دکتر علی محمد مصدقراد در گفت و گو با ایسنا، اظهار کرد: دانشگاه نباید صرفاً به تربیت دانشجو، تولید مقاله و توسعه دانش تخصصی بسنده کند، بلکه باید در شناسایی و حل مسائل واقعی جامعه نقش فعال داشته باشد. از این منظر، پایاننامههای کاربردی و کارفرمامحور یکی از ابزارهای تحقق مأموریت دانشگاههای نسل سوم و چهارم و حرکت به سوی دانشگاه نسل پنجم هستند. زیرا پیوند میان دانش، نوآوری، نیازهای جامعه و اقدام عملی را برقرار میکنند.
وی افزود: تحول دانشگاهها را میتوان در پنج نسل بررسی کرد. دانشگاههای نسل اول عمدتاً بر آموزش و انتقال دانش، دانشگاههای نسل دوم بر پژوهش و تولید دانش علمی، دانشگاههای نسل سوم بر تجاریسازی دانش، نوآوری و کارآفرینی و دانشگاههای نسل چهارم بر نوآوری نظاممند، شبکه سازی و تعامل راهبردی با صنعت و جامعه و حل مسائل پیچیده جامعه تأکید دارند.
مصدق راد ادامه داد: دانشگاههای نسل پنجم، با نگاهی فراتر از آموزش، پژوهش و کارآفرینی، مسئولیت اجتماعی، پایداری، عدالت، تابآوری و خلق ارزش برای انسان و جامعه را در کانون مأموریت خود قرار میدهند. دانشگاه نسل پنجم، دانشگاهی نیست که فقط دانش تولید کند، بلکه دانشگاهی است که مسئولانه از دانش برای ساختن جامعهای سالمتر، عادلانهتر و تابآورتر بهره میگیرد.
وی با بیان اینکه پژوهش علمی صرفاً تولید مقاله، گزارش یا پایاننامه نیست، مطرح کرد: پژوهش علمی، فرایندی برای شناخت دقیق مسائل، یافتن راهحلهای اثربخش و کمک به اجرای آنهاست. این موضوع در حوزه سلامت اهمیت ویژهای دارد، زیرا تصمیمها و سیاستهای این حوزه مستقیماً با جان، سلامت، رفاه و کیفیت زندگی مردم ارتباط دارند.
این استاد دانشگاه افزود: از این رو، همواره تلاش کردم پژوهشهای خود و پایاننامههای دانشجویانم را به سمت نیازهای واقعی نظام سلامت کشور هدایت کنم و مدیران و کارکنان این نظام را به عنوان شرکای اصلی پژوهش در تمام مراحل آن مشارکت دهم.
چه زمانی یک پایاننامه واقعاً به حل مسئله صنعت یا جامعه منجر میشود
استاد سیاستگذاری و مدیریت سلامت دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: به اعتقاد من، یک پایاننامه زمانی واقعاً ارزشمند و مسئلهگشا است که از یک نیاز واقعی آغاز شود، مسئله را به درستی تحلیل کند، راه حلی متناسب با شرایط کشور ارائه دهد و به مرحله استفاده و اجرا برسد.
وی تصریح کرد: ممکن است یک پایاننامه از نظر روش شناختی بسیار قوی باشد و به تولید مقاله علمی نیز منجر شود، اما، اگر مسئله مهمی را حل نکند یا نتایج آن هیچگاه در تصمیمگیری و عمل به کار گرفته نشوند، نمیتوان آن را از نظر اجتماعی کاملاً موفق دانست. البته پژوهشهای بنیادی نیز ارزش و جایگاه خود را دارند، اما در پژوهشهای کاربردی و کارفرمامحور، باید بتوانیم نشان دهیم که حاصل کار چه تغییری در وضعیت موجود ایجاد کرده است.
مصدق راد مطرح کرد: در حوزه سلامت، برای مثال، اگر بیمارستانی با مشکل عفونتهای بیمارستانی مواجه باشد، صرف اندازهگیری میزان عفونت و انتشار یک مقاله کافی نیست. باید با مشارکت مدیران، پزشکان، پرستاران و سایر کارکنان، ابعاد مسئله و علل بروز آن را شناسایی کنیم، از کمبود نیروی انسانی، تجهیزات و منابع گرفته تا ضعف فرایندهای کاری، نظارت، هماهنگی و حتی باورها و رفتارهای حرفهای. سپس باید راهکارهایی متناسب با امکانات و محدودیتهای همان بیمارستان طراحی کنیم، در اجرای آنها به کارکنان کمک کنیم و در نهایت، تغییرات حاصل را بسنجیم.
وی تاکید کرد: چنین پژوهشی از شناخت مسئله فراتر میرود و به حل مسئله نزدیک میشود. این همان چیزی است که از ترجمان دانش انتظار داریم. یعنی تبدیل دانش حاصل از پژوهش به اطلاعات قابل فهم، توصیههای قابل استفاده و اقداماتی که بتوانند در دنیای واقعی اثرگذار باشند. ترجمان دانش باید فاصله میان تولید دانش و استفاده از آن را کاهش دهد.
مصدق راد درباره علت فاصله میان نیاز واقعی صنعت و جامعه با موضوعات انتخابی دانشجویان، گفت: این فاصله چند علت اساسی دارد. نخست اینکه بسیاری از موضوعات پایاننامهها از علایق دانشجو، تخصص استاد، مقالات منتشرشده یا سهولت دسترسی به دادهها انتخاب میشوند، نه لزوماً از اولویتهای واقعی سازمانها و جامعه. دوم اینکه ارتباط دانشگاه با دستگاههای اجرایی، بیمارستانها، شرکتها و سایر سازمانها در بسیاری از موارد مقطعی است و به همکاری مستمر برای شناسایی و حل مسائل منجر نمیشود.
وی ادامه داد: سوم اینکه برخی مدیران و کارفرمایان نیز با ظرفیتهای پژوهشی دانشگاه آشنایی کافی ندارند یا نمیدانند چگونه مسئله خود را به یک سؤال پژوهشی دقیق و قابل بررسی تبدیل کنند. از طرف دیگر، گاهی سازمانها مسائل واقعی و مهمی دارند، اما اطلاعات، زمان، بودجه یا سازوکار لازم برای همکاری با دانشگاه را در اختیار ندارند.
استاد سیاستگذاری و مدیریت سلامت دانشگاه علوم پزشکی تهران افزود: ممکن است مدیر یک بیمارستان بداند که هزینههای بیمارستان افزایش یافته است، اما نداند چه بخشی از این افزایش ناشی از نحوه خرید، تجویز خدمات، مدیریت منابع انسانی، فرایندهای کاری یا عوامل دیگر است. در چنین شرایطی، دانشگاه میتواند با دانش و روشهای علمی به مدیر کمک کند تا مسئله را دقیقتر تعریف کند و به جای پرداختن به نشانهها، علل اصلی آن را بشناسد.
وی عنوان کرد: به نظر من، راه کاهش این فاصله آن است که ارتباط دانشگاه و جامعه را از مرحله انتخاب موضوع پایاننامه آغاز کنیم، نه اینکه پس از پایان پژوهش به دنبال یافتن مصرف کننده برای نتایج آن باشیم. سازمانها باید بتوانند مسائل اولویتدار خود را به دانشگاه معرفی کنند و استادان و دانشجویان نیز با شناخت این مسائل، موضوعات پژوهشی مناسب را تعریف کنند. در این صورت، پژوهش از یک فعالیت عمدتاً دانشگاهی به یک همکاری هدفمند برای حل مسئله تبدیل میشود.
چگونگی حمایت نظام ارزیابی دانشگاهها از پژوهشهای کاربردی
این استاد راهنما درباره حمایت نظام ارزیابی دانشگاهها از پژوهشهای کاربردی گفت: به اعتقاد من، نظام ارزیابی دانشگاهها هنوز به اندازه کافی میان تولید دانش و استفاده از دانش تمایز قائل نمیشود. انتشار مقاله در مجلات معتبر علمی، انجام پژوهش با روششناسی دقیق و تربیت دانشجوی توانمند، همگی ضروری هستند، اما برای پژوهشهای کاربردی کافی نیستند.
وی در ادامه اظهار کرد: اگر استاد دانشگاه برای ارتقای علمی عمدتاً بر اساس تعداد مقالات، میزان استنادها و سایر شاخصهای انتشار ارزیابی شود، طبیعی است که بخش مهمی از وقت و انرژی خود را به فعالیتهایی اختصاص دهد که بیشترین امتیاز را در این نظام دارند، حتی اگر آن فعالیتها در اولویتهای واقعی جامعه نباشند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: پژوهش کاربردی و کارفرمامحور معمولاً به زمان و تلاش بیشتری نیاز دارد. زیرا پژوهشگر باید با سازمان ارتباط برقرار کند، اعتماد مدیران و کارکنان را به دست آورد، مسئله را در بستر واقعی آن بشناسد، راه حل متناسب با شرایط سازمان طراحی کند و در اجرای نتایج نیز مشارکت داشته باشد.
مصدق راد ادامه داد: گاهی اجرای یک راه حل به تغییر مقررات، تخصیص منابع، اصلاح فرایندها یا جلب موافقت چندین مدیر نیاز دارد. این فعالیتها ارزشمند هستند، اما ممکن است در ارزیابیهای دانشگاهی به خوبی دیده نشوند.
وی توضیح داد: بنابراین، لازم است نظام ارزیابی دانشگاهها در کنار کیفیت علمی و انتشار مقاله، شاخصهایی مانند حل مسئله واقعی، استفاده از نتایج پژوهش در سیاستگذاری و مدیریت، بهبود عملکرد سازمان، کاهش هزینهها، ارتقای کیفیت خدمات و ایجاد محصول یا فرایند جدید را نیز لحاظ کند. همچنین باید برای استادانی که در حل مسائل واقعی جامعه نقش مؤثری دارند، امتیاز حرفهای و حمایت مالی مناسب در نظر گرفته شود.
وی گفت: هدف، تضعیف پژوهش بنیادی یا مقاله علمی نیست. بلکه هدف این است که در کنار تولید دانش، برای تبدیل دانش به ارزش و منفعت اجتماعی نیز اهمیت قائل شویم.
وی در پاسخ به اینکه چگونه میتوان نقش کارفرما را از تعریف مسئله تا اجرای نتایج پایاننامه حفظ کرد، اظهار کرد: برای این کار باید رابطه استاد، دانشجو و کارفرما را به صورت یک همکاری مشترک و مستمر طراحی کرد. در آغاز، کارفرما مسئله و نیاز خود را مطرح میکند، استاد به تبدیل آن به سؤال پژوهشی دقیق و انتخاب روش مناسب کمک میکند و دانشجو با راهنمایی استاد و همکاری کارشناسان سازمان، پژوهش را پیش میبرد. در طول مسیر نیز جلسات مشترک برگزار میشود تا یافتههای اولیه بررسی شوند، محدودیتهای اجرایی مشخص شوند و اطمینان حاصل شود که پژوهش در مسیر حل مسئله مورد توافق حرکت میکند.
مصدق راد تأکید کرد: نکته مهم این است که مشارکت کارفرما نباید به امضای یک تفاهمنامه یا تأیید عنوان پایاننامه محدود شود. بهتر است از ابتدا توافق روشنی درباره مسئله، انتظارات، مسئولیتها، دسترسی به اطلاعات، منابع مورد نیاز، زمانبندی، محرمانگی دادهها، مالکیت فکری و نحوه استفاده از نتایج وجود داشته باشد. نماینده کارفرما نیز باید فردی باشد که هم مسئله را به خوبی بشناسد و هم بتواند برای تصمیمگیری و اجرای نتایج در سازمان نقش مؤثری ایفا کند.
وی ادامه داد: پس از پایان پژوهش نیز کارفرما باید در تدوین برنامه اجرایی، تعیین مسئول اجرای راهکارها، تخصیص منابع و پایش نتایج مشارکت داشته باشد. در پژوهشهای حوزه سلامت، برای مثال، ممکن است یک پایاننامه راهکاری برای کاهش هزینه یا بهبود کیفیت خدمات ارائه کند. اما اگر مدیران و کارکنان در طراحی و اجرای این راهکار مشارکت نداشته باشند، احتمال استفاده از آن کاهش مییابد.
این استاد دانشگاه افزود: به همین دلیل، معتقدم پژوهش کارفرمامحور باید از ابتدا با نگاه به مرحله اجرا طراحی شود. البته مشارکت کارفرما به معنای دخالت در نتایج علمی یا محدود کردن استقلال پژوهشگر نیست، روش پژوهش و گزارش یافتهها باید از نظر علمی معتبر، شفاف و مستقل باقی بماند.
موفقیت یک پایاننامه کارفرمامحور را با چه شاخصهایی باید سنجید
استاد سیاستگذاری و مدیریت سلامت دانشگاه علوم پزشکی تهران با بیان اینکه موفقیت پایاننامهها را باید در چند سطح سنجید، اظهار کرد: در سطح نخست، باید کیفیت علمی پژوهش بررسی شود. یعنی مسئله به درستی تعریف شده باشد، روش پژوهش متناسب و معتبر باشد و نتایج قابل اتکا باشند. در سطح دوم، باید مشخص شود که پژوهش تا چه اندازه به نیاز واقعی کارفرما پاسخ داده است و آیا راهکار ارائه شده با شرایط اقتصادی، مدیریتی، فرهنگی و فنی سازمان تناسب دارد. در سطح سوم، میزان استفاده از نتایج و تغییرات ایجاد شده در عمل اهمیت پیدا میکند.
وی افزود: برای مثال، در یک پژوهش با هدف کاهش عفونتهای بیمارستانی، تعداد مقالههای منتشرشده یا نمره پایاننامه به تنهایی نشان دهنده موفقیت نیست. باید بررسی کنیم که آیا راهکارهای پیشنهادی اجرا شدند، آیا رعایت اصول پیشگیری از عفونت بهبود یافته، آیا میزان عفونت کاهش پیدا کرده و آیا این بهبود در طول زمان پایدار مانده است.
مصدق راد همچنین گفت: در عین حال، باید عوامل دیگری را که میتوانند بر نتایج اثر بگذارند نیز در نظر بگیریم و هر تغییری را بدون شواهد کافی به پایاننامه نسبت ندهیم. بنابراین، شاخصهای موفقیت باید متناسب با هدف هر پژوهش تعیین شوند و میتوانند شامل میزان استفاده از یافتهها در تصمیمگیری، اجرای توصیهها، بهبود کیفیت، افزایش بهرهوری، کاهش هزینه، ارتقای رضایت ذینفعان، تولید محصول یا خدمت جدید و پایداری نتایج باشند.
وی تصریح کرد: گاهی موفقیت یک پژوهش، کاهش قابل اندازهگیری هزینه است، گاهی اصلاح یک دستورالعمل یا سیاست و گاهی جلوگیری از یک تصمیم نادرست یا شناسایی مسئلهای است که پیشتر نادیده گرفته شده بود. مهم این است که از ابتدا بدانیم قرار است چه تغییری ایجاد کنیم و چگونه آن را ارزیابی خواهیم کرد.
مهمترین چالشها در راهنمایی پایاننامههای کارفرمامحور
این استاد راهنما یکی از مهمترین چالشها را تفاوت میان منطق و انتظارات دانشگاه و سازمان کارفرماست، عنوان کرد و افزود: دانشگاه به دنبال تولید دانش معتبر، رعایت اصول روششناختی و پاسخگویی به پرسشهای علمی است. در مقابل، مدیر سازمان معمولاً میخواهد مسئلهاش در کوتاهترین زمان و با کمترین هزینه حل شود. این دو هدف لزوماً متعارض نیستند، اما برای هماهنگ کردن آنها باید از ابتدا گفت و گو و تفاهم وجود داشته باشد. گاهی مسئلهای که مدیر مطرح میکند، بیش از حد کلی است و باید دقیقتر شود. گاهی نیز دانشجو موضوعی را انتخاب میکند که از نظر علمی جذاب است، اما با نیاز فوری سازمان ارتباط کافی ندارد.
وی ادامه داد: چالش دیگر، دسترسی به اطلاعات معتبر، محدودیت منابع مالی و انسانی، تغییر مدیران و اولویتهای سازمانی و دشواری اجرای راهکارهاست. ممکن است پژوهشگر با صرف زمان و تلاش فراوان راهکار مناسبی ارائه کند، اما با تغییر مدیر یا تخصیص نیافتن بودجه، امکان اجرای آن از بین برود. در حوزه سلامت، به دلیل تعدد ذینفعان و پیچیدگی فرایندهای تصمیمگیری، این مشکلات میتوانند جدیتر باشند.
مصدق راد اظهار کرد: برای غلبه بر این چالشها، تلاش میکنیم دانشجو از ابتدا با محیط واقعی مسئله آشنا شود، با مدیران و کارکنان ارتباط مستقیم برقرار کند و صرفاً به مطالعه کتابها و مقالات اکتفا نکند. همچنین تأکید دارم که راهکارها باید با مشارکت ذینفعان و متناسب با شرایط بومی طراحی شوند. تجربه آموخته که راهکار خوب، صرفاً راهکاری نیست که از نظر علمی درست باشد، بلکه باید امکان اجرا داشته باشد و افرادی که قرار است آن را اجرا کنند نیز آن را بپذیرند.
وی با تأکید بر اینکه کارفرمامحور بودن نباید صرفاً یک عنوان در فرم تصویب پایاننامه یا یک نامه حمایت از طرف سازمان باشد، عنوان کرد: ممکن است پایاننامهای با عنوان کارفرمامحور معرفی شود، اما کارفرما در انتخاب مسئله، اجرای پژوهش و استفاده از نتایج آن هیچ نقش مؤثری نداشته باشد. برای جلوگیری از چنین وضعیتی، باید شواهد واقعی مشارکت و استفاده از نتایج را مطالبه کنیم.
این استاد دانشگاه گفت: لازم است از آغاز پژوهش، مسئله مورد نیاز کارفرما، تعهدات طرفین، خروجیهای مورد انتظار و نحوه ارزیابی موفقیت مشخص شوند. در مرحله داوری نیز باید مستنداتی مانند تأیید مسئله از سوی کارفرما، صورتجلسات همکاری، گزارش تحویل نتایج، نظر کاربران نهایی، شواهد اجرای راهکار یا برنامه مشخص و قابل پیگیری برای اجرای آن بررسی شوند.
وی افزود: البته نباید پایاننامههایی را که به دلایل خارج از اختیار پژوهشگر اجرا نشدهاند، بدون بررسی دقیق ناموفق تلقی کرد. بلکه باید میان کیفیت پژوهش، میزان مشارکت کارفرما و موانع اجرایی تمایز قائل شد.
مصدق راد خاطر نشان کرد: نکته مهم دیگر، ارزیابی مستقل و شفاف است. داوری نباید فقط بر اساس ادعای دانشجو یا کارفرما انجام شود، بلکه باید کیفیت علمی، میزان انطباق با نیاز واقعی، امکان اجرا و شواهد اثربخشی را در نظر بگیرد. معیار اصلی کارفرمامحور بودن، وجود یک نیاز واقعی و مشارکت مؤثر کارفرماست، نه صرفاً درج نام یک سازمان در عنوان یا مستندات پایاننامه.
جشنواره امیرکبیر چگونه میتواند ارتباط استاد، دانشجو و کارفرما را پس از جشنواره ادامه دهد
وی در این باره گفت: جشنواره ملی پایاننامهها و رسالههای دانشجویی کاربردی کارفرمامحور امیرکبیر، به نظر من، ظرفیت آن را دارد که از یک رویداد برای معرفی و تقدیر از آثار برتر فراتر برود و به بستری پایدار برای پیوند دانشگاه و جامعه تبدیل شود. اهمیت این جشنواره در آن است که توجه را از صرف تولید پایاننامه به نیاز واقعی کارفرما، کاربرد دانش و قابلیت اجرای نتایج معطوف میکند.
مصدق راد ادامه داد: در معرفی دورههای جشنواره نیز بر تقویت این پیوند و ارزیابی کاربردی بودن پژوهش، اثربخشی در حل مسئله، تعامل با کارفرما و قابلیت اجرای نتایج تأکید شده است. برای تحقق این هدف، پیشنهاد میکنم دبیرخانه جشنواره پس از معرفی آثار برگزیده، فرایند پیگیری و حمایت از اجرای آنها را نیز سامان دهد. برای مثال، میتوان برای هر پایاننامه برگزیده یک برنامه پیگیری ۶ ماهه یا یک ساله در نظر گرفت، میزان اجرای پیشنهادها را از کارفرما جویا شد و در صورت نیاز، زمینه ارتباط دوباره استاد، دانشجو و سازمان را فراهم کرد.
استاد سیاستگذاری و مدیریت سلامت دانشگاه علوم پزشکی تهران، مطرح کرد: همچنین، میتوان بانک اطلاعاتی مسائل حل نشده کارفرمایان و پژوهشهای آماده اجرا را ایجاد کرد تا سازمانها بتوانند از نتایج پایاننامهها استفاده کنند یا مسائل جدید خود را برای همکاریهای پژوهشی آینده مطرح کنند.
وی افزود: یکی دیگر از اقدامات مفید، تشکیل شبکهای از استادان، دانشجویان، مدیران و کارفرمایان موفق است تا تجربههای عملی خود را به اشتراک بگذارند. برگزاری نشستهای تخصصی، ارائه تجربههای موفق، معرفی پژوهشهای قابل توسعه و ایجاد فرصت برای مذاکره درباره اجرای نتایج میتواند این ارتباط را زنده نگه دارد. به این ترتیب، جشنواره نقطه آغاز یک همکاری علمی و اجرایی خواهد بود.
جهاد دانشگاهی نقش تسهیلگر و پیونددهنده بازیگران این حوزه را دارد
مصدق راد همچنین درباره اثرگذاری نقش جهاد دانشگاهی، اتاق بازرگانی و بنیاد ملی نخبگان گفت:هر یک از نهادهای مشارکتکننده میتوانند حلقهای از زنجیره ارتباط دانشگاه و جامعه را تکمیل کنند. اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی به دلیل ارتباط مستقیم با فعالان اقتصادی و بخش خصوصی، میتواند نیازهای واقعی بنگاهها را شناسایی و اولویتبندی کند، انها را در قالب مسائل پژوهشپذیر به دانشگاهها انتقال دهد و زمینه همکاری میان استادان، دانشجویان و کارفرمایان را فراهم سازد.
وی افزود: همچنین، میتواند شرکتها را به اختصاص منابع مالی و اجرایی برای پژوهشهای مورد نیاز خود تشویق کند و در معرفی و توسعه راهکارهای موفق نقش داشته باشد.
مصدق راد اظهار کرد: بنیاد ملی نخبگان نیز میتواند با شناسایی و حمایت از دانشجویان و پژوهشگران مستعد، آنها را به سمت حل مسائل واقعی کشور هدایت کند. حمایت از طرحهای مسئلهمحور، فراهمکردن فرصت همکاری نخبگان با سازمانها، کمک به تشکیل تیمهای بینرشتهای و پشتیبانی از تبدیل ایدههای پژوهشی به محصولات، خدمات یا راهکارهای اجرایی، از جمله زمینههای همکاری این بنیاد است. در واقع، استعداد علمی زمانی میتواند به ارزش اجتماعی و اقتصادی تبدیل شود که فرصت، حمایت و مسئله مناسب در اختیار آن قرار گیرد.
وی با تأکید بر نقش موثر جهاد دانشگاهی ادامه داد: البته این نهادها به تنهایی نمیتوانند همه مشکلات را حل کنند. موفقیت این همکاری به حضور فعال دانشگاهها، استادان، دانشجویان، دستگاههای اجرایی، بیمارستانها، شرکتها و سایر سازمانهای جامعه نیز وابسته است. در یک همکاری اثربخش، اتاق بازرگانی نیازهای بخش خصوصی را منتقل میکند، بنیاد ملی نخبگان از ظرفیت استعدادهای برتر حمایت میکند، دانشگاه دانش و روش علمی را فراهم میسازد و جهاد دانشگاهی میتواند نقش تسهیلگر و پیونددهنده این بازیگران را ایفا کند.
این استاد راهنما درباره ایجاد یک تغییر در ارتباط دانشگاه و صنعت، گفت: اگر قرار باشد فقط یک تغییر را پیشنهاد کنم، آن تغییر این است که مسائل واقعی سازمانها و جامعه به نقطه آغاز نظام پژوهش دانشگاهی تبدیل شوند و موفقیت پژوهشها بر اساس میزان ارزشآفرینی آنها برای جامعه نیز ارزیابی شود. به بیان دیگر، باید به جای آنکه دانشجو ابتدا موضوعی را انتخاب کند و پس از پایان پژوهش به دنبال کارفرما بگردد، کارفرما ابتدا مسئله خود را مطرح کند و دانشگاه با مشارکت او برای یافتن راهحل مناسب اقدام کند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: برای این منظور، پیشنهاد میکنم دانشگاهها با سازمانها و نهادهای اجرایی، فهرستی مستمر و اولویتبندی شده از مسائل واقعی تهیه کنند و آن را در اختیار استادان و دانشجویان قرار دهند. در این فرایند، هر مسئله باید به گونهای تعریف شود که اهمیت آن، اطلاعات مورد نیاز، امکان پژوهش، منابع در دسترس و خروجی مورد انتظار مشخص باشند. سپس، استادان و دانشجویان متناسب با تخصص خود برای حل این مسائل وارد همکاری شوند و کارفرما نیز از آغاز تا مرحله استفاده از نتایج در این فرایند حضور داشته باشد.
این استاد راهنمای پایان نامههای کارفرما محور، گفت: این تغییر به اصلاح فرهنگ پژوهش، نظام مشوقها و سازوکارهای همکاری نیاز دارد، اما، میتواند رابطه دانشگاه و جامعه را از همکاریهای مقطعی و تشریفاتی به مشارکتی پایدار و نتیجهمحور تبدیل کند. دانشگاه نباید صرفاً منتظر بماند تا جامعه از آن درخواست کمک کند. بلکه، باید فعالانه مسائل جامعه را بشناسد و برای حل آنها ظرفیتسازی کند. در مقابل، سازمانها نیز باید دانشگاه را شریک حل مسئله بدانند، نه اینکه صرفاً مرکزی برای دریافت گزارش یا انجام یک مطالعه اداری در نظر بگیرند.
نقش جهاد دانشگاهی بهعنوان بانی و گرداننده جشنواره امیرکبیر
مصدق راد با تأکید بر اینکه جهاد دانشگاهی به دلیل تجربه فعالیت در حوزههای علمی، پژوهشی، فرهنگی و فناورانه، ظرفیت مناسبی برای ایجاد ارتباط میان دانشگاه و جامعه دارد، افزود: یکی از مشکلات دیرینه ما این است که دانشگاهها از دانش و ظرفیت علمی برخوردارند و سازمانها نیز با مسائل واقعی و نیازهای فراوان مواجه هستند، اما سازوکارهای مؤثر برای پیوند دادن این دو ظرفیت همیشه به اندازه کافی فراهم نیست. جهاد دانشگاهی میتواند با شناخت هر دو طرف، زمینه گفت و گو، تعریف مسئله، شکلگیری همکاری و استفاده از نتایج پژوهش را فراهم کند.
وی یادآور شد: جشنواره امیرکبیر نمونهای از تلاش برای ایجاد چنین پیوندی است. این جشنواره با همکاری جهاد دانشگاهی، اتاق بازرگانی، بنیاد ملی نخبگان، دانشگاهها و دیگر نهادهای مرتبط برگزار میشود و بر پایاننامهها و رسالههایی تمرکز دارد که به نیازهای واقعی کارفرمایان پاسخ میدهند. در دورههای اخیر نیز توجه به نقش کارفرما، استاد راهنما، دانشجو و دانشگاه در کنار یکدیگر، رویکردی ارزشمند برای تقویت این ارتباط بوده است.
این استاد دانشگاه در حالی که معتقد است، مهمترین مأموریت جهاد دانشگاهی نباید صرفاً برگزاری جشنواره و معرفی برگزیدگان باشد، تصریح کرد ارزش واقعی این رویداد زمانی آشکار میشود که بتواند به تغییر رفتار دانشگاهها و سازمانها، افزایش تعداد پژوهشهای نیازمحور، توسعه همکاریهای بلندمدت و اجرای نتایج پژوهشها منجر شود. جهاد دانشگاهی میتواند با ایجاد شبکه کارفرمایان، شناسایی مسائل اولویتدار، تسهیل انعقاد قراردادهای پژوهشی، حمایت از اجرای نتایج و مستندسازی تجربههای موفق، این حرکت را از یک رویداد سالانه به یک جریان مستمر تبدیل کند.
وی گفت: من معتقدم ارتباط دانشگاه و جامعه زمانی به نتیجه میرسد که هر سه طرف احساس کنند از این همکاری منفعت واقعی میبرند: دانشجو مسئلهای معنادار را حل میکند و مهارت حرفهای میآموزد؛ استاد علاوه بر تولید دانش، در بهبود وضعیت جامعه نقش ایفا میکند؛ و کارفرما نیز راهکاری علمی و متناسب با نیاز خود به دست میآورد.
مصدق راد ادامه داد: مهمتر از همه، جامعه از سرمایهای که برای آموزش و پژوهش صرف میکند، منفعت ملموستری دریافت خواهد کرد.
پایاننامه نباید در جلسه دفاع پایان یابد. بلکه باید از آنجا که دانش به عمل تبدیل میشود، ارزش واقعی خود را نشان دهد. جشنواره امیرکبیر میتواند در تحقق این هدف نقش مهمی داشته باشد، مشروط بر آنکه در کنار شناسایی و تقدیر از آثار برتر، مسیر اجرای نتایج و سنجش اثرگذاری آنها را نیز دنبال کند.
وی که بیش از سه دهه فعالیت علمی، آموزشی و پژوهشی در حوزه سیاستگذاری، مدیریت و اقتصاد سلامت، داشته و از مدافعان جدی پیوند میان پژوهش دانشگاهی و حل مسائل واقعی جامعه است. گفت: در راهنمایی پایاننامهها و رسالههای دانشجویی، تلاش میکنیم موضوعات پژوهشی بر اساس نیازهای اولویتدار نظام سلامت انتخاب شوند و مدیران و کارکنان سازمانهای مرتبط از مرحله تعریف و تحلیل مسئله تا طراحی راهکارهای بومی و اجرای نتایج در فرایند پژوهش مشارکت فعال داشته باشند.
وی افزود: رویکرد اساتید راهنما فراتر از تولید مقاله و کسب مدرک دانشگاهی است و بر ترجمان دانش، توانمندسازی سازمانها برای حل مسائل خود و ایجاد آثار فراآکادمیک، از جمله بهبود تصمیمگیری، اصلاح فرایندهای مدیریتی، ارتقای کیفیت خدمات و افزایش بهرهوری تأکید دارد. ارزش واقعی یک پایاننامه کاربردی زمانی آشکار میشود که دانش تولید شده از مرز دانشگاه فراتر رود، در محیط واقعی به کار گرفته شود و به بهبود عملکرد سازمانها و زندگی مردم کمک کند.
انتهای پیام
