حجتالاسلاموالمسلمین امیرعلی حسنلو مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه یادداشتی با عنوان «جلوههای عظمت و معنویت حضرت فاطمه زهرا (س)» را در اختیار ایسنا قرار داده است که متن آن از نظر میگذرد:
«شناخت حقیقت وجودی حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا(س)، فراتر از تحلیلهای صرف تاریخی و مادی است، در هندسه معرفت اسلامی، ایشان تنها دختر پیامبر(ص) یا همسر امیرالمؤمنین(ع) نیستند، بلکه حلقه پیوند نبوت و امامت و مدار خلقتاند؛ چنانکه در میراث روایی متواتر فریقین، جایگاه ایشان معیاری برای سنجش ایمان و رضایت الهی شناخته شده است.
بر پایه روایات متعدد اسلامی، آفرینش نوری حضرت فاطمه(ع) پیش از خلق عالم ماده رقم خورده است و در روایتی مشهور که در منابع معتبر فریقین بازتاب یافته، پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند: «خُلِقَ نُورُ فَاطِمَةَ عَلَیْهَا السَّلَامُ قَبْلَ أَنْ تُخْلَقَ الْأَرْضُ وَالسَّمَاء؛ نور فاطمه پیش از آنکه آسمان و زمین آفریده شوند، خلق گردید»
این کلام نبوی گویای آن است که وجود زهرای مرضیه در سرسلسله فیض الهی قرار دارد و نام «فاطمه» نیز ریشه در قطع و جدا شدن دارد؛ رسول خدا(ص) فرمودند که ایشان و شیعیان و دوستداران راستینشان از آتش دوزخ بریده و نجات یافتهاند «إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ اللَّهَ فَطَمَهَا وَمُحِبِّیهَا عَنِ النَّارِ».
حضرت فاطمه(س) از دیدگاه اهلبیت(ع)
یکی از اجماعیترین فضایل حضرت زهرا(ع) در میان تمامی مذاهب اسلامی، احراز رتبه «سیدة نساء العالمین» است، بخاری و مسلم در کتب صحیح خود روایت کردهاند که رسول خدا(ص) در بستر بیماری و در واپسین روزهای حیات خویش به حضرت زهرا (س) نجوا نمودند: «یَا فَاطِمَةُ! أَمَا تَرْضَیْنَ أَنْ تَکُونِی سَیِّدَةَ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَوْ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ؟؛ ای فاطمه! آیا خشنود نیستی که سرور زنان اهل بهشت یا سرور زنان باایمان باشی؟»(صحیح البخاری، کتاب الاستئذان، باب من ناجی بین یدی الناس؛ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة).
این سروری، عنوانی اعتباری یا تعارفی خانوادگی نبود، بلکه بازتاب کمال وجودی و مراتب قرب معنوی زنی است که توانست در عمر کوتاه دنیایی خویش، تمام افقهای تقوا، عرفان، معرفت و بندگی را درنوردد، همچنین عبادت و انس با پروردگار، برجستهترین و محوریترین شاخصه شخصیت حضرت زهرا(ع) است. محراب خانه گلین مدینه، شاهدی است بر نالهها، خضوعها و شبزندهداریهای بانویی که در اوج تکالیف مادری و همسری، لحظهای از عوالم قدس غافل نماند.
امام حسن مجتبی(ع) در توصیفی بیمانند از حالات عبادی مادر بزرگوارشان نقل میفرمایند: «رَأَیْتُ أُمِّی فَاطِمَةَ قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا لَیْلَةَ جُمُعَتِهَا، فَلَمْ تَزَلْ رَاکِعَةً سَاجِدَةً حَتَّی کَانَ عَمُودُ الصُّبْحِ؛ مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعهای در محراب خویش به عبادت ایستاد و پیوسته در حال رکوع و سجود بود تا آنکه سپیده صبح دمید»
حسن بصری، از زاهدان و محدثان نامدار متقدم اهلسنت، نیز در کلامی تاریخی میگوید: «لَمْ یَکُنْ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ أَعْبَدُ مِنْ فَاطِمَةَ، کَانَتْ تَقُومُ حَتَّی تَوَرَّمَتْ قَدَمَاهَا؛ در میان این امت، احدی عابدتر و با تقواتر از فاطمه نبود؛ آنچنان به نماز میایستاد که پاهایش متورم میشد.» این سطح از مجاهدت باطنی و خضوع، نشان میدهد که محراب برای ایشان نه تکلیفِ صرف، بلکه معراج روح به پیشگاه ربوبی بوده است.
در همان روایت شبزندهداری، امام حسن(ع) میافزایند که شنیدم مادرم برای یکایک مردان و زنان مؤمن با نام و نشان دعا میکرد و برای خویشتن هیچ نخواست و هنگامی که از علت آن پرسیدم، پاسخی جاودانه فرمودند: «یَا بُنَیَّ، الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ؛ فرزندم! نخست همسایه، سپس اهل خانه.» این آموزه کوتاه، منظومه اخلاق اسلامی و ایثار عارفانه را خلاصه میکند؛ عبادتی که به انزوا و خودخواهی ختم نمیشود، بلکه دستگیری از دیگران و مهرورزی به مؤمنان، نخستین ثمره آن است.
فاطمه زهرا(س) در کلام وحی
از مقامات معنوی اختصاصی حضرت، نزول جبرئیل و فرشتگان پس از رحلت رسول خدا(ص) بر ایشان بود و بر اساس روایات معتبر در اصول کافی، فرشته الهی جهت تسلیبخشیدن به قلب رنجدیده بتول عذرا فرود میآمد، اخبار غیبی و جایگاه پیامبر را برایشان بازگو میکرد و امیرالمؤمنین علی(ع) آن حقایق را مکتوب میفرمود که به «مصحف فاطمه» شهرت یافت و این امر نشانه «مُحَدَّثَه» بودن ایشان است؛ یعنی زنی که با فرشتگان سخن میگفت و ملائکه بر او نازل میشدند.
عظمت حضرت فاطمه(س) در متن قرآن کریم و متون مسلّم سنت نبوی چنان آشکار است که هرگونه تردید در عصمت و والایی منزلت ایشان را میزداید، «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا؛ خدا فقط میخواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.» (احزاب: ۳۳).
در تمامی اسناد تفسیری معتبر (نظیر جامع البیان طبری، المستدرک حاکم و صحیح مسلم)، واقعه کساء و نزول این آیه در شأن پنج تن آل عبا (پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین) به ثبت رسیده است و فاطمه زهرا(ع) در این آیه، مشمول تطهیر الهی از هرگونه پلیدی، لغزش، خطا و عصیان دانسته شده است و وجود ایشان در کانون آلعبا نشاندهنده آن است که عصمت صرفا منصبی مختص انبیای مرد نیست، بلکه کمالی انسانی است که زهرای مرضیه در والاترین مرتبه آن تجلی یافته است.
در ماجرای رویارویی حق و باطل در مباهله با مسیحیان نجران، آیه ۶۱ سوره آلعمران نازل شد: «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ؛ به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
اتفاق مفسران و مورخان بر این است که پیامبر اسلام(ص) برای واژه جمع «نِسَاءَنَا» (زنانمان)، احدی از زنان جهان و بستگان خویش جز فاطمه زهرا(ع) را همراه نیاوردند، حضور ایشان در این رخداد سرنوشتساز، اثبات میکند که در سنجش ایمانی و معنوی اسلام، زهرای اطهر به تنهایی همتای تمام زنان امت و سند قطعی حقانیت رسالت الهی است.
روایتهای فاطمی
روایت مشهوری که محدثان بزرگ مانند حاکم نیشابوری، ابن حجر عسقلانی و طبرانی نقل کردهاند، گویای پیوند شگفتانگیز اراده حضرت با خشنودی حقتعالی است: «یَا فَاطِمَةُ، إِنَّ اللَّهَ یَغْضَبُ لِغَضَبِکِ وَیَرْضَی لِرِضَاکِ؛ ای فاطمه! همانا خداوند با خشم تو خشمگین میشود و با خشنودی تو خشنود میگردد.»
همچنین پیامبر اکرم(ص) با بیانی دیگر در کتب صحاح فرمودند: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی، فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی؛ فاطمه پاره تن من است؛ هر که او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.» این انطباقِ اراده معصومانه با اراده تشریعی و تکوینی حق، نشان میدهد که وجود حضرت به مقام «فناء فی الله» و اخلاص مطلق دست یافته است؛ به گونهای که حب و بغض او جز بر مدار حق نمیچرخد. معنویت زهرای مرضیه منزوی و جدا از صحنه زندگی نبود؛ بلکه در زندگی خانوادگی، معاشرت فردی و دفاع اجتماعی از حقیقت، جلوهگر شد.
ازدواج حضرت فاطمه و امیرالمؤمنین علی(علیهماالسلام) پیوندی الهی بود که به فرموده پیامبر: «اگر علی آفریده نمیشد، برای فاطمه همتایی بر روی زمین یافت نمیشد». زندگی این دو معصوم بر اساس صفا، قناعت و تقسیم مهرآمیز امور شکل گرفت؛ کارهای درون خانه بر عهده حضرت صدیقه و امور بیرون بر دوش علی بن ابیطالب نهاده شد.
ایشان با دستهای مبارک خویش گندم و جو آسیاب میکردند تا آنجا که دستهایشان مجروح میشد، اما زبان به گِله نگشودند. امیرالمؤمنین(ع) در وصف زندگانی با ایشان میفرمایند: «فَوَاللَّهِ مَا أَغْضَبْتُهَا وَلَا أَکْرَهْتُهَا عَلَی أَمْرٍ حَتَّی قَبَضَهَا اللَّهُ، وَلَا أَغْضَبَتْنِی وَلَا عَصَتْ لِی أَمْراً، وَلَقَدْ کُنْتُ أَنْظُرُ إِلَیْهَا فَتَنْکَشِفُ عَنِّی الْهُمُومُ وَالْأَحْزَانُ؛ سوگند به خدا، هرگز او را خشمگین نساختم و به کاری مجبورش نکردم تا زمانی که خدا روحش را قبض کرد، و او نیز هرگز مرا خشمگین ننمود و از فرمانی سرپیچی نکرد؛ و هرگاه به او نگاه میکردم، تمام غمها و اندوهها از دلم زدوده میشد.»
عظمت و فضیلتهای حضرت صدیقه طاهره(س)
یکی از درخشانترین صحنههای ایثار در تاریخ بشر، نزول آیات سوره «انسان» در ستایش اهلبیت(ع) است: «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا؛ و به [پاس] دوستی [خدا] بینوا و یتیم و اسیر را خوراک میدادند* ما برای خشنودی خداست که به شما می خورانیم و پاداش و سپاسی از شما نمیخواهیم.»(انسان/۸ و ۹)
سه روز روزهداری مداوم همراه با اهدای تنها قرص نان سفره افطار به مسکین و یتیم و اسیر، جلوهای بیبدیل از اخلاص زهرایی است؛ ایثاری که انگیزهاش ثنای خلق یا منافع مادی نبود، بلکه تنها برای وجهالله صورت پذیرفت.
حضرت زهرا(س) در مقطع حساس تاریخ پس از رحلت پیامبر(ص)، گوشهگیری پیشه نکرد و ایشان با حجاب کامل وارد مسجدالنبی شدند و در میان جمع مهاجر و انصار، خطبهای جاودانه (خطبه فدکیه) ایراد فرمودند. این خطبه، برترین منشور توحیدی، تفسیری، فلسفه احکام و درس ولایتپذیری است و کلام فصیح، استدلالهای دقیق قرآنی و دفاع محکم از وصایت پیامبر، نشان داد که زن مسلمان میتواند در اوج عفاف، در سنگر روشنگری و عدالتخواهی پرچمدار حق باشد.
عظمت حضرت صدیقه طاهره (س) منحصر به دوره حیات ظاهری ایشان نماند، بلکه به یک جریان تاریخی و مشعل هدایت در طول اعصار بدل گردید، هنگامی که حضرت از خستگی کارهای طاقتفرسای خانه سخن گفتند، پیامبر اکرم(ص) هدیهای مادی به ایشان نبخشیدند، بلکه ذکری آسمانی آموختند: ۳۴ بار اللهاکبر، ۳۳ بار الحمدلله و ۳۳ بار سبحانالله.
امام باقر(ع) درباره فضیلت این تسبیح فرمودهاند: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْءٍ مِنَ التَّحْمِیدِ أَفْضَلَ مِنْ تَسْبِیحِ فَاطِمَةَ؛ خداوند به هیچ ستایشی برتر از تسبیح فاطمه عبادت نشده است؛ و اگر چیزی بافضیلتتر از آن وجود داشت، پیامبر آن را به فاطمه میآموخت.» این ذکر، پیوندی میان سنگینی کارهای روزمره و پرواز معنوی روح ایجاد کرد تا یادآور شود که انسان مؤمن در میان سختترین امور دنیا نیز باید قلب خویش را با ذکر حق آرام سازد.
در احادیث مربوط به قیامت، صحنه ورود حضرت زهرا(س) به صحرای محشر، صحنهای اعجابانگیز و باشکوه توصیف شده است؛ منادی الهی بانگ برمیآورد: «غُضُّوا أَبْصَارَکُمْ حَتَّی تَجُوزَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ؛ چشمهایتان را فروبندید تا فاطمه دختر محمد عبور فرماید.» در آن هنگامه هولانگیز، خداوند اذن شفاعت گسترده به ایشان عطا میفرماید تا شیعیان و رهپویان حقیقیاش را همانند دانهچینی که دانههای ناب را برمیچیند، از میان اهل محشر جدا سازد و به بهشت رهنمون شود.
فاطمه زهرا(ع) جامع کمالات انسانی است؛ در اوج بندگی چون عابدان، در سنگر ایثار چون سالکان، در خانه مادری مهربان و همسری فداکار، و در جامعه مجاهدی بیدار و بصیر و تأمّل در ابعاد وجودی ایشان نشان میدهد که تعالی معنوی و قرب الهی، هیچ مرزی در جنسیت نمیشناسد و انسان میتواند با تمسک به ایمان، اخلاص، صبر و عدالت، به والاترین افقهای تقوا و رضوان الهی نائل آید. سلام و درود خدا بر او، روزی که زاده شد، روزی که در راه حق رنج کشید، و روزی که با عزّت برانگیخته خواهد شد.
انتهای پیام