هدی حدادی، تصویرگر کتاب کودک و نوجوان، در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به مشکلات اقتصادی و تأثیر آن بر صنعت نشر، کاهش سفارشهای تصویرگری را یکی از مهمترین چالشهای امروز این حوزه دانست. او همچنین درباره امکان ادامه فعالیت حرفهای تصویرگران در شرایط کنونی، تأثیر گسترش ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی بر هنر تصویرگری و پیامدهای انتشار کتابها با تصویرگری خارجی برای تصویرگری ایران صحبت کرد.
حدادی با تأکید بر اهمیت تفکر خلاقانه در هنر، معتقد است پیشرفت فناوری لزوماً به معنای از بین رفتن شیوههای سنتی خلق اثر نیست. او همچنین با اشاره به وضعیت انتشار کتابهای ترجمهشده در ایران، بر ضرورت بررسی سلیقه مخاطبان و دلایل گرایش آنها به این آثار تأکید کرد.
مشکلات اقتصادی؛ مهمترین چالش تصویرگران
هدی حدادی درباره مهمترین چالش تصویرگران در شرایط کنونی به ایسنا گفت: «مهمترین مسئله، مشکلات اقتصادی و تأثیر آن بر صنعت نشر است. البته این مسئله مختص من نیست و تقریباً همهٔ تصویرگرانی که در حوزهٔ کتاب فعالیت میکنند، از تصویرگران جوان گرفته تا افراد باتجربه و حرفهای، با آن مواجهاند.»
او با اشاره به کاهش سفارشهای تصویرگری و دشواری انتشار کتابهای جدید افزود: «ناشران در شرایط کنونی بهسختی میتوانند کتاب جدیدی منتشر کنند و سفارشهای تصویرگری نیز بهشدت کاهش یافته است. در نتیجه، بسیاری از تصویرگران ناچارند برای تأمین معاش به حوزههای دیگری روی بیاورند؛ برای مثال، تدریس کنند، نقاشی بکشند یا در زمینهٔ گرافیک فعالیت داشته باشند. در واقع، بسیاری از آنها برای گذران زندگی به کارهایی روی میآورند که مستقیماً با تصویرگری کتاب مرتبط نیستند.»
تصویرگری عموما شغل اصلی تصویرگران نبوده است
حدادی درباره امکان انتخاب تصویرگری بهعنوان شغل اصلی در شرایط اقتصادی امروز اظهار کرد: «تصویرگری هیچوقت برای بسیاری از افراد شغل اصلی نبوده است. از گذشته نیز تصویرگران معمولاً در کنار فعالیت حرفهای خود، کار دیگری انجام میدادند که تدریس یکی از رایجترین آنها بود. بااینحال، شرایط امروز پیچیدهتر شده است. در حال حاضر، تولید کتاب به شکل گذشته انجام نمیشود و بخش قابلتوجهی از کتابهایی که منتشر میشوند، آثار ترجمه هستند. افزایش قیمت کاغذ و هزینههای تولید نیز باعث شده است ناشران کمتر به انتشار کتابهای جدید تمایل داشته باشند. طبیعتاً این وضعیت مستقیماً بر فعالیت و درآمد تصویرگران تأثیر میگذارد.»
او با بیان اینکه مشکلات اقتصادی به تصویرگران محدود نمیشود، ادامه داد: «البته این مشکلات مختص تصویرگران نیست. فعالان حوزههای دیگر هنر، از جمله گالریداران و طراحان گرافیک نیز با شرایط مشابهی مواجهاند. برای مثال، در وضعیت اقتصادی کنونی، تبلیغات برای بسیاری از کسبوکارها در اولویت قرار نمیگیرد و همین مسئله بر فعالیت طراحان گرافیک تأثیر میگذارد. وقتی شرایط اقتصادی دشوار میشود، فعالیتهای فرهنگی و هنری نیز معمولاً در اولویتهای بعدی قرار میگیرند و بهتدریج از رونق آنها کاسته میشود.»

تنوع ابزارهای هنری در کنار پیشرفت فناوری
این تصویرگر درباره ارزش تجربه کار دستی در دوره گسترش ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی گفت: «فکر میکنم هنوز به نقطهای نرسیدهایم که بتوانیم دربارهٔ پیامدهای نهایی این تحولات با قطعیت صحبت کنیم. ما در مرحلهٔ گذار هستیم؛ نه هوش مصنوعی بهطور کامل بازار را در اختیار گرفته است و نه هنوز میدانیم در آینده دقیقاً چه اتفاقی خواهد افتاد. بااینحال، شخصاً از این بابت نگرانی چندانی ندارم؛ زیرا تاریخ نشان داده است که پیشرفت انسان و ظهور فناوریهای جدید لزوماً به معنای از بین رفتن هنرها و شیوههای پیشین نیست.»
حدادی برای توضیح این دیدگاه به تداوم استفاده از محصولات دستساز در کنار تولیدات صنعتی اشاره کرد و افزود: «برای مثال، امروزه در کنار موکت و دیگر کفپوشهای صنعتی، همچنان فرش دستباف وجود دارد و ارزش و جایگاه خودش را حفظ کرده است. در حوزهٔ هنر و گرافیک نیز سالهاست که بسیاری از هنرمندان با ابزارهای دیجیتال کار میکنند، اما آنچه به اثر ارزش میبخشد، همچنان ایده و تفکری است که در پسِ آن قرار دارد.»
او با تأکید بر اینکه از فناوریهراسی پرهیز میکند، گفت: «من هیچوقت دچار فناوریهراسی نبودهام و معتقدم انسان باید پیشرفت کند و ابزارهای جدید را در اختیار داشته باشد. با ورود هر فناوری تازهای، ممکن است تجربهها و آزمونوخطاهایی صورت بگیرد؛ برخی مسیرها به نتایج مطلوب برسند و برخی دیگر نیازمند اصلاح باشند. در نهایت، هنرمندان رویکردهای متفاوتی در مواجهه با فناوریهای جدید اتخاذ میکنند. برخی از این ابزارها بهخوبی بهره میگیرند، برخی پس از مدتی شیوهٔ کارشان را تغییر میدهند و برخی نیز ترجیح میدهند از آنها استفاده نکنند.»
حدادی درباره اهمیت حفظ شیوههای مختلف خلق اثر نیز اظهار کرد: «به نظرم، هرچه تنوع در شیوههای خلق اثر بیشتر باشد، بهتر است. اگر هنرمندی میتواند با ابزارهای دیجیتال بهخوبی کار کند و آثار ارزشمندی خلق کند، باید از این توانایی استقبال کرد. در مقابل، همچنان میتوان به شیوههای سنتی و دستی وفادار ماند. این دو رویکرد لزوماً در تقابل با یکدیگر نیستند و وجود هر دو میتواند به غنای فضای هنری کمک کند.»
تفکر خلاق انسان و چالش هوش مصنوعی
حدادی در پاسخ به این پرسش که آیا هوش مصنوعی میتواند جایگزین تفکر و خلاقیت تصویرگر شود، گفت: «به اعتقاد من، آنچه هیچوقت بهسادگی قابل جایگزینی نیست، تفکر واقعی و خلاقانهٔ انسان است. هنوز با نقطهای فاصله داریم که بتوانیم هوش مصنوعی را برخوردار از تفکر خلاق مستقل و تمامعیار بدانیم.»
او با اشاره به نقش دادههای انسانی در عملکرد این فناوری ادامه داد: «هوش مصنوعی برای تولید خروجیهای خود به دادهها متکی است. پرسش اینجاست که این دادهها را چه کسی فراهم میکند و منشأ آنها کجاست؟ بخش عمدهای از آنچه این فناوری بر اساس آن کار میکند، حاصل دانش، تجربه و خلاقیت انسانهاست. البته نمیتوان با قطعیت دربارهٔ تمام مسیرهای آیندهٔ فناوری اظهارنظر کرد، اما حتی اگر هوش مصنوعی در آینده به قابلیتهای بسیار پیشرفتهتری دست پیدا کند، من همچنان معتقدم هنر انسانی جایگاه خودش را حفظ خواهد کرد.»

انتشار کتابهای خارجی و تأثیر آن بر تصویرگری ایران
این تصویرگر درباره انتشار کتابهای خارجی با استفاده از تصاویر اصلی آنها و تأثیر این روند بر بازار تصویرگری ایران گفت: «ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که وقتی کتابی در کشور دیگری، با همکاری نویسنده و تصویرگری مشخص، تولید شده است، نمیتوان تصاویر آن را بدون اجازهٔ صاحبان حقوق اثر تغییر داد. از سوی دیگر، انتشار کتابهای خارجی بدون رعایت حقوق مالکیت فکری نیز مسئلهای جدی است و در چارچوب قوانین و رویههای پذیرفتهشدهٔ بینالمللی، نمیتوان آن را روشی قانونی و پذیرفتهشده دانست.»
حدادی با اشاره به شیوه انتشار برخی کتابهای خارجی در ایران افزود: «سالهاست که برخی ناشران ایرانی، با توجه به وضعیت حقوقی کپیرایت در ایران و عضو نبودن کشور در برخی سازوکارهای بینالمللی مربوط به آن، کتابهای خارجی را بدون پرداخت حق امتیاز منتشر میکنند. گاهی ناشر یک نسخه از کتاب را تهیه میکند، تصاویر آن را اسکن میکند و سپس کتاب را با هزینهای بهمراتب کمتر به چاپ میرساند. چنین روشی میتواند هزینههای ناشر را کاهش دهد، اما در عین حال، پرسشهای جدی اخلاقی و حرفهای دربارهٔ حقوق پدیدآورندگان آثار مطرح میکند.»
او در عین حال به اقدام برخی ناشران برای رعایت حقوق صاحبان آثار اشاره کرد و گفت: «البته در سالهای اخیر، برخی ناشران با وجود اینکه الزام عملی مشخصی برای رعایت کپیرایت در همهٔ این موارد نداشتهاند، از نظر اخلاق حرفهای تصمیم گرفتهاند با صاحبان اصلی آثار، از جمله نویسندگان و ناشران خارجی، مذاکره کنند و حقوق انتشار کتابها را به دست آورند. این اقدام ارزشمند است، هرچند هنوز فراگیر نشده است.»
ضرورت شناخت سلیقه مخاطبان کتاب کودک
حدادی معتقد است بررسی وضعیت تصویرگری و نشر کتاب کودک در ایران، به توجه به سلیقه مخاطبان و دلایل استقبال آنها از آثار ترجمهشده نیاز دارد. او در اینباره اظهار کرد: «بااینحال، فکر میکنم مسئله پیچیدهتر از آن است که صرفاً به عملکرد ناشران محدود شود. باید از خودمان بپرسیم چرا مخاطب ایرانی تا این اندازه به کتابهای ترجمهشده علاقه دارد؟ چرا کودکان ایرانی هنگام انتخاب کتاب، گاهی آثار ترجمه را به کتابهای تألیفی ترجیح میدهند؟»
او با تأکید بر ضرورت بررسی ویژگیهای آثار خارجی ادامه داد: «به نظرم، برای پاسخ دادن به این پرسشها باید خود مخاطب و سلیقهٔ او را نیز بررسی کنیم. چه ویژگیهایی در مضامین، مفاهیم و تصاویر کتابهای خارجی وجود دارد که باعث میشود این آثار برای کودکان ایرانی جذابتر باشند؟ چه عناصری در این کتابها وجود دارد که شاید در آثار تألیفی ما کمتر دیده میشود؟»
این تصویرگر در پایان گفت: «اگر میخواهیم وضعیت تصویرگری و تولید کتاب کودک در ایران را بهتر درک کنیم، باید این پرسشها را جدی بگیریم و برای یافتن پاسخ آنها تلاش کنیم. به باور من، بررسی سلیقهٔ مخاطب و شناخت دلایل گرایش او به آثار ترجمهشده، میتواند به روشنتر شدن بخشی از مسائل صنعت نشر و تصویرگری کشور کمک کند.»
انتهای پیام