منصور براتی چهارشنبه ۶ آبان ماه، در نشست هسته سیاست خارجی چندهمسایگی دانشگاه فردوسی مشهد در خصوص اینکه آیا تغییر در رأس هرم سیاسی یک دولت متخاصم مانند اسرائیل، تفاوتی در منافع ما ایجاد میکند، اظهار کرد: برای تحلیل دقیق شرایط داخلی رژیم صهیونیستی و نگاه احزاب مختلف آن به ایران، همه چیز تحت تأثیر عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳، جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه قرار دارد. درخصوص اساس دشمنی با جمهوری اسلامی ایران میان سیاستمداران و احزاب مختلف اسرائیلی اتفاق نظر وجود دارد و همگی بر این باورند که این دشمنی باید ادامه یابد تا جمهوری اسلامی از بین برود؛ اما تفاوت جدی میان آنان درباره شیوه دستیابی به این هدف وجود دارد.
وی با اشاره به اینکه نتانیاهو این بار بیش از هر زمان دیگری موضوع ایران و تقابل با ایران را به مرکز رقابتهای انتخاباتی کشانده، افزود: او با صراحت اعلام کرده که در صورت بازگشت به مسئولیت تشکیل کابینه و موفقیت در آن، هدفی که دنبال خواهد کرد از بین بردن جمهوری اسلامی به عنوان نظام سیاسی حاکم بر ایران است. اگر نتانیاهو مسئول تشکیل کابینه شود و در قدرت باقی بماند، چه با پیروزی و چه با ناتوانی رقیب در تشکیل دولت و ماندن نتانیاهو به عنوان نخستوزیر موقت تا انتخابات بعدی، آنچه برای ایران اتفاق خواهد افتاد، امتداد وضعیت دو سال اخیر و تلاش مجدد هیاتحاکمه اسرائیل برای اجماعسازی بینالمللی به منظور انجام عملیات نظامی مجدد و جنگ با ایران است.
این تحلیلگر مسائل اسرائیل با بیان اینکه تاکنون تنگناهای انتخاباتی، بهویژه از طرف ترامپ مانع حملات نتانیاهو شده، اضافه کرد: در مقابل، ائتلاف اصلی مخالفان نتانیاهو با حضور گادی آیزنکوت، نفتالی بنت و چهرههای دیگر در صدر آن شکل گرفته است. پرسش این است که آیا میان نتانیاهو و مخالفانش درباره ایران تفاوت جدی وجود دارد؟ پاسخ مثبت است. تفاوت بسیار جدی در نوع سیاستی که میخواهند در قبال ایران در دستور کار قرار دهند وجود دارد، هرچند در اساس دشمنی با جمهوری اسلامی تفاوتی میان احزاب اسرائیلی نیست.
براتی با اشاره به انتقادات داخلی بر نتانیاهو، بیان کرد: بخش عمده اپوزیسیون، سیاست نتانیاهو را در نوع مدیریت درگیریهای نظامی با ایران و جنگهایی که اسرائیل در منطقه داشته، نقد میکند. آنان میگویند اسرائیل کشوری با حدود ۱۰ میلیون نفر جمعیت است که نیروی ذخیره آن کمتر از ۴۰۰ هزار نفر و نیروی کادر آن حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نفر است. چنین دولتی، هرچند از فناوریهای نظامی روز دنیا برخوردار باشد، در برابر کشوری با حدود ۹۰ میلیون نفر جمعیت و مساحتی بسیار بزرگتر از اسرائیل، محدودیتهای بزرگی دارد.
وی انتقاد دیگر به نتانیاهو را معطوف به درگیری همزمان در هفت جبهه دانست و افزود: اپوزیسیون میگوید در هفت جبهه غزه، کرانه باختری، حزبالله لبنان، سوریه، عراق، یمن و ایران درگیر هستیم. اسرائیل نباید همزمان وارد هفت جبهه شود، بلکه باید هر جبهه را در یک دوره زمانی مشخص و محدود مدیریت میکرد و کار را به نتیجه میرساند. مثلاً در نوار غزه وارد میشد، بدون اینکه وارد درگیری با ایران شود و اهداف خود را محقق میکرد.
این تحلیلگر مسائل اسرائیل با اشاره به ناکامیهای نتانیاهو در جبهههای مختلف، اظهار کرد: در نوار غزه، هدف اسرائیل از بین بردن حاکمیت حماس و ایجاد حاکمیتی بود که ضداسرائیلی نباشد. اسرائیل تا حدی، بیش از ۵۰ تا ۶۰ درصد، در این مسیر پیش رفته، اما هنوز هیاتی که در نوار غزه حاکم شده باشد و امور را در دست بگیرد و ضداسرائیلی نباشد، دیده نمیشود. همچنان حماس در بخشهایی از نوار غزه که تحت اشغال اسرائیل نیست، قدرت را در اختیار دارد و خلع سلاح حماس نیز اتفاق نیفتاده است.
براتی ادامه داد: در لبنان نیز اسرائیل با ضرباتی که در جنگ ۲۰۲۴ و حدود یک سال گذشته به حزبالله زد، جلو رفت، اما به هدف خلع سلاح حزبالله نرسید. درباره ایران نیز در دو جنگ حملاتی انجام و آسیبهایی به کشور وارد شد؛ رهبر کشور و فرماندهان ارشد نظامی ترور شدند، جمعی از هموطنان به شهادت رسیدند و کشور آسیب جدی دید. با این حال، اسرائیل به اهداف خود نرسید. لذا اپوزیسیون بر آن است که باید جداگانه به اهداف خود می رسیدیم، اما نتانیاهو کار را نیمهکاره رها کرد و در هیچکدام موفقیتی به دست نیاورد که منافع اسرائیل را تأمین کند.
وی در تشریح نقشههای اپوزیسیون نتانیاهو علیه او، اظهار کرد: نفتالی بنت خود دو شرکت فعال در حوزه عملیات سایبری دارد. او هم در زمان نخستوزیریاش، هم در زمان حضور در وزارت دفاع و هم پیش از آن در سال ۲۰۱۹، این شرکتها را در تقابل با ایران، خرابکاری، ترور و حملات سایبری به زیرساختهای ایران به کار گرفت. اکنون نیز اگر اپوزیسیون مسئول تشکیل دولت شود، به احتمال بسیار زیاد بنت وزیر دفاع یا نخستوزیر خواهد شد و یا در تقسیم مسئولیتها یکی از سمتهای بالا مانند وزیر خارجه را به دست خواهد آورد.
این تحلیلگر مسائل اسرائیل در خصوص چهره اصلی ائتلاف مخالفان و فرمانده ارتش اسرائیل در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹، گادی آیزنکوت، گفت: چند روز پیش آیزنکوت اعلام کرد اضافه کردن هدف تغییر رژیم به اهداف سهگانه نتانیاهو در جنگ ۱۲ روزه و افزودن براندازی به جنگ ۴۰ روزه، نشان میدهد نتانیاهو با تاریخ ایران آشنا نیست. اسرائیل با محدودیتهای جمعیتی و نظامی، نمیتواند در کشوری با ۹۰ میلیون نفر جمعیت و مساحتی ۸۰ برابر اسرائیل، از طریق حملات هوایی تغییر رژیم انجام دهد.
وی اضافه کرد: به گفته آیزنکوت، اگر ایران به سمت احیای ظرفیتهای هستهای آسیبدیده حرکت کند، اسرائیل به ایران حمله نظامی خواهد کرد. در غیر این صورت، اسرائیل با ایران وارد جنگ متعارف تمامعیار نمیشود. به بیان او، تغییرات در داخل ایران باید از طریق مردم کشور انجام شود و اسرائیل نمیتواند از طریق جنگ و حملات هوایی باعث سرنگونی جمهوری اسلامی شود.
این تحلیلگر مسائل اسرائیل با اشاره به دستورکار احتمالی اپوزیسیون پس از دستیابی به قدرت، اظهار کرد: آنها پروندههای بسیاری برای رسیدگی در داخل اسرائیل دارند. مسئله سربازی حریدیها، لغو قوانین دوره نتانیاهو مانند اصلاحات قضایی و رسانهای اخیر و تصویب قوانینی برای ممانعت از بازگشت نتانیاهو به قدرت. تقریباً ۶ ماه اول دولت اپوزیسیون در داخل اسرائیل درگیر خواهد بود؛ از روز اول که بخواهد حریدیها را به سربازی ببرد، اعتراضات شدید حریدیها در خیابان شکل خواهد گرفت.
براتی با بیان اینکه اشتغال کابینه اپوزیسیون به مسائل داخلی اسرائیل ظرفیت آن را برای ماجراجوییهای منطقهای و فعالیت گسترده در سیاست خارجی کاهش میدهد، افزود: پیروزی اپوزیسیون سطح تنش را تا حدی کاهش میدهد و آنان به امور دیگری مشغول میشوند. در نتیجه، نباید از تفاوت نتانیاهو و مخالفانش در توانایی اجماعسازی بینالمللی غافل شد. اگر همه اعضای اپوزیسیون را در یک کفه ترازو و نتانیاهو را در کفه دیگر بگذاریم، نتانیاهو سنگینتر است. اپوزیسیون در اجماعسازی برای عملیات نظامی و ساختن جنگ جدید علیه ایران، بهویژه در ارتباط با دونالد ترامپ و دو سال باقیمانده از دولت او، بسیار ضعیفتر از نتانیاهو خواهد بود.
انتهای پیام