چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ | ۰۹:۴۴
وقتی دوربین روشن می‌شود، آدم دیگری می‌شوم

گفتگو با رضا تیموری درباره سینمای مستند

وقتی دوربین روشن می‌شود، آدم دیگری می‌شوم

محمدرضا تیموری معتقد است : سینمای مستند ایران با وجود بودجه‌ای معادل قیمت یک آپارتمان در مرکز شهر، تنها به لطف عشق و تعهد فیلمسازان زنده مانده است.

محمدرضا تیموری فیلمبردار مستندهای «رخ»، «اجاق‌نواز»، «کوروش»، «جایی برای فرشته‌ها نیست»، «کامیون آبی»، «بانو قدس ایران»، در گفت‌وگو با ایسنا از تجربه‌هایش پشت دوربین، تفاوت فیلمبرداری مستند و داستانی و وضعیت بودجه سینمای مستند ایران می‌گوید.

تیموری در ابتدای این گفت‌وگو بر استفاده از عنوان «فیلمبردار» به جای «تصویربردار» تأکید کرد که این دو عنوان نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند و درباره فعالیت‌های اخیرش گفت: این روزها مشغول همکاری با هادی آفریده در مستند «فر ایران» هستم که مراحل پایانی تولید را می‌گذراند. این فیلم درباره آسیب‌هایی است که در جنگ‌ها، از ایران باستان تا درگیری‌های معاصر، به میراث فرهنگی وارد شده است.

دوربین که دستم می‌گیرم، آدم دیگری می‌شوم

تیموری درباره چالش‌های مسیر حرفه‌ای خود گفت: من از کار و پروژه‌هایم لذت می‌برم و چالش خاصی به یاد ندارم. در حالت عادی، بعید است از درختی بالا بروم یا از جایی آویزان شوم، اما وقتی دوربین به دست می‌گیرم، کاملاً آدم دیگری می‌شوم. برای مثال، ممکن است نتوانم بدون دوربین در اتاق جراحی به‌راحتی به خونریزی نگاه کنم، اما وقتی پشت دوربین هستم، شرایط برایم متفاوت است و می‌توانم آن موقعیت را ثبت کنم.

او با اشاره به تجربه فیلمبرداری در مستند «کوروش» ادامه داد: هنگام فیلمبرداری این اثر، در اتاق عمل حضور داشتم و لحظه انجام عمل جراحی قلب روی یک کودک را ثبت کردم. برای نسل من، سینما چیزی شبیه جادوست. وقتی پشت دوربین قرار می‌گیرم، احساس می‌کنم آن لحظات جزئی از عمر معمول من نیستند و از حضور در آن موقعیت‌ها لذت می‌برم.

فیلمبردار مستند، غافلگیری را زندگی می‌کند

این فیلمبردار درباره تفاوت کار در سینمای مستند و داستانی توضیح داد: نقش فیلمبردار در این دو گونه سینمایی متفاوت است. در مستند، معمولاً با دکوپاژ از پیش تعیین‌شده مواجه نیستیم و هنگام حضور در صحنه، نه من و نه کارگردان دقیقاً نمی‌دانیم چه اتفاقی رخ خواهد داد. با این حال، شناخت سبک و شیوه کار کارگردان، در ثبت موقعیت‌ها تأثیر دارد. برای مثال، وقتی با هادی آفریده کار می‌کنم، ناخودآگاه به شیوه‌ای متفاوت از همکاری با سام کلانتری یا فرهاد ورهرام فیلم می‌گیرم؛ زیرا از تجربه همکاری‌های قبلی، با نگاه و سبک آن‌ها آشنا شده‌ام.

او افزود: در لحظه فیلمبرداری، معمولاً به شکل آگاهانه درباره هر حرکت فکر نمی‌کنید. تجربه‌های قبلی در ناخودآگاه شما شکل گرفته‌اند و در موقعیت مناسب به کار می‌آیند؛ درست مانند رانندگی که پس از مدتی، بسیاری از حرکات را بدون فکر کردن به تک‌تک آن‌ها انجام می‌دهید.

جایزه باید اعتبار و ارزش واقعی داشته باشد

تیموری درباره تجربه دریافت جایزه در جشنواره سینماحقیقت گفت: جایزه نوعی تشویق است، اما درباره احساس خودم نسبت به آن نمی‌توانم به‌سادگی بگویم خوشحالم یا ناراحتم. جایزه‌ای که برای من اهمیت داشت، بسیار دیر به دستم رسید؛ در حالی که در دوره‌های مختلف سینماحقیقت چهار تا پنج فیلم داشتم. این موضوع فقط به پرکاری مربوط نبود، بلکه حاصل انتخاب آثاری بود که با وسواس و حساسیت روی آن‌ها کار کرده بودم.

او با اشاره به تجربه‌هایش از داوری و جوایز جشنواره ادامه داد: معتقدم جایزه در ابتدای مسیر می‌تواند حتی به فرد آسیب بزند، اما از سوی دیگر، معتقدم حق بعضی آثار خوب هم ادا نشده است. مثلاً درباره مستند «سیاهان جنوب ایران» احساس می‌کردم حق فیلم ضایع شده است. جایزه زمانی می‌تواند رضایت‌بخش باشد که هم اعتبار داشته باشد و هم از نظر مالی ارزشمند باشد. امروز، جوایز از نظر مالی رشد متناسبی نداشته‌اند و اعتبار آن‌ها هم مانند گذشته نیست.

سینمای مستند به حمایت واقعی نیاز دارد

این فیلمبردار درباره برگزاری دوره امسال جشنواره سینماحقیقت گفت: نمی‌دانم جشنواره امسال برگزار می‌شود یا نه با توجه به شرایط جنگی. با این حال، حتی در شرایط دشوار هم برگزاری رویدادهای فرهنگی باکیفیت ضروری است و نباید آن را از نیازهای اساسی جامعه جدا دانست.

تیموری با تأکید بر اهمیت اجتماعی سینمای مستند افزود: مسئولان از دل مردم می‌آیند و از جامعه جدا نیستند. ما مستندسازان و فیلمسازان، با وجود بودجه محدودی که در اختیار داریم، کار می‌کنیم؛ اما به نظر می‌رسد اهمیت کارمان کمتر از آن چیزی است که واقعاً هست. سینمای مستند می‌تواند مسائلی را آشکار کند که حتی مسئولان هم از وجود آن‌ها بی‌خبرند.

او با اشاره به مستند «بی‌شناسنامه‌ها» ساخته فرهاد ورهرام گفت: به یاد دارم پس از نمایش این فیلم، مصاحبه‌ای از رئیس وقت قوه قضاییه دیدم که در آن مشخص بود تازه با موضوع افرادی در بلوچستان که شناسنامه ندارند، آشنا شده است. این نمونه نشان می‌دهد مستند چگونه می‌تواند یک مسئله اجتماعی را به سطح توجه مسئولان برساند.

تیموری در پایان با انتقاد از وضعیت بودجه فرهنگی کشور گفت: معمولاً نخستین بودجه‌هایی که در شرایط دشوار کاهش پیدا می‌کنند، بودجه‌های فرهنگی هستند و با بهتر شدن وضعیت اقتصادی هم حمایت از این بخش در اولویت قرار نمی‌گیرد. بودجه سینمای مستند ایران به اندازه قیمت یک آپارتمان معمولی در مرکز شهر است. اگر با وجود این محدودیت‌ها آثار خوبی تولید می‌شوند، این اتفاق بیش از آنکه حاصل حمایت مسئولان باشد، به عشق، علاقه و تعهد فیلمسازان برمی‌گردد.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری