اینکه حافظ چگونه توانسته پس از گذشت هفت قرن، همچنان در جان و زبان ایرانیان زنده بماند، اینکه چرا دیوان او در کنار قرآن کریم، جایگاهی ویژه در فرهنگ و آیینهای ایرانی دارد و اینکه چه رازی در پس غزلهای حافظ نهفته که هم در اوج زیبایی و فصاحت قرار دارند و هم سرشار از مفاهیم عرفانی، اخلاقی و اجتماعیاند؟ همه و همه سئوالاتی است که پاسخ به آنها موجب شناخت ژرفترمان از خواجه شیراز خواهد شد.
دکتر علیرضا شهرستانی مدرس دانشگاه و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، به مناسبت ۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظ، در گفتوگو با ایسنا، با بازخوانی دیدگاههای امام شهید درباره خواجه شیراز، از پیوند شگفتانگیز هنر و عرفان در غزل حافظ، جایگاه قرآن در اندیشه او، فلسفه رندی و مبارزه با ریاکاری و راز ماندگاری دیوانی سخن میگوید که با وجود حجم نسبتاً اندک، یکی از بلندترین قلههای ادبیات فارسی به شمار میرود.
حافظ چگونه به خلوت ایرانیان راه یافت؟
ایسنا: شاعران بزرگی در تاریخ ادبیات فارسی ظهور کردهاند، اما به نظر میرسد حافظ جایگاهی متفاوت دارد. دیوان او نهفقط در کتابخانهها، بلکه در خانهها، آیینها و حتی تصمیمها و امیدهای مردم حضور دارد. راز این پیوند عمیق چیست؟
شهرستانی: برای شناخت جایگاه حافظ باید از مرزهای نقد صرفاً ادبی فراتر برویم. حافظ برای ایرانیان تنها آفریننده غزلهای زیبا نیست. او به بخشی از حافظه تاریخی، هویت فرهنگی و زندگی معنوی این سرزمین تبدیل شده است.
کمتر شاعری را میتوان یافت که آثارش تا این اندازه با زندگی روزمره مردم پیوند خورده باشد. ایرانیان در طول سدهها، دیوان حافظ را در کنار قرآن کریم، از عزیزترین کتابهای خانه خود دانستهاند. در شب یلدا، هنگام تحویل سال و بر سفره هفتسین، دیوان خواجه حضوری آشنا دارد. مردم در لحظههای امید و انتظار، با تفأل به شعر او گویی به گفتوگویی صمیمانه با میراث معنوی خود مینشینند.
این حضور ماندگار اتفاقی نیست. حافظ توانسته عمیقترین مفاهیم انسانی، از عشق و امید گرفته تا ایمان، حقیقتجویی و آزادگی را در زبانی بیان کند که هم دلنشین است و هم اندیشهبرانگیز.
به همین دلیل حافظ تنها شاعر یک دوران تاریخی نیست؛ او همسخن نسلهای پیاپی ایرانیان است. شاید بتوان گفت دیوان حافظ از معدود آثار ادبی است که از کتابخانه به زندگی مردم راه یافته و در آن ماندگار شده است.
حافظ را آنگونه که باید شناختهایم؟
ایسنا: آیا شناخت عمومی ما از حافظ به اندازه شهرت او عمیق است؟ بهویژه آن که گاه شعر او صرفاً از منظر زیباییهای زبانی خوانده میشود و گاه تنها بر مفاهیم عرفانی آن تأکید میکنند.
شهرستانی: اتفاقاً یکی از مهمترین مسائل حافظپژوهی همین است. حافظ شاعری نیست که بتوان با یک نگاه و از یک زاویه به حقیقت اندیشه او نزدیک شد.
برخی خوانشها چنان در صنایع ادبی و ظرافتهای لفظی متوقف میشوند که گویی شعر حافظ چیزی جز هنرنمایی با واژگان نیست. در مقابل، گاهی نیز چنان بر تأویلهای عرفانی تأکید میشود که ساختار هنری و نبوغ زبانی او به حاشیه میرود، در حالیکه عظمت حافظ دقیقاً در پیوند همین دو ساحت است. او اندیشهای عمیق را در زیباترین صورت ممکن بیان میکند. در غزل حافظ، لفظ و معنا دو عنصر جداگانه نیستند، بلکه به یکدیگر جان میبخشند.
از این منظر، بازخوانی دیدگاههای امام شهید درباره حافظ اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ زیرا در این نگاه، هم جایگاه فنی و هنری شعر خواجه مورد توجه است و هم پیوند آن با معارف قرآنی، اندیشه توحیدی و آموزههای دینی.
چرا امام شهید حافظ را «درخشانترین ستاره فرهنگ فارسی» نامیدند؟
ایسنا: یکی از مهمترین سخنرانیها درباره حافظ، بیانات امام شهید در کنگره جهانی حافظ در سال ۱۳۶۷ است. چه نکتهای در آن سخنان وجود دارد که همچنان برای حافظپژوهان قابل تأمل است؟
شهرستانی: آن سخنرانی از این جهت اهمیت دارد که با وجود ستایش جایگاه ممتاز حافظ، بر ضرورت شناخت عمیقتر او نیز تأکید میکند.
امام شهید در آیین گشایش کنگره جهانی حافظ، این شاعر را «درخشانترین ستاره فرهنگ فارسی» نامیدند و در عین حال یادآور شدند که حافظ حتی در سرزمین خود و در میان اهل زبان و معرفت نیز همچنان بهدرستی شناخته نشده است.
این نکته بسیار مهم است. شهرت یک شاعر لزوماً به معنای شناخت اندیشه او نیست. ممکن است غزلهای حافظ را از حفظ بخوانیم، به آنها تفأل بزنیم و از زیباییشان لذت ببریم، اما هنوز به همه لایههای فکری و هنری آنها راه نیافته باشیم.
در تحلیل ایشان، یکی از برجستهترین ویژگیهای حافظ، سلامت، استحکام و فصاحت کمنظیر زبان اوست. واژگان در شعر خواجه چنان دقیق و سنجیده کنار یکدیگر قرار گرفتهاند که گویی هیچ کلمهای را نمیتوان بهآسانی جابهجا کرد.
حافظ در عین ایجاز، جهانی از تصویر و معنا میآفریند. او میتواند در یک بیت، عاطفه، اندیشه، موسیقی و تصویر را به شکلی هماهنگ گرد آورد.
هنر حافظ فقط این نیست که سخنی زیبا میگوید؛ شگفتی کار او در این است که اندیشهای ژرف را به زبانی میآفریند که خود به بخشی از زیبایی آن اندیشه تبدیل میشود.
آیا میتوان حافظ را شاعری صرفاً عاشقانهسرا دانست؟
ایسنا: برخی مخاطبان، حافظ را بیشتر با می، معشوق و مضامین عاشقانه میشناسند. در مقابل، گروهی بر شخصیت عرفانی او تأکید دارند. امام شهید در این زمینه چه برداشتی از جهان فکری حافظ ارائه میکنند؟
شهرستانی: یکی از نکات اساسی در دیدگاه ایشان، پرهیز از تقلیل شخصیت حافظ به شاعری صرفاً اهل عشرت و سرگرمی است.
البته زبان حافظ، زبانی سرشار از استعاره، ایهام و نماد است و نمیتوان همه غزلهای او را با یک برداشت ثابت تفسیر کرد؛ اما نادیده گرفتن ریشههای قرآنی و عرفانی اندیشه او نیز شناختی ناقص به دست میدهد.
حافظ با قرآن پیوندی عمیق داشت و این پیوند را خود در شعرش آشکار کرده است:
عشقت رسد به فریاد، ار خود بهسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
این بیت تنها اشارهای به آشنایی شاعر با قرآن نیست؛ بلکه نشانهای از جایگاه این متن مقدس در جهان فکری و زبانی اوست.
در خوانش امام شهید، حافظ شاعری است که مفاهیم معنوی و عرفانی در عمق اندیشه او حضور دارند. از همین رو نمیتوان زبان نمادین او را بدون توجه به زمینههای معرفتی و فرهنگیاش تفسیر کرد.
به بیان دیگر اگر تنها به ظاهر برخی واژگان بسنده کنیم، ممکن است از حقیقت بسیاری از غزلها فاصله بگیریم. هنر حافظ در آن است که از ظرفیت زبان شعر برای بیان تجربهها و مفاهیمی بهره میگیرد که گاه بیان مستقیم آنها دشوار است.
رند حافظ کیست؛ خوشگذران یا حقیقتجو؟
ایسنا: یکی از بحثبرانگیزترین شخصیتهای شعر حافظ «رند» است؛ شخصیتی که گاهی درست در نقطه مقابل زاهد و واعظ قرار میگیرد. آیا رندی در اندیشه حافظ نوعی بیقیدی است یا معنایی عمیقتر دارد؟
شهرستانی: برای پاسخ به این پرسش باید به فضای فکری و اجتماعی روزگار حافظ توجه کنیم.
حافظ در دورانی زندگی میکرد که تناقض میان ظاهر و باطن، یکی از مسائل مهم جامعه بود. در چنین فضایی، او با زبانی کنایهآمیز و گاه تند، رفتار کسانی را نقد میکرد که در ظاهر مدعی زهد و پاکی بودند، اما در عمل از حقیقت اخلاقی و معنوی فاصله داشتند.
در این چارچوب، «رند» در بسیاری از غزلهای حافظ شخصیتی است که به ظاهرسازی تن نمیدهد و در برابر تظاهر و سالوس میایستد.
امام شهید نیز در بازخوانی اندیشه حافظ، بر همین وجه حقیقتجویانه و ضدریاکارانه تأکید کردهاند.
نکته مهم این است که اعتراض حافظ، لزوماً اعتراض به دینداری نیست؛ بلکه نقد کسانی است که دین و اخلاق را به ابزاری برای کسب منفعت و اعتبار اجتماعی تبدیل میکنند. از این منظر، رندی حافظ را میتوان نوعی آزادگی در برابر تظاهر دانست.
حافظ با ایمان سر ستیز ندارد. مسئله او کسانی هستند که در پوشش ایمان، حقیقت و صداقت را قربانی منافع خود میکنند.
همین ویژگی باعث شده است نقد اجتماعی حافظ، محدود به قرن هشتم باقی نماند. مسئله ریاکاری و فاصله گرفتن ظاهر از باطن، مسئلهای است که در دورههای مختلف تاریخ تکرار میشود و به همین دلیل، سخن حافظ همچنان برای انسان امروز قابل فهم و تأمل است.
چرا حافظ با آن همه نبوغ، دیوانی نسبتاً کمحجم دارد؟
ایسنا: امام شهید در دیدار سال ۱۳۸۰ با ادیبان خراسان، به پرسشی درباره حجم محدود دیوان حافظ پرداختند. واقعاً چرا شاعری با آن توانایی شگفت، آثار نسبتاً اندکی از خود به جا گذاشته است؟
شهرستانی: این از نکات بسیار تأملبرانگیز در بررسی شخصیت هنری حافظ است.
وقتی آثار شاعران بزرگ ادبیات فارسی را کنار هم قرار میدهیم، درمییابیم که حجم دیوان حافظ در مقایسه با آثار بسیاری از آنان محدودتر است. با وجود این، تأثیرگذاری شعر او چنان گسترده بوده که قرنهاست در اوج ادبیات فارسی قرار دارد.
امام شهید در آن دیدار، به این پرسش پرداختند که چگونه شاعری با چنین استعداد و قریحهای، تنها حدود پانصد غزل از خود به یادگار گذاشته است.
در تبیین ایشان، یکی از پاسخهای قابل توجه، سختگیری حافظ در انتخاب و پرداخت اشعار خویش است. اینکه شاعر به هر سرودهای رضایت نمیداده و برای رسیدن به کلامی استوار و زیبا، حساسیتی کمنظیر داشته است.
البته از منظر پژوهش تاریخی، درباره شمار دقیق غزلهای اصیل و چگونگی تدوین دیوان حافظ همچنان بحثهایی وجود دارد، اما اصل این نکته که شعر حافظ از تراکم معنایی و پرداخت هنری چشمگیری برخوردار است، اهمیت فراوانی دارد.
این نگاه، درس بزرگی برای نویسندگان، شاعران و حتی پژوهشگران امروز دارد. ارزش آفرینش فکری را نباید تنها با تعداد صفحات، شمار آثار یا حجم تولیدات سنجید. گاهی یک بیت سنجیده و ماندگار، از صدها صفحه سخن کممایه اثرگذارتر است. حافظ به ما میآموزد که ماندگاری اثر، بیش از آنکه به حجم آن وابسته باشد، به عمق اندیشه و کیفیت آفرینش بستگی دارد.
حافظ برای نسل امروز چه پیامی دارد؟
ایسنا: در روزگاری که زبان و ادبیات فارسی با تحولات سریع فرهنگی و رسانهای روبهروست، بازخوانی حافظ و دیدگاههای امام شهید درباره او چه ضرورتی دارد؟ آیا این بازخوانی فراتر از یک بحث تاریخی و ادبی، پیامی برای امروز ما نیز دارد؟
شهرستانی: بزرگداشت حافظ نباید تنها به برگزاری مراسم، قرائت چند غزل یا یادآوری عظمت تاریخی او محدود شود.
اگر حافظ را درست بشناسیم، درمییابیم که با میراثی زنده روبهرو هستیم، میراثی که میتواند در تقویت زبان فارسی، گسترش اندیشه انتقادی، ترویج اخلاق و تعمیق شناخت فرهنگی و معنوی جامعه نقش داشته باشد.
بازخوانی دیدگاههای امام شهید نیز از این جهت اهمیت دارد که ما را به شناخت توأمان زیبایی هنری و عمق معرفتی شعر حافظ دعوت میکند.
حافظ به ما یادآوری میکند که زیبایی زبان و ژرفای اندیشه میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند، همانگونه که پایبندی به ارزشهای معنوی، با آزادگی، حقیقتطلبی و نقد ریاکاری منافاتی ندارد.
از سوی دیگر، در شرایطی که نسل جوان با انبوهی از محتواهای گذرا مواجه است، معرفی دقیق و جذاب میراث ادبی فارسی ضرورتی دو چندان دارد. ما باید حافظ را از محدوده شرحهای دشوار و مناسبتهای تشریفاتی بیرون بیاوریم و او را با زبانی روشن و علمی به نسل جدید معرفی کنیم.
یکی از مشهورترین ابیات حافظ، بهخوبی میتواند بیانگر اهمیت شناخت سرمایههای فرهنگی و معنوی خویش باشد:
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
این بیت یادآور حقیقتی عمیق است. گاهی در جستوجوی ارزشهایی دوردست هستیم، در حالی که گنجینهای گرانبها در میراث خود داریم.
به باور من، وظیفه امروز دانشگاهیان، پژوهشگران و اهل قلم آن است که حافظ را نه در حصار ستایشهای تکراری، بلکه از مسیر پژوهش دقیق، خوانش انتقادی و شناخت همهجانبه به جامعه معرفی کنند.
حافظ فقط افتخار گذشته ما نیست؛ او بخشی از توان فرهنگی امروز و فردای ایران است. تا زمانی که زبان فارسی زنده است و انسان به دنبال عشق، حقیقت، آزادگی و معنا میگردد، سخن حافظ نیز شنیدنی خواهد ماند.
انتهای پیام
