دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ | ۱۰:۳۹
اندیشه مهدویت و انتظار در آینه اشعار حافظ

/یادداشت/

اندیشه مهدویت و انتظار در آینه اشعار حافظ

قم (ایسنا) - استاد سطوح عالی حوزه قم گفت: نگاه حافظ به امام زمان و غیبت، ترکیبی فاخر از اعتقاد مذهبی به منجی دادگستر و نگاه ژرف عرفانی به قطب و انسان کامل است که در این منظومه، غیبت یعنی غربت حق و عدالت در دوران حاکمیت زرق و تزویر، و انتظار یعنی آراستگی روح به صبر، عشق و امید به طلوع خورشید ولایت.

حجت‌الاسلام و المسلمین امیرعلی حسنلو مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز پاسخ‌گویی به شبهات حوزه‌های علمیه در یادداشتی با عنوان «نگاه حافظ به امام زمان(عج) و غیبت در اشعار و غزلیات» را در اختیار ایسنا قرار داده است که متن آن از نظر می‌گذرد: 

برای تبیین جایگاه اندیشه مهدویت، مفهوم «امام زمان» و مسأله «غیبت و انتظار» در دیوان لسان‌الغیب، حافظ شیرازی، لازم است موضوع را از سه منظر تحلیل و بررسی کنیم:

 ۱. بافتار فکری و تاریخی حافظ (نگاه عرفانی به انسان کامل و قطب)

۲. شواهد متنی، کلیدواژه‌ها و اشعار دارای دلالت مهدوی، و ۳. دیدگاه حافظ‌پژوهان و منتقدان ادبی.

 زمینه‌شناسی فکری و معنایی؛ مفهوم «انسان کامل» و «قطب عالم»

برای فهم صحیح تعابیر حافظ درباره مهدویت و غیبت، ابتدا باید ساختار جهان‌بینی او را شناخت.

پیوند تصوف و تشیع در مفهوم ولایت: از سده هفتم و هشتم هجری (پس از ابن‌عربی)، پیوند عمیقی میان مفهوم شیعیِ «امام معصوم» و مفهوم عرفانیِ «انسان کامل / قطب» پدید آمد و در عرفان نظری، زمین هیچ‌گاه خالی از «حجت» یا «قطب» نیست و عالم به برکت وجود او برپاست و ابن‌عربی صراحتا در فتوحات مکیه، مهدی موعود را خاتم ولایت خاصه محمدیه دانسته است.

انتظار به مثابه سلوک وجودی: در دیوان حافظ، مفهوم «غیبت» صرفا یک رویداد تاریخی بیرونی نیست، بلکه یک «درد وجودی»، هجران معنوی و انقطاع فیض در روزگار ظلمت و سالوس است؛ وضعیتی که تنها با ظهور مصلح و گشایش باطنی پایان می‌پذیرد.

کلیدواژه‌ها و نمادهای متناظر با مسأله غیبت و انتظار

حافظ در تصویرسازی‌های خود از نظامی از نشانه‌ها بهره می‌برد که در سنت ادبی، با مفاهیم غیبت و منجی موعود تطبیق داده می‌شوند:

۱. یوسف گم‌گشته/ کاروان مصر: غیبت در چاه، فراق کنعان و بازگشت امیدبخش.

۲. خضر و مسیحا: دلالت بر حیات جاودانه، هدایت باطنی و دمیدن روح حیات در کالبد مرده روزگار.

۳. سلیمان و آصف: اقتدار الهی، عدالت‌گستری و بازپس‌گیری نگین حکومت از دیو و اهرمن.

۴. صاحب‌الزمان / ولی‌عصر / خسرو خوبان: تعابیر صریح یا شبه‌صریح در اشاره به پیشوای غایب.

تحلیل متنی اشعار شاخص و دلالت‌های مهدوی

الف) تصریح یا اشعار قریب‌به‌نص در مهدویت: یکی از مشهورترین غزل‌هایی که شارحان شیعی و مهدوی (از جمله علامه طباطبایی، بهاءالدین خرمشاهی و شارحان متقدم) آن را در انطباق آشکار با امام دوازدهم دانسته‌اند:

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد، وقت است که بازآیی

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد

کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

ای درد توام درمان در بستر ناکامی

و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی

در این غزل، لحن مناجات‌گونه، اضطرار هجران، و تعبیر «پادشه خوبان» کاملاً متناسب با ادبیات ندبه و اشتیاق به حضور ولیّ معصوم است.

ب) غزل «کجاست صوفی دجال‌فعل ملحدشکل»: این غزل یکی از روشن‌ترین تقابل‌های عصر غیبت (غلبه ریا و تزویر) در برابر ظهور منجی (عیسی/مهدی) را تصویر می‌کند:

کجاست صوفی دجال‌فعلِ ملحدشکل؟

بگو بسوز، که «مهدیّ دین‌پناه» رسید!

رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست

نهد به پای قدح هر که شش کلاه رسید

در این بیت، نام  «مهدیّ دین‌پناه»  صراحتاً در برابر «دجال‌فعل» به کار رفته است؛ تقابلی که مستقیماً ریشه در احادیث آخرالزمان (خروج دجال و ظهور مهدی/فرود عیسی) در هر دو سنت شیعه و سنی دارد.

ج) غزل «مژده وصل» و پایان دوران فراق و ستم

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید

که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید

از غم و درد مکن ناله و فریاد که دوش

زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید

کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست

این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید

بیت «کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست»  یکی از زیباترین تعابیر شاعرانه از مسأله استتار و ناشناخته‌بودن مکان امام در دوران غیبت است؛ مفهومی که در دعای ندبه نیز تکرار شده است:  «لَیْتَ شِعْری أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّویٰ».

د) غزل «یوسف گم‌گشته»؛ تمثیل دوران غیبت و بازگشت نور

یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سرّ غیب

باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور

«سرّ غیب» و «بازی‌های پنهان اندر پرده»، دلالت بر فلسفه غیبت و حکمت الهی دارد که فراتر از درک ظاهربینان است و پیام محوری آن،  نهی از یأس و لزوم انتظار فرج است.

هـ) غزل «فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر»

حافظ در این غزل مستقیماً ترکیب  «صاحب‌الزمان»  را به کار برده است:

فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر

سخن بیار و دم از لعبتِ جهان بربند

برآی ای آفتابِ برجِ دین، زان پیش کز مشرق

برآید مهدی هادی و گردد ملک دین یکسر

(یا در نسخ دیگر و مطلع‌های مرتبط) :

به پیش آینه‌ات کی توان غبار گرفت

به روی آینه‌ات صیقل است جان، ای دوست

همچنین در بیتی دیگر که به قطب زمان اشاره دارد:

ببین در آینه جام، نقشِ بنده‌نوازی

که پیر ما سخن از روی «صاحب‌الزمان» کرد

وجوه فلسفی و وجودی غیبت در شعر حافظ

حافظ‌شناسان در بررسی مسأله غیبت در اندیشه او به سه لایه معنایی اشاره کرده‌اند:

۱. لایه کلامی و تاریخی اشاره به حضرت مهدی(عج) براساس باور شیعی/عرفانیِ سده هشتم؛ تقابل حق و باطل، نابودی دجالان زمانه و اصلاح جهان.

۲. لایه وجودی و سلوکی غیبتِ حقیقت و حاکمیت تظاهر و ریا؛ جانِ شاعر همواره در عطش دیدار شاهد ازلی است و جهان بدون حضور او دچار قبض و تاریکی است.

۳. لایه کارکردی انتظار(امید) اندیشه انتظار در شعرحافظ، عامل پایداری در برابر سختی‌ها، شکست‌ناپذیری روح، و طرد ناامیدی است («در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم…»

 ارزیابی و جمع‌بندی حافظ‌پژوهان

در نگاه کلی، درباره ابعاد مهدویت در دیوان حافظ دو دیدگاه مکمل وجود دارد؛ دیدگاه شارحان شیعی و مذهبی (مانند علامه طباطبایی، مطهری، خرمشاهی) که این دیدگاه معتقد است با توجه به ارادت حافظ به اهل‌بیت(ع) و ابیاتی نظیر «حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق / بدرقه رهت شود همت شحنه نجف»، اشعار متضمن مفاهیمی چون «پادشه خوبان»، «فریادرس»، «مهدی دین‌پناه» و «یوسف گم‌گشته»، مستقیما یا در عالی‌ترین مصداق خود، بر وجود مبارک حجت بن الحسن (عج) منطبق است.

دیدگاه نقادان و پژوهشگران سبک‌شناس (چندمعنایی و تأویل‌پذیری) که این گروه یادآور می‌شوند که شعر حافظ دارای ساختار چندلایه است؛ حافظ هوشمندانه الفاظ را به گونه‌ای سامان می‌دهد که هم بر «محبوب الهی؛ انسان کامل مطلق»، هم بر «منجی موعود»، و هم در لایه‌ای دیگر بر «آرمان‌شهر اخلاقی و نجات از خفقان تاریخی» دلالت کند.

نگاه حافظ به امام زمان و غیبت، ترکیبی فاخر از اعتقاد مذهبی به منجی دادگستر و نگاه ژرف عرفانی به قطب و انسان کامل است که در این منظومه، غیبت یعنی غربت حق و عدالت در دوران حاکمیت زرق و تزویر، و انتظار یعنی آراستگی روح به صبر، عشق و امید به طلوع خورشید ولایت.

جان رفت در سر می و حافظ بعشق سوخت

عیسی دمی کجاست که احیای ما کند

حقا کزین غمان برسد مژده امان

گرسالکی بعهد امانت وفا کند

جان‌ها ز حُزن رنجور، عیسی‌دمی کجایی؟

بر جان‌های خسته، بخشای و جان‌فزایی

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها