دوران کودکی، مرحلهای مهم در شکلگیری شخصیت و رشد عاطفی و اجتماعی انسان است و رفتارهایی که در این دوره بروز پیدا میکنند، همواره متناسب با سن و مرحله رشدی کودک نیستند. گاهی والدین با کودکانی مواجه میشوند که در نوع صحبت کردن، علایق، مسئولیتپذیری یا حتی دغدغههایشان، پختهتر از سن واقعی خود به نظر میرسند؛ موضوعی که میتواند ناشی از ویژگیهای طبیعی رشد باشد، اما در برخی شرایط نیز ممکن است تحت تأثیر محیط خانواده، رسانهها، فضای مجازی یا تجربههای زودهنگام قرار گرفته باشد.
شناخت تفاوت میان پختگی طبیعی و بزرگ شدن زودهنگام و همچنین نحوه مواجهه درست والدین با این رفتارها، اهمیت زیادی دارد؛ چراکه واکنش نادرست میتواند به پنهانکاری کودک، افزایش اضطراب یا دور شدن او از خانواده منجر شود. از سوی دیگر، بیتوجهی به برخی نشانههای هشدار نیز ممکن است باعث شود یک مسئله قابل مدیریت، پیچیدهتر شود. در همین راستا، با محسن ابوالحسنی، روانشناس، درباره دلایل بروز رفتارهای بزرگسالانه در کودکان، نقش خانواده و فضای مجازی، شیوه صحیح برخورد والدین و نشانههایی که نیازمند توجه تخصصی هستند، گفتوگو کردهایم.
محسن ابوالحسنی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به رفتارهایی در برخی کودکان که ممکن است از نظر والدین بزرگتر از سن واقعی آنان به نظر برسد، اظهار کرد: بزرگتر از سن خود رفتار کردن لزوماً به معنای وجود مشکل نیست و برخی کودکان به دلیل ویژگیهای شخصیتی، هوش، تجربههای محیطی یا نوع تربیت، ممکن است در بعضی زمینهها پختهتر از همسالان خود به نظر برسند.
این روانشناس افزود: ممکن است کودکی دایره واژگان خوبی داشته باشد، درباره مسائل اجتماعی سؤالهای عمیق بپرسد یا در انجام برخی مسئولیتها استقلال بیشتری نشان دهد و این موارد به خودی خود نگرانکننده نیست.
وی با تأکید بر اهمیت رشد همهجانبه و متناسب با سن کودک، ادامه داد: اگر کودک در کنار این رفتارها همچنان امکان بازی، شادی، تخیل، ارتباط با همسالان و تجربه طبیعی دوران کودکی را داشته باشد، معمولاً جای نگرانی وجود ندارد.
ابوالحسنی تصریح کرد: زمانی باید نسبت به این رفتارها حساس شد که شدید، مداوم و نامتناسب با سن کودک باشند یا همراه با نشانههایی مانند اضطراب، ترس، انزوا، اختلال خواب، تغییر ناگهانی رفتار یا آگاهی غیرطبیعی از مسائل بزرگسالان دیده شوند.
وی با اشاره به اهمیت توجه به نیازهای طبیعی کودکان در فرآیند تربیت، گفت: از نگاه تربیتی اسلام نیز کودک باید فرصت تجربه طبیعی دوران کودکی را داشته باشد و هدف تربیت، تبدیل کردن کودک به بزرگسال کوچک نیست، بلکه باید زمینه رشد تدریجی، سالم و متعادل او فراهم شود.
زهرا، مادر کودک ۷ ساله درباره تجربه خود از مواجهه فرزندش با موضوعاتی که به نظر میرسد برای سن او زود است، میگوید: گاهی متوجه میشوم فرزندم درباره موضوعاتی صحبت میکند که فکر نمیکنم در این سن لازم باشد درباره آنها بداند. بعضی وقتها هم حرفهایی را از دوستانش یا چیزهایی را که در فضای مجازی دیده، در خانه مطرح میکند. برای من به عنوان مادر، همیشه این سؤال وجود دارد که چقدر باید درباره چیزهایی که میبیند و میشنود با او صحبت کنم و از چه زمانی لازم است جلوی دسترسی او به بعضی محتواها را بگیرم.
وی ادامه میدهد: از طرفی نمیخواهم آنقدر محدودش کنم که احساس کند نمیتواند سؤالهایش را از ما بپرسد و از طرف دیگر نگرانم که اگر درباره بعضی موضوعات با او صحبت نکنیم، جواب سؤالهایش را از فضای مجازی یا دوستانش بگیرد؛ منابعی که شاید اطلاعات درست یا متناسب با سن او نداشته باشند.
محیط خانواده و فضای مجازی بر رفتار و محتوای ذهنی کودکان اثرگذار است
این روانشناس، با اشاره به عوامل مؤثر بر بروز رفتارهای متناسب با سنین بالاتر در کودکان اظهار کرد: محیط، نقش بسیار مهمی در شکلگیری رفتار و محتوای ذهنی کودک دارد؛ چراکه کودک تنها از آموزش مستقیم یاد نمیگیرد، بلکه مشاهده، الگوبرداری و تجربههای محیطی نیز در یادگیری و شکلگیری رفتار او مؤثر است.
وی افزود: خانواده، نوع گفتوگوی والدین، میزان درگیری کودک با مسائل بزرگسالان، دوستان و همسالان، مدرسه، فیلمها، شبکههای اجتماعی و فضای مجازی، همگی میتوانند بر محتوای ذهنی و رفتاری کودک اثر بگذارند.
این روانشناس ادامه داد: گاهی کودک در محیطی قرار میگیرد که بهطور مداوم در معرض گفتوگوهایی درباره مشکلات زناشویی، مسائل مالی، اختلافات خانوادگی یا دغدغههای بزرگسالان است. طبیعی است که بخشی از این مفاهیم را جذب کند و حتی آنها را در بازی یا صحبتهای خود بازتاب دهد.
ابوالحسنی با اشاره به نقش فضای مجازی در این زمینه تصریح کرد: فضای مجازی این مسئله را جدیتر کرده است؛ زیرا کودک ممکن است به محتوایی دسترسی پیدا کند که از نظر رشد شناختی و عاطفی هنوز آمادگی مواجهه با آن را ندارد.
وی با تأکید بر ضرورت تناسب محیط و محتوای در دسترس کودک با سن و ظرفیت او، گفت: در نگاه اسلامی نیز اصل مهم، مراقبت تربیتی و متناسب بودن محیط با ظرفیت کودک است. همانطور که در تغذیه، غذای متناسب با سن کودک اهمیت دارد، در حوزه روان نیز محتوای متناسب با سن او اهمیت دارد.
«بزرگتر از سن رفتار کردن» همیشه نشانه بلوغ فکری کودک نیست
این روانشناس، با تأکید بر اینکه بزرگتر از سن خود رفتار کردن همیشه نشانه بلوغ فکری و توانمندی کودک نیست، اظهار کرد: در روانشناسی میان بلوغ واقعی و زودرس رفتاری تفاوت وجود دارد و ممکن است کودکی در صحبت کردن بسیار پخته به نظر برسد، اما در مدیریت هیجان، تحمل ناکامی، برقراری ارتباط با همسالان یا کنترل اضطراب، همچنان متناسب با سن خود عمل نکند.
وی افزود: گاهی کودک به دلیل شرایط محیطی مجبور میشود زودتر از سنش بزرگ شود؛ برای مثال، کودکی که دائماً شاهد اختلاف والدین است یا احساس میکند باید مراقب یکی از اعضای خانواده باشد، ممکن است بیش از حد مسئولیتپذیر، جدی یا نگران به نظر برسد. این وضعیت در برخی موارد میتواند با اضطراب، کمالگرایی، احساس مسئولیت افراطی یا فشار روانی همراه باشد.
این روانشناس تصریح کرد: بنابراین به جای اینکه فقط بپرسیم کودک چقدر عاقلانه رفتار میکند؛ باید به این موضوع توجه کنیم که آیا این کودک در کنار پختگی، شاد است، بازی میکند، احساس امنیت دارد و میتواند کودک باشد یا خیر.
وی با اشاره به اهمیت تربیت متعادل در نگاه اسلامی گفت: تربیت مطلوب، تربیتی متعادل است؛ یعنی نه کودک را رها کنیم و نه مسئولیتهایی فراتر از ظرفیت او بر دوشش بگذاریم. کودک باید بهتدریج و متناسب با ظرفیت خود رشد کند.
حسین، پدر کودک ۹ ساله درباره نحوه برخورد با پرسشها و رفتارهای فرزندش میگوید: یکی از دغدغههای من این است که وقتی فرزندم درباره موضوعی سؤال میکند که احساس میکنم برای سنش زود است، دقیقاً نمیدانم چه واکنشی باید نشان بدهم. گاهی اولین واکنش آدم این است که بگوید این حرفها چیست که میزنی یا از کجا این چیزها را یاد گرفتهای، اما بعد با خودم فکر میکنم شاید اگر با عصبانیت یا سرزنش برخورد کنم، دفعه بعد دیگر سؤالش را از من نپرسد.
وی ادامه میدهد: از طرفی نمیخواهم درباره موضوعی که هنوز برای سنش مناسب نیست، اطلاعات بیشتری در اختیارش بگذارم و از طرف دیگر نمیخواهم با بیتوجهی یا سکوت، او را به سمت دوستان یا فضای مجازی سوق بدهم. همیشه برایم سؤال بوده که چطور میتوانم هم جواب قانعکنندهای به او بدهم و هم به او یاد بدهم که هر چیزی را نباید از هر کسی بپرسد یا هر محتوایی را دنبال کند.
والدین در مواجهه با رفتارهای زودهنگام کودکان از سرزنش و واکنش هیجانی پرهیز کنند
ابوالحسنی درباره نحوه برخورد والدین با کودکانی که درباره موضوعاتی صحبت میکنند یا رفتارهایی دارند که از نظر والدین برای سن آنها زود است، اظهار کرد: نخستین و مهمترین نکته این است که والدین نباید بلافاصله با سرزنش، تنبیه یا واکنش هیجانی پاسخ دهند؛ چراکه واکنش اولیه والد اهمیت زیادی دارد.
وی افزود: اگر کودک احساس کند به دلیل سؤال یا صحبت خود مورد قضاوت قرار میگیرد، ممکن است از این به بعد اطلاعات خود را پنهان کند و حتی برای پاسخ به کنجکاویهایش به منابع نامطمئن مراجعه کند.
این روانشناس ادامه داد: بهتر است والد ابتدا آرامش خود را حفظ و تلاش کند منبع و معنای این رفتار یا اطلاعات را بررسی کند. برای مثال، میتواند متناسب با سن کودک بپرسد این موضوع را کجا شنیدی؟ یا دربارهاش چه چیزی میدانی؟؛ هدف از این پرسشها بازجویی نیست، بلکه شناخت تجربه و میزان آگاهی کودک است.
ابوالحسنی با تأکید بر ضرورت ارائه اطلاعات متناسب با سن کودک گفت: پس از شناخت موضوع، والد باید اطلاعات درست، ساده و متناسب با سطح رشدی کودک ارائه کند؛ نه اینکه بیشتر از آنچه کودک پرسیده توضیح دهد و نه اینکه او را با سکوت و ابهام رها کند. اگر کودک در معرض محتوای نامناسب قرار گرفته است، باید منبع آن شناسایی و دسترسی به آن محدود شود و در عین حال، درباره دلیل این محدودیت با زبان قابل فهم برای کودک صحبت شود.
این روانشناس با اشاره به اهمیت آموزش مرزهای رفتاری و حریم شخصی تصریح کرد: از نظر روانشناختی، بهتر است به جای ایجاد احساس گناه و شرم، مرزهای رفتاری و حریم شخصی به کودک آموزش داده شود. برای مثال، میتوان به کودک گفت که این موضوع برای سن تو مناسب نیست، اما اگر دربارهاش سؤال داری، میتوانی از من بپرسی و من کمکت میکنم.
ابوالحسنی با اشاره به اهمیت حفظ کرامت کودک در تربیت اسلامی گفت: قرار نیست کودک به دلیل کنجکاوی طبیعی خود احساس گناه یا شرم کند؛ بلکه باید بهتدریج یاد بگیرد چه چیزی مناسب سن اوست، چه حریمهایی باید رعایت شود و برای پاسخ به سؤالات خود به چه منبع قابل اعتمادی مراجعه کند.
وی تصریح کرد: رویکرد صحیح نه آزادی بدون نظارت است و نه ممنوعیت و سرزنش افراطی؛ بلکه گفتوگوی آرام، شناخت علت، پاسخ متناسب با سن، تعیین مرز و نظارت والدین است.
والد موفق کسی است که کودک برای فهم مسائل به او اعتماد کند
این روانشناس، درباره چگونگی ایجاد تعادل میان احترام به کنجکاوی و استقلال کودک و محافظت از او در برابر محتوای نامناسب و تجربههای زودهنگام اظهار کرد: نقطه تعادل در این زمینه، آزادی همراه با مرز است. کنجکاوی یکی از سازوکارهای طبیعی رشد شناختی کودک است و نباید صرفاً به دلیل اینکه کودک سؤالهای زیادی میپرسد، آن را سرکوب کرد؛ در عین حال، کودک هنوز از نظر شناختی و هیجانی ظرفیت مواجهه با هر نوع محتوا و تجربهای را ندارد.
وی افزود: والدین باید به جای کنترل افراطی یا رها کردن کودک، نظارت متناسب با سن داشته باشند؛ یعنی بدانند کودک چه محتوایی میبیند، با چه افرادی در ارتباط است و چه تجربههایی دارد. بهویژه در فضای مجازی، صرفاً توصیه به مواظب باش چه میبینی کافی نیست و والدین باید تا حد امکان بر محیط رسانهای کودک نظارت فعال و آگاهانه داشته باشند.
این روانشناس ادامه داد: از سوی دیگر، اگر کودک نیاز طبیعی به کنجکاوی، ارتباط و تجربه کردن داشته باشد اما فرصت مناسبی برای آن در اختیارش نباشد، ممکن است این نیازها را از منابع نامطمئن دنبال کند. بنابراین فراهم کردن بازی، ورزش، کتاب، فعالیتهای هنری، ارتباط با همسالان و گفتوگوی صمیمانه با والدین، بخشی از فرآیند پیشگیری است.
ابوالحسنی با اشاره به مفهوم حیا در تربیت اسلامی گفت: حیا به معنای ترساندن کودک از سؤال کردن یا ایجاد احساس گناه در او نیست؛ بلکه یک ارزش تربیتی است که باید بهتدریج در کودک شکل بگیرد و به او کمک کند حریم خود، بدن خود و دیگران و حدود روابط را بشناسد و رعایت کند.
وی تصریح کرد: هدف تربیت این نیست که کودک را از واقعیتهای دنیا بیخبر نگه داریم؛ بلکه باید هر مطلب و هر تجربهای در زمان مناسب، با زبان مناسب و متناسب با ظرفیت رشدی کودک در اختیار او قرار گیرد.
این روانشناس تأکید کرد: والد موفق کسی نیست که همه چیز را از کودک پنهان کند؛ بلکه کسی است که کاری کند کودک برای فهمیدن مسائل، پیش از هر منبع دیگری، به والدین خود اعتماد کند.
تغییر ناگهانی رفتار کودک میتواند زنگ هشدار باشد
ابوالحسنی درخصوص شرایطی که رفتارهای بزرگسالانه کودک نیازمند مراجعه به روانشناس یا متخصص است، اظهار کرد: هر رفتار متفاوتی به معنای وجود اختلال نیست و برای تصمیمگیری درباره مراجعه به متخصص باید به سن کودک، شدت و تداوم رفتار، زمینهای که رفتار در آن اتفاق میافتد و میزان تأثیر آن بر زندگی کودک توجه کرد.
وی افزود: اگر رفتارهای بزرگسالانه بهصورت ناگهانی ایجاد شده، تکرار شوند، شدت زیادی داشته باشند یا با سطح رشد کودک تناسب نداشته باشند، بهتر است والدین موضوع را جدیتر بررسی کنند.
این روانشناس ادامه داد: وجود نشانههایی مانند اضطراب و ترس غیرمعمول، کابوس یا اختلال خواب، افت تحصیلی، کنارهگیری از خانواده و همسالان، پرخاشگری، تغییر محسوس و ناگهانی در خلق و رفتار، وسواس، کمالگرایی شدید یا اشتغال ذهنی مداوم با موضوعات بزرگسالان نیز میتواند زنگ هشدار باشد.
ابوالحسنی با اشاره به یکی دیگر از موارد مهم در این زمینه گفت: زمانی که کودک اطلاعات یا رفتارهایی نشان میدهد که با توجه به سن او، احتمال میدهیم در نتیجه دسترسی به محتوای نامناسب، ارتباط نامناسب با دیگران یا مواجهه با تجربهای فراتر از ظرفیت رشدی خود به دست آورده باشد، بهتر است موضوع بدون ایجاد ترس و بدون بازجویی از کودک، توسط روانشناس کودک بررسی شود.
وی تأکید کرد: والدین نباید بر اساس یک رفتار، کودک را برچسبگذاری کنند؛ چراکه هیچ رفتار منفردی به تنهایی تشخیص روانشناختی محسوب نمیشود. متخصص باید رفتار کودک را در کنار مرحله رشدی، وضعیت هیجانی، روابط خانوادگی، شرایط محیطی و سابقه رفتاری او ارزیابی کند.
این روانشناس با اشاره به اهمیت حفظ کرامت کودک در تربیت اسلامی اظهار کرد: اصل بر پیشگیری، مراقبت، حفظ کرامت و هدایت تدریجی کودک است. اگر کودکی با مسئلهای مواجه شده، هدف نباید ایجاد ترس و احساس گناه در او باشد، بلکه باید محیط امنی فراهم شود تا بتواند مسئله را بیان کند و کمک تخصصی دریافت کند.
ابوالحسنی در پایان تصریح کرد: مراجعه به روانشناس به معنای بیمار دانستن کودک نیست و گاهی یک ارزیابی تخصصی ساده میتواند به والدین کمک کند علت رفتار را بهتر بشناسند و پیش از تبدیل شدن یک مسئله کوچک به مشکل جدیتر، مداخله مناسبی انجام دهند. هدف این است که کودک آگاه و ایمن باشد، اما همچنان فرصت تجربه طبیعی کودکی، بازی، شادی و رشد متناسب با سن خود را داشته باشد.
انتهای پیام
