مرند، شهری با مردمانی پرتلاش و سختکوش، در گوشهوکنار خود روایتهای بسیاری از تلاش برای زندگی دارد؛ روایتهایی که گاه در هیاهوی روزمرگی کمتر دیده میشوند. در میان کوچهپسکوچههای این شهر و در امتداد بازار پرجنبوجوش آن، جایی که هر مغازه به عرضه کالایی مشغول است و هر رهگذر مقصدی در ذهن دارد، به کارگاهی کوچک و دنج میرسم؛ کارگاهی که در آن باز است و صدای فعالیت از داخل آن به گوش میرسد.
با ورود به کارگاه، نخستین چیزی که توجهم را جلب میکند، جنبوجوش زنان و دخترانی است که هرکدام مشغول کاری هستند؛ چند نفر پشت چرخهای خیاطی، گروهی در کنار پارچههای رنگارنگ و عدهای دیگر در حال یادگیری جواهردوزی و قیطاندوزی هستند.
هرکس گوشهای از کار را به دست گرفته است؛ یکی میدوزد، دیگری میآموزد و آن یکی، حاصل تجربه و تمرین خود را به هنرجویی تازهکار منتقل میکند. در نگاه نخست، اینجا یک کارگاه تولیدی خیاطی است، اما با کمی مکث و همصحبتی با زنان حاضر در آن، درمییابم که ماجرا فراتر از تولید لباس و سفارشهای دوخت است؛ این کارگاه برای برخی از زنان، فرصتی برای آموختن نخستین مهارت حرفهای، برای برخی دیگر راهی برای تأمین هزینههای زندگی و برای عدهای نیز نقطه آغاز رؤیایی بزرگتر است.
در همین میان، بانویی با چهرهای گشاده به استقبالم میآید و سر صحبت را باز میکند. او رقیه صالحعمل است؛ رئیس اتحادیه خیاطان، عضو انجمن بانوان راهبردی مشاغل خانگی، مدیر و مؤسس آموزشگاه و سرپرست گروه انجی زنان بیسرپرست.

«نمیگذارم امید این زنان خاموش شود»؛ اولویتم این است که زنان با تکیه بر مهارت خود درآمد داشته باشند
صالحعمل متولد سال ۱۳۶۲ است و حدود ۲۰ سال از عمر خود را در این حرفه سپری کرده است؛ مسیری که به گفته خودش، ۱۲ سال آن با حضور در بازار و شناخت چموخم این حرفه گذشته است. حالا او تلاش میکند بخشی از این تجربه را در اختیار زنانی قرار دهد که برای ساختن آیندهای مستقلتر، به این کارگاه آمدهاند.
او میگوید: «همه این بچهها با یک امید اینجا هستند و من هیچوقت امیدشان را قطع نکردهام و نخواهم کرد. تمام سعیام را میکنم تا به هدفها و آرزوهایشان برسند. هدفم این است که در آینده این کارگاه بزرگتر شود تا بتوانم به دختران و زنان بیشتری کمک کنم.»
صالحعمل با اشاره به آغاز فعالیت این مجموعه با حمایتهای تسهیلاتی میافزاید: سال ۱۴۰۰ از طرف کمیته امداد آذربایجان شرقی ۵۰ میلیون تومان وام گرفتیم و با آن کارمان را جلو بردیم. یک سال بعد هم با معرفی صندوق کارآفرینی، تسهیلات ۲۰۰ میلیون تومانی دریافت کردیم.
به گفته وی، بیشتر زنان حاضر در کارگاه از گروهزنان بیسرپرست و بدسرپرست هستند و حدود ۳۰ نفر بهصورت مستقیم در کارگاه فعالیت دارند؛ همچنین حدود ۴۰ تا ۴۵ نفر نیز بهصورت غیرمستقیم و در خانه کار میکنند، چراکه برخی به دلیل شرایط خانوادگی، نگهداری از فرزند بیمار یا محدودیتهای دیگر، امکان حضور در کارگاه را ندارند.
صالحعمل با بیان اینکه آموزشگاه این مجموعه زیر نظر سازمان آموزش فنیوحرفهای فعالیت میکند، ادامه میدهد: حدود ۳۰۰ نفر از اینجا کارت مهارت گرفتهاند و همه اشتغال به کار دارند. بچهها آزمون میدهند و مدرک بینالمللی میگیرند. ماه گذشته حدود ۴۵ نفر برای امتحان رفتند که خدا را شکر همه قبول شدند.

کاهش سفارشها و گرانی مواد اولیه؛ چالشهای تولیدیهای کوچک در مسیر اشتغال زنان
محصولات این کارگاه بیشتر شامل شلوار، لباس کار و لباسهای شرکتی است و سفارشها از شهرهایی همچون تبریز، تهران و اصفهان دریافت میشود. در زمان حضور من نیز بخشی از لباسهای کار ایرانخودرو در کارگاه در حال تولید بود.
با این حال، مسیر تولید بدون مانع نیست. صالحعمل از کاهش سفارشها پس از عید و دشواری تأمین مواد اولیه میگوید: متأسفانه بعد از عید تولید ما ریزش کرده است. مواد اولیه هم بهراحتی پیدا نمیشود و ما خیلی به حمایت نیاز داریم.
او ادامه میدهد: مواد اولیه را از داخل ایران تهیه میکنیم و از خارج کشور نداریم، اما از هر شهری که خرید میکنیم، هر روز یک قیمت متفاوت و بالاتر اعلام میکنند و فقط پول نقد قبول میکنند. گاهی هم باید یک یا دو ماه در نوبت بمانیم.
صالحعمل که از فعالیت حدود ۳۵ تولیدی در مرند سخن میگوید، تأکید میکند: در اولویت اول تولیدیهای ما، فکر مردم است؛ باید در این تورم به فکر مردم باشیم تا کمتر اذیت شوند.
او تمام هدف فعالیت خود را نیز در همین مسیر تعریف میکند: تمام وقت و مالم را برای این بچهها گذاشتهام؛ میخواهم سرشان گرم باشد و از آسیبهای اجتماعی دور بمانند. امیدوارم روزی برسد که این کارگاه بزرگتر شود و بتوانیم افراد بیشتری را وارد کار کنیم.

پنج روایت از زنانی که امید را به مهارت گره زدهاند
در میان زنانی که در این کارگاه مشغول فعالیت هستند، هرکدام داستانی متفاوت دارند؛ اما نقطه مشترک همه آنها تلاش برای رسیدن به استقلال و ساختن آیندهای بهتر است.
یکی از این زنان، دختر دانشجویی است که حدود سه ماه است به کارگاه آمده و همزمان با یادگیری حرفه، تلاش میکند هزینه دانشگاهش را نیز خودش تأمین کند. او میگوید: حس خوبی دارد که مستقل شدهام و میتوانم خرج خودم را دربیاورم. اعتمادبهنفسم بیشتر شده و دارم تلاش میکنم به آرزوهایم برسم. او که در رشته طراحی چاپ و پارچه تحصیل میکند، امیدوار است فعالیتش در این کارگاه با مسیر تحصیلیاش نیز پیوند بخورد.
زن دیگری که اکنون خیاطی را دنبال میکند، پیش از این در حوزه ساختمانسازی فعالیت داشته است؛ حرفهای که چهار سال در آن تجربه داشته و در زمینههایی مانند بتن، آجر و میلگرد فعالیت کرده است. اما نبود پشتوانه و دشواری فعالیت بهعنوان یک زن در این حوزه، او را به تغییر مسیر واداشت. او میگوید خیاطی برایش حرفهای مناسبتر است، چراکه میتواند آن را حتی در خانه نیز ادامه دهد و حاصل هنر و تلاش خودش را ببیند. او صالحعمل را «پشتوانهای محکم» و مانند «یک خواهر بزرگتر» توصیف میکند که در این مسیر کنار زنان ایستاده است.
زن دیگری که حدود یک سال است در این تولیدی کار میکند، چرخکار است و حدود هشت سال سابقه فعالیت در این حرفه دارد. او میگوید تنها با دخترش زندگی میکند و هزینههای خانه را خودش تأمین میکند؛ هرچند درآمد این کار همیشه برای تمام مخارج زندگی کافی نیست. با این حال، از محیط کار رضایت دارد و میگوید: برای کسی مثل من اینجا محیط خوبی است و راحتم؛ صبح میآیم و عصر برمیگردم خانه. در کل راضی هستم، شکر خدا.
یکی دیگر از زنان، ابتدا برای یادگیری نازکدوزی وارد این مجموعه شده و پس از آن جواهردوزی را آموخته است؛ حالا خودش مربی جواهردوزی است و حدود ۲۰ هنرجو دارد. او میگوید انتقال مهارت به دیگران و دیدن اینکه زنان میتوانند با یادگیری یک هنر در خانه نیز درآمد داشته باشند، برایش لذتبخش است. هدفش در آینده، راهاندازی آموزشگاه جواهردوزی خودش است.
در گوشه دیگری از کارگاه نیز دختری فعالیت میکند که حدود سه ماه است به این مجموعه آمده و مربی قیطاندوزی است؛ هنری که حدود سه سال آن را بهصورت مجازی آموخته است. او با استفاده از قیطانهایی که از تهران تهیه میشود، محصولاتی مانند رومیزی، کیف، سبد، جادستمالی و لوازم سیسمونی تولید میکند و اکنون حدود ۶ تا ۷ هنرجو دارد. آرزویش راهاندازی یک کارگاه بزرگ با کارکنان و هنرجویان بیشتر است و میگوید: «هدف اصلی من خدمت به مردم است.»

زنانی که در هیاهوی دشواریها، رؤیاهایشان را کوک میزنند
صدای چرخهای خیاطی همچنان در فضای کارگاه میپیچد. پارچهها از زیر دست زنان عبور میکنند، نخها به هم میرسند و هر محصول، حاصل ساعتها تمرین، دقت و تلاش است. در گوشهای، هنرجویی تازهکار مراحل دوخت را میآموزد و در گوشهای دیگر، زنی که روزی برای یادگیری آمده بود، اکنون به دیگران آموزش میدهد.
در میان این رفتوآمدها، روایتهای متفاوتی کنار هم قرار گرفتهاند؛ زنی که میخواهد مغازه خود را راهاندازی کند، مادری که با دوخت لباس هزینههای زندگی خود و دخترش را تأمین میکند، دانشجویی که به دنبال استقلال مالی است و هنرجویی که میخواهد هنر خود را به حرفهای پایدار تبدیل کند.
البته امید و انگیزه، دشواریهای واقعی این مسیر را از میان نبرده است. کاهش سفارشها، نوسان قیمت مواد اولیه، تأخیر در تأمین ملزومات تولید و درآمدی که گاهی با هزینههای زندگی تناسب ندارد، همچنان از مشکلاتی است که زنان شاغل در این مجموعه با آن روبهرو هستند. از همین رو، تداوم چنین فعالیتهایی تنها به تلاش فردی زنان وابسته نیست و به فراهم بودن سفارشهای پایدار، دسترسی مناسب به مواد اولیه و حمایت مؤثر از تولید نیز نیاز دارد.
با این حال، آنچه در این کارگاه بیش از هر چیز به چشم میآید، تلاش زنانی است که نمیخواهند شرایط دشوار زندگی، پایان آرزوهایشان باشد. آنان در کنار یکدیگر میآموزند، تولید میکنند و برای رسیدن به استقلال مالی قدم برمیدارند؛ گاهی با امید راهاندازی یک مغازه کوچک، گاهی با آرزوی تأسیس آموزشگاه و گاهی تنها با این خواسته که بتوانند هزینههای زندگی را با اتکا به تواناییهای خود تأمین کنند.
رقیه صالحعمل نیز در میان همین زنان ایستاده است؛ زنی که پس از سالها فعالیت در حرفه خیاطی، اکنون گسترش کارگاه و فراهم کردن فرصت برای زنان بیشتر را هدف خود قرار داده است. آرزوی او بزرگتر شدن مجموعهای است که در آن، اشتغال تنها به معنای دوختن لباس نیست، بلکه فرصتی برای آموختن، تجربه کردن و ساختن آیندهای متفاوت به شمار میرود.
از بازار پرجنبوجوش مرند تا فضای کوچک این کارگاه، فاصله چندانی نیست؛ اما در همین فاصله کوتاه، میتوان داستانهایی را دید که هرکدام بخشی از واقعیت زندگی زنان را روایت میکنند. زنانی که پشت چرخهای خیاطی نشستهاند و در کنار دوختن پارچهها، برای خود و خانوادههایشان آیندهای تازه میدوزند؛ آیندهای که تحقق آن، در کنار اراده و تلاش خودشان، به حمایت پایدار و فرصتهای واقعی اشتغال نیز نیاز دارد.
انتهای پیام
