حسین فلاحیاصل در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به مفهوم مهدویت و جایگاه اعتقاد به منجی در اندیشههای دینی و انسانی، اظهار کرد: در بحث مهدویت با دو موضوع مواجه هستیم که یکی از آنها مهدویت عامه است؛ یعنی اعتقاد به اینکه در آخرالزمان و در برههای از زمان، منجیای ظهور خواهد کرد که عالم نابسامان را سامان میبخشد و برای برقراری عدالت و رفع ظلم و ستم قیام میکند.
وی افزود: در این نگرش، منجی از جانب خداوند است و ارتباطی با آسمان و زمین دارد و مأموریت او سامانبخشیدن به وضعیت نابسامان جهان است. این معنا تقریباً در مکاتب مختلف وجود دارد و هر یک از آنها بهنوعی شخصیتی را معرفی میکنند و معتقدند چنین اتفاقی در آینده رخ خواهد داد.
این عضو هیات علمی دانشگاه لرستان ادامه داد: مهدویت عام به این معنا، مفهومی جهانشمول است که ادیان ابراهیمی و حتی ادیان و مکاتب غیرابراهیمی را نیز دربرمیگیرد. در واقع اعتقاد به ظهور منجی و سامانیافتن جهان در برهه پایانی تاریخ، محدود به یک دین یا مکتب خاص نیست، بلکه در میان باورهای گوناگون بشری با صورتها و تعابیر متفاوت مطرح شده است.
امید، از نیازهای فطری و اساسی انسان است
فلاحیاصل در ادامه با اشاره به یکی از مباحث مهم در بررسی ریشههای اعتقاد به منجی بیان کرد: نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کرد، علل و عوامل شکلگیری این بینش و اعتقاد به سامانیافتن جهان در آخرت یا در برهه پایانی عالم است؛ زمانی که قرار است ستم، ظلم و اجحاف از میان برود و عدالت و احسان برقرار شود.
وی با بیان اینکه برخی افراد منشأ این تفکر را صرفاً آرزوهای سرخورده و تحققنیافته بشر میدانند، تصریح کرد: گاهی تصور میشود اعتقاد به منجی، نتیجه آرزوهای عملینشده انسانهاست، یعنی انسان چون در طول زندگی خود نتوانسته به خواستههایش برسد یا عدالت موردنظرش را در جامعه مشاهده کند، به آیندهای آرمانی پناه میبرد. این برداشت، از نظر معرفتی، خطاست؛ زیرا هرچند امید و آرزو در زندگی انسان اهمیت دارند، نمیتوان اعتقاد به منجی را صرفاً به آرزوهای تحققنیافته بشر فروکاست.
این استاد دانشگاه با تأکید بر فطریبودن امید در زندگی انسان گفت: همه انسانها با امید زنده هستند و امید، امری فطری است. اگر امید را از انسانی سلب کنند، نمیتواند به حیات خود ادامه دهد و برای ادامه زندگی و تلاش، انگیزهای نخواهد داشت.
وی برای تبیین نقش امید در زندگی انسان، به حکایتی درباره حضرت مسیح(ع) اشاره کرد و افزود: در حکایتی نقل شده است که حضرت مسیح(ع) در جایی مشاهده کرد پیرمردی مشغول کشاورزی است و با بیلزدن کار میکند. حضرت از خداوند خواست امید را از او بگیرد. در ادامه حکایت آمده است که پیرمرد بیل را به زمین انداخت و دست از کار کشید.
فلاحیاصل ادامه داد: پس از مدتی، حضرت مسیح(ع) از خداوند خواست امید را به آن پیرمرد بازگرداند. در پی این درخواست، پیرمرد دوباره برخاست و کار خود را از سر گرفت. حضرت مسیح(ع) از او پرسید که چه اتفاقی افتاد که ابتدا کار را رها کرد و پس از مدتی دوباره به فعالیت پرداخت؟
وی با بیان مضمون این حکایت افزود: پیرمرد توضیح داد که در ابتدا احساس کرده است دیگر توان و نیرویی برای ادامه کار ندارد و با خود اندیشیده که در این سنوسال، تلاش او چه فایدهای خواهد داشت، اما پس از مدتی که دوباره به آینده فکر کرده، با خود گفته است شاید ۱۰ سال دیگر زنده باشد و شاید اتفاقات دیگری در زندگیاش رخ دهد. همین امید به آینده موجب شده است که دوباره نیرو بگیرد و کار خود را از سر بگیرد.
این عضو هیات علمی دانشگاه لرستان تأکید کرد: این حکایت نشان میدهد که نیروی محرکه انسان از امید ناشی میشود. اگر انسان در هر زمینهای ناامید شود، شکست او قطعی خواهد بود و دیگر انگیزهای برای ادامه مسیر نخواهد داشت. امید است که انسان را به حرکت و تلاش وامیدارد و امکان ادامه زندگی و فعالیت را برای او فراهم میکند.
مهدویت؛ اعتقادی مبتنی بر امید و پشتوانههای دینی
فلاحیاصل با اشاره به ارتباط میان امید فطری انسان و اعتقاد به منجی اظهار کرد: یکی از معانی اصلی این باور فطری که منجیای خواهد آمد و جهان را سامان خواهد بخشید، امیدآفرینی است. این اعتقاد را نباید یک توهم یا صرفاً یک آرزوی ذهنی دانست، بلکه از منظر دینی، واقعیتی است که ادله و پشتوانههای محکم دینی از آن حمایت میکنند.
وی افزود: انسان همواره در جستوجوی جهانی است که در آن ظلم و بیعدالتی پایان یابد و عدالت، احسان و امنیت جایگزین نابسامانیها شود. اعتقاد به منجی، در چنین بستری، افق روشنی پیش روی انسان قرار میدهد و این امید را ایجاد میکند که وضعیت موجود، با همه مشکلات و نارساییهایش، وضعیت نهایی جهان نخواهد بود.
این استاد کلام اسلامی ادامه داد: در جهان اسلام، این امید به آینده و اعتقاد به منجی در وجود مقدس حضرت مهدی(عج) تجلی پیدا میکند. هم اهل سنت و هم شیعیان به اصل این اعتقاد باور دارند، هرچند ممکن است در برخی جزئیات و فروعات مربوط به این موضوع اختلافنظرهایی داشته باشند.
وی تصریح کرد: با وجود اختلافنظرها در برخی مسائل فرعی، اصل اعتقاد به مهدی و منجی در میان مسلمانان جایگاه مهمی دارد. حتی در برخی جریانهای اهل سنت که رویکردهای ظاهرگرایانه دارند، انکار مهدی(عج) مسئلهای بسیار جدی تلقی شده است. در نقل مورد اشاره، عبارتی با این مضمون مطرح میشود که انکار مهدی(عج) موجب کفر است و فرد منکر از دین خارج میشود؛ این موضوع نشاندهنده اهمیتی است که اعتقاد به مهدویت در مباحث اعتقادی اسلامی دارد.
فلاحیاصل با تأکید بر جایگاه این باور در زندگی انسانهای امیدوار به آینده گفت: مسئله اصلی این است که امام زمان(عج) امید مستضعفان، محرومان و ستمدیدگان است؛ همچنین امید همه عاشقانی است که دوست دارند در فضایی معنوی، باطنی و سرشار از محبت زندگی کنند. کسانی که به دنبال حکومتی مبتنی بر عدالت و احسان هستند و آرزوی تحقق چنین جامعهای را دارند، با حقیقت مهدویت پیوند پیدا میکنند.
عاشقان عدالت و انسانیت، با حقیقت مهدویت پیوند دارند
عضو هیات علمی دانشگاه لرستان با بیان اینکه عشق به امام زمان(عج) را نمیتوان صرفاً به شناخت اسمی و ظاهری محدود کرد، اظهار کرد: همه کسانی که عاشق امیرالمؤمنین(ع) و خواهان حکومتی مبتنی بر عدالت و احسان هستند، عاشق حضرت مهدی(عج) نیز هستند؛ خواه خودشان این موضوع را بدانند و خواه از آن آگاه نباشند.
وی افزود: برای ارتباط با حقیقت مهدویت، صرفاً لازم نیست انسان از ابتدا با نام و عنوان مشخصی آشنا باشد؛ بلکه کسی که عاشق فضای سرشار از صفا و صمیمیت است، اخلاق انسانی را دوست دارد و به گسترش صداقت، پاکی، طهارت و انسانیت علاقهمند است، در حقیقت به همان ارزشهایی گرایش دارد که در آرمان حکومت مهدوی متجلی میشوند.
فلاحیاصل ادامه داد: کسانی که خواهان گسترش اخلاق انسانی، شرافت، پاکی، طهارت روح، عدالت، انصاف، صداقت و درستی هستند، در حقیقت با آرمان امام زمان(عج) پیوند دارند؛ چه این ارتباط را با همین عنوان بشناسند و چه آن را با نام دیگری در ذهن خود تعریف کنند.
وی با اشاره به دیدگاه محییالدین ابنعربی درباره عشق انسان به خالق بیان کرد: محییالدین عربی جملهای دارد که بر اساس آن، هیچ مخلوقی نیست مگر اینکه عاشق خالق خویش است. در عبارتی که از او نقل میشود، آمده است: «ما أَحَبَّ أَحَدٌ غَیْرَ خالِقِهِ»؛ یعنی هیچکس جز خالق خود را دوست نداشته است.
این استاد دانشگاه در تبیین این دیدگاه گفت: بر اساس این نگاه، همه ما عاشق خداوند هستیم؛ گرچه ممکن است در تشخیص مصداق دچار اشتباه شویم. انسان گاهی تصور میکند به دنبال چیزی غیر از خداست، در حالی که در عمق خواستههای خود در جستوجوی حقیقتی است که به زندگی او معنا میبخشد.
وی افزود: ممکن است انسان در تشخیص مصداق دچار خلط و خطا شود و آنچه را که حقیقتاً مطلوب اوست، بهدرستی نشناسد. به همین دلیل، کار انبیا و اولیا این نبود که صرفاً برای اثبات خداوند بیایند، بلکه آنان به انسانها کمک میکردند مصداق صحیح را بشناسند و مسیر درست را از مسیر نادرست تشخیص دهند.
فلاحیاصل ادامه داد: در این نگاه، پیامبران و اولیای الهی به انسان نشان میدادند که حقیقت مورد جستوجوی او چیست و چگونه میتواند آن را بهدرستی بشناسد. همین مسئله را میتوان در تبیین رابطه انسان با امام زمان(عج) نیز مورد توجه قرار داد؛ به این معنا که هر انسانی که عاشق انسانیت، شرافت، پاکی، عدالت، انصاف، صداقت، درستی، نجابت و طهارت روح است، با آرمان مهدویت ارتباط دارد؛ خواه این حقیقت را به نام امام زمان(عج) بشناسد و خواه هنوز به این شناخت نرسیده باشد.
امید به پایان ظلم و برقراری عدالت در جهان
این عضو هیات علمی دانشگاه لرستان با تأکید بر اینکه انتظار منجی با امید به سامانیافتن وضعیت جهان ارتباط دارد، اظهار کرد: افرادی که تشنه یک فضای پاک و طیب هستند و امید دارند روزی جامعه بشری و همه جهان به سامان برسد، از جمله کسانی هستند که به امام زمان(عج) عشق میورزند و به ایشان امید دارند.
وی افزود: انسان امروز با انواع گسستها، ظلمها، ستمها، ناامنیها و نابسامانیها در جهان مواجه است. در چنین شرایطی، کسانی که آرزو دارند این وضعیت تغییر کند و جهان بر پایه عدالت و صداقت اداره شود، در حقیقت به همان آیندهای امید دارند که در باور مهدوی ترسیم شده است.
فلاحیاصل ادامه داد: هنگامی که انسان از وضعیت موجود جهان رنج میبرد و خواهان پایانیافتن ظلم و وحشت و برقراری امنیت و عدالت است، این خواسته نشاندهنده گرایش او به یک جامعه آرمانی و اخلاقی است؛ جامعهای که در آن روابط انسانی بر پایه صداقت، انصاف، پاکی و عدالت شکل بگیرد.
وی تصریح کرد: همه کسانی که تشنه چنین فضایی هستند و امید دارند روزی جامعه بشری از این نابسامانیها و گسستها رهایی پیدا کند و بر پایه عدالت و صداقت سامان یابد، در حقیقت عاشق امام عصر(عج) هستند و به تحقق آن آرمان امید دارند.
مهدویت در اسلام؛ تبیین حقیقت مشترک ادیان درباره منجی
فلاحیاصل در ادامه با اشاره به تفاوت نامها و تعابیر مربوط به منجی در مکاتب مختلف گفت: همانطور که اشاره شد، مکاتب و ادیان مختلف درباره آمدن منجی و سامانیافتن جهان در آینده سخن گفتهاند، اما نباید تصور کرد که قرار است چندین منجی مختلف برای تحقق این هدف ظهور کنند؛ بلکه این باورها، با وجود تفاوت در نامها و تعابیر، به حقیقتی اشاره دارند که در سنتهای دینی مختلف با بیانهای متفاوت مطرح شده است.
وی افزود: هر یک از این مکاتب ممکن است نامی برای منجی موردنظر خود داشته باشند، اما از این منظر، سخن از یک حقیقت مشترک است؛ حقیقتی که در آن، جهان از نابسامانیها رهایی مییابد و عدالت و سامان جایگزین ظلم و بیعدالتی میشود.
این دکترای کلام اسلامی با تأکید بر جایگاه اسلام در تبیین این باور بیان کرد: دین مبین اسلام، بهعنوان دین حق و آخرین دین، پیام نهایی را درباره این حقیقت بیان میکند. از این منظر، آنچه در مکاتب مختلف درباره آمدن منجی مطرح شده، به حقیقتی اشاره دارد که در مکتب اسلام و بهویژه مکتب اهلبیت(ع) با نام و هویت مشخصتری معرفی و تبیین شده است.
وی ادامه داد: بنابراین در این نگاه، سخن از چند منجی نیست که هر یک بهصورت جداگانه قرار باشد جهان را سامان دهند؛ بلکه ادیان و مکاتب مختلف با نامها و بیانهای متفاوت، به یک حقیقت اشاره میکنند و این حقیقت در مکتب اسلام و اهلبیت(ع) به شکل روشنتری تبیین شده است.
فلاحیاصل با اظهار امیدواری نسبت به قرارگرفتن انسانها در مسیر تحقق آرمانهای مهدوی گفت: امیدوارم خداوند همه ما را در این مسیر و جهت قرار دهد و زمینه عشق به یک حکومت علوی، حکومتی پاک و برخوردار از ساماندهی اساسی برای همه بشر را فراهم کند؛ حکومتی که در آن عدالت، امنیت، انصاف، پاکی، اخلاق و همه ارزشهای انسانی و شرافتمدار تحقق پیدا کند و همه انسانها در مسیر عشق به این آرمان و حرکت به سوی جامعهای مبتنی بر عدالت و انسانیت قرار گیرند.
انتهای پیام