بغض که گلویش را گرفت، دیگر نه من توانستم سوال دیگری بپرسم و نه خودش حرفی برای گفتن داشت. بهسختی جلوی خودش را میگرفت. شاید هنوز نمیخواست پیش کسانی که شناخت کاملی از آنها ندارد، گریه کند. شاید هم عادت کرده بود که مرد باشد و مردها، دستکم در نگاه خودش، نباید گریه کنند.
پدری که روزگاری نانآور خانه بود، حالا در مرکزی که تازه به آن آمده و هنوز احساس غریبی میکند، چشمانتظار تلفنی از طرف فرزندانش است، چشمانتظار یک دیدار، یک تماس کوتاه و چند دقیقه حرف زدن با آنها.چند دقیقهای که بتواند صدایشان را بشنود و برای لحظهای هم که شده، کلمه «بابا» را از زبانشان بشنود.
اینجا مرکز سالمندان، افراد دارای معلولیت و خانههای نگهداری علوی بهزیستی آذرشهر است، جایی که آدمهایی از سنین مختلف، از کوچک تا بزرگ، زیر یک سقف زندگی میکنند، اما هرکدام دنیای متفاوتی دارند.
هنگام ورود، چند مرد خوشبرخورد جلوی در نشسته بودند و به استقبالم آمدند. یکی لبخندی زد و از کنارم گذشت، دیگری دعای خیر کرد و گفت: «الله سنی حفظ السین.»اما مرد دیگری، وقتی لب به سخن گفتن باز کردم، بغض کرد، همان بغضی که اجازه نداد حرفش را ادامه دهد.

وارد بخش نگهداری زنان دارای معلولیت ذهنی و سالمندان در همین مجموعه میشویم. صندلیها به شکل نیمدایره کنار هم قرار گرفتهاند و زنانی با لباسهای یکدست و همرنگ دور هم نشستهاند.در میان آنها، صدای یکی از زنان توجهم را جلب میکند. سحر، هنردرمانگر مرکز را «داداش» صدا میزند.
از او میپرسم چرا آقای بلندی را داداش صدا میکنی؟میگوید: «چون همیشه هوای ما رو تو مرکز نگه میداره.»
بعد از مکثی کوتاه، ادامه میدهد: ۹ ساله اینجا هستم و از اینجا واقعاً راضی هستم.
قصهای که لبخند را به سالن آورد
امیرحسن بلندی، هنردرمانگر حاضر در سالن، تلاش میکند آرامش و توجه بانوان را به خودش جلب کند. با صدایی بلند و صمیمی رو به آنها میگوید که قرار است با هم یک قصه قشنگ بشنوند، اما به یک شرط، اینکه صدای دست زدنهایشان بلند باشد. قصه شروع میشود و آنها هم همراهیاش میکنند، یکی میخندد، دیگری با دقت گوش میدهد و انگار میخواهد بداند آخر این قصه به کجا میرسد. آن یکی در فکر است که اصلاً هدف قصه چیست و قرار است چه درسی از آن بگیرد.
بلندی با دوبلههای قشنگ و تغییر صدایش، قصه را برایشان روایت میکند. هر بار که صدایش را عوض میکند، توجه چند نفر بیشتر جلب میشود و خندهای در سالن میپیچد.
نگاهشان میکنم و به سحر فکر میکنم، به اینکه چرا او و زنانی مثل او، آقای بلندی را داداش صدا میکنند.
حالا بهتر میفهمم، وقتی کسی با تمام انرژی برایشان وقت میگذارد، وقتی با قصه گفتن و خنداندن تلاش میکند برای چند دقیقه هم که شده، ذهنشان را از فکرهای دیگر دور کند، همین همراهی چقدر میتواند برایشان ارزشمند باشد.
معصومه، با گل روبانی در دست و تابلوی نقاشی که پیش رویش قرار دارد، در گفتوگو با ایسنا از روزهایی میگوید که در این مرکز سپری کرده است.
او با اشاره به اینکه هفت سال است در این مرکز زندگی میکند، میافزاید: با اینجا خو گرفتهام. قبل از اینکه به این مرکز بیایم، اتوکار بودم. اگر امکاناتش فراهم باشد، اینجا هم میتوانم همان شغل را ادامه دهم.
لیلا، زن ۵۰ سالهای که هشت سال است در این مرکز زندگی میکند، با دیدن من لبخند قشنگی میزند و میگوید: ای کاش زود بهمون سر بزنی.
جملهای ساده که برای لحظهای من را به خودم میآورد، راست میگوید، اینجا مرکزی نیست که فقط به مناسبتهای خاص به آن سر بزنیم. اینجا آدمهایی زندگی میکنند که چشمانتظارند، حتی چشمانتظار غریبههایی که از در وارد شوند، حالشان را بپرسند و چند دقیقهای با همین غریبهها دردودل کنند.
لیلا ادامه میدهد: هشت ساله اینجا هستم. من قبلاً بافتنی میبافتم، البته با دستگاه. اگر دستگاه فراهم باشد، میتوانم دوباره همان کار را انجام دهم.


در اتاق گل و قالی، زندگی جریان دارد
به طبقه پایین که میرویم، وارد بخشی میشویم که بانوان دارای معلولیت ذهنی در آن نگهداری میشوند همهی بانوان این طبقه خواب بودند یکی از پرستاران با خنده میگوید: اینجا همه خوشخواب هستند.
وارد یکی از اتاقها میشوم. آبپاشها و گلهای متنوعی که در گوشهوکنار اتاق قرار گرفتهاند، توجه را به خود جلب میکنند. در سمت دیگر اتاق، دار قالی قرار دارد و گلولههای نخ از بالای آن آویزان است.پرستار توضیح میدهد: اینجا اتاق گل و قالی است. بانوان خودشان گلها را پرورش میدهند و هر از گاهی هم قالیبافی میکنند.

نگهداری از ۲۳۶ مددجو در مراکز علوی بهزیستی آذرشهر
مدیرعامل مراکز سالمندان، افراد دارای معلولیت و خانههای نگهداری علوی بهزیستی آذرشهر در گفتوگو با ایسنا از نگهداری ۲۳۶ مددجو در بخشهای مختلف این مجموعه خبر داد و گفت: این مراکز با مشارکت دولت و خیرین اداره میشوند و حدود ۶۰ نفر در آنها مشغول فعالیت هستند.
علی صادقی اظهار کرد: این مجموعه از مرکز کودکان و نوجوانان بدسرپرست و بی سرپرست، سالمندان مرد و زنان دارای معلولیت ذهنی و روان تشکیل شده است که خدمات مراقبتی و حمایتی را به گروههای مختلف ارائه میدهند.
وی با اشاره به فعالیت بخش سالمندان مرد گفت: در این بخش ۴۵ سالمند نگهداری میشوند. همچنین بخش نگهداری افراد دارای معلولیت ذهنی و حرکتی ۶۰ مددجو دارد و ۴۵ کودک و نوجوان تحت مراقبت قرار دارند.
وی با اشاره به ساختار مدیریتی و نحوه تأمین هزینههای این مراکز اظهار کرد: مجموعه علوی بهصورت هیئتامنایی و با مشارکت دولت و خیرین اداره میشود و یک مرکز خصوصی محسوب نمیشود. به ازای هر مددجو، یارانهای از سوی دولت اختصاص مییابد و حدود ۴۰ درصد هزینههای مجموعه از محل اعتبارات دولتی تأمین میشود، بخش دیگر هزینهها نیز با کمک خیرین و مشارکتهای مردمی تأمین میشود.
مدیرعامل مراکز سالمندان، افراد دارای معلولیت و خانههای نگهداری علوی بهزیستی آذرشهر با اشاره به فعالیت نزدیک به ۶۰ نفر در این مجموعه گفت: ارائه خدمات مراقبتی به مددجویان، بهویژه افرادی که به مراقبتهای ویژه نیاز دارند، مستلزم فعالیت مستمر نیروهای مجموعه است.
وی با بیان اینکه برخی از مددجویان دارای معلولیتهای شدید هستند، افزود: در میان افراد تحت مراقبت، افرادی نیز حضور دارند که به دلیل مشکلات روانی و شرایط خاص بیماری، مدتی در بیمارستان بستری بودهاند و به مراقبتهای تخصصی و مستمر نیاز دارند.
صادقی با اشاره به گستردگی فعالیت این مجموعه گفت: مراکز علوی از مجموعههای بزرگ نگهداری در شمالغرب کشور به شمار میروند و خدمات آنها گروههای مختلفی از سالمندان، افراد دارای معلولیت و کودکان نیازمند حمایت را دربرمیگیرد.
وی با اشاره به وضعیت سنی سالمندان تحت مراقبت خاطرنشان کرد: مسنترین مددجوی این مجموعه ۱۰۰ سال دارد.
انتهای پیام