چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ | ۱۱:۴۸
تاب‌آوری؛ توانایی حفظ آرامش و عملکرد مؤثر در شرایط بحرانی

یک روانشناس مطرح کرد

تاب‌آوری؛ توانایی حفظ آرامش و عملکرد مؤثر در شرایط بحرانی

قم (ایسنا) - یک روانشناس با تأکید بر نقش تاب‌آوری در مواجهه با بحران‌ها گفت: تاب‌آوری به معنای نترسیدن یا آسیب‌ندیدن نیست، بلکه توانایی مدیریت هیجان‌ها، تصمیم‌گیری درست در شرایط دشوار و بازیابی تعادل روانی پس از تجربه بحران است.

صدیقه شهاب‌زاده در سلسله نشست‌های تخصصی تاب‌آوری در شرایط بحرانی با عنوان «امید در میدان‌های پرتنش؛ نقش تاب‌آوری در حفظ آرامش و کارآمدی» که به همت اداره کل مشاوره و مددکاری اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر و با همکاری جهاددانشگاهی واحد استان قم برگزار شد، اظهار کرد: نیروهای انتظامی ممکن است در جریان مأموریت با خشونت، تهدید، درگیری، حوادث تکان‌دهنده و اضطراب دیگران مواجه شوند؛ شرایطی که آثار آن گاهی پس از پایان مأموریت نیز ادامه پیدا می‌کند و فرد با وجود بازگشت به خانه، همچنان از نظر ذهنی درگیر اتفاقات محل کار است.

این روانشناس افزود: سلامت روان نیروهای انتظامی صرفاً به معنای نداشتن بیماری روانی نیست، بلکه توانایی حفظ کیفیت عملکرد در شرایط دشوار نیز اهمیت دارد. در این زمینه، سه مفهوم استرس، تاب‌آوری و امید نقش مهمی دارند و باید بررسی کرد چرا برخی افراد پس از تجربه حوادث مشابه دچار آسیب می‌شوند، درحالی‌که برخی دیگر می‌توانند با شرایط سازگار شوند و به مسیر خود ادامه دهند.

شهاب‌زاده با اشاره به تفاوت واکنش افراد به حوادث مشابه گفت: جامعه از مأمور انتظار ندارد که هیچ احساسی نداشته باشد، بلکه انتظار دارد با وجود تجربه ترس، خشم و اضطراب، بتواند عملکرد مناسبی داشته باشد. آرام بودن با بی‌احساس بودن، قوی بودن با خسته نشدن و تاب‌آور بودن با هرگز آسیب ندیدن متفاوت است.

وی تصریح کرد: تاب‌آوری مجموعه‌ای از فرایندهای روان‌شناختی، زیستی، شناختی، اجتماعی و سازمانی است که به انسان کمک می‌کند هنگام مواجهه با فشار و بحران، خود را تنظیم کند، تصمیم بگیرد، سازگار شود و دوباره به تعادل بازگردد.

واکنش بدن به استرس، بخشی از سازوکار طبیعی انسان است

شهاب‌زاده با اشاره به واکنش‌های جسمی افراد هنگام مواجهه با خطر اظهار کرد: افزایش ضربان قلب، تغییر الگوی تنفس، انقباض عضلات و تعریق کف دست از جمله واکنش‌هایی هستند که ممکن است در موقعیت‌های تهدیدآمیز بروز کنند. در چنین شرایطی، بدن با فعال کردن سازوکارهای مرتبط با پاسخ استرس و ترشح موادی مانند آدرنالین و کورتیزول، خود را برای مواجهه با خطر آماده می‌کند.

وی افزود: این واکنش‌ها لزوماً نشانه ضعف نیستند، بلکه بخشی از سازوکار طبیعی بدن برای بقا به شمار می‌روند. مسئله اصلی این است که فرد پس از فعال شدن سیستم هشدار بدن بتواند دوباره به وضعیت متعادل بازگردد، شرایط را ارزیابی کند و تصمیم بگیرد؛ فرایندی که تاب‌آوری در آن نقش مهمی دارد.

این روانشناس با تأکید بر تفاوت تاب‌آوری و تحمل صرف فشار گفت: ممکن است فردی همچنان به فعالیت‌های روزمره خود ادامه دهد و مسئولیت‌هایش را انجام دهد، اما از درون دچار فرسودگی شده باشد؛ به‌گونه‌ای که خواب مناسبی نداشته باشد، زودرنج شود، از خانواده فاصله بگیرد یا دیگر از فعالیت‌های پیشین خود لذت نبرد. ادامه دادن همیشه به معنای سالم ادامه دادن نیست و باید میان تحمل شرایط و بازیابی واقعی توان روانی تفاوت قائل شد.

پنهان کردن هیجان با مدیریت هیجان متفاوت است

این روانشناس با بیان اینکه افراد شاغل در محیط‌های دارای مسئولیت و اقتدار ممکن است تصور کنند نباید ضعف خود را نشان دهند، افزود: افراط در این نگرش باعث می‌شود فرد به خود اجازه خستگی، ناراحتی، ترس یا درخواست کمک ندهد.

شهاب‌زاده با بیان اینکه پنهان کردن هیجان با مدیریت هیجان یکی نیست، تصریح کرد: مدیریت هیجان به معنای شناخت احساسات و جلوگیری از تسلط کامل آن‌ها بر رفتار است، اما در سرکوب هیجان، فرد تلاش می‌کند احساسات خود را نادیده بگیرد یا نپذیرد.

وی با تفکیک تاب‌آوری و امید گفت: تاب‌آوری بیشتر به نحوه مواجهه با دشواری‌ها و بازیابی پس از بحران مربوط می‌شود، درحالی‌که امید با آینده، هدف، مسیر و امکان حرکت ارتباط دارد. می‌توان تاب‌آوری را توان ادامه دادن در جاده‌ای دشوار و امید را چراغی دانست که جهت حرکت را نشان می‌دهد.

این روانشناس با اشاره به نظریه امید اسنایدر اظهار کرد: امید صرفاً خوش‌بینی یا تصور اینکه شرایط خودبه‌خود درست می‌شود، نیست؛ بلکه سه مؤلفه هدف، مسیر و عاملیت دارد. فرد باید بداند چه می‌خواهد، راه‌های رسیدن به هدف را شناسایی کند و باور داشته باشد که می‌تواند برای حرکت در آن مسیر اقدام کند.

وی افزود: فرد امیدوار لزوماً تصور نمی‌کند همه‌چیز عالی است، بلکه اگر با بسته شدن یک مسیر مواجه شود، امکان یافتن یا ساختن راهی دیگر را بررسی می‌کند. امید به معنای انکار واقعیت نیست، بلکه از دست ندادن امکان حرکت در شرایط دشوار است.

فعال ماندن طولانی‌مدت سیستم استرس می‌تواند به فرسودگی منجر شود

شهاب‌زاده با تشریح واکنش بدن به موقعیت‌های تهدیدآمیز بیان کرد: در شرایط خطر، آمیگدال، سیستم عصبی سمپاتیک و هورمون‌هایی مانند آدرنالین و کورتیزول در آماده‌سازی بدن برای واکنش نقش دارند. این سازوکارها برای بقا ضروری‌اند، اما مشکل زمانی ایجاد می‌شود که سیستم هشدار مغز و بدن به‌طور مداوم فعال بماند و فرد همواره در وضعیت آماده‌باش قرار داشته باشد.

وی افزود: میزان مناسبی از برانگیختگی می‌تواند توجه، سرعت عمل و آمادگی را افزایش دهد، اما فشار بیش از ظرفیت فرد و نبود فرصت کافی برای بازیابی، زمینه بروز فشار روانی مزمن و فرسودگی را فراهم می‌کند. بنابراین، علاوه بر میزان فشار، نسبت میان فشارهای واردشده و فرصت‌های بازیابی نیز اهمیت دارد.

این روانشناس با اشاره به عوامل کاهش تاب‌آوری اظهار کرد: شیفت‌های دشوار، کم‌خوابی، تجربه حوادث آسیب‌زا، مشکلات خانوادگی، نگرانی‌های مالی، استراحت ناکافی و تصمیم‌های دشوار ممکن است هرکدام به‌تنهایی قابل مدیریت باشند، اما انباشته شدن آن‌ها شرایط متفاوتی ایجاد می‌کند.

وی ادامه داد: گاهی آخرین اتفاق، علت اصلی فرسودگی نیست، بلکه همان قطره‌ای است که موجب سرریز شدن ظرفی می‌شود که از قبل با فشارهای مختلف پر شده است؛ بنابراین، برای بررسی افت تاب‌آوری باید مجموعه فشارهای پیشین را نیز در نظر گرفت.

شهاب‌زاده خواب را یکی از بخش‌های مهم تاب‌آوری دانست و گفت: کم‌خوابی می‌تواند بر توجه، تمرکز، خلق‌وخو، کنترل هیجان، تصمیم‌گیری و عملکرد شناختی اثر بگذارد؛ موضوعی که برای افرادی که باید در شرایط حساس تصمیم بگیرند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

وی افزود: برخی افراد تصور می‌کنند به کم‌خوابی عادت کرده‌اند، اما عادت کردن لزوماً به معنای نداشتن پیامد نیست. ممکن است فرد احساس کند عملکرد طبیعی دارد، درحالی‌که کیفیت توجه و توانایی تنظیم هیجان او تغییر کرده باشد.

این روانشناس تأکید کرد: خواب نباید موضوعی فرعی در سلامت روان تلقی شود، بلکه بخشی از آمادگی حرفه‌ای است و در مشاغلی که تصمیم‌گیری دقیق و واکنش مناسب اهمیت دارد، باید مورد توجه جدی قرار گیرد.

تفاوت ترس و اضطراب را بشناسیم

این روانشناس با اشاره به تفاوت ترس و اضطراب اظهار کرد: ترس معمولاً در برابر یک تهدید مشخص شکل می‌گیرد، اما اضطراب می‌تواند در مواجهه با آینده‌ای نامعلوم یا احتمال وقوع خطری نامشخص ایجاد شود. احساس ترس به‌خودی‌خود نشانه ضعف نیست؛ مسئله اصلی این است که فرد پس از تجربه ترس چگونه عمل می‌کند.

شهاب‌زاده با اشاره به واکنش‌های روانی پس از حوادث دشوار گفت: ممکن است فرد هنگام وقوع حادثه کاملاً متمرکز باشد، تصمیم بگیرد و اقدامات لازم را انجام دهد، اما چند ساعت پس از پایان خطر با خستگی، لرزش، بی‌قراری، افکار مکرر درباره حادثه یا اختلال خواب مواجه شود. بروز این واکنش‌ها لزوماً به معنای ضعف نیست، زیرا ممکن است بدن پس از امن‌تر شدن شرایط فرصت پردازش تجربه و بازیابی پیدا کند.

وی با تشریح مفهوم دایره کنترل افزود: می‌توان شرایط را به سه حوزه تقسیم کرد؛ نخست، موضوعاتی که مستقیماً در کنترل ما هستند، مانند رفتار، تصمیم، تلاش و اقدام بعدی؛ دوم، موضوعاتی که می‌توانیم بر آن‌ها اثر بگذاریم، مانند روابط، گفت‌وگو، درخواست کمک و همکاری؛ و سوم، موضوعاتی که خارج از کنترل ما قرار دارند، مانند گذشته، تصمیم‌های دیگران و اتفاقات پیش‌بینی‌نشده.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: گاهی بخش زیادی از انرژی روانی صرف مقابله با موضوعاتی می‌شود که در اختیار ما نیستند؛ تاب‌آوری کمک می‌کند انرژی خود را بیشتر بر امور قابل کنترل و موضوعاتی متمرکز کنیم که می‌توانیم بر آن‌ها اثر بگذاریم.

شهاب‌زاده با بیان اینکه فرسودگی معمولاً یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد، گفت: فرد ممکن است ابتدا احساس خستگی کند، سپس کم‌حوصله شود، انگیزه خود را از دست بدهد، نسبت به کار یا دیگران بدبین‌تر شود و در نهایت احساس کند انرژی گذشته را ندارد. فعالیت‌هایی که پیش‌تر برای او لذت‌بخش یا معنادار بودند نیز ممکن است به‌تدریج جذابیت خود را از دست بدهند. خستگی معمولاً با استراحت بهبود پیدا می‌کند، اما فرسودگی می‌تواند عمیق‌تر و پایدارتر باشد و به توجه جدی‌تری نیاز داشته باشد.

اهمیت فاصله‌گیری روانی پس از کار

این روانشناس با اشاره به تأثیر فشارهای شغلی بر زندگی خانوادگی کارکنان اظهار کرد: ممکن است نیرویی پس از پایان شیفت از محل خدمت خارج شود، اما ذهن او همچنان درگیر اتفاقات ساعات گذشته باشد. چنین فردی هنگام بازگشت به خانه ممکن است کم‌حوصله یا زودرنج شود، درحالی‌که اعضای خانواده از اتفاقات محل کار او اطلاعی ندارند.

وی فاصله‌گیری روانی از کار را توانایی فاصله گرفتن تدریجی ذهن از فضای شغلی پس از پایان مسئولیت دانست و افزود: این موضوع به معنای بی‌تفاوتی نسبت به کار نیست، بلکه فرد برای حفظ کیفیت عملکرد در روز بعد، باید به خود فرصت دهد تا از نظر جسمی و روانی بازیابی شود.

شهاب‌زاده با تأکید بر نقش محیط کار در تقویت تاب‌آوری گفت: تاب‌آوری صرفاً ویژگی فردی نیست و نمی‌توان تمام مسئولیت حفظ سلامت روان را بر دوش فرد گذاشت. تاب‌آوری در سه سطح فردی، تیمی و سازمانی شکل می‌گیرد؛ به این معنا که علاوه بر مهارت‌های شخصی، حمایت همکاران، نقش مدیران و فرهنگ سازمانی نیز اهمیت دارند.

وی ادامه داد: اگر درخواست کمک در محیط کار نشانه ضعف تلقی شود، افراد ممکن است مشکلات خود را پنهان کنند؛ اما اگر کارکنان بتوانند بدون قضاوت درباره دشواری‌های خود صحبت کنند و مدیران نیز نشانه‌های فشار را بشناسند، زمینه حمایت و بهبود سلامت روان فراهم می‌شود.

این روانشناس تأکید کرد: تیم سالم، تیمی نیست که هیچ‌یک از اعضای آن با مشکل مواجه نشوند، بلکه محیطی است که افراد بتوانند در زمان مناسب درباره مشکلات خود صحبت کنند و برای دریافت حمایت احساس امنیت داشته باشند. کمک گرفتن بخشی از حرفه‌ای بودن است، نه نشانه ضعف.

بحران می‌تواند زمینه‌ساز رشد فردی باشد

شهاب‌زاده با اشاره به مفهوم رشد پس از سانحه اظهار کرد: برخی افراد پس از عبور از دوره‌ای دشوار، شناخت تازه‌ای از توانایی‌های خود پیدا می‌کنند، روابطشان را جدی‌تر می‌گیرند، اولویت‌های زندگی خود را تغییر می‌دهند و معنای تازه‌ای در زندگی می‌یابند.

وی تأکید کرد: رشد پس از سانحه به معنای مفید بودن رنج یا ضرورت تحمل آسیب نیست؛ زیرا بحران می‌تواند آسیب‌زا باشد، اما انسان گاهی می‌تواند از دل تجربه‌های دشوار نیز به معنا و رشد دست پیدا کند. آسیب و امکان رشد پس از آن می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند.

این روانشناس با بیان اینکه تاب‌آوری حاصل تعامل ویژگی‌های فردی، تجربه، مهارت‌های شناختی، وضعیت جسمانی، خواب، روابط اجتماعی، حمایت خانواده و همکاران و کیفیت محیط کار است، گفت: حتی فردی توانمند نیز اگر برای مدت طولانی در محیطی فرسایشی قرار بگیرد، خواب کافی نداشته باشد و از حمایت اجتماعی محروم باشد، ممکن است دچار فرسودگی شود.

شهاب‌زاده با اشاره به تأثیر فشار روانی بر عملکرد شناختی اظهار کرد: هنگام مواجهه با تهدید، بخش‌هایی از مغز از جمله آمیگدال در تشخیص خطر نقش دارند و ممکن است عملکرد فرایندهای شناختی مرتبط با برنامه‌ریزی، توجه، کنترل پاسخ و تصمیم‌گیری تحت تأثیر قرار گیرد.

وی افزود: هدف آموزش حرفه‌ای این نیست که افراد را به انسان‌هایی بدون استرس تبدیل کند، بلکه باید مهارت‌های لازم را به اندازه‌ای تمرین کنند که بتوانند در شرایط فشار نیز از ظرفیت‌های شناختی خود بهتر استفاده کنند.

این روانشناس با تأکید بر اهمیت تمرین‌های مکرر و آموزش مبتنی بر سناریو ادامه داد: مغز در شرایط فشار همیشه فرصت یادگیری مهارت جدید را ندارد. خلبان، آتش‌نشان و پزشک صرفاً با مطالعه درباره بحران آماده نمی‌شوند، بلکه تمرین بخش مهمی از آمادگی آن‌هاست. نیروهای انتظامی نیز علاوه بر دانش نظری، به تمرین مهارت‌های لازم نیاز دارند؛ زیرا دانستن با توانستن متفاوت است.

وی تأکید کرد: نباید انتظار داشت نیروهای حرفه‌ای هرگز به حمایت روانی نیاز نداشته باشند. همان‌طور که ورزشکار حرفه‌ای برای آمادگی جسمانی از مربی کمک می‌گیرد، افراد نیز ممکن است برای حفظ سلامت روان خود به ابزارها و حمایت‌های مناسب نیاز داشته باشند.

شهاب‌زاده در ادامه به تشریح راهکارهای مدیریت فشار روانی پرداخت و نخستین راهکار را مکث در شرایط فشار دانست و گفت: لازم است میان محرک و واکنش، فاصله کوتاهی ایجاد کنیم. گاهی چند ثانیه مکث و پرسیدن این سؤال که «الان چه اتفاقی افتاده است؟» می‌تواند به مدیریت بهتر واکنش کمک کند.

وی دومین راهکار را استفاده از تنفس تنظیم‌کننده عنوان کرد و افزود: هدف این تکنیک حل تمام مشکلات نیست، بلکه کمک به بدن برای فاصله گرفتن از وضعیت آماده‌باش و رسیدن به آرامش بیشتر است.

این روانشناس سومین راهکار را نام‌گذاری هیجانی دانست و اظهار کرد: به‌جای اینکه صرفاً بگوییم حالم بد است، بهتر است احساس خود را دقیق‌تر شناسایی کنیم و مشخص کنیم عصبانی، نگران، ترسیده یا خسته هستیم یا احساس بی‌عدالتی داریم.

وی چهارمین راهکار را استفاده از سؤال‌های کلیدی در شرایط دشوار معرفی کرد و گفت: فرد می‌تواند از خود بپرسد دقیقاً چه اتفاقی افتاده است، چه چیزی در کنترل من قرار دارد و مهم‌ترین اقدام بعدی چیست. این پرسش‌ها به هدایت ذهن از آشفتگی به سمت اقدام کمک می‌کنند.

شهاب‌زاده پنجمین راهکار را بازسازی افکار دانست و توضیح داد: اگر ذهن به این نتیجه برسد که هیچ راهی وجود ندارد، فرد می‌تواند بررسی کند که آیا واقعاً همه راه‌ها بسته شده‌اند یا فقط مسیر نخست قابل استفاده نیست. همچنین اگر با خود بگوید همیشه اشتباه می‌کنم، بهتر است بررسی کند که آیا این اتفاق همواره رخ می‌دهد یا فقط در موقعیت‌های خاص ممکن است اشتباهی صورت بگیرد.

وی تأکید کرد: بازسازی افکار به معنای مثبت‌اندیشی مصنوعی نیست، بلکه هدف آن بررسی دقیق‌تر واقعیت و پرهیز از برداشت‌های مطلق و ناامیدکننده است.

تبدیل امید به برنامه عملی، راهی برای عبور از شرایط دشوار

این استاد دانشگاه ششمین راهکار را استفاده از دایره کنترل دانست و اظهار کرد: فرد باید مشخص کند چه موضوعاتی در اختیار اوست، بر چه مواردی می‌تواند اثر بگذارد و چه مسائلی خارج از کنترل او قرار دارند؛ سپس انرژی خود را بیشتر بر دو حوزه نخست متمرکز کند.

وی هفتمین راهکار را ساختن امید عنوان کرد و افزود: برای عملی کردن امید، باید هدف مشخصی انتخاب کرد، دست‌کم دو مسیر احتمالی برای رسیدن به آن را در نظر گرفت و مشخص کرد برای برداشتن نخستین قدم چه کاری می‌توان انجام داد. به این ترتیب، امید از احساسی مبهم به فرایندی عملی تبدیل می‌شود.

شهاب‌زاده هشتمین راهکار را بازیابی پس از شیفت کاری دانست و گفت: پایان ساعت کاری به‌تنهایی برای بازیابی کافی نیست و فرد به دوره‌ای کوتاه برای انتقال از فضای کار به زندگی شخصی نیاز دارد. چند دقیقه سکوت، تنفس آرام، پیاده‌روی، دوش گرفتن، تعویض لباس یا گفت‌وگو با فردی قابل اعتماد می‌تواند به ذهن کمک کند تا پایان روز کاری را بپذیرد.

این روانشناس با تأکید بر اهمیت دریافت کمک حرفه‌ای اظهار کرد: اگر فرد با نشانه‌هایی مانند مشکلات خواب، اضطراب شدید، تحریک‌پذیری، افکار مزاحم، کناره‌گیری، افت عملکرد، احساس درماندگی یا بی‌علاقگی مواجه شود، بهتر است از متخصص کمک بگیرد.

وی افزود: همان‌طور که برای آسیب جسمی نباید منتظر رسیدن وضعیت به مرحله بحرانی ماند، در سلامت روان نیز مداخله زودهنگام اهمیت دارد. شناخت نشانه‌ها و مراجعه به‌موقع می‌تواند به پیشگیری از تشدید مشکلات کمک کند.

قوی بودن به معنای پنهان کردن خستگی نیست

شهاب‌زاده در جمع‌بندی سخنان خود با تأکید بر اینکه تاب‌آوری به معنای نترسیدن نیست، گفت: تاب‌آوری یعنی توانایی سازگاری و بازیابی؛ همان‌طور که امید به معنای خیال‌پردازی نیست، بلکه به معنای داشتن هدف، یافتن مسیر و باور به امکان حرکت است.

وی افزود: قوی بودن به معنای لبخند زدن همیشگی نیست، بلکه گاهی به معنای پذیرفتن خستگی و ضرورت بازیابی است. کنترل هیجان نیز به معنای سرکوب احساسات نیست، بلکه فرد باید احساس خود را بشناسد و اجازه ندهد هیجان به‌طور کامل رفتار او را کنترل کند.

این روانشناس با اشاره به اهمیت خواب، استراحت و روابط خانوادگی اظهار کرد: خواب و استراحت تجملات نیستند و خانواده نیز نباید بخشی جدا از زندگی حرفه‌ای تلقی شود. سلامت روان موضوعی نیست که تنها پس از بروز مشکل به آن توجه کنیم، بلکه لازم است به‌صورت مستمر برای محافظت از آن تلاش کنیم.

شهاب‌زاده با بیان اینکه قوی بودن به معنای تنها ماندن نیست، گفت: گاهی یکی از شجاعانه‌ترین جمله‌هایی که فرد می‌تواند بیان کند، این است که به کمک نیاز دارد.

وی تاب‌آوری را توانایی انسان برای گم نکردن خود در میان طوفان توصیف کرد و افزود: امید یعنی حتی اگر همه مسیرها را نمی‌بینیم، باور داشته باشیم که می‌توانیم قدم بعدی را پیدا کنیم.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها