دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ | ۱۳:۳۵
یک تحلیلگر مسائل منطقه: خاموش کردن آتش اختلاف افغانستان و پاکستان توسط ایران، یک ضرورت است

یک تحلیلگر مسائل منطقه: خاموش کردن آتش اختلاف افغانستان و پاکستان توسط ایران، یک ضرورت است

خراسان رضوی (ایسنا) - یک تحلیلگر مسائل افغانستان با هشدار درباره سرریز ناامنی منازعه پاکستان و افغانستان به ایران، بر لزوم میانجی‌گری فوری تهران میان دو کشور تاکید و تصریح کرد: در شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی همه چیز در منطقه را رصد می‌کنند و هر کشور به دنبال منافع خاص خودش است، باید ایجاد ثبات و امنیت راهبرد موثر ایران باشد.

غلام‌حیدر ابراهیم‌بای‌سلامی در گفت‌وگو با ایسنا در تشریح علل لاینحل ماندن منازعات میان پاکستان و افغانستان، اظهار کرد: اختلاف تاریخی عمیقی به دلیل مسئله خط دیورند میان دو کشور وجود دارد و در نگرش مردم افغانستان این فرضیه را تقویت کرده است که پاکستان نمی‌خواهد در افغانستان امنیت و آرامش حکمفرما باشد. فرض سیاسی نخبگان و صاحب‌نظران افغانستان این است که همیشه این کشور از ناحیه پاکستان دچار تنش می‌شود تا زخم تاریخی خط مرزی دیورند پوشش داده شود.

وی ریشه این منازعات را معطوف به سال ۱۸۹۳ دانست و اضافه کرد: در این سال میان حاکم افغانستان، عبدالرحمن خان و دولت انگلیس توافق شد تا خط دیورند کشیده و بخشی از خاک افغانستان شامل پیشاور و پشتونستان تحت حاکمیت بریتانیا و مقررات کمپانی هند شرقی درآید. پاکستان امروزی بعد از ۵۴ سال از ترسیم خط دیورند بین افغانستان و انگلیس با جدایی از کشور هند تشکیل شد و اعلام کرد دیورند خط مرزی این کشور تازه‌تاسیس است و حاکمیت بر این منطقه به پاکستان تعلق دارد. افغانستان نیز هیچ‌گاه خط دیورند را به عنوان مرز نپذیرفت، زیرا با وجود این مرز جدایی و تفرقه قومی میان پشتون‌ها ایجاد می‌شد و بدین ترتیب نزدیک به ۲۰ میلیون پشتون در خارج از افغانستان و در خاک پاکستان قرار می‌گرفتند که امروزه این رقم نیز افزایش یافته است.

‎این تحلیلگر مسائل افغانستان با بیان اینکه افغانستان خط دیورند را یک قرار موقت می‌داند که مختص به همان زمان بوده است و مدت آن آن قرار پایان یافته، افزود: این مسئله کاملا جدی، ارزشی و مبتنی بر هویت ملی در بین نخبگان قوم پشتون افغانستان مطرح است و آنها اجازه نمی‌دهند حداقل در نظر، هیچگونه مماشاتی در این رابطه صورت گیرد. افغان‌ها معتقدند خط دیورند هر زمان که میسر شد، باید حذف شود و پشتونستان اصلی شامل پیشاور که بخشی از افغانستان است مجددا احیا و به افغانستان برگردد. این امر ژئوپلیتیکی تاریخی باعث شده همواره دولت‌های پاکستان یکی پس از دیگری، از جانب کابل نگران باشند.
‎
سلامی با اشاره به برتری امکانات نظامی پاکستان بر افغانستان و برخورداری آن از سطوح علمی، اقتصادی، ارتش قوی، مدرن و دسترسی به آب‌های آزاد، گفت: همیشه مقامات پاکستان از طریق سرویس‌های مخفی، گروه‌های مختلف مذهبی و حتی تربیت طالبان در بیش از ۴۰۰۰ مدرسه علمیه موجود در آن کشور، به هر شکل شده افغانستان را ناامن نگه داشته است. اخیرا این اختلافات جدی ریشه‌دار، باعث شده گروه‌های مسلح و تروریستی در دو سوی مرزها فعال شوند و اسلام آباد فعالیت گروه تندروی «تحریک طالبان پاکستان» مستقر در افغانستان را متهم به بمب‌گذاری، ناامنی و تعدی به حاکمیت پاکستان کند.
‎
وی در خصوص تاثیر رقابت و هم افزایی کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای در این منازعه، بیان کرد: در سال‌های پیش از این نیز تکرار کرده‌ام برعکس نظرات رایج که طالبان را وابسته به آمریکا معرفی می کنند جنبش طالبان در اصل توسط روس‌ها تشکل یافته و در ذات فعالیت خود حاصل کار روسیه است، کما اینکه روسیه نیز نخستین و تنها کشوری است که حکومت طالبان را به رسمیت شناخته است. طالبان در دهه ۷۰ حکومت اسلامی استاد ربانی را که مقداری گرایش آمریکایی داشت سرنگون کرد و فجایع عظیمی برجای گذاشت. پس از ۱۱ سپتامبر با حملات وسیع آمریکایی‌ها، طالبان از افغانستان خارج شد ولی مجددا با سازماندهی و حمایت های پنهان روسیه طالبان از دوحه قطر برخاست و بدون درگیری و یا جنگ قابل ملاحظه‌ای، افغانستان توسط طالبان اشغال شد.

‎این تحلیلگر مسائل افغانستان با اشاره به میانجی‌گری اخیر روسیه در قالب «فرمت مسکو»، افزود: بازیگر اصلی سیاست خارجی در افغانستان، روسیه است و هیچگاه نمی‌خواهد افغانستان را از دست بدهد. تجربه تلخ شکست حکومت کمونیستی و دولت‌های وابسته به آن از دوره نورمحمد ترکی تا دولت دکتر نجیب در گذشته باعث شده روسیه ترجیح دهد به صورت مخفیانه در این کشور بمانند. هدف روسیه از میانجی‌گری در منازعه اخیر دو کشور هم این بوده که به طور توأمان کابل و اسلام‌آباد را به خود وابسته کند و بهره‌برداری دیپلماتیک نیز داشته باشد.
‎
سلامی با اشاره به همکاری‌های جدی چین با پاکستان و افغانستان، اظهار کرد: چین با پاکستان فعالیت‌های اقتصادی مشترکی را در گوادر، کراچی، کویته و مسیرهای کریدوری منتهی به آب‌های اقیانوسی آغاز کرده‌ و در افغانستان برنامه فعالیت‌هایی از جمله، معدن مس لوگر و عینک دارد. اما چین هیچگاه در روابط تجاری‌اش افغانستان را به جمعیت انبوه پاکستان ترجیح نداده است. از سوی دیگر عربستان با رویکرد عقیدتی به این منطقه ورود کرده است. ریاض به واسطه گروه عرب-افغانها ارتباطات خوبی با هر دو کشور پاکستان و افغانستان دارد و با رویکرد عقیدتی بیشتر به فعالیت پرداخته است.

‎وی در ادامه به تأثیرات این منازعه بر روابط ایران با این دو کشور اشاره و اظهار کرد: با گسترش این منازعه، ناامنی و تهدیدات مرزی در جنوب‌شرقی ایران افزایش می‌یابد. اخراج مهاجران بیشتر از پاکستان، انسداد و تهدیدات مرزی، تشدید مهاجرت، توقف تولید و تجارت و از هم پاشیدن خانواده‌های دو سوی مرز، از جمله تهدیداتی است که برای افغانستان وجود دارد و این امر بر جنوب‌شرق ایران به شدت موثر است. از سوی دیگر فرصت‌های دیپلماتیک و فرصت‌های اقتصادی برای ایران ایجاد شده است. اخیرا موقعیت ژئواکونومیک بندر چابهار به شدت اهمیت یافته و این بندر می‌تواند در ایجاد کریدور ترانزیتی بین کشورهای متصل به اقیانوس‌ها و دریاهای آزاد نقش مهمی داشته باشد.
‎
این تحلیلگر مسائل افغانستان با اشاره به ضرورت میانجی‌گری ایران میان کابل و اسلام‌آباد برای ایجاد آرامش و صلح، گفت: ما بیش از ۹۴۵ کیلومتر با افغانستان مرز مشترک داریم، دارای گذرگاه‌هایی مانند دوغارون و یزدان و زابل هستیم و پیوستگی این کشور همیشه نسبت به ایران مثل ارتباط دو شاخه‌های یک درخت بوده است. در دو جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز علیه کشورمان با تمام انتقاداتی که بر طالبان وارد است، این گروه اجازه ندادند دشمن از خاک افغانستان علیه ایران استفاده کند و مردم افغان حمایت خود از ملت ایران را اعلام کردند. در سوی دیگر ماجرا، پاکستان هم برای ایران اهمیت دارد؛ در جنگ اخیر با آمریکا، این کشور میانجی‌گری را به عهده داشت و تفاهم نامه اسلام آباد نشان از نقش، نفوذ و اعتبار و اهمیت پاکستان در ایران دارد.
‎
سلامی ادامه داد: ایران باید از فرصت‌های دیپلماتیک و اقتصادی استفاده کند. ایجاد صلح و آرامش میان این دو کشور باید هدف اصلی ایران باشد. بالاخره هر دو کشور برادر و همسایه ما هستند و هرچه در این منطقه ناامنی ایجاد شود، امنیت ایران هم تهدید می‌شود. در این شرایط که آمریکا و رژیم صهیونیستی همه چیز را رصد می‌کنند و روس‌ها به منافع خاص خود می‌اندیشند، باید ایجاد امنیت و ثبات در منطقه راهبرد موثر ایران باشد. ایران باید میانجی‌گری و از طرق دیپلماتیک، دو کشور را به هم نزدیک کند. ما باید منویات دو طرف را به گونه‌ای مدیریت کنیم که ثبات به منطقه برگردد. به هر حال در غرب آسیا، از هر سو کسی کشته شود، صاحب عزا ایران است. لذا امید است که این کشورها از درگیری مسائل ژئوپلیتیک رها شوند و با گذر به مسائل ژئواکونومیکی و گسترش فعالیت‌های اقتصادی، شاهد رشد و پیشرفت این منطقه باشیم.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها