و افزایش آسیب‌های اجتماعی

وی با اشاره به روند ترجمه و انتشار این کتاب گفت: فاصله زمانی میان نهایی شدن ترجمه و انتشار کتاب تقریباً ۱۸ ماه طول کشید؛ دلیلش این بود که خودم بر این باور هستم وقتی متنی را ترجمه می‌کنیم، باید در مقدمه آن توضیح دهیم که اگر نویسندگان این اثر ایرانی بودند، با توجه به اوضاع و احوال کشور ما چه می‌گفتند. این ۱۸ ماه به این دلیل طول کشید که نتوانستم به یک ورود و خروج رضایت‌بخش و قانع‌کننده در این زمینه دست پیدا کنم. زمانی که این مسئله حاصل شد، مقدمه را نوشتم و کتاب منتشر شد.

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهار کرد: در آنجا گفتم وقتی سقوط کیفیت اشتغال می‌تواند چنین پیامدهایی ایجاد کند، نکته جالب دیگری نیز وجود دارد. در این شرایط، رابطه روندی میان مزد و بهره‌وری نیز قطع می‌شود؛ یعنی در شرایطی که بهره‌وری در حال افزایش است، روند دستمزدها نزولی می‌شود.

وی افزود: در ادامه این روند، کیفیت اشتغال سقوط می‌کند و نظام نیز صرفه‌جویی در استثمار نیروی کار را به عنوان راه‌حل در پیش می‌گیرد. نتیجه آن هم می‌تواند افزایش همان سه نوع مرگ باشد.

مؤمنی ادامه داد: علاوه بر این، یکباره مشاهده می‌شود که تقاضا برای کالاها و فعالیت‌های فاخر، باکیفیت و اعتلابخش نیز کاهش پیدا می‌کند. برای مثال، تقاضا برای تئاترهای باکیفیت، موسیقی‌های باکیفیت و مواردی از این دست کاهش می‌یابد و حتی مراجعه به کلیسا نیز افت می‌کند.

بحران اشتغال و پیامدهای اجتماعی آن

وی با اشاره به ضرورت نگاه علمی به تحولات اجتماعی گفت: امروز به دلیل اینکه آن فهم روشمند نظری را که مبتنی بر تشخیص‌های اصولی باشد نداریم، برخی افراد به‌حق نگران می‌شوند و می‌پرسند ارزش‌ها چه شد و چرا وضعیت ارزش‌ها این‌گونه شده است.

مؤمنی بیان کرد: این مسائل در تسخیر علم است. در جامعه‌شناسی توسعه گفته می‌شود متهم شماره یک در سقوط ارزش‌ها، منادیان ارزش‌ها هستند. می‌گویند بررسی کنید که این افراد خودشان در عمل چه می‌کنند؛ مسئله فقط ادعا نیست. اگر دیدید در عمل کار دیگری انجام می‌دهند، باید آن را بررسی کرد.

وی افزود: اما ما فقط ناله‌های ناشی از این وضعیت را می‌شنویم و روش عالمانه مواجهه با آن در دستور کار قرار نمی‌گیرد.

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: امروز گفته می‌شود به‌طور فاجعه‌آمیزی دچار بحران اشتغال هستیم و این بحران نیز ده‌ها گرفتاری دیگر برای ما ایجاد کرده است؛ از افزایش سن ازدواج گرفته تا افزایش طلاق و مسائل و آسیب‌های اجتماعی دیگر.

مؤمنی با اشاره به نحوه مواجهه برخی مسئولان با مسئله فقر گفت: کار به جایی می‌رسد که از یک مقام رسمی کشور خواسته می‌شود اگر ممکن است گزارشی درباره فقرزایی سیاست‌های اقتصادی ارائه کند، اما پاسخ این است که منع امنیتی وجود دارد و نمی‌توان درباره گستره و عمق فقر در گزارش‌های رسمی صحبت کرد.

وی ادامه داد: من در مصاحبه‌ای گفتم اگر خودتان فقر دارید و این سیاست‌ها آنقدر شرم‌آور است که می‌گویید کسی درباره آن صحبت نکند، یک جمع را تشکیل دهید و بگویید سیاست‌های نابخردانه را متوقف کنید. این کار بسیار قوی‌تر است؛ چراکه وقتی به این سیاست‌ها ادامه می‌دهید، در واقع موتور بازتولید فقر را همچنان زنده نگه می‌دارید.

شاغلان صنعت و کشاورزی، مسافرکشی را ترجیح می‌دهند

مؤمنی با انتقاد از ساختارهای نهادی موجود گفت: ما اکنون یک ساختار نهادی ایجاد کرده‌ایم که در آن، شاغلان بخش صنعت و کشاورزی، مسافرکشی را به شغل خود ترجیح می‌دهند؛ اما این مسئله هیچ واکنش جدی ایجاد نمی‌کند.

وی افزود: من از این وضعیت با عنوان از کارکردافتادگی سیستمی یاد می‌کنم؛ یعنی اتفاقی رخ می‌دهد که باید برای نظام تصمیم‌گیری بسیار هشداردهنده باشد، اما هیچ واکنشی برنمی‌انگیزد.

تزریق ۶۲۰ میلیارد دلار ارز و کاهش اشتغال صنعتی

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به داده‌های سرشماری کشور گفت: در سال ۱۳۹۴ کتابی با عنوان سیاست توسعه در ایران امروز منتشر کردم. در مقدمه آن کتاب نوشتم که در تاریخ سرشماری‌های ایران یک استثنا وجود دارد. فاصله سرشماری‌ها معمولاً ۱۰ ساله است، اما یک سرشماری در سال ۱۳۸۵ و سرشماری دیگری در سال ۱۳۹۰ داشتیم.

مؤمنی ادامه داد: سرشماری دیگر تخمین نیست و داده‌های واقعی جمعیتی و اقتصادی در اختیار قرار می‌دهد. بعد آمدند داده‌های این دو سرشماری را از نظر تحولاتی که در کیفیت اشتغال ایران رخ داده بود، بررسی کردند.

وی اظهار کرد: گفتم خدا می‌داند اگر حتی یک‌صدم این اتفاق در هر جای دیگری از دنیا رخ داده بود، درباره آن وضعیت فوق‌العاده اعلام می‌کردند؛ اما ما حتی تا همین امروز یک مقاله درباره این موضوع نداریم.

مؤمنی افزود: این مسئله فقط درباره جامعه علمی و پژوهشی صادق نیست، تا چه رسد به مقاماتی که این سرنوشت را برای ایران فراهم کرده‌اند.

وی گفت: برای مثال، در فاصله سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ بالغ بر ۶۲۰ میلیارد دلار ارز به این اقتصاد تزریق شده است، اما خالص فرصت‌های شغلی ایجادشده در بخش صنعت منفی ۴۱۵ هزار نفر بوده است؛ یعنی جمع جبری مشاغلی که ایجاد و مشاغلی که نابود شده، در بخش صنعت به منفی ۴۱۵ هزار فرصت شغلی رسیده است.

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد، با اشاره به ضرورت بررسی عوامل موفقیت دوره‌های گذشته در حوزه اشتغال گفت: وقتی از هر کسی می‌پرسند چرا کارت را درست انجام نمی‌دهی، پاسخ می‌دهد مگر ارز داری؟ مگر ریال داری؟ مسئله این است که حتی دستاوردهای مثبت خودمان را نیز زیر ذره‌بین نمی‌گذاریم تا ببینیم در دوره‌ای که مثلاً چنین موفقیتی در زمینه اشتغال ایجاد شده، چه کارهایی انجام دادیم و چه کارهایی انجام ندادیم که آن اتفاق رقم خورد.

وی افزود: اگر مجال بود، فقط عناوین کارهایی را که انجام دادیم و کارهایی را که انجام ندادیم، مرور می‌کردم؛ آن‌وقت می‌دیدید که چقدر تکان‌دهنده است.

شوک‌درمانی؛ عاملی برای افزایش فقر و نابودی اشتغال

مؤمنی با اشاره به یکی از ویژگی‌های دوره‌ای که عملکرد مطلوبی در اشتغال داشته است، گفت: یکی از ویژگی‌های کلیدی آن دوره این بود که دولت به سمت شوک‌درمانی نرفت و به دنبال آزادسازی افراطی واردات نیز نبود.

وی ادامه داد: امروز می‌بینیم بر اساس گزارش‌های رسمی که در زیرمجموعه‌های خود دولت منتشر شده، اعلام می‌شود که هر شوکی که به نرخ ارز وارد می‌کنید، به شکل متناسب باعث جهش نرخ فقر، نابودی اشتغال و افزایش جمعیتی می‌شود که به فقر شدید دچار می‌شوند.

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهار کرد: بسیار جالب است که در گزارش‌های رسمی حکومتی از فقر شدید صحبت می‌شود؛ یعنی وضعیتی که به آستانه قحطی‌زدگی نزدیک می‌شود. خودشان گزارش منتشر می‌کنند و می‌گویند پس از هر شوک قیمتی، بخش بزرگ‌تری از جمعیت به سمت آستانه قحطی‌زدگی می‌روند، اما بعد یک مقام رسمی می‌آید و می‌گوید اگر این شوک را وارد نکرده بودیم، جامعه دچار قحطی می‌شد.

وی تأکید کرد: در این حرف نه یک کلمه استدلال وجود دارد، نه یک کلمه شواهد و نه توجهی به این موضوع که در شرایطی که امنیت ملی کشور تهدید می‌شود، صندلی‌های رسمی و جایگاه‌های مقامات کلیدی باید اعتمادآفرین و محل امنی باشند تا اگر اعلام وضعیت فوق‌العاده کردید، مردم به شما اعتماد کنند و باور داشته باشند که می‌دانید چه چیزی را برای چه هدفی هزینه می‌کنید.

رشد جمعیت دانش‌آموختگان و تداوم روندهای انحطاطی

مؤمنی با اشاره به افزایش جمعیت دانش‌آموختگان دانشگاهی گفت: جمعیت دانش‌آموخته دانشگاهی ما در فاصله سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۹۵، از حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار نفر به حدود ۱۵ میلیون نفر رسیده است.

وی ادامه داد: بحث این است که چرا در حالی که جمعیت دانش‌آموختگان چنین رشدی داشته، تقریباً همه روندهای کلیدی کشور نشانه‌هایی از انحطاط دارد؟

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: چرا در سالی که باید درباره عهدی که در سند چشم‌انداز با ملت بسته بودیم به مردم گزارش می‌دادیم، حتی یک مقام مسئول یک کلمه درباره تعهدات خود و شکاف میان آنچه باید محقق می‌شد و آنچه محقق شده است، صحبت نکرد؟

وی افزود: اگر کسی هم بخواهد در این زمینه کمک کند، می‌گویند این فرد غرض سیاسی دارد و می‌خواهد فلانی را این‌گونه و بهمانی را آن‌گونه کند. این یعنی استفاده از افراطی‌ترین شیوه‌های سیاست‌زدگی برای از کار انداختن نهادهای علمی و کارشناسی.

اشتغال باکیفیت؛ حلقه مفقوده توسعه دانش‌بنیان

مؤمنی اظهار کرد: وقتی به ریشه این ازکارافتادگی نگاه می‌کنیم، از جنبه سلبی و اینکه اگر ایران بخواهد نجات پیدا کند چه باید بکند، از جنبه ایجابی به اشتغال باکیفیت می‌رسیم؛ یعنی اشتغالی که معطوف به ارتقای بنیه تولید فناورانه باشد.

وی ادامه داد: من بسیار امیدوارم که هر بار در جلسات جهاد دانشگاهی شرکت می‌کنم، این موضوع برای من آرامش خاطر ایجاد کند. شاید ظاهر افراد در طول این سال‌ها تغییر کرده باشد، اما من بسیاری از این افراد را از ۳۰ یا ۴۰ سال پیش می‌شناسم و احساسات و دغدغه‌های آنها را نیز می‌بینم.
مؤمنی افزود: امیدوارم خدایا کاری کند که دست‌کم کسانی که هنوز بر مواضع خود ایستاده‌اند و هنوز برخی مسائل را جدی می‌دانند، به ورطه نمایش، ارائه گزارش‌های طوفانی و اقداماتی از این دست نیفتند.
دانش‌بنیانی نباید به ابزار رانت تبدیل شود
رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به ضرورت محور قرار گرفتن اشتغال در سیاست‌های دانش‌بنیان گفت: از نظر من، محور قرار دادن اشتغال در بحث دانش‌بنیانی، نشانه‌ای از همین رویکرد است. خودم در همین جلسات چندین بار گفته‌ام که آنچه شما نام دانش‌بنیانی بر آن گذاشته‌اید، نه با مفهوم واقعی دانش‌بنیانی تناسب دارد و نه با کارکردهای آن. البته استثناها سر جای خود محفوظ است و من درباره قاعده کلی صحبت می‌کنم.

وی تأکید کرد: قاعده کلی این است که دانش‌بنیانی باید ایران را از الگوی سنتی و استعماری تقسیم کار بین‌المللی خارج کند. این الگو چیست؟ اینکه ما صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای ساخته‌شده باشیم.

مؤمنی ادامه داد: من با استناد به گزارش‌های رسمی منتشرشده نشان داده‌ام که روندهایی که تحت عنوان دانش‌بنیانی در حال طی شدن است، از این نظر با ساخت تولید معیشتی ما تفاوتی ندارد و عیناً از همان روند تبعیت می‌کند.

وی گفت: چرا این اتفاق رخ داده است؟ چون کیفیت اشتغال به عنوان یک حلقه مفقوده از دست ما خارج شده است. ما دانش‌بنیانی را نیز مانند بسیاری از مسائل دیگر، به یک عنصر انگیزشی برای کسب رانت تبدیل کرده‌ایم. تا زمانی که این امکان وجود نداشته باشد، نمی‌توانیم به سمت بهبود حرکت کنیم.

یک هدف برای اشتغال باکیفیت به جای صدها هدف و راهبرد

مؤمنی با اشاره به برنامه ششم توسعه گفت: در این شرایط، آن شاخصی که می‌تواند بهتر به ما کمک کند تا کیفیت اشتغال را بسنجیم، برنامه ششم توسعه است. سازمان برنامه و بودجه سندی تحت عنوان سند برنامه ششم منتشر کرد که در آن برای یک دوره پنج‌ساله، ۵۵۶ هدف کلی و حدود یک‌هزار و ۵۰۰ راهبرد مطرح شده بود.

وی افزود: ببینید کار ظاهرسازی، نمایش و ادا درآوردن تا کجاها به صورت ما می‌زند، اما ما به روی خودمان نمی‌آوریم؛ چون اگر به روی خودمان بیاوریم، عده‌ای می‌گویند باز هم سیاه‌نمایی شد.

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: من می‌گویم این کارنامه سیاه را کسانی رقم زده‌اند؛ آیا این قبیح‌تر است یا اینکه درباره آن صحبت کنیم؟ خود آن فعلی که این کارنامه را سیاه کرده، باید متوقف شود. اما اکنون وضعیت به گونه‌ای شده که حرف زدن درباره آن را اشکال می‌دانند.

وی خاطرنشان کرد: در همان زمان چند صحبت عمومی داشتم که انعکاس پیدا کرد و حتی نامه‌ای نیز برای برخی مقامات درجه یک کشور ارسال شد. گفتیم به جای این یک‌هزار و ۵۰۰ راهبرد، فقط یک راهبرد اعلام کنید و آن هم بستن فرصت‌های شغلی باکیفیت باشد.

مؤمنی گفت: گفتم اگر قرار است چنین راهبردی اعلام شود، شرافتمندانه به لوازم آن در عمل پایبند باشیم.

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد، با اشاره به یکی از مشکلات اساسی نظام تصمیم‌گیری و تخصیص منابع در کشور، اظهار کرد: یکی از گرفتاری‌های نظام تصمیم‌گیری و تخصیص منابع ما این است که همه چیزهای خوب را می‌خواهد، اما اصلاً آمادگی ندارد که به ابتدایی‌ترین لوازم آن‌ها پایبندی عملی داشته باشد.

وی افزود: اکنون نیز در مورد ایجاد اندیشکده باید توجه داشته باشیم که ایجاد چنین ساختاری، در بهترین حالت، می‌تواند کمک کند تا خلأهای معرفتی موجود در این زمینه برطرف شود، اما متفکران بزرگ توسعه می‌گویند توجه به دانایی، شرط لازم برای دستیابی به وضعیت بهتر است و شرط کافی آن است که به موازین دانایی‌محور، پایبندی عملی داشته باشیم.

مؤمنی تأکید کرد: یعنی علم باید فصل‌الخطاب باشد، نه اینکه آن چیزهایی که خودمان می‌دانیم و در عمل برای خودمان فصل‌الخطاب محسوب می‌کنیم، ملاک تصمیم‌گیری قرار گیرد.

شرط کافی؛ ایجاد انگیزه برای تبعیت از علم

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: باید حواسمان باشد که ایجاد اندیشکده، در بهترین حالت، شرط لازم را فراهم می‌کند، اما شرط کافی این است که در ساختار نهادی ما، انگیزه‌هایی برای تصمیم‌گیران و کسانی که تخصیص منابع را انجام می‌دهند ایجاد کنیم تا در این ساختار، اقتدار علم از اقتدار پول، زور و فریب بیشتر باشد.

وی خاطرنشان کرد: اگر بتوانیم چنین ساختار و انگیزه‌هایی را ایجاد کنیم، آن‌وقت می‌توان امیدوار بود که در مسیر درستی قرار گرفته‌ایم و ان‌شاءالله ایران نجات پیدا کند.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی