عاطفه عربی - روانشناس در گفتوگو با ایسنا، ضمن تاکید بر اینکه مکانیسمهای دفاعی بدن مانع درک واقعی استرس میشوند، درباره نشانههای پنهان استرس و شکلهای مختلف بروز آن اظهار کرد: تاثیر استرس شدید و مزمن روی سیستم عصبی کاملا مشخص است. در دنیای امروز، اغلب افراد تحت فشارند و به دلیل مشغله زیاد، خوابکم و کیفیت پایین خواب، استرسشان هر روز بیشتر میشود. هرچند استرس به مقدار کم میتواند محرکی برای پیشرفت باشد، اما اگر ادامه پیدا کند، به سلامت روحی و جسمی آسیب میزند و تحریک مداوم سیستم عصبی نیز باعث بر همخوردن نظم بدن، بالارفتن فشار خون، کاهش انرژی و خستگی شدیدی میشود که حتی با استراحت هم از بین نمیرود.
عربی با اشاره به پیامدهای جسمی و روحی استرس مزمن، عنوان کرد: قرارگرفتن طولانیمدت در شرایط پراضطراب، سلامت فرد را به خطر میاندازد و زمینه را برای بروز افسردگی، خستگی مزمن، سردرد، میگرن، مشکلات گوارشی و روده تحریکپذیر و ... فراهم میکند. علاوه بر این، ادامه داشتن استرس و رسیدن به مرحله فرسودگی با ضعیفکردن سیستم ایمنی بدن میتواند به بیماریهای ناگهانی، سرماخوردگی، دردهای سیاتیک، حملات قلبی، سکته مغزی، مشکلات باروری، فشار خون، چربی خون، دیابت، چاقی، پرخوری عصبی و مشکلات تنفسی مانند آسم منجر شود.
ریشههای محیطی استرس و افت کارکردهای شناختی
وی ادامه داد: فضای رقابتی، فشارهای مالی، تورم و تغییرات مراحل زندگی از عوامل ایجاد استرسهای شدید و طولانیمدت هستند. در شرایط استرس، توانایی برنامهریزی، رشد، تمرکز، حافظه، تصمیمگیری و کنترل هیجانات مختل میشود؛ به همین دلیل، یادگیری مهارتهای مقابلهای برای مدیریت این شرایط یک ضرورت است.
عادتهای غلط و دلایل نادیدهگرفتن استرس
عربی ضمن اشاره به دلایل پنهانماندن استرس، به واکنشهای ناخودآگاه ذهن پرداخت و بیان کرد: یکی از دلایل اصلی بیتوجهی به استرس درونی، بیارزش جلوهدادن موضوع و «عادیسازی فرهنگی» آن در جامعه است؛ یعنی با تکرار جملاتی مثل «همه همینطورند» شرایط را توجیه میکنیم. از طرف دیگر، بدن بهطور طبیعی به سطح بالای هورمون استرس (کورتیزول) عادت میکند و این حالت را وضعیت عادی خود میداند، بنابراین با بیشتر شدن استرس هم متوجه تغییرات آن نمیشویم.
این روانشناس خاطرنشان کرد: راهحلهای دفاعی ذهن مثل «انکار» یا «توجیه کردن» فقط در کوتاهمدت جواب میدهند و در بلندمدت آسیبزا هستند. با گفتن جملاتی مثل «من استرس ندارم» یا «زندگی همین است»، احساسات خود را سرکوب میکنیم و خودآگاهی نسبت به بدن و هیجاناتمان کم میشود. این روند به نوعی «عادت ناسالم» منجر میشود، یعنی آستانه تحمل بدن بالا میرود و معیار درونیمان برای سنجش آرامش بر هم میخورد، اما فرد با توجیهاتی مثل ضرورت تلاشکردن، متوجه تخریب سلامت خود نمیشود.
تاثیر استرس مزمن بر روابط زناشویی و خانوادگی
عربی، پایینآمدن کیفیت روابط را از دیگر پیامدهای جدی این آسیب دانست و گفت: استرس بیش از حد باعث رفتارهای «هیجانی و بدون فکر» میشود، در چنین حالتی فرد شتابزده تصمیم میگیرد و بلافاصله پشیمان میشود. ادامه داشتن تنش، انرژی روانی را از کانون خانواده، روابط زناشویی، صمیمیت و بزرگکردن فرزندان میگیرد و بحثهای کوچک را به اختلافهای عمیق و همیشگی تبدیل میکند.
راههای سنجش و مهار استرس
به گفته وی، برای بررسی وضعیت خود، میتوان میزان استرس را از ۱ تا ۱۰ نمرهگذاری کرد و احساسات و رفتارهای لحظهای را زیر نظر گرفت، همچنین عقبانداختن تصمیمگیریها به مدت ۲۰ دقیقه و بررسی امکانات موجود برای حل بحران، آسیب به خود و روابط فردی را به حداقل میرساند.
تفاوت خستگی روزمره با فرسودگی روانی
عربی در مورد نحوه تمایز خستگی ناشی از سبک زندگی با فرسودگی روانی، گفت: تفاوت اصلی در «برگشتپذیری با استراحت» نهفته است؛ خستگیهای معمولی با استراحت، خواب کافی و تفریح برطرف میشوند، اما فرسودگی روانی و شغلی، مشکلی همراه با خستگی عمیق احساسی و احساس بیخاصیت بودن است که حتی با دور شدن موقت از کار یا استراحت هم خوب نمیشود.
وی تاکید کرد: در چنین شرایطی اگر احساس خالیبودن از انرژی و افت عملکرد در ابعاد جسمی، روحی، شغلی و اجتماعی ادامه پیدا کند، یعنی کیفیت زندگی بهشدت آسیب دیده است. در این مرحله، «خودمراقبتی» کلید اصلی برای بازگشت به تعادل است و اگر لازم باشد، باید از خدمات و درمانهای تخصصی روانشناسی استفاده کرد.
انتهای پیام