سعدالله نصیری قیداری، شنبه، ۲۵ مهر در رویداد «C.talk؛ زندگی در عدم قطعیت» با اشاره به تجربه جامعه نجوم ایران در مسیر توسعه زیرساختهای علمی، اظهار کرد: آنچه امروز درباره پیشرفت نجوم ایران روایت میشود، حاصل تلاش جمعی شمار زیادی از پژوهشگران، متخصصان و جوانان علاقهمند است که در شرایط دشوار و با وجود ابهامها و محدودیتهای فراوان، برای تحقق یک هدف علمی تلاش کردند.
وی با اشاره به پیشینه تاریخی علم در ایران، افزود: براساس روایتهای تاریخی، ایران از دیرباز میزبان مراکز علمی مهمی بوده است. دانشگاه جندیشاپور و رصدخانه مراغه از نمونههای برجسته این پیشینه هستند که نشان میدهند تلاش برای توسعه علم، حتی در شرایط دشوار تاریخی، میتواند به دستاوردهایی ماندگار منجر شود.
رئیس دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان با اشاره به نقش خواجه نصیرالدین طوسی در تأسیس رصدخانه مراغه، تصریح کرد: راهاندازی چنین مرکزی نیازمند آن بود که خواجه نصیر بتواند حاکمان زمان خود را به اهمیت این پروژه متقاعد کند و منابع لازم را برای آن به دست آورد. این تجربه تاریخی نشان میدهد که اجرای پروژههای بزرگ علمی، علاوه بر دانش تخصصی، به توانایی اقناع تصمیمگیران، مدیریت منابع و استمرار در مسیر هدف نیاز دارد.
نصیری قیداری با بیان اینکه رصدخانه مراغه در دورهای از مراکز مهم نجومی جهان به شمار میرفت، ادامه داد: چنین تجربههایی یادآور این واقعیت است که اگر جامعه علمی در برابر دشواریها تسلیم نشود و برای پیشبرد اهداف خود تلاش کند، میتواند مسیر تحولات علمی را تحت تأثیر قرار دهد.
وی در ادامه با اشاره به شکلگیری دورههای تحصیلات تکمیلی در ایران، گفت: راهاندازی نخستین دوره دکتری فیزیک در دانشگاه شیراز در سال ۱۳۶۸، با تلاش استادان و متخصصان این حوزه انجام شد. در آن زمان نیز نگرانیهایی درباره امکان انجام پژوهشهای پیشرفته و تربیت دانشجویان در سطح بینالمللی در داخل کشور وجود داشت؛ اما این تجربه نشان داد که با برنامهریزی و تلاش میتوان ظرفیتهای علمی کشور را تقویت کرد.
رئیس دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان با اشاره به ضرورت بازسازی جایگاه نجوم ایران در عرصه جهانی، اظهار کرد: در شرایطی که کشورهای مختلف به سمت ساخت تلسکوپهای بزرگتر و توسعه زیرساختهای پیشرفته رصدی حرکت میکردند، جامعه نجوم ایران نیز این پرسش را مطرح کرد که چرا کشوری با چنین پیشینه علمی نباید در این عرصه سهمی متناسب با توانمندیهای خود داشته باشد.
نصیری قیداری با اشاره به آغاز فعالیتهای مکانیابی رصدخانه ملی ایران در سال ۱۳۷۹، عنوان کرد: مسئولیت مکانیابی این رصدخانه را بر عهده گرفتم؛ کاری دشوار که در کشور تجربه کافی درباره آن وجود نداشت. در چنین شرایطی، سادهترین راه میتوانست کنار گذاشتن پروژه یا پذیرش محدودیتهای موجود باشد؛ اما تصمیم گرفتیم بهجای تسلیم شدن، برای شناخت شرایط، جبران کمبودها و فراهم کردن زیرساختهای مورد نیاز تلاش کنیم.
وی با بیان اینکه اجرای این پروژه به دانش تخصصی و ابزارهای دقیق نیاز داشت، افزود: در جریان کار، ارتباط با مراکز علمی خارج از کشور، استفاده از تجربه متخصصان بینالمللی و آموزش نیروهای داخلی در دستور کار قرار گرفت. همچنین ظرفیتهای دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان و توانمندی دانشجویان و پژوهشگران کشور برای توسعه ابزارها و دانش فنی مورد استفاده قرار گرفت.
رئیس دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان با اشاره به اهمیت مطالعات هواشناسی در انتخاب محل مناسب برای رصدخانه، گفت: برای شناسایی مناطق مستعد، دادههای هواشناسی بلندمدت کشور بررسی شد و بر اساس نتایج این مطالعات، مناطقی در استانهای کرمان، خراسان جنوبی، اصفهان و قم برای بررسیهای دقیقتر انتخاب شدند.
وی ادامه داد: پس از این مرحله، گروههای تخصصی به بررسی قلههای منتخب پرداختند. اعضای گروه باید در طول شب و در شرایط دشوار آبوهوایی، اطلاعات مورد نیاز را ثبت میکردند تا امکان مقایسه دقیق مناطق فراهم شود. بررسی شرایط جوی، کیفیت آسمان و میزان آلودگی نوری از جمله اقداماتی بود که در این فرایند انجام شد.
نصیری قیداری با تأکید بر نقش نیروی انسانی در پیشبرد پروژه، اظهار کرد: در طول این سالها، حدود ۶۰ نفر از جوانان و پژوهشگران علاقهمند در بخشهای مختلف پروژه مشارکت داشتند.
وی با اشاره به اینکه تصویب و تأمین بودجه پروژه نیز به زمان و پیگیری مستمر نیاز داشت، افزود: از آغاز مطالعات در سال ۱۳۷۹ تا دستیابی به نتایج اولیه مکانیابی در سال ۱۳۸۴، تلاشهای علمی ادامه داشت و همزمان، رایزنیهایی برای جلب حمایت دولت و تأمین منابع مالی انجام میشد. این روند نشان داد که پروژههای بزرگ علمی تنها با دانش فنی پیش نمیروند، بلکه به استمرار، هماهنگی و جلب اعتماد نهادهای تصمیمگیر نیز نیاز دارند.
رئیس دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان با اشاره به انتخاب منطقهای در ارتفاعات کوهستانی نزدیک کاشان برای استقرار رصدخانه ملی ایران، تصریح کرد: پس از سالها بررسی و ارزیابی، این منطقه بهعنوان محل مناسب برای استقرار رصدخانه انتخاب شد. این دستاورد حاصل همکاری میان رشتههای مختلف، مطالعات میدانی طولانیمدت و استفاده از دانش و تجربه متخصصان داخلی و خارجی بود.
نصیری قیداری با بیان اینکه رصدخانه ملی ایران با تلسکوپی در رده قطر ۳.۴ تا ۳.۵ متر وارد مرحله بهرهبرداری شده است، عنوان کرد: این زیرساخت فرصت ارزشمندی برای پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی فراهم میکند تا پروژههای علمی خود را در داخل کشور پیش ببرند و با استفاده از دادههای رصدی باکیفیت، در پژوهشهای بینالمللی مشارکت کنند.
وی افزود: توسعه چنین زیرساختهایی علاوه بر تقویت توان علمی کشور، امکان ارتباط مؤثرتر جامعه نجوم ایران با شبکه جهانی پژوهش را فراهم میکند. همکاری علمی در این عرصه دوسویه است؛ هم ایران میتواند در فعالیتهای بینالمللی مشارکت داشته باشد و هم از ظرفیتها و تجربههای مراکز علمی جهان بهره ببرد.
رئیس دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان با اشاره به تجربه چندینساله راهاندازی رصدخانه ملی ایران تأکید کرد: این مسیر نمونهای از مواجهه با عدم قطعیت در فعالیت علمی است. در آغاز چنین پروژههایی، نتیجه نهایی مشخص نیست و موانع فنی، مالی و اجرایی متعددی پیش روی پژوهشگران قرار دارد؛ اما با تکیه بر دانش، کار گروهی، تابآوری و تلاش مستمر میتوان از این شرایط عبور کرد و به دستاوردهایی رسید که ظرفیت علمی کشور را ارتقا میدهند.
توانایی تحمل ابهام، یکی از مهمترین کیفیتهای انسانی در شرایط عدم قطعیت است
در ادامه پژوهشگر و جامعهشناس با تأکید بر ضرورت تقویت تفکر انتقادی و فهم پیچیدگیها، گفت: توانایی تحمل ابهام و حرکت در شرایط عدم اطمینان، مهارتی انسانی است که از طریق تجربه، زیست روزمره، آزمون و خطا و یادگیری تدریجی شکل میگیرد.
مقصود فراستخواه، با اشاره به اهمیت پرورش توانایی تحمل ابهام، اظهار کرد: تحمل ابهام با تفکر انتقادی، ذهن پیچیده و توانایی درک پیچیدگیهای جهان ارتباط دارد. انسانی که این کیفیت را در خود پرورش داده باشد، میتواند در موقعیتهای مبهم ریسک کند و در شرایط عدم اطمینان به حرکت خود ادامه دهد.
وی با بیان اینکه این توانایی صرفاً یک ویژگی نظری و ذهنی نیست، افزود: این کیفیت در جریان عمل، تجربه زیسته، مواجهه با خطا، تکرار و آزمون و تجربههای گوناگون زندگی شکل میگیرد و بهتدریج به سطحی از بلوغ و مهارت میرسد که فرد میتواند در شرایط پیچیده و آشفته، امکانهای تازهای برای کنش و زندگی پیدا کند.
این جامعهشناس با اشاره به نظریههای مرتبط با پیچیدگی و آشوب، ادامه داد: برای فهم زندگی باید به این موضوع توجه کنیم که چگونه در دل آشوب، نظمهای خودجوش پدید میآیند و چگونه از دل شرایط نامطمئن، امکان شکلگیری نظامهای جدید و حتی حیات فراهم میشود. از شکلگیری ساختارهای کیهانی تا پیدایش انسان، میتوان ردپای فرایندهایی را دید که در آنها پیچیدگی و نظم در ارتباط با یکدیگر شکل میگیرند.
فراستخواه یکی از پیششرطهای زیستن در شرایط عدم قطعیت را فهم لحظه اکنون دانست و تصریح کرد: برای زندگی در چنین شرایطی باید ارزش اکنون را بشناسیم و بتوانیم با زبان و اقتضائات زمانه خودمان با جهان مواجه شویم. اکنون تنها عرصهای است که در آن امکان فهم موقعیت، انتخاب و کنش برای ما وجود دارد.
وی با اشاره به آموزههای فلسفه رواقی در یونان باستان، عنوان کرد: این آموزهها در دورههای آشوب تاریخی به انسانها کمک میکردند تا با پذیرش محدودیتهای خود و تمرکز بر آنچه در اختیار دارند، شرایط دشوار را پشت سر بگذارند. توجه به ارزش لحظه اکنون و درک مرز میان امور قابل کنترل و غیرقابل کنترل، میتواند برای جوامع امروز نیز آموزنده باشد.
این پژوهشگر با اشاره به وضعیت اجتماعی ایران، اظهار کرد: جامعه ایران امروز جامعهای خسته است و در چنین شرایطی، فهم اکنون و شناخت ارزشهای زندگی اهمیت ویژهای پیدا میکند. برای زیستن در شرایط عدم قطعیت، باید بتوانیم وضعیت خود را بشناسیم و در دل پیچیدگیها، امکانهای تازهای برای معنا بخشیدن به زندگی پیدا کنیم.
فراستخواه در ادامه با اشاره به ادبیات فارسی و اندیشه حافظ، گفت: حافظ نمونهای از توانایی زیستن در پیچیدگی و ساختن جهان معناست. برای فهم بهتر این ظرفیت، باید به شرایط تاریخی زمانه او نیز توجه کنیم؛ دورانی که شیراز با آشوب، ناامنی و بیثباتی روبهرو بود.
وی با اشاره به روایتهای تاریخی از وضعیت شیراز در روزگار حافظ، تأکید کرد: بررسی این دوره تاریخی نشان میدهد که اندیشه و ادبیات میتوانند در دل بیثباتی و آشوب نیز به انسان امکان معناپردازی و فهم جهان را بدهند. این ظرفیت ادبی و فرهنگی میتواند در مواجهه با شرایط پیچیده امروز نیز مورد توجه قرار گیرد.
این جامعهشناس با اشاره به نقش نهادهای علمی در فهم پیچیدگیها، خاطرنشان کرد: دانشگاهها و مراکز علمی نیز در بستر همین پیچیدگیها شکل میگیرند و رشد میکنند. فهم نظمهای پدیدآمده از دل شرایط پیچیده، میتواند به شناخت بهتر جامعه و تقویت توانایی زیستن در شرایط نامطمئن کمک کند.
سیاستگذاری علمی باید بر واقعیتها، مشارکت و دادهمحوری استوار باشد
در ادامه پژوهشگر و متخصص آیندهپژوهی با تأکید بر ضرورت بازنگری در سیاستگذاری آموزش علوم پزشکی، گفت: نهاد علم برای تابآوری در شرایط عدم قطعیت و آمادگی برای آینده، باید واقعیتهای جامعه را مبنای تصمیمگیری قرار دهد و بر مشارکت، تعامل و استفاده مؤثر از دادهها تکیه کند.
محمد حسینیمقدم، با اشاره به پیوند میان شناخت واقعیت، توسعه علم و مواجهه با شرایط نامطمئن، اظهار کرد: از آغاز پیدایش جهان هستی، حدود ۱۳.۸ میلیارد سال پیش تاکنون، شناخت جهان پیرامون یکی از عوامل مهم در سازگاری و تداوم حیات بوده است. انسانها در طول تاریخ بهتدریج دریافتند که برای زندگی در شرایط دشوار، باید شناخت دقیقتری از محیط و واقعیتهای پیرامون خود داشته باشند.
وی با اشاره به نقش شناخت علمی در اصلاح باورهای نادرست، افزود: در گذشته، انسانها بسیاری از پدیدههای طبیعی را با برداشتهای غیرواقعی توضیح میدادند؛ برای مثال، طغیان رودخانهها را ناشی از خشم خدایان میدانستند و بر همین اساس رفتار میکردند. اما بهتدریج، با افزایش شناخت از طبیعت و بررسی عوامل واقعی، مشخص شد که عواملی مانند بارندگی در مناطق بالادست میتواند موجب طغیان رودخانهها شود.
وی افزود: این تجربه تاریخی نشان میدهد که فاصله گرفتن از واقعیت و تکیه بر برداشتهای نادرست میتواند پیامدهای نامطلوبی به دنبال داشته باشد.
این پژوهشگر با تأکید بر نقش فناوری در تحولات زندگی بشر، تصریح کرد: فناوری در طول تاریخ تأثیر تعیینکنندهای بر سبک زندگی انسان داشته است. با وجود دستاوردها و فرصتهای شگفتانگیزی که فناوریهای نوین ایجاد کردهاند، نگرانیهایی نیز درباره پیامدهای آنها وجود دارد.
او ادامه داد: تحولات فناوری در عرصههای مختلف، از جمله جنگ و کاربردهای نظامی هوش مصنوعی، نشان میدهد که این ابزارها چگونه میتوانند معادلات جهان امروز را تغییر دهند.
حسینیمقدم با اشاره به ضرورت توجه دانشگاهها به تحولات علمی و فناورانه، ادامه داد: در شرایط کنونی، جدایی آموزش علوم پزشکی از تحولات گسترده علم و فناوری، رویکردی معنادار و کارآمد نخواهد بود. دانشگاهها باید بتوانند نسبت خود را با فناوریهای نوظهور مشخص کنند و با شناخت واقعیتهای جامعه، برای آینده برنامهریزی داشته باشند.
این پژوهشگر و متخصص آیندهپژوهی با تأکید بر ضرورت افزایش تابآوری نهاد آموزش عالی، اظهار کرد: دانشگاه زمانی میتواند از عملکرد خود دفاع کند که بداند دانشآموختگانش چه جایگاهی در جامعه دارند، تا چه اندازه جذب بازار کار میشوند و چه تأثیری بر اجتماع میگذارند. ارزیابی عملکرد دانشگاه نباید صرفاً به تعداد دانشآموختگان یا فعالیتهای آموزشی محدود شود، بلکه باید پیامدها و اثربخشی اجتماعی آموزش نیز مورد توجه قرار گیرد.
حسینیمقدم با اشاره به اهمیت ارتباط دانشگاه با بازار کار، افزود: دانشگاه باید بتواند درباره وضعیت اشتغال دانشآموختگان خود اطلاعات روشن و قابل ارزیابی ارائه دهد. شناخت میزان و زمان ورود دانشآموختگان به بازار کار، یکی از شاخصهایی است که میتواند به دانشگاه در ارزیابی اثربخشی فعالیتهای آموزشی و اصلاح سیاستهای خود کمک کند.
وی با بیان اینکه دانشگاهها در شرایط دشوار امروز به رویکردهای آیندهنگرانه نیاز دارند، عنوان کرد: نهاد علم در ایران برای مواجهه با آینده و افزایش تابآوری در برابر عدم قطعیت، باید از ظرفیت مشارکت و تعامل بهره بگیرد. دانشگاهها باید بتوانند با همکاری ذینفعان، سازمانها و جامعه، مسائل مشترک را شناسایی کنند و برای حل آنها به اقدامات مشترک دست بزنند.
این پژوهشگر، مشارکت و تعامل، همکاری برای حل مسائل مشترک و دادهمحوری را از الزامات تقویت نقش دانشگاه در مواجهه با آینده دانست و تأکید کرد: یکی از کارکردهای اساسی نهاد علم، فراهم کردن زمینه تعامل میان بخشهای مختلف جامعه و استفاده از دانش برای پاسخگویی به مسائل واقعی است.
حسینیمقدم با اشاره به اهمیت استفاده از دادهها در تصمیمگیری، گفت: هوش مصنوعی نباید صرفاً به تولید متن، مقاله یا تحلیلهای نوشتاری محدود شود؛ بلکه یکی از ظرفیتهای مهم این فناوری، کمک به تصمیمگیری مبتنی بر داده است. برای دستیابی به پایداری و آمادگی در برابر آینده، باید از دادهها و فناوریهای نوین بهصورت مؤثر استفاده و سیاستگذاری علمی را بر شناخت واقعیتها و شواهد معتبر استوار کنیم.
انتهای پیام
