سه‌شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵ | ۱۶:۳۷
حفاظت از میراث سمعی و بصری؛ پاسداری از حافظه جمعی جامعه

/۲۷ اکتبر؛ روز جهانی میراث دیداری و شنیداری/

حفاظت از میراث سمعی و بصری؛ پاسداری از حافظه جمعی جامعه

خراسان رضوی (ایسنا) - یک پژوهشگر مطالعات فرهنگی گفت: میراث سمعی و بصری بخشی از حافظه جمعی و تجربه تاریخی جوامع را حفظ می‌کند که انتقال آن صرفاً از طریق اسناد مکتوب امکان‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو، حفاظت از این منابع، سرمایه‌گذاری فرهنگی برای نسل‌های آینده به شمار می‌رود.

محمدجواد استادی در گفت‌وگو با ایسنا با تشریح جایگاه میراث سمعی و بصری در شکل‌گیری حافظه جمعی، اظهار کرد: هویت فرهنگی یک جامعه تنها از آگاهی درباره رویدادهای گذشته شکل نمی‌گیرد، بلکه شناخت شیوه زندگی مردم، احساسات، ارزش‌ها و چگونگی تجربه جهان پیرامون نیز در این زمینه اهمیت دارد.

وی ادامه داد: ممکن است درباره یک رویداد تاریخی ده‌ها کتاب و سند وجود داشته باشد، اما شنیدن صدای افرادی که در آن دوره زندگی کرده‌اند یا مشاهده تصاویر واقعی آن روزگار، ابعاد متفاوتی از آن واقعه را آشکار می‌کند. لحن سخن گفتن مردم، پوشش، مناسبات اجتماعی، معماری و رفتارهای جمعی، اطلاعات فرهنگی ارزشمندی در خود دارند که گاهی در اسناد رسمی ثبت نمی‌شوند، اما در تصاویر و صداها باقی می‌مانند.

این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با تأکید بر مکمل بودن اسناد مکتوب و میراث سمعی و بصری، بیان کرد: اسناد مکتوب امکان تحلیل مفاهیم، تصمیم‌ها و ساختارها را فراهم می‌کنند، در حالی که تصویر و صدا می‌توانند زمینه زیسته و انسانی آن‌ها را روشن‌تر سازند. البته تصویر نیز بازنمایی بی‌واسطه حقیقت نیست و باید زمینه تولید، قاب‌بندی، تدوین و هدف تولیدکننده آن بررسی شود.

میراث سمعی و بصری؛ راهی برای بازشناسی زندگی مردم عادی

استادی در ادامه با اشاره به نقش تصاویر و صداهای تاریخی در ثبت بخش‌های کمتر دیده‌شده گذشته، اظهار کرد: تاریخ‌نگاری رسمی معمولاً بر رویدادهای بزرگ، شخصیت‌های اثرگذار و تحولات سیاسی تمرکز دارد، درحالی‌که بخش مهمی از تاریخ اجتماعی در تجربه مردم عادی شکل می‌گیرد؛ افرادی که شاید نامشان در کتاب‌های تاریخی ثبت نشده باشد، اما در شکل‌گیری فرهنگ و هویت جامعه نقش داشته‌اند.

وی افزود: تصاویر به‌ظاهر معمولی نیز می‌توانند با گذشت زمان به منابع ارزشمند تاریخی تبدیل شوند. فیلمی کوتاه از یک بازار قدیمی، مراسم مذهبی در محله، زندگی خانواده‌ای روستایی یا فعالیت یک کارگاه سنتی، اطلاعاتی درباره مناسبات اجتماعی، سبک زندگی و تحولات فرهنگی در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهد.

این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با اشاره به تحولات آیین‌ها و سنت‌های اجتماعی در ایران، خاطرنشان کرد: تصاویر و صداهای باقی‌مانده از مراسم مذهبی، عزاداری‌ها، مناسبات خانوادگی و حضور مردم در فضاهای عمومی می‌توانند نشان دهند که فرهنگ چگونه در زندگی روزمره جریان داشته و در طول زمان چه تغییراتی کرده است.

استادی با اشاره به ظرفیت تصاویر تاریخی مشهد و حرم مطهر رضوی، گفت: این تصاویر صرفاً اسنادی درباره یک مکان مذهبی نیستند، بلکه می‌توانند تحول شیوه‌های زیارت، پوشش اجتماعی، معماری، مناسبات انسانی، رابطه مردم با امر قدسی و تغییرات فرهنگی شهر مشهد را نشان دهند. بنابراین تصویری ساده از حضور زائران نیز می‌تواند موضوعی جدی برای پژوهش در تاریخ اجتماعی و فرهنگی باشد.

نابودی آرشیوها به معنای از دست رفتن بخشی از حافظه فرهنگی است

این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با هشدار نسبت به پیامدهای نابودی یا بی‌توجهی به آرشیوهای تصویری و صوتی، اظهار کرد: از بین رفتن میراث سمعی و بصری صرفاً به معنای نابودی چند فیلم، عکس یا فایل صوتی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از امکان شناخت جامعه از خودش را از بین ببرد. بسیاری از تجربه‌های تاریخی، به‌ویژه تجربه‌های زندگی روزمره مردم، ممکن است تنها یک‌بار ثبت شده باشند و نسخه جایگزینی نداشته باشند. اگر تنها نسخه موجود از صدای یک شخصیت فرهنگی، تصویر یک آیین محلی یا فیلمی از زندگی اجتماعی یک دوره از بین برود، بخشی از شواهد شناخت آن پدیده برای همیشه از دست خواهد رفت.

وی با اشاره به عوامل تهدیدکننده این منابع، بیان کرد: فرسودگی ابزارهای نگهداری، در دسترس نبودن فناوری‌های لازم برای بازیابی و حفاظت و ناآگاهی از ارزش فرهنگی آثار، از عواملی هستند که به‌تدریج زمینه نابودی آرشیوها را فراهم می‌کنند. بخشی از منابع ارزشمند تصویری و صوتی در اختیار سازمان‌های رسانه‌ای و فرهنگی، مراکز مذهبی، خانواده‌ها و مجموعه‌داران قرار دارد، اما همه آن‌ها به‌طور کامل شناسایی، فهرست‌نویسی و حفاظت نشده‌اند. در نتیجه، ممکن است بخشی از حافظه فرهنگی جامعه پیش از شناخته شدن ارزش آن، از بین برود.

استادی با تأکید بر اینکه حفاظت از این منابع نباید اقدامی تشریفاتی یا صرفاً آرشیوی تلقی شود، خاطرنشان کرد: ما فقط وارث میراث گذشته نیستیم، بلکه امانت‌دار آن برای نسل‌های بعدی هستیم. اگر این منابع به نسل آینده منتقل نشوند، تصویری ناقص از گذشته در اختیار خواهد داشت و ناگزیر تاریخ را از خلال مجموعه محدودی از روایت‌ها خواهد شناخت.

تولید انبوه محتوا به معنای حفاظت از حافظه تاریخی نیست

وی با اشاره به گسترش تولید و انتشار تصویر و صدا در عصر دیجیتال، اظهار کرد: امروز با تناقضی مهم مواجه هستیم؛ بشر در هیچ دوره‌ای به اندازه اکنون تصویر و صدا تولید نکرده، اما این فراوانی لزوماً به معنای حفاظت بهتر از حافظه تاریخی نیست. حجم عظیمی از محتوای تصویری و صوتی در شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌ها و ابزارهای شخصی تولید و منتشر می‌شود، اما بخش مهمی از آن ممکن است در مدت کوتاهی حذف شود، دسترسی به آن از بین برود یا در میان انبوه اطلاعات گم شود.

این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با تأکید بر ضرورت تمایز میان ثبت محتوا و تبدیل آن به میراث فرهنگی، بیان کرد: یک تصویر زمانی می‌تواند منبعی معتبر برای شناخت تاریخ باشد که اطلاعات مربوط به زمان، مکان، موضوع، تولیدکننده و زمینه شکل‌گیری آن تا حد امکان حفظ شده باشد. جدا شدن تصویر از زمینه تاریخی خود، ارزش پژوهشی آن را کاهش می‌دهد.

استادی افزود: حفاظت از میراث سمعی و بصری به انتخاب آگاهانه، طبقه‌بندی، مستندسازی، نگهداری فنی و فراهم کردن امکان بازیابی نیاز دارد. صرف ذخیره میلیون‌ها فایل در حافظه‌های دیجیتال به معنای انجام مسئولیت فرهنگی نیست، زیرا آرشیوهای دیجیتال نیز در معرض از بین رفتن داده‌ها، تغییر قالب‌های فنی و وابستگی به زیرساخت‌های فناوری قرار دارند.

وی خاطرنشان کرد: درحالی‌که بخش مهمی از فضای مجازی بر مصرف و فراموشی سریع محتوا استوار است، میراث فرهنگی به ماندگاری، اعتبار، امکان مراجعه مجدد و انتقال بین‌نسلی نیاز دارد. ازاین‌رو، جامعه باید بداند چه منابعی ارزش حفظ شدن دارند، چگونه باید از آن‌ها نگهداری کرد و چطور می‌توان امکان استفاده نسل‌های آینده از آن‌ها را فراهم ساخت.

ضرورت تبدیل آرشیوهای قدیمی به منابع زنده فرهنگی

این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با اشاره به مسئولیت نهادهای فرهنگی، رسانه‌ها و پژوهشگران در حفظ آرشیوهای تاریخی، گفت: آرشیو صرفاً محلی برای نگهداری گذشته نیست، بلکه منبعی برای تولید شناخت، گفت‌وگوی فرهنگی و بازخوانی هویت اجتماعی به شمار می‌رود. ارزش آرشیو تنها به تعداد اسناد موجود در آن وابسته نیست، بلکه میزان استفاده علمی، فرهنگی و اجتماعی از این منابع نیز اهمیت دارد.

استادی ادامه داد: نهادهای فرهنگی باید منابع موجود، به‌ویژه مجموعه‌های متعلق به نهادهای محلی، مراکز فرهنگی و خانواده‌ها را شناسایی و ساماندهی کنند. ثبت اطلاعات، مرمت، حفاظت از آثار اصلی و تبدیل منابع آسیب‌پذیر به نسخه‌های دیجیتال استاندارد از اقدامات ضروری در این زمینه است. دیجیتال‌سازی جایگزین حفاظت از نسخه‌های اصلی نیست، بلکه باید امکان دسترسی و استفاده پژوهشی از منابع را افزایش دهد.

وی با تأکید بر نقش رسانه‌ها در معرفی میراث سمعی و بصری، اظهار کرد: تصاویر و صداهای قدیمی می‌توانند مبنای تولید مستندهای کوتاه، مجموعه‌های روایت‌محور، برنامه‌های فرهنگی و محتوای متناسب با رسانه‌های جدید قرار گیرند. با این‌ حال، برای نسل جوان صرف نمایش یک تصویر قدیمی کافی نیست، بلکه باید زمینه تاریخی و فرهنگی آن توضیح داده شود و ارتباطش با زندگی امروز مخاطب مشخص شود. پژوهشگران نیز نباید تنها مصرف‌کننده اسناد باشند، بلکه باید به فهم و تفسیر آن‌ها کمک کنند. یک عکس تاریخی با پژوهشی دقیق می‌تواند به منبعی برای مطالعه تحولات شهری، مناسبات اجتماعی، تاریخ هنر یا فرهنگ عمومی تبدیل شود.

استادی با اشاره دوباره به ظرفیت تصاویر تاریخی مشهد و حرم مطهر رضوی، بیان کرد: می‌توان با گردآوری و بررسی این تصاویر، پروژه‌ای پژوهشی و رسانه‌ای طراحی کرد که تحولات زیارت، معماری، هنر، ارتباط مردم با امر قدسی و رویدادهای اجتماعی شهر را در دوره‌های مختلف بررسی کند. چنین اقدامی هم ارزش علمی دارد و هم می‌تواند ارتباط نسل جدید با میراث فرهنگی و معنوی را تقویت کند.

وی دسترسی عمومی به منابع تاریخی را نیز مهم دانست و گفت: انتشار اسناد باید با رعایت حقوق اشخاص، مالکیت آثار و ملاحظات حفاظتی و امنیتی انجام شود، اما محدود کردن غیرضروری منابع در آرشیوهای بسته نیز مانع استفاده جامعه از آن‌ها خواهد شد. بنابراین، باید میان حفاظت از اسناد و فراهم کردن دسترسی مسئولانه به آن‌ها تعادل برقرار کرد.

این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با تأکید بر ضرورت همکاری میان نهادهای حافظ میراث، پژوهشگران، هنرمندان و رسانه‌ها، خاطرنشان کرد: به تغییر رویکرد از آرشیوداری منفعل به کنشگری فرهنگی مبتنی بر آرشیو و سند نیاز داریم. اگر ارتباط مؤثری میان این مجموعه‌ها برقرار شود، آرشیوهای تاریخی از مجموعه‌هایی خاموش به منابعی زنده برای تولید دانش و روایت تبدیل خواهند شد.

استادی همچنین تصریح کرد: میراث سمعی و بصری متعلق به گذشته است، اما اهمیت آن در گذشته باقی نمی‌ماند. جامعه‌ای که بتواند حافظه تاریخی خود را به‌درستی حفظ و بازخوانی کند، برای فهم اکنون و اندیشیدن درباره آینده از پشتوانه‌ای محکم برخوردار خواهد بود. ازاین‌ رو، حفاظت از این میراث تنها اقدامی برای نگهداری تاریخ نیست، بلکه سرمایه‌گذاری فرهنگی برای آینده جامعه به شمار می‌رود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها