سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ | ۱۳:۰۴
«آخرین گازور»؛ قصه پذیرش واقعیتی که نمی‌توان از آن گریخت

«آخرین گازور»؛ قصه پذیرش واقعیتی که نمی‌توان از آن گریخت

خراسان رضوی (ایسنا) - فیلم «آخرین گازور» به کارگردانی کورش آذینی‌فر، داستان مردی را روایت می‌کند که پس از سال‌ها فعالیت در حرفه گازوری، با ورود ماشین لباسشویی و تغییر سبک زندگی مردم، با واقعیتی تازه مواجه می‌شود؛ روایتی درباره دشواری پذیرش تغییر و ضرورت پرهیز از قضاوت‌های یک‌طرفه در مواجهه با تحولات اجتماعی.

کورش آذینی‌فر در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به ایده اولیه شکل‌گیری فیلم « آخرین گازور»، اظهار کرد: ایده این اثر بر اساس برخی رفتارها و سنت‌های اجتماعی شکل گرفت که در گذشته جایگاه ویژه‌ای در زندگی مردم داشتند، اما با گسترش مدرنیته و تغییر سبک زندگی، به‌تدریج در حال کمرنگ شدن هستند. یکی از این سنت‌ها، حرفه گازوری و گازورگاه‌هاست که در گذشته بخشی از مناسبات اجتماعی و زندگی روزمره مردم را تشکیل می‌دادند.

وی با توضیح درباره مفهوم گازور و جایگاه این حرفه در گذشته، ادامه داد: گازور فردی بود که مردم لباس‌ها و وسایل شخصی خود را، به‌ویژه در مناسبت‌هایی مانند عروسی و عزا، به او می‌سپردند تا شسته، اتو و برای استفاده مجدد آماده شود. این حرفه در دوره‌ای از زندگی اجتماعی مردم نقش مهمی داشت و گازورگاه‌ها محلی برای ارائه این خدمات بودند، اما با ورود ماشین‌های لباسشویی برقی و گسترش امکانات جدید، این شیوه سنتی به‌تدریج جای خود را به روش‌های نوین شست‌وشو داده است.

این کارگردان مشهدی با بیان اینکه هدف فیلم، تقابل مستقیم سنت و مدرنیته نیست، اضافه کرد: در این اثر تلاش نکردیم سنت را در برابر مدرنیته قرار دهیم یا یکی را بر دیگری برتری ببخشیم. هرکدام از این دو در جایگاه خود اهمیت دارند و با توجه به تغییرات جامعه، طبیعی است که امکانات و ابزارهای جدید وارد زندگی مردم شوند و به‌تدریج جایگاه خود را پیدا کنند. مسئله اصلی فیلم، مواجهه یک فرد با این تغییرات و دشواری پذیرش شرایط تازه است.

آذینی فر اظهار کرد: شخصیت اصلی فیلم، قدرت، فردی است که سال‌ها با دست کار کرده و حرفه گازوری بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی او بوده است. ورود ماشین لباسشویی به زندگی روزمره و شنیدن صدای آن، برای این شخصیت به نوعی تجربه مواجهه با یک واقعیت تازه تبدیل می‌شود، واقعیتی که در ابتدا پذیرش آن برایش دشوار است و به همین دلیل نوعی درگیری ذهنی و روانی در او شکل می‌گیرد.

«آخرین گازور»؛ قصه پذیرش واقعیتی که نمی‌توان از آن گریخت

وی با اشاره به روند داستانی این اثر، خاطرنشان کرد: در ادامه روایت، میان شخصیت اصلی و ماشین لباسشویی نوعی رقابت شکل می‌گیرد. در این رقابت به قدرت وعده داده می‌شود که اگر پیروز شود، گازورگاه را در اختیار او قرار خواهند داد. این اتفاق درواقع بستری برای نمایش مواجهه انسان با فناوری و تغییرات اجتماعی فراهم می‌کند. در نهایت، ماشین لباسشویی برنده این رقابت می‌شود و قدرت با پذیرفتن نتیجه، به نوعی آرامش می‌رسد.

این نویسنده با تأکید بر اینکه این رقابت صرفاً یک رویارویی ساده میان انسان و ماشین نیست، ادامه داد: آنچه برای ما اهمیت داشت، نمایش وضعیت انسانی بود که در برابر تغییر قرار گرفته است. قدرت سال‌ها با شیوه‌ای مشخص زندگی کرده و کار خود را پیش برده است، اما حالا با پدیده‌ای مواجه می‌شود که ادامه فعالیت به شیوه گذشته را دشوار می‌کند. این وضعیت می‌تواند برای بسیاری از افراد در جامعه آشنا باشد، افرادی که با ورود فناوری‌های جدید، ناچار به بازنگری در شیوه زندگی و کار خود می‌شوند.

آذینی‌فر درباره پیام اصلی فیلم و رویکرد فکری حاکم بر آن، اضافه کرد: نگاه کلی ما این بود که بتوانیم مخاطب را به پذیرش واقعیت‌های جامعه دعوت کنیم و در قضاوت‌های خود کمی بیشتر تأمل داشته باشیم. گاهی در مواجهه با اتفاقات و تغییرات اجتماعی، بدون شناخت کافی و با عجله درباره موضوعات مختلف قضاوت می‌کنیم. در حالی که هر پدیده‌ای ابعاد گوناگونی دارد و برای رسیدن به یک نگاه منطقی، لازم است شرایط و موقعیت‌های مختلف را در نظر بگیریم.

وی اظهار کرد: تلاش کردیم اثر به‌گونه‌ای پیش برود، که نقدی منطقی در بستر داستان شکل بگیرد، بدون آنکه به جریان یا گروه خاصی آسیب وارد شود. حرکت در چنین مسیری دشوار است، زیرا از یک سو باید واقعیت‌های اجتماعی را به تصویر کشید و از سوی دیگر، از قضاوت‌های یک‌طرفه و نگاه‌های افراطی فاصله گرفت. به همین دلیل، بی‌طرفی و توجه به منطق در روایت برای ما اهمیت زیادی داشت.

این کارگردان فیلم با اشاره به اینکه فیلم در مشهد فیلمبرداری شده است درباره انتخاب لوکیشن‌ها و چالش‌های تولید، خاطرنشان کرد: یکی از مسائل مهم در روند تولید، پیدا کردن فضاهای قدیمی و متناسب با فضای داستان بود. از آنجا که بخش زیادی از گازورگاه‌های قدیمی از بین رفته‌اند، دسترسی به لوکیشن‌هایی که بتوانند فضای مورد نظر فیلمنامه را بازآفرینی کنند، کار آسانی نبود.

آذینی فر ادامه داد: در ابتدا به منطقه پاژ، در محدوده مرتبط با فردوسی و گازرگاه قدیمی، توجه داشتیم، چراکه این منطقه از نظر تاریخی و جغرافیایی با موضوع فیلم ارتباط داشت. با این حال، گازورگاه اصلی آن محدوده دیگر وجود نداشت و امکان استفاده از آن فراهم نشد. به همین دلیل، ناچار شدیم به دنبال فضاهای جایگزین باشیم که بتوانند از نظر معماری و حال‌وهوای بصری، نیازهای داستان را برآورده کنند.

«آخرین گازور»؛ قصه پذیرش واقعیتی که نمی‌توان از آن گریخت

وی با اشاره به استفاده از یک حمام قدیمی در محدوده لشکر ۷۷ سابق مشهد، اضافه کرد: در نهایت، توانستیم از یک حمام قدیمی در محدوده‌ای که پیش‌تر در اختیار مجموعه لشکر ۷۷ بود و اکنون در اختیار شهرداری قرار دارد، به‌عنوان یکی از لوکیشن‌های فیلم استفاده کنیم. این فضا از نظر معماری و ویژگی‌های ظاهری، با حال‌وهوای سنتی مورد نظر ما هماهنگی داشت و کمک کرد بخشی از فضای داستان به شکل باورپذیرتری بازسازی شود. همچنین از برخی خانه‌های قدیمی اطراف بازارچه عباسقلی‌خان و بخش‌هایی از این محدوده برای فیلمبرداری استفاده کردیم. این فضاها به دلیل بافت قدیمی و ویژگی‌های معماری خود، ظرفیت مناسبی برای بازنمایی فضای مورد نیاز فیلم داشتند.

آذینی‌فر با اشاره به مشکلات پیش‌آمده در بازارچه عباسقلی‌خان، خاطرنشان کرد: پیش از شروع کار، هماهنگی‌هایی با مسئولان مربوطه انجام داده بودیم و برای استفاده از برخی قسمت‌های بازارچه برنامه‌ریزی کرده بودیم، اما متأسفانه در مراحل پایانی، هیئت‌مدیره با تغییر شرایط و درخواست مبلغ بالاتر، مانع استفاده از این فضا شد. این اتفاق در شرایطی رخ داد، که گروه برای حضور در آن لوکیشن برنامه‌ریزی کرده بود و طبیعتاً چنین مسئله‌ای فشار مضاعفی بر عوامل تولید وارد کرد.

وی با اشاره به اهمیت بازیگری در روایت چنین داستانی، خاطرنشان کرد: در فیلمی که بخش قابل توجهی از روایت آن بر ویژگی‌های درونی شخصیت اصلی و مواجهه او با تغییرات استوار است، نحوه بازی بازیگر اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. شخصیت قدرت قرار نیست صرفاً از طریق دیالوگ‌ها شناخته شود، بلکه رفتارها، واکنش‌ها و حتی سکوت‌های او نیز در انتقال مفهوم داستان نقش دارند. به همین دلیل، انتخاب بازیگر مناسب و تسلط او بر جزئیات نقش برای ما اهمیت زیادی داشت.

این کارگردان فیلم درباره انتخاب شیوه تصویربرداری سیاه‌وسفید برای این فیلم ادامه داد: یکی از تصمیم‌های بصری ما، استفاده از تصویر سیاه‌وسفید بود. این انتخاب با فضای داستان و موضوعی که فیلم به آن می‌پردازد، ارتباط داشت و تلاش کردیم از طریق آن، حال‌وهوای خاصی در روایت ایجاد کنیم.

آذینی فر اضافه کرد: در بخش پایانی فیلم، این فضای سیاه‌وسفید تغییر می‌کند و سکانس آخر با استفاده از رنگ به نمایش درمی‌آید. در این بخش، کاشی‌های قدیمی موجود در لوکیشن نیز در قاب تصویر دیده می‌شوند و به نوعی در شکل‌گیری فضای رنگی سکانس پایانی نقش دارند. این تغییر از نظر ما صرفاً یک انتخاب تصویری نیست، بلکه با تحول نگاه در فیلمنامه و مسیری که شخصیت اصلی طی می‌کند، ارتباط دارد.

این نویسنده با تأکید بر اهمیت پرداختن به موضوعات اجتماعی در سینما، تصریح کرد: به نظر من، سینما این ظرفیت را دارد که مسائل و تغییرات اجتماعی را از زاویه‌ای متفاوت به مخاطب نشان دهد و زمینه‌ای برای تأمل بیشتر فراهم کند. «آخرین گازور» نیز با پرداختن به موضوعی برگرفته از زندگی روزمره و حرفه‌ای که به‌تدریج در حال فراموشی است، تلاش می‌کند مخاطب را با بخشی از گذشته اجتماعی پیوند دهد و در عین حال، او را به مواجهه منطقی با تغییرات امروز دعوت کند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها