مهدی شریفی در گفتوگو با ایسنا، به مناسبت ۲۰ مهرماه، روز بزرگداشت حافظ شیرازی، با اشاره به نقش فناوریهای نوین در شکلگیری دهکده جهانی، اظهار کرد: امروزه ملتها در فضایی زندگی میکنند که مرزهای ارتباطی کمرنگ شده و هر کشور برای معرفی خود به جهان، به سرمایهها و ظرفیتهای خاصی متکی است. در چنین فضایی، ادبیات فارسی مهمترین سرمایه و برند فرهنگی ایران به شمار میرود.
وی با بیان اینکه چهرههایی همچون فردوسی، مولانا، سعدی و حافظ از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفته و به چهرههایی جهانی تبدیل شدهاند، افزود: شاهنامه فردوسی و آثار مولانا و حافظ به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند و اندیشه و شعر این بزرگان در نقاط مختلف جهان، از اروپا و آمریکا تا خاور دور، شناخته شده است. علاقه گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی، به حافظ نیز نمونهای از تأثیرگذاری جهانی ادبیات فارسی است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلیسینا همدان با تأکید بر ضرورت شناخت و پاسداشت این سرمایه فرهنگی، تصریح کرد: حفظ جایگاه ادبیات فارسی زمانی امکانپذیر است که مدیران ارشد جامعه، متولیان فرهنگی، دستگاههای آموزشی و نهادهای علمی، اهمیت این میراث را بهدرستی درک کنند و برای آن سرمایهگذاری جدی داشته باشند.
شریفی با اشاره به اینکه کمتوجهی به میراث ادبی میتواند بر نگرش نسل جوان تأثیر بگذارد، ادامه داد: وقتی ادبیات در اولویتهای فرهنگی و آموزشی جایگاه شایستهای نداشته باشد، طبیعی است که این مسئله در مدارس، دانشگاهها و دیگر عرصههای اجتماعی نیز بازتاب پیدا کند. در چنین شرایطی، نباید انتظار داشت نسل جدید بهصورت خودجوش با حافظ، مولانا و سعدی ارتباط عمیقی برقرار کند.
وی با اشاره به تجربه سفر خود به تاجیکستان و ازبکستان، بیان کرد: در این کشورها تلاش گستردهای برای هویتسازی فرهنگی و معرفی چهرههای ادبی دیده میشود. در فضای شهری، نامها و نشانههای مرتبط با بزرگان ادبی و فرهنگی حضور پررنگی دارند و مردم نیز با علاقه از شعر فارسی استفاده میکنند؛ موضوعی که نشان میدهد ادبیات تا چه اندازه میتواند در شکلگیری هویت جمعی و تقویت پیوندهای فرهنگی مؤثر باشد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه هر کشوری باید سرمایههای فرهنگی خود را بشناسد و برای معرفی آنها برنامهریزی کند، گفت: اگر ایران بخواهد جایگاه فرهنگی خود را در جهان حفظ کند، باید ادبیات فارسی را بهعنوان یکی از مهمترین ظرفیتهای هویتی خود جدی بگیرد و این سرمایه را در نظام آموزشی، برنامههای فرهنگی و ارتباطات بینالمللی به کار گیرد.
حافظ برای انسان امروز نیز حرف دارد
شریفی در ادامه با رد این دیدگاه که آثار شاعران کلاسیک به دلیل فاصله زمانی با زندگی امروز، دیگر پاسخگوی نیازهای انسان معاصر نیستند، اظهار کرد: معتقدم فردوسی، مولانا، سعدی و حافظ همچنان برای انسان امروز حرف دارند؛ زیرا موضوع آثار آنها صرفاً مسائل مربوط به روزگار خودشان نیست، بلکه با ابعاد پایدار وجود انسان، آرزوها، رنجها، روابط انسانی و معنای زندگی ارتباط دارد.
وی با اشاره به ویژگیهای اندیشه حافظ، تصریح کرد: حافظ را میتوان شاعری دانست که در شعر خود، میان معنویت و زندگی مادی پیوند برقرار میکند. از نگاه او، انسان میتواند هم به عوالم روحی و معنوی توجه داشته باشد و هم از مواهب زندگی روزمره بهره ببرد. این دو عرصه لزوماً در تقابل با یکدیگر نیستند و انسان برای رسیدن به زندگی متعادل، به هر دو بُعد نیاز دارد.
این عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلیسینا همدان با اشاره به تفاوت نگاه حافظ با برخی شاعران دیگر، افزود: در شعر مولانا، ساحت عرفانی و معنوی جایگاهی بسیار برجسته دارد، در حالی که در بسیاری از اشعار رودکی، بهرهمندی از زندگی دنیوی و لذتهای آن پررنگتر است؛ اما حافظ میکوشد میان این دو ساحت پیوند برقرار کند و از انسانی سخن بگوید که هم به معنویت توجه دارد و هم زندگی مادی را به رسمیت میشناسد.
عشق و کرامت انسانی؛ آموزههای ماندگار حافظ
شریفی با تأکید بر اینکه مفاهیم انسانی موجود در شعر حافظ با نیازهای روانی و اجتماعی انسان معاصر ارتباط دارد، گفت: عشق، محبت، وفاداری، همدلی و توانایی تحمل یکدیگر از جمله موضوعاتی هستند که در شعر حافظ مورد توجه قرار گرفتهاند و امروز نیز میتوانند در بهبود روابط انسانی نقش داشته باشند.
وی با اشاره به بیت «وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم / که در طریقت ما کافریست رنجیدن»، اظهار کرد: این نگاه بر اهمیت مدارا، محبت و حفظ پیوندهای انسانی تأکید دارد. امروزه نیز در مباحث مرتبط با سلامت روان و روابط اجتماعی، بر ضرورت شفقت، عشقورزی، همدلی و احترام به دیگران تأکید میشود؛ بنابراین، بسیاری از آموزههای حافظ همچنان قابلیت طرح و استفاده در زندگی امروز را دارند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه در اندیشه حافظ، انسان از کرامت و جایگاه والایی برخوردار است، ادامه داد: حافظ بارها به انسان یادآوری میکند که نباید جایگاه خود را فراموش کند و اجازه دهد تحقیر و ناامیدی بر زندگیاش غلبه کند. ابیاتی مانند «تو را ز کنگره عرش میزنند صفیر / ندانمت که در این دامگه چه افتادست» بیانگر همین نگاه به شأن و منزلت انسان است.
وی اضافه کرد: نیاز به دیدهشدن، برخورداری از احترام، حفظ کرامت و داشتن جایگاه اجتماعی از دغدغههای همیشگی انسان بوده است. حافظ نیز با زبان شعر به این نیازها توجه میکند و انسان را به شناخت ارزش وجودی خود فرامیخواند.
شریفی با اشاره به جهانشمولی اندیشه حافظ، خاطرنشان کرد: در بسیاری از آموزههای او، ارزش انسان به جنسیت، سن، رنگ پوست یا وابستگیهای مذهبی محدود نمیشود. در چنین نگاهی، انسان بهعنوان موجودی برخوردار از کرامت و ظرفیت عشقورزی مورد توجه قرار میگیرد؛ از همین رو، شعر حافظ قابلیت برقراری ارتباط با انسانهایی از فرهنگها و باورهای مختلف را دارد.
ادبیات فارسی؛ پلی میان معنویت و طبیعت
وی با بیان اینکه نگاه حافظ به جهان، تنها به روابط میان انسانها محدود نمیشود، گفت: در شعر او میتوان نوعی پیوند میان انسان، طبیعت و جهان هستی مشاهده کرد؛ نگاهی که به انسان یادآوری میکند در برابر جهان پیرامون خود مسئولیت دارد و نباید ارتباطش را با طبیعت و زیباییهای زندگی از دست بدهد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلیسینا همدان افزود: چنین نگرشی میتواند در روزگار کنونی که انسان با مسائل گوناگون اجتماعی، روانی و زیستمحیطی روبهروست، مورد توجه قرار گیرد. ادبیات کلاسیک فارسی ظرفیت آن را دارد که مفاهیم اخلاقی و انسانی را با زبانی هنری و اثرگذار به مخاطب منتقل کند.
برای ارتباط نسل جوان با دین، از ادبیات کمک بگیریم
شریفی در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به ظرفیت آثار ادبی کلاسیک در انتقال مفاهیم دینی و اخلاقی، اظهار کرد: یکی از ویژگیهای مهم حافظ این است که با قرآن و معارف دینی آشنایی عمیقی داشته و توانسته است مفاهیم معنوی را در قالب شعر و با زبانی هنرمندانه بیان کند. به همین دلیل، درک لایههای عمیق شعر او میتواند به شناخت بهتر برخی مفاهیم دینی و اخلاقی کمک کند.
وی با بیان اینکه انتقال مفاهیم دینی به نسل جوان نیازمند توجه به شیوههای مؤثر و متناسب با نیازهای مخاطب است، افزود: اگر هدف، ایجاد ارتباطی عمیقتر میان جوانان و باورهای دینی باشد، باید از ظرفیت آثاری مانند غزلیات حافظ، مثنوی مولانا و بوستان و گلستان سعدی بیشتر استفاده کرد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: شاعران بزرگ فارسی در روزگار خود با معارف قرآنی، روایات و سنتهای دینی آشنایی داشتند و در عین حال، شناخت عمیقی از روحیات و نیازهای مردم ارائه میکردند. همین شناخت به آنها امکان میداد مفاهیم پیچیده اخلاقی و معنوی را در قالبهایی تأثیرگذار و ماندگار بیان کنند.
شریفی با اشاره به شخصیتهایی مانند محمدتقی جعفری، مرتضی مطهری و علامه طباطبایی، گفت: در آثار و اندیشه این متفکران نیز میتوان توجه جدی به ادبیات و ظرفیتهای آن برای تبیین مفاهیم دینی را مشاهده کرد. این رویکرد نشان میدهد که ادبیات فارسی میتواند در کنار دیگر ابزارهای آموزشی و فرهنگی، زمینه انتقال عمیقتر مفاهیم اخلاقی و معنوی را فراهم کند.
وی تأکید کرد: اگر مفاهیم دینی صرفاً در قالبی ظاهری و بدون توجه به لایههای عمیق و انسانی آنها ارائه شوند، ممکن است ارتباط مؤثری با نسل جدید برقرار نکنند؛ در حالی که بهرهگیری از زبان هنری و ظرفیتهای ادبیات میتواند زمینه درک بهتر این مفاهیم را فراهم کند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلیسینا همدان با تأکید بر ضرورت بازگشت جدی به میراث ادبی ایران، خاطرنشان کرد: ادبیات فارسی تنها مجموعهای از آثار تاریخی نیست، بلکه سرمایهای زنده برای شناخت انسان، تقویت روابط اجتماعی، انتقال مفاهیم اخلاقی و معرفی هویت ایرانی به جهان است. اگر این سرمایه بهدرستی شناخته و در آموزش و فرهنگ عمومی به کار گرفته شود، میتواند همچنان در زندگی نسل امروز نقشآفرین باشد.
انتهای پیام
