سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵ | ۱۴:۲۴
یک استاد دانشگاه: هویت ملی به‌تنهایی برای اتحاد در برابر تهدید خارجی کافی نیست

یک استاد دانشگاه: هویت ملی به‌تنهایی برای اتحاد در برابر تهدید خارجی کافی نیست

خراسان رضوی (ایسنا) - عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد با تشریح مؤلفه‌های هویت ملی و نقش آن در انسجام داخلی در برابر تهدیدهای خارجی، گفت: هویت ملی به‌تنهایی برای ایجاد اتحاد مؤثر در برابر تهدید خارجی کافی نیست و تبدیل آن به همبستگی پایدار، به عواملی مانند مشروعیت و اعتماد به دولت، عدالت، شمول اجتماعی، کارآمدی نهادی، سرمایه اجتماعی و امکان گفت‌وگو نیاز دارد.

علی‌اصغر داوودی در گفت‌وگو با ایسنا در تشریح مفهوم هویت ملی، اظهار کرد: هویت ملی را می‌توان احساس تعلق جمعی به یک اجتماع سیاسی فرهنگی دانست که اعضای آن خود را بخشی از یک «ما»ی مشترک می‌بینند و این «ما» را از دیگران متمایز می‌کنند. در این تعریف، دو نکته کلیدی وجود دارد؛ نخست اینکه هویت ملی پدیده‌ای برساخته و تاریخی است، نه امری طبیعی و ازلی. "بندیکت اندرسن" ملت را «اجتماع تخیلی‌شده» می‌خواند؛ به این معنا که همه اعضای یک ملت هرگز یکدیگر را نمی‌شناسند، اما تصویری از همبستگی در ذهن دارند که از طریق چاپ، زبان معیار، آموزش همگانی، روزنامه و موزه ساخته و بازتولید می‌شود.

وی افزود: "ارنست گلنر" نیز ملی‌گرایی را محصول صنعتی‌شدن و نیاز به فرهنگی همگن برای دولت مدرن می‌داند. در مقابل، "آنتونی اسمیت" با طرح نظریه «قوم‌ـ‌نمادگرایی» تأکید می‌کند که ملت‌های مدرن بر بستر خاطره‌ها، اسطوره‌ها و نمادهای پیشامدرن شکل می‌گیرند و این طور نیست که از هیچ ساخته شوند. این مناقشه میان مدرنیست‌ها و دیرینه‌گرایان برای فهم هویت ملی در ایران نیز اهمیت دارد.

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد ادامه داد: نکته دوم این است که هویت ملی ماهیتی چندلایه دارد و همزمان با هویت‌های قومی، مذهبی، طبقاتی و منطقه‌ای وجود پیدا می‌کند. بنابراین، پرسش اصلی اغلب این نیست که هویت ملی وجود دارد یا خیر، بلکه این است که این هویت در تعامل یا تعارض با لایه‌های دیگر چه جایگاهی پیدا می‌کند.

مؤلفه‌های اصلی هویت ملی

داوودی با اشاره به مهم‌ترین مؤلفه‌های هویت ملی، بیان کرد: این مؤلفه‌ها را می‌توان در چند دسته بررسی کرد؛ نخست، مؤلفه‌های تاریخی-فرهنگی است که حافظه جمعی مشترک، روایت تاریخی، اسطوره‌ها و قهرمانان، میراث ادبی و هنری و زبان را دربرمی‌گیرد و خصوصا زبان در بسیاری از جوامع مهم‌ترین عامل هویت ملی محسوب می‌شود.

وی اضافه کرد: مؤلفه‌های سرزمینی، پیوند با سرزمین و جغرافیای مشترک را شامل می‌شود که در قالب مفهوم «وطن» و نمادهای مکانی بازتولید می‌گردد. مؤلفه‌های دینی و ارزشی نیز دین، مذهب یا سنت اخلاقی مشترک را دربرمی‌گیرد که در برخی جوامع هسته اصلی هویت و در برخی دیگر عنصری حاشیه‌ای است.

این استاد علوم سیاسی ادامه داد: مؤلفه‌های سیاسی-حقوقی نیز شامل حقوق شهروندی، نهادهای مشترک، قانون، دولت و احساس تعلق به نظم سیاسی است و هابرماس با مفهوم «میهن‌پرستی قانون اساسی» نیز بر این مولفه تأکید می‌کند. مؤلفه‌های نمادین و آیینی نیز پرچم، سرود، تقویم، جشن‌های ملی و آیین‌ها را شامل می‌شود.

داوودی افزود: در کنار این موارد، مؤلفه‌های ذهنی و احساس تعلق به یک «ما»ی جمعی نیز اهمیت دارند. هویت‌ها معمولاً در تقابل با «دیگری» تعریف می‌شوند و همین مسئله می‌تواند آن‌ها را هم نیرومند و هم بالقوه خطرناک کند. در ادبیات این حوزه، تمایزی میان ملت‌گرایی قومی فرهنگی، مبتنی بر تبار و فرهنگ، و ملت‌گرایی مدنی سیاسی، مبتنی بر شهروندی و قرارداد، وجود دارد. البته این دوگانه در عمل کاملاً شفاف نیست و بیشتر ملت‌ها ترکیبی از هر دو نوع را در خود دارند.

آیا هویت ملی به تنهایی برای اتحاد در برابر تهدید خارجی کافی است؟

وی در پاسخ به این پرسش که آیا هویت ملی به‌تنهایی برای اتحاد در برابر تهدید خارجی کفایت می‌کند، گفت: پاسخ کوتاه این است که خیر. هویت ملی برای اتحاد در برابر تهدید خارجی شرط لازم است، اما کافی نیست. هرچند هویت ملی سرمایه‌ای نمادین و عاطفی فراهم می‌کند، اما تبدیل آن به اتحاد مؤثر، به عوامل دیگری نیز وابسته است.

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد با بیان اینکه تهدید خارجی معمولاً همبستگی درونی را تقویت می‌کند، اظهار کرد: این پدیده در ادبیات سیاسی با عنوان «اثر پرچم‌برافراشته» شناخته می‌شود و در آثار "کوزر" و "زیمل" ریشه دارد. بر اساس این دیدگاه، ستیز با گروه بیرونی می‌تواند انسجام گروه درونی را افزایش دهد و هویت ملی قوی، هزینه فداکاری را برای اعضای جامعه معنادار کند. با این حال، این عوامل به‌ تنهایی کافی نیستند، زیرا در کنار هویت ملی چند مساله دیگر نیز اهمیت دارد.

داوودی با بیان اینکه نخستین عامل مکمل هویت ملی مشروعیت و اعتماد به دولت است، اظهار کرد: اگر مردم دولت را نماینده خود ندانند، ممکن است به ملت وفادار بمانند، اما از دولت فاصله بگیرند. در اینجا تمایز میان «ملت» و «دولت» اهمیت حیاتی دارد. یک جامعه می‌تواند از هویت ملی نیرومندی برخوردار باشد، اما همزمان شکافی عمیق میان خود و حاکمیت را تجربه کند. در چنین شرایطی، اتحاد حول ملت لزوماً به معنای اتحاد حول حاکمیت نیست.

وی دومین عامل را سرمایه اجتماعی و اعتماد افقی میان شهروندان برشمرد و بیان کرد: "پاتنم" و "فرانسیس فوکویاما" تاکید داشتند که اعتماد میان شهروندان و پیوندهای مدنی، زمینه‌ساز کنش جمعی است. هویت نمادی بدون شبکه اعتماد واقعی شکننده است.

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد با اشاره به اهمیت عدالت و شمول اجتماعی، اظهار کرد: اگر گروه‌هایی از نظر قومی، مذهبی، طبقاتی یا منطقه‌ای احساس تبعیض یا حذف‌شدن داشته باشند، هویت ملی برای آن‌ها «هویت دیگران» جلوه می‌کند. هویت ملی باید فراگیر باشد؛ در غیر این صورت، خود به منبع شکاف بدل می‌شود. هویت ملی تحمیلی یا یکسان‌ساز نیز اغلب نتیجه‌ای معکوس به دنبال دارد.

داوودی کارآمدی و رفاه را چهارمین عامل مکمل دانست و اضافه کرد: جامعه‌ای که نتواند نیازهای مادی و امنیت اقتصادی مردم را تأمین کند، سرمایه نمادین خود را فرسوده می‌کند. وفاداری عاطفی بدون پشتوانه کارآمدی نهادی، پایدار نمی‌ماند. ظرفیت نهادی و دولت‌سازی نیز اهمیت دارد، زیرا دفاع در برابر تهدید خارجی به ظرفیت اداری، نظامی و اقتصادی نیازمند است. "چارلز تیلی" نیز بر درهم‌تنیدگی جنگ و دولت‌سازی تأکید می‌کرد. احساس ملی بدون توان نهادی به قدرت تبدیل نمی‌شود.

وی داشتن روایتی مشترک از تهدید را عامل دیگری در این زمینه دانست و اظهار کرد: همه گروه‌ها باید تهدید را به شکلی مشابه تعریف کنند. در جامعه‌ای قطبی‌شده، گروه‌ها ممکن است تهدید را متفاوت درک کنند یا حتی آن را ابزاری برای سیاست داخلی بدانند و نپذیرند. در اینجا مفهوم «امنیتی‌سازی» در مکتب کپنهاگ اهمیت پیدا می‌کند؛ هرچه تهدید بیشتر ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به حاکمان تلقی شود، اعتبار آن نزد شهروندان کاهش می‌یابد.

داوودی با اشاره به نقش فضای عمومی و آزادی گفت‌وگو تأکید کرد: اتحاد پایدار از مشارکت و گفت‌وگو شکل می‌گیرد. اتحادی که بر سکوت و سرکوب استوار باشد، شکننده است و ممکن است در لحظه بحران فروبپاشد.

وی در ادامه نسبت به سویه تاریک تأکید صرف بر هویت هشدار داد و گفت: اتکای بیش از حد به هویت ملی به‌عنوان تنها ابزار انسجام می‌تواند به ملی‌گرایی تهاجمی، برون‌گروه‌سازی، سرکوب تکثر و حتی ساختن دشمن منجر شود. تاریخ قرن بیستم نمونه‌های فراوانی از این مسیر دارد. هویت ملی سالم معمولاً ظرفیت پذیرش تکثر درونی را دارد.

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد ادامه داد: در مجموع باید گفت اتحاد در برابر تهدید خارجی حاصل همگرایی سه سطح است؛ سطح نمادین-هویتی که به هویت ملی فراگیر و معنادار مربوط می‌شود، سطح سیاسی-نهادی که مشروعیت، پاسخ‌گویی، عدالت و کارآمدی دولت را دربرمی‌گیرد و سطح اجتماعی که شامل اعتماد، سرمایه اجتماعی و فضای عمومی باز است. هویت ملی ممکن است نقش «آتش‌گیره» را داشته باشد، اما بدون «سوخت» یعنی عدالت، رفاه و اعتماد و بدون «اجاق» یعنی نهادهای کارآمد، گرما و دوام ایجاد نمی‌کند. به بیان دیگر، هویت ملی بدون شهروندی معنادار به شعار تبدیل می‌شود.

چگونه می‌توان میان اختلافات سیاسی و وحدت ملی پیوند برقرار کرد؟

داوودی در تشریح چگونگی برقراری ارتباط میان اختلافات سیاسی و هویت و وحدت ملی، اظهار کرد: اگر روایت‌های مختلف درباره جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران را بررسی کنیم، می‌بینیم که رسانه‌های برون‌مرزی بر تضعیف حکومت تأکید دارند، در حالیکه رسانه‌های داخلی بر بازدارندگی و دستاوردها متمرکز هستند. بخشی از گزارش‌های اقتصادی نیز از عمیق‌ترشدن رکود و تشدید انتظارات تورمی در ایران حکایت دارند. اگر بخواهیم تحلیل خود را بر چارچوب نظری استوار کنیم، نه بر داوری درباره این روایت‌ها، باید به چند نکته توجه داشته باشیم.

وی نخستین نکته را کاذب‌بودن نسبی دوگانه «نظام یا تاریخ و منافع ملی» دانست و گفت: باید سه مقوله را از یکدیگر تفکیک کرد؛ رژیم سیاسی، یعنی ساختار قدرت و ایدئولوژی حاکم؛ دولت، یعنی دستگاه اداری، نظامی و حقوقی که استمرار دارد؛ و ملت، یعنی اجتماع تاریخی - فرهنگی و منافع جمعی. در ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی، این سه مقوله با یکدیگر هم‌پوشانی دارند، اما یکسان نیستند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد مردم در برابر تهاجم خارجی بیشتر حول سرزمین، بقا و امنیت جمعی بسیج می‌شوند تا حول یک رژیم خاص. این همان الگوی «اتحاد حول پرچم» است، با این تفاوت که پرچم لزوماً به معنای تأیید دولت نیست.

این استاد دانشگاه ادامه داد: به عنوان مثال، بسیاری از پژوهشگران در مورد جنگ ایران و عراق معتقدند بخش بزرگی از بسیج مردمی در سال‌های نخست جنگ، ریشه در دفاع از ایران و وطن داشت و در کنار آن، هویت دینی و انقلابی نیز نقش ایفا می‌کرد. در بیانیه آتش‌بس اخیر نیز از مردم به‌عنوان کسانی یاد شده است که با وجود تفاوت دیدگاه‌ها، اختلافات خود را در برابر دشمن خارجی کنار گذاشتند. این روایت با فرضیه مطرح‌شده همخوانی دارد؛ به این معنا که همبستگی در برابر تهدید خارجی پدیده‌ای واقعی است، هرچند درباره معنا و دوام آن اختلاف‌نظر وجود دارد.

داووی در تشریح دو استدلال نظام‌محور و ملت‌محور، بیان کرد: در استدلال نظام‌محور، یعنی آنچه مدافعان حاکمیت مطرح می‌کنند، بقای دولت در شرایط جنگ به فرماندهی واحد، انسجام نهادی و مشروعیت سیاسی نیاز دارد. بر این اساس، حمایت از نظام عملاً شرط دفاع مؤثر است و خدشه‌واردکردن به آن در لحظه بحران به نفع دشمن تمام می‌شود. از این منظر، جداکردن ملت از نظام نوعی انتزاع است، زیرا نهادهای دفاعی و دیپلماتیک در همین ساختار فعالیت می‌کنند.

وی افزود: در استدلال ملت‌محور، یعنی دیدگاهی که منتقدان و بسیاری از ملی‌گرایان مطرح می‌کنند، وفاداری اولیه باید متوجه سرزمین، مردم و منافع بلندمدت باشد. نظام‌ها گذرا و قابل اصلاح اند، اما ملت و تمامیت ارضی باید حفظ شود. اگر اتحاد مشروط به تأیید یک رژیم باشد، بخش بزرگی از جامعه که منتقد است از دفاع کنار گذاشته می‌شود و این مسئله خود نوعی ضعف راهبردی خواهد بود.

این استاد علوم سیاسی تصریح کرد: هر دو استدلال بخشی از واقعیت را می‌بینند و هر دو نیز آسیب‌پذیری‌هایی دارند. دیدگاه نظام‌محور با خطر یکی‌انگاری دولت و رژیم و سرکوب انتقاد مواجه است؛ دیدگاه ملت‌محور نیز اگر به ظرفیت نهادی و فرماندهی توجه نکند، ممکن است به شعاری صرف تبدیل شود. به نظر می‌رسد راه‌حل نظری در اتحاد حول «حداقل‌های مشترک» و نه «حداکثرهای ایدئولوژیک» قرار دارد.

داوودی با اشاره به مفهوم «اجماع همپوشان» "رالز" اظهار کرد: از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، وحدت پایدار از نوعی اجماع همپوشان شکل می‌گیرد؛ به این معنا که گروه‌های مختلف با ایدئولوژی‌های متفاوت بر سر چند هسته حداقلی توافق می‌کنند. این هسته‌ها شامل تمامیت ارضی و حاکمیت ملی که تقریباً حداقل مشترک همه کنشگران است، امنیت جان و زندگی شهروندان در برابر حمله و حفظ دولت به‌عنوان ظرف سیاسی برای جلوگیری از فروپاشی و هرج‌ومرج می‌شود.

وی ادامه داد: ممکن است درباره موضوعات دیگری مانند ساختار حکمرانی، ایدئولوژی رسمی، آزادی‌های مدنی و نحوه انتقال قدرت توافقی وجود نداشته باشد. مهم‌ترین نکته این است که «اتحاد در برابر دشمن» با «توافق درباره ساختار سیاسی» یکی نیست و نباید این دو را یکسان در نظر گرفت.

شرایط پایداری اتحاد ملی در برابر تهدید خارجی

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد با اشاره به شرایط پایداری اتحاد ملی، بیان کرد: نخست اینکه اتحاد با ساکت‌کردن منتقدان ساخته نمی‌شود. اگر وحدت به قیمت حذف نقد و بازداشت منتقدان به دست آید، ممکن است ظاهر همبستگی حفظ شود، اما بنیان اعتماد فرسوده خواهد شد. سیاست‌های شدید امنیتی‌سازی نیز معمولاً در میان‌مدت شکاف میان دولت و ملت را عمیق‌تر می‌کنند. دومین شرط، پذیرش شمول و تکثر است. گروه‌های قومی، مذهبی و سیاسی باید در روایت ملی جایگاه داشته باشند. هویت ملی تنگ و انحصاری، اتحاد را شکننده می‌کند.

داوودی با تأکید بر ضرورت پاسخ‌گویی و شفافیت، اظهار کرد: مردم زمانی آمادگی بیشتری برای دفاع دارند که احساس کنند دولت درباره تصمیم‌ها، هزینه‌ها و تلفات پاسخ‌گو است. فشار اقتصادی، تورم و بی‌اعتمادی داخلی، به همان اندازه تهدید خارجی می‌توانند همبستگی را تحت تأثیر قرار دهند. شرط دیگر، ایجاد تمایزی آشکار میان دفاع از کشور و دفاع از سیاست‌های خاص است. جامعه‌ای که بتواند بگوید «من از ایران دفاع می‌کنم و در عین حال از فلان سیاست انتقاد دارم»، از جامعه‌ای که این دو را یکسان می‌داند، مقاوم‌تر است.

وی پنجمین شرط را دور نگه‌داشتن منافع ملی از منافع جناحی عنوان کرد و گفت: هرچه تعریف منافع ملی به سود یک جناح سیاسی مصادره شود، اعتبار و مرجعیت آن نزد دیگران ضعیف‌تر خواهد شد. پایدارترین مبنای اتحاد در برابر تهدید خارجی، چیزی است که بخش بزرگی از جامعه بتواند بدون پرداخت هزینه هویتی بپذیرد؛ یعنی سرزمین، بقای جمعی و منافع ملی، نه یک ساختار سیاسی خاص. بااین‌حال، این مبنا به‌تنهایی کافی نیست. بدون کارآمدی نهادی و فرماندهی منسجم، تعلق ملی به توان دفاعی تبدیل نمی‌شود و بدون اعتماد و مشروعیت، همین ساختارها نیز در بحران ترک برمی‌دارند.

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد تأکید کرد: دولت لازم است، اما مشروعیت آن از وفاداری ملت می‌آید، نه برعکس. در نهایت، نظم سیاسی مطلوب‌تر برای آینده ایران نظمی است که بتواند هم‌زمان اتحاد در برابر تهدید و مشارکت و نقد داخلی را امکان‌پذیر کند، نه اینکه بخواهد یکی را به بهای دیگری حفظ کند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها