حمیدرضا نورانی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ناآشنایی بخشی از مردم با ظرفیتهای گردشگری شهر و استان محل زندگی خود، اظهار کرد: یکی از مشکلات نظام آموزشی این است که دانش را آموزش میدهیم، اما تجربه و ارتباط با محیط را از فرایند یادگیری کنار میگذاریم. در چنین شرایطی، گردشگری بهعنوان یک سبک زندگی و بخشی از هویت فرهنگی شکل نمیگیرد و ممکن است در ذهن جامعه به فعالیتی تفریحی و پرهزینه یا سفرهایی گذرا محدود شود؛ در حالی که گردشگری میتواند فرصتی برای شناخت جهان، جامعه و محیط پیرامون باشد.
وی با تأکید بر نقش ابزارهای آموزشی در شکلگیری ذهنیت گردشگر افزود: اردوهای دانشآموزی، بازدید از موزهها و بناهای تاریخی و آشنایی با میراث محلی میتوانند به تغییر نگاه نسل آینده کمک کنند؛ البته به شرط آنکه این برنامهها از شکل سنتی و صرفاً تفریحی خارج شوند و با هدف یادگیری، مشاهده، پرسشگری و ایجاد ارتباط با محیط طراحی شوند.
اردوهای هدفمند؛ از تغییر مکان تا تغییر نگاه
مدیرعامل مؤسسه توسعه گردشگری با اشاره به ضرورت بازنگری در شیوه برگزاری اردوهای دانشآموزی اظهار کرد: اردوهای سنتی معمولاً با هدف تفریح و بازی برگزار میشوند، اما اردوهای هدفمند باید بر پایه یادگیری اکتشافی شکل بگیرند. در چنین برنامههایی، دانشآموز صرفاً تماشاگر نیست، بلکه نقش جستجوگر را بر عهده دارد و باید مأموریتی مشخص داشته باشد؛ برای مثال، نوعی گیاه را در یک منطقه شناسایی کند یا درباره شیوه ساخت یک پل قدیمی از مردم محلی اطلاعات به دست آورد.
نورانی ادامه داد: نکته بعد، خلق پیوند عاطفی است. وقتی دانش آموز در طبیعت یا یک محیط تاریخی، با چالشهای واقعی (مثل جهتیابی یا آشنایی با اقلیم) روبهرو میشود، پیوندی عاطفی با آن مکان برقرار میکند که هیچ کتابی قادر به ایجاد آن نیست. این پیوند، بستر اصلی «گردشگر مسئولیتپذیر» در آینده است.
وی با اشاره به نقش موزهها در آشنایی دانشآموزان با تاریخ و فرهنگ اظهار کرد: بسیاری از دانشآموزان ممکن است موزه را فضایی برای مشاهده اشیاء قدیمی بدانند؛ در حالی که مدرسه باید موزه را بهعنوان آزمایشگاهی برای شناخت تاریخ و فرهنگ معرفی کند. به جای اینکه دانشآموز فقط یک گلدان باستانی را ببیند، باید یاد بگیرد که این گلدان چگونه زندگی یک نسل را روایت میکند. این کار، «قدرت روایتگری» را در او تقویت میکند؛ مهارتی که پایه و اساس گردشگری مدرن است. البته در حال حاضر به علت ضعف زیرساختی در اکثر موزه ها ، تعامل دیجیتال و خلاق و استفاده از واقعیت افزوده (AR) که میتواند پل ارتباطی میان دنیای مدرن گردشگر و میراث کهن باشد وجود ندارد.
مدیرعامل مؤسسه توسعه گردشگری با تأکید بر ضرورت آشنایی دانشآموزان با بناهای تاریخی و میراث محلی گفت: یکی از بزرگترین چالشهای گردشگری، آسیب دیدن میراث فرهنگی است. علت آن چیست؟ چون مردم (ازجمله دانشآموزان) احساس نمیکنند این بناها بخشی از خودِ آنها است. وقتی مدرسه، بازدید از بناهای محلی را بخشی از برنامه قرار میدهد، به دانش آموز یاد میدهد که این بنا، ارثیه خانوادگی و ملی اوست. این یعنی ساخت حس تعلق.
نورانی افزود: رویکرد آشنایی با میراث محلی، باعث میشود دانشآموز بفهمد که گردشگری نباید به قیمت تخریب، باشد. او یاد میگیرد که چگونه میتواند گردشگر محافظ باشد، نه گردشگر مصرفکننده و این اصل مهم در صنعت گردشگری به عنوان آموزش حفاظت است.
گردشگر آینده به چه مهارتهایی نیاز دارد؟
وی با بیان اینکه شناخت جاذبهها به تنهایی برای تربیت گردشگر مسئولیتپذیر کافی نیست، اظهار کرد: اگر دانشآموز فقط شناخت جاذبهها را یاد بگیرد، ما در آینده با مصرفکنندگانی از طبیعت و فرهنگ روبرو خواهیم بود؛ افرادی که میآیند، از منبع استفاده میکنند، آسیب میزنند و میروند. اما اگر او مهارتهای گردشگری مسئولانه را بیاموزد، ما با حامیان و نگهبانان گردشگری روبرو خواهیم بود. بنابراین برای آنکه دانشآموز امروز به گردشگر مسئولیتپذیر فردا تبدیل شود، باید مجموعهای از مهارتهای نرم و سخت را در قالب آموزش تجربهمحور بیاموزد و در چهار لایه دسته بندی کرد.
مدیرعامل مؤسسه توسعه گردشگری با اشاره به لایه اخلاق و مسئولیتپذیری (قلب گردشگری) به عنوان لایه اول خاطرنشان کرد: این لایه، تفاوت میان یک توریست ساده و یک گردشگر مسئولیتپذیر را تعیین میکند. اولین مورد، احترام به جامعه میزبان است. آموزش اینکه گردشگر، مهمان است، نه تصاحبکننده. او باید یاد بگیرد که آداب معاشرت، پوشش و رفتارهای اجتماعی مردم محلی را محترم بشمارد.
نورانی افزود: موضوع بعد حفظ میراث است ، آموزش اینکه میراث فرهنگی و طبیعی، «مالکیت خصوصی» نیست، بلکه «امانت مشترک» است. دانشآموز باید بفهمد که لمس یک سنگ باستانی یا چیدن یک گل از یک منطقه حفاظتشده، چقدر میتواند بر کل سیستم اثر بگذارد. البته موارد متعدد دیگری مانند لایههای زیست محیطی و آموزش مدیریت پسماند، مصرف هوشمندانه آب و انرژی در سفر و درک مفهوم گردشگری بدون ردپا نیز ملاک نظر آموزش می باشد که نیازمند توضیحات متفاوت و ویژه خودش خواهد بود. بنابراین بطور خلاصه گردشگری بدون رعایت اصول محیطزیستی، خود عامل نابودی است.
وی با اشاره به دومین لایه مهارتهای عملی و بقا (ابزار گردشگر) تصریح کرد: اینها مهارتهایی هستند که امنیت و کیفیت سفر را تضمین میکنند. نقشهخوانی و جهتیابی با استفاده از ابزارهای دیجیتال و سنتی، آشنایی با اصول اولیه کمکهای اولیه و یادگیری شیوه مواجهه با شرایط پیشبینینشده در طبیعت یا محیطهای ناآشنا، ازجمله مهارتهایی هستند که میتوانند امنیت و کیفیت سفر را افزایش دهند.
ضرورت عبور از آموزش نظری به یادگیری پروژهمحور
مدیرعامل مؤسسه توسعه گردشگری با تأکید بر لزوم تغییر روشهای آموزشی اظهار کرد: اگر قرار باشد تحولی در برنامه درسی ایجاد شود، پیشنهاد من استفاده از روش یادگیری پروژهمحور به جای آموزش صرفاً نظری است. به جای آنکه دانشآموز تنها در کتاب جغرافیا یا سایر کتابهای درسی درباره بناهای تاریخی یک شهر مطالعه کند، میتوان پروژهای تعریف کرد که او را به بازدید میدانی، گفتوگو با استادکاران یا ساکنان محلی و بررسی تأثیر گردشگران بر محیط بنا هدایت کند.
نورانی افزود: برای مثال، دانشآموزان میتوانند مأموریت داشته باشند به یک بنای تاریخی بروند، با یکی از استادکاران یا ساکنان محلی گفتوگو کنند، تأثیر گردشگری بر محیط آن را بررسی کنند و در نهایت گزارشی درباره چگونگی بهرهبرداری اقتصادی از بنا بدون آسیب رساندن به آن تهیه کنند. چنین روشی به دانشآموز کمک میکند تا همزمان تاریخ، مهارتهای ارتباطی، اقتصاد و اخلاق را بیاموزد و ارتباط میان آموختههای نظری و زندگی واقعی را درک کند.
وی با اشاره به فاصله میان دانشآموزان و میراث تاریخی شهر محل زندگیشان گفت: این مسئله را نمیتوان تنها به محتوای آموزشی یا کمبود برنامههای میدانی نسبت داد؛ بلکه با چرخهای معیوب مواجه هستیم که در آن محتوا، روش آموزش و ساختار همکاری نهادها به طور همزمان نقش دارند. در بسیاری از نظامهای آموزشی، اطلاعات بر پایه حفظ کردن طراحی میشوند، نه درک ارتباطات. ممکن است دانشآموز نام سلسلهها، تاریخ ساخت بناها یا نام معماران را در امتحان بنویسد، اما نداند آن بنا چه تأثیری بر زندگی روزمره مردم داشته یا چگونه با اقلیم شهر ارتباط پیدا میکند. هنگامی که محتوای آموزشی نتواند میان گذشته و زندگی امروز دانشآموز پیوند برقرار کند، مطالب تاریخی برای او بیارتباط و خستهکننده به نظر میرسند و بیشتر به ابزاری برای کسب نمره تبدیل میشوند.
مدیرعامل مؤسسه توسعه گردشگری ادامه داد: حتی اگر محتوای مناسبی در اختیار دانشآموز قرار بگیرد، انتقال آن از طریق گفتار و آموزش کلاسی به تنهایی نمیتواند ارتباط عاطفی لازم را ایجاد کند. یادگیری در حوزه علوم انسانی از مشاهده، لمس و پرسشگری نیز تأثیر میپذیرد. هنگامی که دانشآموز در کلاس درباره سنگهای یک بنای تاریخی میشنود، تصویری ذهنی از آن میسازد؛ اما حضور در همان بنا و مشاهده بافت سنگها و ویژگیهای محیطی، آن مکان را به بخشی از تجربه و حافظه حسی او تبدیل میکند.
نورانی با انتقاد از کمرنگ بودن پرسشگری در برخی روشهای آموزشی اظهار کرد: مدرسه باید دانشآموز را به جستجو و پرسیدن درباره میراث فرهنگی تشویق کند، نه اینکه او را صرفاً به پاسخ دادن به پرسشهای مشخص معلم محدود سازد. تجربه میدانی میتواند زمینهای برای تقویت این مهارت و شکلگیری ارتباط عمیقتر با محیط باشد.
وی با اشاره به نقش ساختارهای اجرایی در تداوم این فاصله اظهار کرد: یکی از مشکلات اساسی، جزیرهای عمل کردن نهادهای آموزشی و گردشگری و فرهنگی است. آموزشوپرورش مسئولیت برنامهریزی درسی را بر عهده دارد، اما معمولاً همکاری راهبردی کافی با وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی یا شهرداریها برای طراحی مسیرهای آموزشی شکل نمیگیرد. همچنین برگزاری یک اردوی میدانی برای مدارس با چالشهایی مانند دریافت تأییدیه از چند نهاد، محدودیتهای اجرایی و امنیتی، هزینههای بالا و نبود بستههای مشخص گردشگری آموزشی روبهروست. از سوی دیگر، شرکتهای گردشگری بیشتر بر گردشگران خارجی یا تجاری تمرکز دارند و بستههای ویژه گردشگری آموزشی برای مدارس بهطور گسترده در دسترس نیست.
هزینه اردوها و ضعف زیرساختها؛ مانعی برای مشارکت دانشآموزان
مدیرعامل مؤسسه توسعه گردشگری با انتقاد از نگاه سادهانگارانه به نقش اردوهای دانشآموزی گفت: در برخی موارد، مسئولیت مدیران مدارس در قبال تأثیر اردوهای مؤثر بر تفکر و تجربه دانشآموزان به درستی درک نمیشود و همین مسئله باعث شده است که اردو برای بخشی از دانشآموزان به تجربهای ناخوشایند تبدیل شود. در بسیاری از اردوها، بخشی از دانشآموزان به دلیل محدودیت مالی خانواده امکان حضور ندارند. این موضوع میتواند به احساس محرومیت در میان دانشآموزان کمبرخوردار و ایجاد فاصله میان اعضای یک کلاس منجر شود؛ مسئلهای که حتی در مناطق مرفهنشین نیز مشاهده میشود.
نورانی با اشاره به وضعیت زیرساختهای اردوگاهی و مراکز بازدید اظهار کرد: در برخی موارد، امکانات این مراکز متناسب با نیاز دانشآموزان نیست. تناسب نداشتن تعداد سرویسهای بهداشتی با شمار بازدیدکنندگان، نظافت نامناسب، خدمات ضعیف و بیکیفیت بوفهها و فروشگاهها و نبود تجهیزات سرمایشی و گرمایشی کافی، کیفیت تجربه گردشگری را کاهش میدهد و مانع از آن میشود که اردو کارکرد آموزشی و فرهنگی واقعی خود را پیدا کند.
وی با اشاره به نگرانی خانوادهها درباره ایمنی اردوها افزود: حوادث منجر به تلفات جانی، چه در نتیجه مراقبت ناکافی مربیان از دانشآموزان و چه بر اثر تصادفات جادهای، از عواملی هستند که میتوانند خانوادهها را نسبت به اعزام فرزندانشان به اردوهای آموزشی مردد کنند. همچنین، در مواردی که سودجویی برخی مدیران مدارس در تأمین هزینههای مدرسه بر کیفیت خدمات خریداریشده اثر میگذارد، ممکن است خدمات حملونقل، تغذیه و اقامتگاه نیز از استانداردهای لازم برخوردار نباشند و نگرانی خانوادهها افزایش یابد.
ضرورت تعریف جایگاه گردشگری در آموزشوپرورش
مدیرعامل مؤسسه توسعه گردشگری تأکید کرد: برای پیوند واقعی گردشگری با نظام آموزشی، لازم است بخش مشخصی در ساختار آموزشوپرورش به گردشگری اختصاص یابد تا بتواند سرفصلهای ارزشمند این حوزه را ترویج کند و زمینه استفاده از ظرفیت مدیران و متخصصان توانمند را فراهم آورد. چنین رویکردی میتواند به تقویت آموزش میدانی، افزایش همکاری میان نهادهای آموزشی و گردشگری و تربیت نسلی کمک کند که علاوه بر شناخت جاذبههای کشور، نسبت به حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی و احترام به جامعه میزبان نیز احساس مسئولیت داشته باشد.
انتهای پیام
