نتایج بررسی ۲۷۵۲ کودک پنج تا ۱۸ سال نشان داد، ترکیب محبت، نظارت کافی و انضباط باثبات والدین با مشکلات عاطفی و رفتاری کمتر در کودکان ارتباط دارد. در مقابل، کودکانی که والدین آنان با وجود برخورداری از رفتارهای محبتآمیز، نظارت کمتری بر فعالیتهای آنان دارند، بیشتر با مشکلات رفتاری مواجه میشوند.
این یافتهها نشان میدهد، تاثیر شیوه فرزندپروری بر سلامت عاطفی و رفتاری کودکان را نمیتوان فقط با بررسی رفتار مشخص والدین ارزیابی کرد، بلکه باید مجموعه رفتارها و شیوه تعامل آنان با فرزندان را در نظر گرفت.
پژوهشگران تاکید کردند: نتایج این پژوهش ارتباط میان سبکهای فرزندپروری و مشکلات کودکان را نشان میدهد اما به دلیل ماهیت پژوهش نمیتوان نتیجه گرفت که این رفتارهای والدین بهطور مستقیم باعث بروز یا کاهش مشکلات شدهاند.
آنان با استفاده از روشهای آماری، والدین را بر اساس مجموعه رفتارهایشان به سه گروه تقسیم کردند. حدود ۶۰ درصد والدین در گروهی قرار گرفتند که هم محبت زیادی به فرزندان خود نشان میدادند و هم نظارت مناسبی بر آنان داشتند. حدود ۳۸ درصد در گروهی با ابراز محبت کمتر و سطح متوسط نظارت قرار گرفتند. گروه سوم فقط شامل ۶۱ خانواده، معادل حدود دو درصد نمونه پژوهش بود و والدین این گروه، رفتارهای نسبتا محبتآمیزی داشتند اما میزان نظارت آنان بر فرزندانشان بهمراتب کمتر از دو گروه دیگر بود.
نتایج نشان داد، مشکلات عاطفی و رفتاری کودکان در این سه گروه بهترتیب افزایش مییابد. کودکانی که والدین آنان محبت و نظارت بیشتری داشتند، بهطور میانگین حدود دو امتیاز کمتر از کودکان گروه میانی در ارزیابی مشکلات رفتاری کسب کردند. در مقابل، امتیاز کودکان گروه سوم حدود چهار تا پنج امتیاز بیشتر از گروه میانی بود.
پژوهشگران اظهار کردند که این اختلافها مربوط به میانگین امتیاز گروههاست و نمیتوان آنها را بهعنوان ارزیابی قطعی وضعیت هر خانواده در نظر گرفت. همچنین، تفاوت دو گروهی که مشکلات رفتاری بیشتری داشتند، بیشتر به میزان نظارت والدین تا میزان محبت آنان مربوط میشد. این موضوع نشان میدهد، نظارت والدین ممکن است در تفاوت میان این گروهها نقش مهمی داشته باشد. نتایج پس از در نظر گرفتن افسردگی مادران در دوران بارداری و اوایل نوزادی نیز تغییر نکرد.
پژوهشگران علاوه بر بررسی الگوهای کلی فرزندپروری، تاثیر هر رفتار را بهصورت جداگانه نیز ارزیابی کردند. نتایج نشان داد، محبت بیشتر والدین با کاهش مشکلات درونی و بیرونی کودکان همراه است، درحالیکه انضباط ناپایدار والدین با افزایش هر دو نوع مشکل ارتباط دارد.
کودکانی که والدینشان، آنان را به تنبیه تهدید میکردند اما تهدیدهای خود را عملی نمیکردند، بیشتر دچار مشکلات عاطفی و رفتاری میشدند. این ارتباط در مورد مشکلات رفتاری بیرونی، مانند پرخاشگری، قویتر بود. با این حال، انضباط ناپایدار عامل متمایزکننده سه گروه فرزندپروری نبود زیرا والدین گروه برخوردار از محبت و نظارت بیشتر نیز تقریبا به همان اندازه والدین دو گروه دیگر چنین رفتارهایی را گزارش کردند.
از سوی دیگر، نظارت ناکافی بیشتر با مشکلات بیرونی، مانند قانونشکنی، ارتباط داشت و ارتباط مشخصی میان آن و مشکلاتی مانند اضطراب یا غمگینی مشاهده نشد. همچنین، ارتباط میان این رفتارهای والدین و مشکلات کودکان با سن و جنسیت کودک یا میزان تحصیلات مادر تغییر نکرد.
پژوهشگران میگویند: این یافتهها یادآور آن است که رفتارهای روزمره و بهظاهر کوچک والدین میتوانند با تفاوتهای معناداری در وضعیت عاطفی و رفتاری کودکان همراه باشند.
این پژوهش محدودیتهایی نیز به همراه داشت. از آنجا که اطلاعات مربوط به شیوه فرزندپروری و رفتار کودکان تقریبا در یک زمان جمعآوری شده بود، پژوهشگران نتوانستند مشخص کنند کدامیک ابتدا رخ داده است. برای مثال، همانطور که رفتار والدین میتواند بر کودک تاثیر بگذارد، خلقوخوی و رفتار کودک نیز احتمالا واکنش والدین را تغییر دهد، بنابراین، تاثیرگذاری احتمالا دوطرفه است.
همچنین، اطلاعات مربوط به رفتار والدین و مشکلات کودکان را خود والدین گزارش کرده بودند. استفاده از گزارش معلمان یا پاسخهای خود کودکان میتوانست امکان ارزیابی مستقلتری را فراهم کند.
پژوهشگران احتمال دادند، برخی والدین رفتارهای خود را مثبتتر از واقعیت ارزیابی کرده باشند. افزون بر این، بررسی هر یک از ابعاد فرزندپروری فقط با سه سوال انجام شده بود و در پرسشنامه نیز به تنبیه بدنی پرداخته نشده بود. از سوی دیگر، تعداد بسیار کم پدران شرکتکننده باعث میشود نتایج این پژوهش بیشتر منعکسکننده شیوه فرزندپروری مادران باشد.
بر اساس گزارش ارث، پژوهشگران بر این باورند که برای درک بهتر رابطه میان فرزندپروری و رفتار کودکان، باید خانوادهها در طول چندین سال بررسی شوند تا مشخص شود آیا تغییر در رفتار والدین پیش از تغییر در رفتار کودکان رخ میدهد یا برعکس.
نتایج این پژوهش در نشریه علمی PLOS One منتشر شده است.
انتهای پیام