امیر لطافتکار از مؤلفین کتاب «تحلیل جامع عضلات اسکلتی و فاشیا» در گفتوگو با ایسنا درخصوص اهمیت شناخت عضلات بدن اظهار کرد: انسان مجموعهای از عضلات و بافتهای جدا از هم نیست؛ بدن یک سیستم بههمپیوسته است که عضلات، فاشیا، مفاصل، سیستم عصبی و سایر بافتها دائماً با یکدیگر در تعامل هستند.
وی افزود: وقتی فردی با درد اسکلتیعضلانی مراجعه میکند، صرف نگاه کردن به محل درد برای حل مشکل کافی نیست. گاهی فرد درد را در یک ناحیه احساس میکند، اما عواملی که در ایجاد یا تداوم این درد نقش دارند میتوانند در ساختارها یا حتی در نواحی دیگری قرار داشته باشند.
لطافتکار درخصوص هدف تدوین کتاب «تحلیل جامع عضلات اسکلتی و فاشیا» بیان کرد: هدف ما از ارائه این کتاب شناخت دقیقتر از عضلات و فاشیای اندام تحتانی بود؛ اما نه به شکل اطلس آناتومی. برای من این موضوع مهم بود که خواننده کتاب متوجه شود هر عضله کجاست، چه ارتباطی با ساختارهای اطراف خود دارد، نقش آن عضله در حرکت و در نهایت این موضوع که این اطلاعات چگونه میتواند به درک بهتر درد و اختلالات اسکلتیعضلانی کمک کند.
این دکترای حرکات اصلاحی درخصوص اهمیت «فاشیا» در سالهای اخیر تشریح کرد: در گذشته، فاشیا بیشتر بهعنوان یک بافت پوشاننده و نسبتاً منفعل در نظر گرفته میشد؛ اما امروز بیشتر درباره نقش آن در ارتباط بین بافتها، انتقال نیرو، حرکت بین ساختارها و سازماندهی حرکت صحبت میکنیم. این تغییر نگاه باعث شده متخصصان توانبخشی، فیزیوتراپیستها، درمانگران دستی و متخصصان علوم حرکتی توجه بیشتری به این بافت داشته باشند.
لطافتکار تأکید کرد: افزایش توجه به فاشیا نباید ما را به این اشتباه بیندازد که فاشیا را مسئول همه دردها بدانیم. این همان جایی است که نگاه علمی اهمیت پیدا میکند؛ فاشیا بخشی از یک سیستم پیچیده است و باید در کنار عضلات، مفاصل، سیستم عصبی، الگوهای حرکتی و سایر عوامل مورد توجه قرار بگیرد. بنابراین، اهمیت فاشیا فقط در خود این بافت نیست؛ بلکه در یادآوری این موضوع است که بدن را باید یکپارچه ببینیم، نه مجموعهای از قطعات جدا از هم.
عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی با پاسخ مثبت نسبت به درمان درد عضلانی با تکنیکهای دستی و درمان تریگرپوینت بیان کرد: تکنیکهای دستی و درمان تریگرپوینت میتوانند در شرایط مشخص و برای برخی افراد، بخشی از برنامه مدیریت درد باشند؛ اما نباید این تصور ایجاد شود که هر دردی یک تریگرپوینت(نقطهای ماشهای) است و با فشار دادن یا آزادسازی آن حتماً مشکل برطرف خواهد شد.
وی افزود: درد، بهخصوص دردهای اسکلتیعضلانی، یک پدیده پیچیده و چندعاملی است و میتواند تحت تأثیر عوامل مختلف بافتی، عصبی، حرکتی، روانشناختی و حتی شرایط زندگی فرد قرار بگیرد.
لطافتکار تصریح کرد: اگر درد شدید، مداوم یا غیرمعمول باشد، یا با علائمی مثل ضعف، بیحسی، تغییرات عصبی یا سایر علائم هشدار همراه شود، نباید همه چیز را به یک عضله یا تریگرپوینت نسبت داد. در چنین شرایطی، اولویت با ارزیابی دقیق و در صورت نیاز ارجاع فرد برای بررسی پزشکی است.
این مؤلف از اهمیت ترجمه این کتاب سخن گفت و توضیح داد: ترجمه یک کتاب پزشکی صرفاً جابهجایی کلمات از یک زبان به زبان دیگر نیست؛ گاهی یک اصطلاح تخصصی چند معادل دارد و اگر معادل نامناسبی انتخاب شود، ممکن است مفهوم علمی متن تغییر کند یا حتی خواننده را به برداشت اشتباه برساند. به همین دلیل، در ترجمه تلاش کردیم قبل از انتخاب معادل فارسی، مفهوم علمی اصطلاح را در متن اصلی، در ارتباط با جمله و موضوع کلی بررسی کنیم.
لطافتکار با تأکید بر این مسئله که تلاش کردهاند دقت علمی را در معادل سازیها حفظ کنند، عنوان کرد: در ترجمه برای بنده یک اصل بسیار مهم وجود داشته و آن هم ارجحیت وفاداری به مفهوم علمی نسبت به ترجمه کلمهبهکلمه است.
وی افزود: ترجمه متون پزشکی باید هم به متن اصلی وفادار باشد و هم برای متخصص فارسیزبان روشن و قابل استفاده باشد. درنتیجه در چنین کاری، همکاری و بازبینی علمی نیز اهمیت زیادی دارد و تلاش کردیم متن نهایی فقط یک ترجمه زبانی نباشد، بلکه از نظر علمی نیز قابل اتکا باشد.
این دکترای حرکات اصلاحی با تأکید بر این نکته که بدن انسان بسیار پیچیده است، بیان کرد: وقتی فردی درد دارد یا حرکتش دچار اختلال شده است، بهتر است به جای اینکه خیلی سریع دنبال یک «ساختار مقصر» بگردیم، بپرسیم این فرد چگونه حرکت میکند، چه ظرفیتهایی دارد، چه عواملی علائم او را تغییر میدهند و بدنش چگونه به مداخله پاسخ میدهد؛ این نوع نگاه، از حفظ کردن نام صدها عضله و ساختار مهمتر است.
لطافتکار در پایان خاطرنشان کرد: امیدوارم این کتاب بتواند برای دانشجویان و متخصصان، فقط یک منبع برای یادگیری آناتومی نباشد، بلکه آنها را به سمت تفکر دقیقتر، نگاه یکپارچهتر به بدن و تصمیمگیری علمیتر هدایت کند.
انتهای پیام