سمیه حقی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تغییرات ساختاری ناشی از گذار جامعه سنتی به مدرن، اظهار کرد: جامعهشناسان این تحول را در قالب گذار از خانواده گسترده به خانواده هستهای و نهادینه شدن فردگرایی توضیح میدهند.
وی افزود: در سطح کلان، گسترش شهرنشینی، صنعتیشدن و مهاجرت به کلانشهرها برای یافتن شغل، موجب فاصله گرفتن افراد از شبکههای خویشاوندی شده است. همزمان با شکلگیری نهادهای رسمی رفاهی، بیمهها، نظام تأمین اجتماعی، مهدکودکها و خانههای سالمندان نیز بخشی از وظایف سنتی خانواده گسترده را بر عهده گرفتهاند و در نتیجه، ضرورت اتکای افراد به شبکههای خویشاوندی برای تأمین امنیت اقتصادی و عاطفی کاهش یافته است.
تجاریشدن مراقبت و تغییر مناسبات خانوادگی
این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان ادامه داد: از سوی دیگر، تسلط منطق بازار، تجاریشدن مراقبت، فشارهای اقتصادی ناشی از تورم و مصرفگرایی، پیوندهای عاطفی و اجتماعی گذشته را دستخوش تغییر کرده است.
حقی با اشاره به افزایش مشارکت اقتصادی زنان و تغییر نقشهای جنسیتی، بیان کرد: افزایش اشتغال و تغییر نقشهای سنتی، در کنار هزینه بالای حفظ تعاملات سنتی و کمبود زمان، امکان تداوم روابط خویشاوندی و ارائه خدمات متقابل را که یکی از پایههای اصلی بازتولید این روابط است، بهشدت کاهش داده است.
وی افزود: در چنین شرایطی، با رشد فردگرایی و افزایش استقلال مالی افراد، روابط خویشاوندی از حالت تعهد الزامآور و کارکردی خارج شده و به روابطی مشروط، انتخابی و گاه ابزاری تبدیل میشوند. در صورت ناسازگاری این روابط با سبک زندگی یا منافع فردی نیز امکان انزوا، گسست ارتباطی و فرسایش کارکرد حمایتی آنها افزایش مییابد.
کلانشهرها و گسترش روابط سطحی
این دکترای جامعهشناسی با اشاره به گسترش سبک زندگی فردگرایانه در کلانشهرها، تصریح کرد: در این فضا، پیوندهای پایدار اجتماعی مبتنی بر «همبستگی جمعی» به سمت «خودمختاری فردی» حرکت کردهاند. زندگی در کلانشهرها زمینه تعاملات متکثر و چندگانه را فراهم میکند، اما بخشی از این روابط سطحی، گذرا و غیرشخصی هستند.
وی افزود: زیمل این روند را نتیجه غلبه نگرش «دلمرده و حسابگرانه» انسان شهری میداند. در چنین فضایی، افراد برای حفظ استقلال فردی و کاهش هزینههای تعهد، از شبکههای سنتی خویشاوندی و محلهای فاصله میگیرند، اما جایگزین شدن شبکههای دوستی مدرن، ناپایدار و گذرا به جای روابط چهرهبهچهره و عمیق، میتواند فرد را در معرض انزوای اجتماعی قرار دهد.
حقی ادامه داد: حاکمیت منطق بازار بر سبک زندگی افراد نیز مسئولیت تأمین رفاه، موفقیت، شکست و حتی امنیت روانی را بیش از گذشته متوجه خود فرد میکند. در این شرایط، وابستگی به دیگران ممکن است از سوی فرد بهعنوان نشانه ضعف یا مانعی برای پیشرفت شغلی و تحصیلی تلقی شود.
مصرفگرایی و کاهش فرصت برای روابط عاطفی
وی با اشاره به پیامدهای مصرفگرایی و رقابت در کلانشهرها، گفت: ساعات کاری طولانی و کمبود زمان، فرصت لازم برای برقراری ارتباطات عاطفی و سرمایهگذاری بر روابط اجتماعی را کاهش داده است. در نتیجه، با وجود افزایش آزادی انتخاب در تعاملات اجتماعی، پیوندهای معنادار و حمایتگر اجتماعی میتوانند کاهش یافته و تنهایی مزمن و اضطراب وجودی افزایش یابد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان با بیان اینکه تنهایی مزمن و از دست رفتن پیوندهای خانوادگی میتواند امنیت روانی افراد را تحت تأثیر قرار دهد، اظهار کرد: خانواده برای بسیاری از افراد نخستین محل دریافت حمایت عاطفی و تخلیه فشارهای روانی است و تضعیف این پناهگاه میتواند توان افراد را برای مقابله با فشارهای روزمره کاهش دهد.
حقی ادامه داد: نداشتن یک تکیهگاه بدون قید و شرط ممکن است احساس ناامنی را افزایش داده و مدیریت هیجانات را دشوارتر کند. در چنین شرایطی، زمینه برای افزایش احساس بیارزشی، اضطراب و مشکلات مرتبط با سلامت روان فراهم میشود.
تنهایی و گرایش به رفتارهای آسیبرسان
وی با اشاره به پیامدهای گسست پیوندهای عاطفی عمیق، گفت: افراد برای پر کردن خلأ ناشی از تنهایی ممکن است به دنبال راههای جایگزین باشند و برخی رفتارهای آسیبرسان، از جمله مصرف مواد، استفاده افراطی از فضای مجازی یا رفتارهای پرخطر، میتواند بهعنوان تلاشی برای فرار از درد ناشی از انزوا و دستیابی به لذتهای کوتاهمدت ظاهر شود.
این دکترای جامعهشناسی افزود: هنگامی که فرد احساس میکند از سوی «دیگری مهم» دیده یا حمایت نمیشود، ممکن است دلبستگیهای اجتماعی او کاهش یابد و بازداریهای درونی در برابر برخی رفتارهای خودتخریبی تضعیف شود. از این منظر، تضعیف پیوندهای خانوادگی و اجتماعی میتواند یکی از عوامل مؤثر در شکلگیری برخی آسیبهای اجتماعی و بحرانهای سلامت عمومی باشد.
ضرورت تقویت اجتماعات محلهمحور
حقی با تأکید بر ضرورت بازسازی زیست جمعی برای مقابله با بحران تنهایی، گفت: برای مهار این بحران، باید از اتکای صرف به شبکههای سنتی خویشاوندی عبور کرده و در کنار آنها، به بازتولید سرمایه اجتماعی از طریق تقویت نهادهای مدنی و اجتماعات محلهمحور توجه کرد.
وی ادامه داد: جامعه میتواند با توسعه مفهوم «خویشاوندی برگزیده»، شبکههای داوطلبانهای مانند «خانوادههای انتخابی» ایجاد کند؛ یعنی گروههایی از دوستان و افراد نزدیک که بر اساس علایق و نیازهای مشترک در کنار یکدیگر قرار میگیرند و نقش حمایتی مشابه اعضای خانواده را ایفا میکنند.
حقی افزود: شکلگیری چنین شبکههایی میتواند زیرساختهای حمایتی جدیدی ایجاد کند؛ برای مثال، افرادی که برای حل یک مسئله مشترک مانند نگهداری از سالمندان، آموزش کودکان یا فعالیتهای خیریه در کنار یکدیگر قرار میگیرند، علاوه بر حل مسئله، احساس تعلق و حمایت اجتماعی را نیز تجربه میکنند.
بازطراحی فضاهای شهری برای تقویت روابط اجتماعی
وی با تأکید بر اهمیت ایجاد فضاهای عمومی و کمهزینه برای تعاملات اجتماعی، اظهار کرد: پایداری نهادهای مدنی و شبکههای اجتماعی جدید، به بازطراحی فضاهای شهری برای دیدارهای حضوری و بدون هزینه نیاز دارد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان گفت: ایجاد فضاهای عمومی رایگان و دسترسپذیر مانند خانههای فرهنگ محله، باشگاههای ورزشی و هنری و کارگاههای هنری، فرصتهایی ساختاریافته برای تعامل چهرهبهچهره، همدلی بینفردی و خروج از انزوای فردگرایانه فراهم میکند.
حقی تصریح کرد: سازوکارهای مشارکتی با انتقال بخشی از مسئولیت مراقبت عاطفی و اجتماعی از سطح فرد به جامعه محلی، میتوانند احساس تعلق جمعی و امنیت اجتماعی را تقویت کرده و شبکهای منعطف و پایدار در برابر آسیبهای روانی ناشی از گسست پیوندهای خویشاوندی ایجاد کنند.
انتهای پیام
