این آمار نشان میدهد از هر ۱۰ جانباخته در خیابانهای شهر، تقریباً ۷ نفر روی زین این وسیله نقلیه بیحفاظ نشستهاند. آماری که بازنگری در وضعیت ایمنی راهها و توجه به زمینههای اقتصادی و فرهنگی تردد در این خطه را به ضرورتی فوری تبدیل میکند.
بر اساس جزئیات ارائهشده از سوی راهنمایی و رانندگی استان، ۱۲ نفر از قربانیان در گروه غیرموتورسواران جای گرفتهاند. این ساختار آماری بار دیگر آسیبپذیری بالا و فقدان بدنه محافظ در موتورسیکلت را پیش چشم کارشناسان قرار میدهد. مقایسه کارنامه ششماهه امسال با مدت مشابه در سال گذشته نشاندهنده رشد ۱۰ درصدی کل متوفیان از ۳۹ به ۴۳ نفر است.
هرچند جانباختگان موتورسوار با کاهش یک نفری از ۳۲ به ۳۱ نفر رسیده و سهم درصدی آنها از ۸۲ درصد به ۷۲ درصد تنزل یافته، اما افزایش تلفات سایر کاربران راه از ۷ به ۱۲ نفر یادآوری میکند که افت این درصد صرفاً به معنای ایمنتر شدن معابر نیست.
حلقههای گمشده در تحلیل سوانح رانندگی
در بخش دیگری از گزارش ترافیکی پلیس، به وقوع ۱۶ حادثه اشاره شده که موتورسیکلت بدون برخورد با وسیله نقلیه دیگر، از مسیر منحرف یا واژگون شده و گاه به موانع ثابت کوبیده است. با این حال ابعاد و پیامدهای انسانی این حوادث مشخص نیست. توزیع سنی قربانیان، ساعات وقوع سانحه، کیفیت و روشنایی معبر در زمان حادثه و نقایص فنی وسایل نقلیه از جمله حلقههای مفقودهای است که برای تحلیل کارشناسی و تدوین الگوهای پیشگیرانه در مدیریت شهری حیاتی به نظر میرسد.
چرخ معیشت بر محور دو چرخ
بخش عمدهای از این تلفات سنگین نه صرفاً ناشی از بیاحتیاطی فردی، بلکه گرهخورده با ساختار معیشت روزمره است. برای بسیاری از کارگران روزمزد، پیکها و شاغلان بخش خدمات در شهرهای استان، موتورسیکلت ارزانترین و گاه تنها ابزار چرخش چرخ زندگی به حساب میآید. فشارهای تورمی، دشواری تأمین تجهیزات ایمنی استاندارد و شتاب کاری برای رساندن مرسولات در معابر فاقد مسیرهای ویژه، ریسک حوادث را برای این قشر بیسپر بالا میبرد.
هیجان جوانی و فشارهای پنهان خانوادهها
در کنار این الزامهای اقتصادی، چالشهای فرهنگی و اشتیاق نسل جوان به هیجان موتورسواری نیز به عاملی اثرگذار در تشدید حوادث تبدیل شده است. کمبود فضاهای تفریحی ایمن و استاندارد باعث شده موتورسیکلت برای بسیاری از نوجوانان و جوانان جایگزین یک سرگرمی روزانه شود. در همین بستر، چه بسیار خانوادههایی که تحت فشارهای فرزندان و در پی قیاس با همسالان و الگوهای ترویجشده در سطح جامعه، ناچار به خرید موتورسیکلت میشوند. انتخابی دشوار که در صورت ناآشنایی با مهارتهای ایمنی، گاه به اندوهی بیپایان میانجامد.
عبور از نگاه واکنشی به سیاستهای پیشگیرانه
بر این اساس، مهار این بحران انسانی تنها با تکرار توصیههای عمومی به استفاده از کلاه ایمنی ممکن نخواهد بود. مدیریت ترافیک نیازمند عبور از رویکردهای واکنشی و حرکت به سوی سیاستهای پیشگیرانه است. بهسازی مهندسی خیابانها، روشنسازی نقاط کور، ایجاد معابر اختصاصی یا ایمنسازی تقاطعها در کنار گفتوگوی آگاهیبخش با خانوادهها و ساماندهی اوقات فراغت جوانان، اقداماتی است که دستگاههای مسئول شهری و انتظامی باید پیش از رسیدن آمارهای تازه در دستور کار قرار دهند.
انتهای پیام