به گزارش ایسنا، روزنامه آرمان ملی نوشت که این موضوع موجب شده تا ایران در تعامل با آژانس به شیوهای متفاوت از گذشته عمل کند و بهطور مرحلهای از انجام تعهدات خود کاسته است. نشانه بارز این روند را میتوان در توافق هستهای برجام مشاهده کرد؛ بهطوریکه پس از خروج نادرست آمریکا از این توافق، ایران نیز بهطور تدریجی از پایبندی به تعهدات خود عقبنشینی کرد.
کشورهای غربی بارها ثابت کردهاند که در قبال ایران رویکرد ثابتی ندارند و نمیتوان به آنها اعتماد کرد. بهعنوان مثال، خود آمریکاییها در دو مقطع زمانی که مذاکرات میان طرفین ادامه داشت، بدون توجه به تمامی اصول شناخته شده بینالمللی، مذاکرات را مختل کردند تا نشان دهند که نیت آنها از مذاکرات تنها اتلاف وقت است.
جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه گواهی بر این واقعیت است که آمریکاییها چگونه در مذاکرات به جنگ مبتلا شدند. در ایران نیز مواضع مختلفی در مورد برنامه هستهای وجود دارد. دولت و برخی اعضای حاکمیت بر این باورند که مذاکرات با آمریکاییها باید بر اساس شروط هفتگانه ایران پیش برود، در حالی که برخی جریانهای سیاسی به هیچ نوع مذاکرهای اعتقاد ندارند و تنها چشم به رویارویی و جنگ دارند و خود را آماده برای درگیری میکنند. این در حالی است که هنوز روشن نیست آغاز دوباره جنگ چه سودی برای آنها به دنبال خواهد داشت.
با این حال، آنچه که مسلم است دو نیروی متضاد قدرت میدان و منطق دیپلماسی در کشور بهطور همزمان عمل میکنند و بسته به شرایط و موقعیت و با تصویب مقامات ارشد نظام تصمیمگیری میشود که آیا باید از مسیر دیپلماسی پیگیری کرد یا قدرت میدان را در برابر دشمن بهکار گرفت. ایران با هوشیاری تلاش کرده که هرگز به دشمن بهانهای برای افزایش فشار و ایجاد اجماع جهانی علیه خود ندهد و این مسأله باعث شده که طرفهای مقابل نتوانند جهانیان را برای جنگ علیه ایران قانع کنند. در شرایطی که اخیراً رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، امیدواری خود را نسبت به تلاشهای کشورهای منطقه همچون پاکستان، قطر، عمان و مصر برای میانجیگری بین ایران و آمریکا ابراز کرد. هرچند او هنوز هم در برابر حملات به تأسیسات هستهای سکوت کرده و باید توضیح دهد چرا در این زمینه به آژانس بیتوجهی کرده و آمریکا را محکوم نمیکند.
جبهه پایداری در بیانیهای درباره تداوم عضویت ایران در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای NPT اعلام کرده است که همکاریهای سالانه جمهوری اسلامی ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی نشان داده است که این پیمان در زمانهای حساس نهتنها از حقوق و امنیت ملت ایران محافظت نکرده، بلکه تبدیل به ابزاری برای افزایش فشار بر کشور شده است». بخش دیگری از بیانیه به عواقب خروج ایران از پیمان NPT اشاره کرده و بیان کرده است که گرچه احتمالاً این خروج با فشارهای سیاسی و تحریمهای تازه غرب همراه خواهد بود، اما مزایایی مانند پایان نظارتهای یکطرفه، جلوگیری از جاسوسی و بهانهتراشی برای تجاوز، تقویت بازدارندگی، حفاظت از تأسیسات و دانشمندان هستهای و استقلال در بهرهبرداری از انرژی هستهای، بیشتر از هزینههای احتمالی آن خواهد بود. این جبهه همچنین از نمایندگان مجلس و اعضای شورای عالی امنیت ملی خواسته تا روند قانونی و اجرایی خروج کامل ایران از پیمان NPT و توقف همکاریهای فراپیمانی را هرچه سریعتر آغاز کنند و دکترین دفاعی و نظامی کشور را بازنگری کنند.
* پاس گل به آمریکا؟
مدتهاست که تندروها بهدنبال خروج ایران از NPT هستند، حتی پیش از جنگهای اخیر، بدون اینکه از عواقب آن آگاه باشند و بدانند که چگونه ممکن است مشکلات بیشتری بر کشور تحمیل شود. مسأله مبهم این است که تندروها تنها یک بعد ماجرا را مورد توجه قرار میدهند و میگویند اگر از NPT خارج شویم، به ادعای خودشان، از جاسوسی جلوگیری و بهانهای برای حمله به ایران فراهم نخواهد شد و این موضوع باعث تقویت قدرت بازدارندگی میگردد، اما ابعاد منفی این تصمیم را که بهطور قطع اهمیت بیشتری دارد، نمیگویند. جبهه پایداری باید بهطور واضح بیان کند که پیش از مسدود شدن حفرهها و مسیرهای نفوذ، همانطور که وزیر امور خارجه به آن اشاره کرده، چگونه میتوان از خروج از NPT چنین نتایجی را انتظار داشت و آیا این اقدام دست بازتری به آمریکا و ترامپ نخواهد داد؟
بهدلیل اینکه افکار عمومی جهانی به آسانی تحت تأثیر روایتهای آنها قرار خواهند گرفت. یکی از دشواریهایی که آمریکا همواره در برابر ایران با آن مواجه بوده، به دلیل عضویت ایران در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، این است که نتوانسته اجماعی در جهان علیه ایران بهوجود آورد و گروه بینالمللی را برای حمله به ایران قانع کند و اکنون نیز بهدلیل حملات اخیر به ایران با فشارهای داخلی و خارجی مواجه است؛ لذا تندروها باید از کلیگویی فاصله بگیرند و دیدگاه خود را بهطور شفاف به افکار عمومی ایران ارائه دهند که هزینه-فایده خروج از NPT چیست و چه تضمینی وجود دارد که اگر ایران از این پیمان خارج شود، دیگر شاهد اعمال تحریمهای بیشتر، حملات سنگینتری یا اجماع جهانی برضد ایران نخواهیم بود؟
این سؤالات و مسائلی از این دست بسیار جدیتر از آن است که تندروها بتوانند با اظهارات کلی و مبهم به آن پاسخ دهند. اگر با دقت و کارشناسی به وضعیت کنونی نگاه کنیم، درخواهیم یافت که این اقدام میتواند به بدترین و آخرین انتخابی تبدیل شود که بتوان آن را انجام داد، چراکه در حال حاضر که ایران فشارهای گوناگونی را تحمل میکند، خروج از NPT میتواند محاصره را بر ایران بسیار تنگتر کند. با آنکه ماده ۱۰ NPT حق خروج را به رسمیت میشناسد، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که دولت خروجی از پیامدهای سیاسی، اقتصادی و حتی اقدامات سخت پیگردی مصون باشد؛ بنابراین باید هزینههای سنگین خروج از NPT را در نظر گرفت و با ارزیابی ابعاد آن از تصمیمگیری نمود. نمیتوان انکار کرد که در دو دهه گذشته یکی از موانع اصلی شکلگیری اجماع جهانی علیه تهران، اختلافنظرات قدرتهای بزرگ پیرامون پرونده ایران بوده است. چین و روسیه بهواسطه حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و عضویت در NPT از ایران حمایت کردهاند. خروج ایران از NPT این توازن را بههم میزند و فضای لازم برای تصویب قطعنامههای جدید شورای امنیت را فراهم میآورد و ممکن است که چین و روسیه نیز به صف مخالفان ایران بپیوندند.
انتهای پیام