حجتالاسلاموالمسلمین امیرعلی حسنلو مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز پاسخ گویی به شبهات حوزههای علمیه به مناسبت سالروز رحلت «علامه امینی» این عالم بزرگ جهان اسلام یادداشتی در اختیار ایسنا قرار داده که متن آن در ادامه میآید:
«قرن چهاردهم هجری همزمان با دورهای بحرانی در تاریخ تمدن اسلامی بود تسلط استعمار غرب بر سرزمینهای اسلامی، گسست میان نسلهای جدید و متون کلاسیک، هجوم شبهات خاورشناسان (اورینتالیستها) و رواج رویکردهای سطحی و متصلب مذهبی، نوعی انفعال و رخوت را بر مراکز علمی سنتی حاکم ساخته بود و در این میان، میراث مکتوب مسلمانان در گوشه کتابخانههای متروک در حال پوسیدگی بود یا به واسطه فقدان فهرستنگاری دقیق و کاوشهای علمی، دستخوش غفلت، سرقت و فراموشی قرار میگرفت.
علامه شیخ عبدالحسین امینی در این دوران حساس، با ادراک عمیق از خلاءهای تمدنی، رسالتی فراتر از تدریس مرسوم و استنباط احکام فردی برای خود تعریف کرد، او متوجه شد که دفاع از بنیادهای فکری تشیع و بازخوانی اصیل تاریخ اسلام نیازمند «تحول در اسلوب تحقیق» و «بازسازی بنیانهای تمدنی شناخت میراث» است، او با پیوند زدن فقه، کلام، درایةالحدیث، رجال، تاریخ و ادبیات، جریانی روشمند و پویا پدید آورد که هدف آن احیای هویت اصیل فکری جهان اسلام بود.
خدمات پیشگیرانه علامه امینی در نجات و تصحیح و احیای میراث مکتوب
۱. نجات نسخههای خطی و سفرنامههای علمی پرمخاطره
یکی از برجستهترین خدمات تمدنی علامه امینی، گردآوری، شناسایی و نجات صدها نسخه خطی منحصربهفرد از نابودی بود و در روزگاری که سفرها مشقتبار و ارتباطات محدود بود، او برای پیگیری یک نسخه یا ارزیابی سند یک روایت، مرزهای جغرافیایی را درنوردید.
کاوش در کتابخانههای هند: حضور طولانیمدت در مراکز اسناد دهلی، لکنهو، علیگر، حیدرآباد و بمبئی و استنساخ صدها جلد کتاب خطی عربی و فارسی که از سدههای کهن در شبهقاره محبوس مانده بودند.
پژوهش در بلاد شام و مصر: حضور شبانهروزی در «مکتبة الظاهریة» دمشق، «مکتبة الازهر» و «دارالکتب المصریة» در قاهره. معروف است که وی ساعتها در شرایط غیرمتعارف و درهای بسته کتابخانهها به بازنویسی و حاشیهنویسی دقیق نسخههای خطی نایاب میپرداخت.
۲. تصحیح و تحقیق متون کهن (احیای تراث مجهول)
علامه پیش از تألیف و در جریان نگارش الغدیر، بسیاری از متون ناشناخته یا مهجور تاریخ اسلام را از زیر غبار ایام خارج کرد و با استانداردهای علمی به تصحیح آنها پرداخت. نمونههای شاخص عبارتند از:
تألیف کتاب «شهداء الفضیلة» : گردآوری و تدوین شرححال و آثار بیش از ۱۳۰ عالم و متفکر شهید شیعه از قرن چهارم تا عصر حاضر، که اثری بیبدیل در حوزه تاریخنگاری رجال، شهادتنامهنویسی علمی و ثبت ایثار فکری نخبگان است. تحقیق و بازخوانی رسائل فقهی، حدیثی و کلامی علمای متقدم و بازگرداندن پیوستگی زنجیره اجتهاد و فرهنگ علمی شیعه به نسل جدید.
مهندسی تمدنی الغدیر و تحول در روششناسی پژوهشهای تاریخی و کلامی
۱. تحول از کلام انتزاعی به کلام تاریخی و مستند
پیش از علامه امینی، بخش عمدهای از آثار کلامی میانمذهبی بر استدلالهای صرفا عقلی یا تکرار اقوال پیشین بدون نقادی منابع دست اول استوار بود. علامه امینی روششناسی کلامی را با «پژوهش تاریخی اسنادمحور» درآمیخت و او در الغدیر نشان داد که باورهای اعتقادی را باید بر بستر عینی تاریخ، فرهنگ و متون متواتر داوری کرد.
۲. ابداع روش چندرشتهای (ادبیات، تاریخ و جامعهشناسی معرفت)
علامه امینی در الغدیر فقط به نقل حدیث نپرداخت؛ بلکه با نگاهی جامعهشناسانه و ادبی، پیوند «فرهنگ عامه، زبان شعر، تحولات سیاسی و باورهای مذهبی» را تحلیل کرد. او شعر عربی را بهعنوان مهمترین سند رسانهای و تاریخ زنده جهان اسلام برگزید و از خلال ابیات شعرای قرون اول تا دوازدهم، خط فکری و تحولات روانی جامعه اسلامی را ترسیم نمود.
۳. تبارشناسی و پالایش تاریخ از آسیب جعل حدیث (سلسلة الکذابین)
خدمت بزرگ تمدنی دیگر علامه، نقادی موشکافانه و پیراستن حافظه تاریخی مسلمانان از روایات جعلی و تحریفهای سیاسی بود. او با تدوین بخش کمنظیر «سلسلة الکذابین والوضاعین» با اتکا به کتب رجال و جرح و تعدیل اهلسنت، بیش از ۷۰۰ راوی دروغپرداز و هزاران روایت ساختگی را که در خدمت توجیه استبداد اموی و عباسی ساخته شده بودند رسوا کرد و بدینترتیب مرز میان «سنت نبوی اصیل» و «اسرائیلیات و جعلیات درباری» را آشکار ساخت.
نهادسازی علمی و تمدنی؛ تأسیس «مکتبة الامام امیرالمؤمنین(ع)» در نجف
۱. خلأ نهادی و ضرورت تأسیس یک مرکز بینالمللی
علامه امینی بهخوبی میدانست که تألیف کتاب، حتی اگر اثری چون الغدیر باشد، بدون «نهادسازی پایدار» نمیتواند بقای حرکت علمی را تضمین کند. حوزه علمیه نجف، با وجود غنای فقهی، فاقد یک کتابخانه عمومیِ استاندارد، جامع، بینالمللی و حاوی منابع همه مذاهب و فرق اسلامی بود.
۲. ویژگیهای کتابخانه امیرالمؤمنین (ع) و تأثیرات پایدار آن
علامه با همتی خیرهکننده و صرف تمام وجوهات و هدایای شخصی، در سال ۱۳۷۳ هجری قمری کتابخانهای عظیم در نجف پی افکند که دارای ویژگیهای تمدنی کمنظیری بود؛ جامعیت منابع فریقین: او تعصب مذهبی را در گزینش منابع کنار گذاشت و کتابخانهای تأسیس کرد که علاوه بر کتب شیعه، کاملترین مجموعههای چاپی و خطی تفاسیر، صحاح، تواریخ و فقه اهلسنت و حتی آثار مستشرقان در آن گردآوری شد.
گردآوری دهها هزار نسخه خطی و عکسبرداری (میکروفیلم) : وی هزاران نسخه خطی و میکروفیلم را از کتابخانههای مصر، هند و ترکیه به نجف منتقل کرد.
مدل مدیریت علمی و خدمات پژوهشی: ایجاد این کتابخانه الگویی شد برای پژوهشگران سراسر جهان اسلام (از جمله اساتید دانشگاههای بغداد، قاهره و اروپا) که برای دسترسی به کهنترین اسناد اسلامی به نجف روی میآوردند.
روابط علمی، تعاملات میانفرهنگی و منشور وحدت تمدنی
۱. مکاتبات و گفتوگوهای علمی با نخبگان جهان عرب و اسلام
علامه امینی با اتخاذ رویکردی عقلانی، متین و آکادمیک توانست پایههای یک دیپلماسی علمی کمنظیر را در دوران مدرن پایهریزی کند. ارتباطات گسترده و نامهنگاریهای او با علمای بزرگ اهلسنت، مفتیان و ادیبان نامدار مصر، لبنان، سوریه و عراق (نظیر علامه احمد زکی صفوت، محمد عبدالغنی حسن المصری، شیخ محمدسعید دحدوح و دیگران) تحسین عمومی جامعه علمی عرب را برانگیخت.
۲. الغدیر؛ منشور تقریب امت اسلامی بر پایه حقیقت و اخلاق نقد
خدمت تمدنی علامه در حوزه وحدت، زدودن نفاق، پردهپوشی و تعصب بود. او اثبات کرد که وحدت اسلامی با پاک کردن یا نادیده گرفتن حقایق تاریخ حاصل نمیشود، بلکه وحدت راستین نیازمند؛ نقد مؤدبانه و عفیف: پرهیز مطلق از ناسزا و تکیه بر استدلال متقن. بازگشت به متون مشترک: نشان دادن اینکه ارادت به خاندان پیامبر (ص) و حقیقت ولایت، فصل مشترک همه نحلههای اسلامی در سدههای نخستین بوده است. مقابله با استبداد تاریخی و تحریف دین: که ریشه اصلی چنددستگی و زوال تمدنی مسلمانان به شمار میرفت.
کارنامه نهایی این دانشمند کم نظیر
علامه عبدالحسین امینی فراتر از یک مجتهد سنتی یا نویسندهای کلامی، «معمار احیای حافظه تاریخی و تمدنی جهان تشیع و اسلام» در عصر حاضر بود و خدمات او در سه ساحت پیوسته خلاصه میشود:
ساحت پژوهش و معرفت؛ بازتعریف روششناسی پژوهش تاریخی و ارتقای استاندارد دفاع از عقاید به سطحی علمی، مستند و پذیرفتهشده در محافل دانشگاهی و حوزوی جهان.
ساحت حفظ میراث مکتوب؛ نجات هزاران نسخه خطی گرانبها از دستبرد زمان و ایجاد جریان بازخوانی متون کهن.
ساحت نهادسازی و فرهنگ؛ پایهگذاری کتابخانهای جهانی و ارائه الگویی ماندگار از آزاداندیشی، خستگیناپذیری و پایبندی به حقیقت.
میراث علامه امینی تا به امروز منبع الهام دهها دانشنامه، مؤسسه پژوهشی و نسلهای پیاپی از محققان تاریخ و تمدن اسلامی باقی مانده است.»
انتهای پیام
