دکتر علی حاتمی در گفتوگو با ایسنا، با تأکید بر ضرورت عبور از نگاه صرفاً کالبدی به شهر دوستدار سالمند، گفت: شهر دوستدار سالمند محصول یک سیاست اجتماعی یکپارچه است؛ شهری که در آن سالمندان نهتنها امکان رفتوآمد، بلکه استقلال، کرامت و احساس تعلق داشته باشند.
وی اظهار کرد: تصور کنید سالمندی بخواهد برای خرید روزانه از خانه بیرون برود؛ پیادهرویی ناهموار پیش روی اوست، عبور از خیابان به فرصتی کوتاه و پرخطر وابسته است و استفاده از وسایل حملونقل عمومی نیز همیشه آسان نیست. بااینحال، دشواریهای او فقط به مسیر رفتوآمد محدود نمیشود. شاید در همان محلهای که سالها زندگی کرده است، دیگر کسی را برای گفتوگو نداشته باشد، از هزینههای درمان نگران باشد یا احساس کند در تصمیمهایی که بر زندگیاش اثر میگذارند، سهمی ندارد.
حاتمی ادامه داد: این تصویر، مسئله سالمندی در شهرهای ما را روشن میکند؛ آمادهبودن یک شهر برای سالمندان فقط به مناسبسازی خیابانها و ساختمانها وابسته نیست، بلکه به کیفیت زندگی، امنیت اقتصادی، روابط اجتماعی و امکان مشارکت آنان نیز بستگی دارد.
ایران در آستانه یک دگرگونی جمعیتی
این پژوهشگر با اشاره به روند سالمندی جمعیت در جهان گفت: سالمندی جمعیت یکی از مهمترین دگرگونیهای جمعیتی قرن حاضر است. برآوردهای سازمان ملل از افزایش سهم سالمندان در جمعیت جهان حکایت دارد؛ روندی که در دهههای آینده بر نظامهای سلامت، بازار کار، صندوقهای بازنشستگی، الگوهای سکونت و سیاستگذاری شهری اثر خواهد گذاشت.
وی افزود: ایران نیز از این روند جدا نیست و کاهش باروری، افزایش طول عمر و حرکت نسلهای پرجمعیتتر به سوی سنین بالاتر، اهمیت آمادگی برای سالمندی را دوچندان کرده است.
حاتمی با تأکید بر ضرورت توجه به تعاریف آماری در بررسی وضعیت سالمندی کشور اظهار کرد: برای شناخت دقیق وضعیت ایران باید میان گروههای سنی تفاوت گذاشت. در برخی گزارشها، افراد ۶۰ ساله و بالاتر و در برخی دیگر، افراد ۶۵ ساله و بالاتر مبنای محاسبه قرار میگیرند. این دو تعریف یکسان نیستند و آمارهای مربوط به آنها را نمیتوان بدون توضیح در کنار یکدیگر قرار داد.
وی خاطرنشان کرد: به همین ترتیب، پیشبینیهای مربوط به سهم سالمندان در سالهای آینده باید با ذکر منبع، سال مبنا و گروه سنی همراه باشند.
این پژوهشگر ادامه داد: با وجود این ملاحظات، اصل مسئله روشن است؛ تغییر ساختار سنی جمعیت، موضوعی دوردست نیست که بتوان مواجهه با آن را به آینده موکول کرد. تصمیمهایی که امروز درباره مسکن، حملونقل، خدمات سلامت، حمایت اجتماعی و طراحی محلهها میگیریم، تعیین میکنند که سالمندی در سالهای آینده تا چه اندازه با استقلال، امنیت و مشارکت همراه باشد.
زیرساختهایی که با واقعیت جمعیت هماهنگ نشدهاند
حاتمی با اشاره به چالشهای محیطهای شهری در پاسخگویی به نیازهای سالمندان گفت: بخش مهمی از محیطهای شهری و خدمات عمومی ما برای جمعیتی طراحی شدهاند که سهم جوانان در آن بیشتر بوده است. در بسیاری از شهرها، پیادهروهای ناهموار، موانع حرکتی، نبود مسیرهای امن برای عبور از خیابان، دسترسی دشوار به حملونقل عمومی و کمبود فضاهای مناسب برای مکث و استراحت، رفتوآمد سالمندان را محدود میکند.
وی تأکید کرد: این موانع فقط مشکلات عمرانی نیستند. وقتی سالمندی نتواند بهراحتی از خانه بیرون برود، دسترسی او به خرید، خدمات درمانی، دیدار با دوستان و مشارکت در زندگی محله نیز کاهش مییابد. به این ترتیب، یک مانع فیزیکی میتواند به مانعی اجتماعی تبدیل شود.
این عضو گروه پژوهشی جامعهشناسی فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاددانشگاهی با اشاره به چالشهای حوزه سلامت و مراقبت سالمندان اظهار کرد: در این زمینه پرسشهای جدی وجود دارد؛ آیا خدمات بهداشتی و درمانی برای نیازهای پیچیدهتر دوران سالمندی آمادهاند؟ آیا دسترسی به مراقبتهای طولانیمدت، خدمات توانبخشی و حمایت از خانوادههایی که از سالمندان مراقبت میکنند، متناسب با نیازهای موجود و آینده است؟ آیا میان خدمات درمانی، حمایت اجتماعی و مراقبت در منزل هماهنگی کافی وجود دارد؟
حاتمی افزود: پاسخدادن به این پرسشها به آمارهای دقیق درباره ظرفیت مراکز مراقبتی، نیروی انسانی متخصص، هزینه خدمات و تعداد افراد نیازمند حمایت احتیاج دارد. بااینحال، حتی بدون تکیه بر یک عدد مشخص نیز میتوان گفت برنامهریزی برای سالمندی نباید صرفاً به افزایش ظرفیت مراکز نگهداری محدود بماند.
وی ادامه داد: بخش مهمی از سالمندان میخواهند و میتوانند با حمایت مناسب، در خانه و محله خود زندگی کنند؛ بنابراین، تقویت مراقبت در منزل و خدمات جامعهمحور باید در کنار توسعه مراکز تخصصی قرار گیرد.
شهر دوستدار سالمند؛ فراتر از رمپ و پیادهرو
این پژوهشگر با اشاره به گسترش مفهوم شهر دوستدار سالمند در سیاستگذاری شهری و اجتماعی گفت: در سالهای اخیر، مفهوم شهر دوستدار سالمند بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۰۷ چارچوب شهرهای دوستدار سالمند را معرفی کرد و شبکه جهانی شهرها و جوامع دوستدار سالمند را برای تبادل تجربه و حمایت از اقدامات محلی توسعه داد.
حاتمی خاطرنشان کرد: در ایران نیز برخی شهرها، از جمله اصفهان، در این مسیر وارد همکاریها و برنامههایی شدهاند.
حاتمی با تأکید بر اینکه مفهوم شهر دوستدار سالمند نباید به مناسبسازی کالبدی محدود شود، گفت: چارچوب سازمان جهانی بهداشت از ابتدا فقط بر مناسبسازی محیط فیزیکی متمرکز نبوده، بلکه هشت حوزه بههمپیوسته را در بر میگیرد؛ از فضاهای عمومی، ساختمانها، مسکن و حملونقل گرفته تا مشارکت اجتماعی، احترام و شمول اجتماعی، مشارکت مدنی و اشتغال، ارتباطات و اطلاعات و خدمات سلامت و حمایت اجتماعی.
وی افزود: بنابراین، مسئله اصلی را نباید در تعریف جهانی این مفهوم جستوجو کرد؛ پرسش مهمتر این است که در اجرای محلی آن، کدام ابعاد بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند و کدام ابعاد به حاشیه رفتهاند.
این پژوهشگر ادامه داد: اگر برنامههای شهر دوستدار سالمند عمدتاً به نصب رمپ، اصلاح پیادهرو یا مناسبسازی چند ساختمان محدود شوند، بخش مهمی از مسئله همچنان حلنشده باقی میماند. مناسبسازی محیط فیزیکی ضروری است، اما بهتنهایی تضمین نمیکند که سالمند از امنیت اقتصادی برخوردار باشد، در جامعه احساس تعلق کند یا بتواند در تصمیمهای محله و شهر مشارکت داشته باشد.
حاتمی با اشاره به مفهوم کیفیت اجتماعی اظهار کرد: برای تکمیل این رویکرد میتوان از مفهوم کیفیت اجتماعی نیز کمک گرفت؛ مفهومی که بر چهار بُعد اصلی امنیت اقتصادی و اجتماعی، انسجام اجتماعی، شمول اجتماعی و توانمندسازی تأکید دارد. این چهار بُعد کمک میکنند تا علاوه بر پرسیدن اینکه آیا سالمند میتواند در شهر رفتوآمد کند، بررسی کنیم که آیا امکان زندگی مستقل و آبرومندانه دارد، به شبکههای حمایتی دسترسی پیدا میکند، از جامعه کنار گذاشته نمیشود و در تصمیمگیریهای مربوط به زندگی خود نقش دارد.
مسئله سالمندی فقط تنها زندگیکردن نیست
این عضو گروه پژوهشی جامعهشناسی فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاددانشگاهی با تأکید بر ضرورت تفکیک تنهایی از انزوای اجتماعی گفت: در بحث سالمندی، گاهی زندگیکردن در یک خانه تکنفره با تنهایی و انزوای اجتماعی یکسان در نظر گرفته میشود؛ درحالیکه این مفاهیم با یکدیگر تفاوت دارند. ممکن است سالمندی تنها زندگی کند، اما روابط اجتماعی فعال و رضایتبخشی داشته باشد. در مقابل، فردی که با خانواده زندگی میکند، ممکن است احساس تنهایی کند یا از حمایت عاطفی و ارتباط معنادار محروم باشد.
وی افزود: ازاینرو، برای سنجش وضعیت سالمندان نباید صرفاً به تعداد خانوارهای تکنفره یا وضعیت زندگی با اعضای خانواده اکتفا کرد. لازم است درباره کیفیت روابط، میزان ارتباط با دیگران، احساس تعلق، مشارکت اجتماعی و دسترسی به حمایت در مواقع نیاز نیز اطلاعات داشته باشیم. بدون پیمایش معتبر و روشنبودن تعریف شاخصها، نمیتوان یک رقم واحد را بهعنوان میزان تنهایی همه سالمندان کشور اعلام کرد.
حاتمی خاطرنشان کرد: این تمایز از نظر سیاستگذاری اهمیت زیادی دارد. اگر مسئله را فقط به وضعیت سکونت تقلیل دهیم، ممکن است راهحل را در کنار هم قراردادن افراد یا ایجاد مراکز نگهداری جستوجو کنیم؛ درحالیکه بخشی از نیاز اصلی میتواند از طریق تقویت روابط اجتماعی، ایجاد فرصتهای مشارکت و دسترسپذیرکردن فضاهای عمومی پاسخ داده شود.
وی با اشاره به نقش محله در کاهش انزوای اجتماعی سالمندان اظهار کرد: روابط همسایگی، مسجد، سرای محله، خانه بهداشت، انجمنهای محلی و گروههای داوطلبانه، در صورت برخورداری از ظرفیت و سازماندهی مناسب، میتوانند در شناسایی نیازها، کاهش انزوا و پیوند دادن سالمندان با خدمات مورد نیاز نقش ایفا کنند.
این پژوهشگر افزود: البته نباید وجود این نهادها را بهخودیخود نشانه کفایت حمایت اجتماعی دانست؛ آنچه اهمیت دارد، کیفیت عملکرد، دسترسپذیری و توانایی آنها در پاسخگویی به نیازهای متنوع سالمندان است.
امنیت اقتصادی؛ شرط استقلال در سالمندی
حاتمی با بیان اینکه کیفیت زندگی در سالمندی به محیط شهری محدود نمیشود، گفت: درآمد بازنشستگی، هزینههای درمان، پوشش بیمهای، وضعیت مسکن و امکان دسترسی به خدمات مراقبتی، همگی بر استقلال و امنیت افراد اثر میگذارند.
وی ادامه داد: سالمندی که نگران تأمین هزینههای ضروری زندگی است، حتی در محلهای با پیادهروهای مناسب و فضاهای عمومی مطلوب نیز با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد بود. از سوی دیگر، ضعف حمایتهای رسمی میتواند بار مراقبت را بر دوش خانوادهها بگذارد؛ باری که ممکن است به کاهش درآمد، محدودشدن فرصتهای شغلی و فرسودگی مراقبان، بهویژه زنان، منجر شود.
این پژوهشگر با تأکید بر ضرورت توجه به ابعاد اقتصادی و اجتماعی سیاستهای سالمندی اظهار کرد: از این منظر، اصلاح سیاستهای بازنشستگی، حمایت از افراد دارای درآمد ناکافی، گسترش دسترسی به خدمات سلامت و مراقبت و کاهش نابرابریهای ناشی از اشتغال غیررسمی، اجزای جداییناپذیر سیاست سالمندی هستند.
حاتمی افزود: البته هرگونه تصمیم درباره سن بازنشستگی یا منابع صندوقها باید با درنظرگرفتن تفاوت میان مشاغل، وضعیت سلامت، امید به زندگی سالم، شرایط بازار کار و توان صندوقهای بازنشستگی انجام شود، نه با تکیه بر یک میانگین کلی.
وی با اشاره به ضرورت توجه به تفاوت شرایط زندگی سالمندان خاطرنشان کرد: سیاستگذاری در این حوزه باید میان گروههای مختلف سالمندان تمایز قائل شود. تجربه سالمندی برای فردی با درآمد پایدار، مسکن مناسب و شبکه حمایتی فعال، با تجربه کسی که با فقر، بیماری، ناتوانی یا محرومیت اجتماعی مواجه است، یکسان نیست.
این عضو گروه پژوهشی جامعهشناسی فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاددانشگاهی در پایان این بخش گفت: برنامهای که این تفاوتها را نادیده بگیرد، ممکن است منابع را بهدرستی تخصیص ندهد و آسیبپذیرترین افراد را از حمایت مؤثر محروم کند.
از ژاپن چه میتوان آموخت؟ از آلمان چطور؟
پژوهشگر و عضو گروه پژوهشی جامعهشناسی فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاددانشگاهی، با اشاره به تجربه کشورهای دیگر در زمینه سیاستگذاری برای سالمندی گفت: پاسخگویی به نیازهای سالمندان به هماهنگی میان خدمات مختلف نیاز دارد. برای نمونه، ژاپن نظامی با عنوان مراقبت یکپارچه جامعهمحور توسعه داده است که میکوشد خدمات سلامت، مراقبت، پیشگیری و حمایت اجتماعی را به نیازهای افراد در محیط زندگیشان نزدیکتر کند. مراکز جامع حمایت محلی در این نظام نیز در زمینه مشاوره عمومی، حمایت از حقوق سالمندان، پیشگیری و هماهنگی خدمات نقش دارند.
وی افزود: اهمیت این تجربه در آن نیست که بتوان ساختار ژاپن را بدون تغییر در ایران پیاده کرد، بلکه در این نکته است که مراقبت از سالمند نباید به یک نهاد یا خدمت منفرد واگذار شود. هماهنگی میان خدمات درمانی، مراقبت در منزل، حمایت از خانواده و نهادهای محلی میتواند به حفظ استقلال سالمند و کاهش فشار بر خانوادهها کمک کند.
حاتمی با اشاره به تجربه آلمان اظهار کرد: در این کشور نیز تجربههای مرتبط با محلههای چندنسلی و ایده شهر با مسیرهای کوتاه بر دسترسی روزمره به خدمات، فضاهای عمومی و فرصتهای تعامل میان نسلها تأکید دارند. از این تجربهها میتوان برای بازاندیشی در طراحی محلهها، مکانیابی خدمات و ایجاد فضاهایی برای حضور مشترک نسلهای مختلف الهام گرفت.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: بااینحال، هیچ الگوی بینالمللی بهخودیخود تضمینکننده کاهش تنهایی یا افزایش احساس تعلق نیست و نتایج به شیوه اجرا، دسترسی واقعی مردم و ارزیابی مستمر برنامهها بستگی دارد.
وی ادامه داد: بنابراین، مسئله ایران انتخاب یک الگوی خارجی و نسخهبرداری از آن نیست؛ بلکه باید راهکارهایی را برگزید که با ساختار خانواده، ظرفیت نهادهای محلی، منابع مالی و تفاوتهای منطقهای کشور سازگار باشند و درعینحال، بر شواهد و ارزیابی نتایج تکیه کنند.
پنج گام برای آمادهکردن شهرها برای سالمندی
حاتمی با تشریح راهکارهای آمادهسازی شهرها برای مواجهه با سالمندی جمعیت گفت: نخستین گام، تغییر نگاه به سالمندان است. سالمندان نباید صرفاً دریافتکنندگان خدمات حمایتی تلقی شوند. بسیاری از آنان دانش، تجربه و مهارتهایی دارند که میتواند در آموزش، فعالیتهای داوطلبانه، انتقال تجربه و زندگی اجتماعی محله به کار گرفته شود.
وی افزود: فراهمکردن فرصت مشارکت باید داوطلبانه و متناسب با خواست و توانایی افراد باشد و نباید به راهی برای جایگزینکردن حمایتهای عمومی با کار بدون دستمزد سالمندان تبدیل شود.
این پژوهشگر، تقویت مراقبت جامعهمحور را دومین گام دانست و اظهار کرد: خدمات سلامت، توانبخشی و مراقبت باید تا حد امکان با نیازهای سالمند در خانه و محله هماهنگ شوند. این رویکرد به معنای کنارگذاشتن مراکز تخصصی نیست، بلکه به معنای ایجاد پیوند میان مراقبت در منزل، خدمات روزانه، حمایت از خانواده و مراکز مراقبتی است تا هر فرد متناسب با وضعیت خود از خدمات مناسب برخوردار شود.
حاتمی با تأکید بر ضرورت پیوند سیاستهای شهری با امنیت اقتصادی و رفاهی سالمندان بهعنوان سومین گام گفت: برنامه شهر دوستدار سالمند باید با سیاستهای حمایت اجتماعی، دسترسی به خدمات درمانی، پوشش بیمهای، مسکن مناسب و حمایت از مراقبان پیوند داشته باشد. شهرداریها بهتنهایی قادر به حل همه این مسائل نیستند و هماهنگی میان نهادهای شهری، نظام سلامت، سازمانهای رفاهی، صندوقهای بازنشستگی و دولت ضرورت دارد.
وی، تقویت اقتصاد نقرهای و فرصتهای مشارکت را چهارمین گام در این مسیر برشمرد و افزود: افزایش طول عمر میتواند زمینه توسعه خدمات، محصولات و فرصتهای شغلی متناسب با نیازهای سالمندان را فراهم کند؛ اما اقتصاد نقرهای نباید صرفاً به بازار مصرف سالمندان محدود شود. دسترسی عادلانه به خدمات، طراحی محصولات مناسب، فرصتهای یادگیری و امکان مشارکت اقتصادی و اجتماعی سالمندان نیز باید در مرکز توجه قرار گیرد.
این عضو گروه پژوهشی جامعهشناسی فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاددانشگاهی، تصمیمگیری مبتنی بر داده و ارزیابی را پنجمین گام دانست و اظهار کرد: برای برنامهریزی مؤثر، باید اطلاعات قابل اتکایی درباره وضعیت درآمدی، سلامت، مسکن، تحرک، تنهایی، شبکههای حمایتی و نیازهای مراقبتی سالمندان در سطح محله و شهر وجود داشته باشد. این دادهها باید با تعریف روشن شاخصها، بهروزرسانی منظم و رعایت حریم خصوصی گردآوری شوند.
وی ادامه داد: همچنین لازم است مشخص شود هر برنامه چه هدفی دارد و با چه شاخصهایی ارزیابی خواهد شد. عضویت یک شهر در شبکه جهانی یا اجرای چند پروژه مناسبسازی، بهتنهایی نشان نمیدهد که آن شهر به محیطی دوستدار سالمند تبدیل شده است.
شهر دوستدار سالمند، حاصل یک سیاست اجتماعی موفق است
حاتمی با تأکید بر اینکه آمادهسازی شهرها برای سالمندی را نمیتوان به پروژههای عمرانی یا مجموعهای از اقدامات پراکنده محدود کرد، گفت: این آمادگی به مجموعهای هماهنگ از سیاستها در حوزههای شهری، سلامت، رفاه، اشتغال، بازنشستگی و مشارکت اجتماعی نیاز دارد. خیابان مناسب، حملونقل دسترسپذیر و ساختمان ایمن ضروریاند، اما این امکانات زمانی به بهبود واقعی کیفیت زندگی میانجامند که سالمندان از امنیت اقتصادی برخوردار باشند، به خدمات مورد نیاز دسترسی داشته باشند، بتوانند روابط اجتماعی خود را حفظ کنند و در جامعه فرصت مشارکت و اثرگذاری داشته باشند.
وی افزود: در این میان، کیفیت اجتماعی حلقه اتصال میان مناسبسازی کالبدی شهر و زندگی شایسته سالمندان است. امنیت اقتصادی و اجتماعی، انسجام و پیوندهای اجتماعی، شمول اجتماعی و پرهیز از طردشدگی، همچنین توانمندسازی و امکان مشارکت، ابعادی هستند که باید در کنار دسترسپذیری محیط شهری مورد توجه قرار گیرند.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: از این منظر، شهر دوستدار سالمند صرفاً شهری نیست که رفتوآمد در آن آسانتر شده باشد، بلکه شهری است که سالمندان در آن احساس امنیت و تعلق کنند، روابط اجتماعی خود را حفظ کنند و بتوانند در تصمیمها و فعالیتهای اجتماعی نقش داشته باشند.
حاتمی گفت: ایران برای مواجهه با سالمندی جمعیت به برنامهریزی پیشدستانه و پیوند میان سیاستهای شهری، رفاهی و سلامت نیاز دارد. اگر پیششرطهای کیفیت اجتماعی فراهم نشوند، مناسبسازی معابر و ساختمانها، هرچند ضروری، بهتنهایی برای پاسخگویی به چالشهای اجتماعی و اقتصادی سالمندی کافی نخواهد بود.
وی تأکید کرد: آمادهشدن برای سالمندی صرفاً یک پروژه عمرانی نیست، بلکه انتخابی راهبردی در سیاستگذاری عمومی است؛ انتخابی برای ساختن شهر و جامعهای که سالمندان در آن نهفقط امکان رفتوآمد، بلکه امنیت، استقلال، مشارکت و احساس تعلق داشته باشند.
انتهای پیام