به گزارش ایسنا، روزنامه همشهری نوشت:
نان هر هشتصدوخردهای جمعیت روستای قِزلجِهکند در شهرستان قروه استان کردستان، از گدازههای آتشفشانی زاگرس درمیآید. گدازههایی فورانیافته از سبلان و سهند و رسوبشده در پاییندست دامنههای کوه سیاه که غرب روستاست. اهالی قزلجهکند سالهای طولانی است که از آن گدازههای اسفنجیشکل که پوکه معدنی نام دارند، سنگپا میسازند. مشتریان سنگپاهای این روستا، از شهرهایی در همسایگی هستند تا ینگه دنیا. (کم نیستند مشتریانی که تا سنگپای قزلجهکند به کف پایشان سایید، هم از موقعیت ۵معدن پوکههای معدنی مرغوب قروه خبردار شدند و هم دانستند که سرزمین سنگپا در همین روستای قزلجهکند قروه است نه قزوین.) گزارش زیر حاصل گفتوگو با شماری از اهالی و سنگپاسازان این روستاست.
تیشه قزلجهکندیها بر سنگپای قروه
کمی بعد از بالاآمدن آفتاب و خواندن چند خروس، صدای تیشه از خانههای قزلجهکند بلند میشود. پیر و جوان هر خانه، بعد از خوردن لقمهای شیرمال، شیره انگور و سرکشیدن استکانی چای، میان تلنبار پوکههای معدنی مینشینند و پیدرپی تا وقت چاشت و ناهار و غروب، لبه تیز تیشه به تکههای پوکهای میکوبند. اگر تروفرز باشند روزی ۵۰۰سنگپا از تکهپوکههای تلنبار میتراشند و اگر با دقت یا وسواس تیشهزنی کنند روزی ۳۵۰ تا ۴۰۰سنگپا میسازند. عزیزالله سیفی یکی از کهنهکاران سنگپاسازی روستاست که دستانش از ۷۰سال تیشهزنی میلرزند؛ خفیف و بیاختیار: «فقط به فرزبودن دست نیست که یکی توی یه روز بیشتر از کس دیگه سنگپا میسازه؛ شکل و سایز تراشخوردن سنگپا هم مهمه.» عزیزالله شوخطبعی میکند و میگوید: «سنگپای اصل منم که تو ۸۰سالگی با این دستلرزه از رو نمیرم و بازم کار میکنم.» به صحبتهای قبلش برمیگردد: «تراشیدن سنگپا به شکل سنتی زمان زیادی نمیخواد؛ زیر یه دقیقه تراش میخوره. ولی تراشیدن شکلای جدید مثل ستاره و قلب و مکعب یهریزه بیشتر وقت میگیره. سایزای بزرگ هم که مشخصه دیگه، دیرتر درست میشن.»
استخراج پوکههای معدنی برای ترکهای پا
کودکان روستای قزلجهکند از حدود ۱۰سالگی تیشه دست میگیرند و سنگپا میسازند؛ کجوکوله، شکسته و ناتمام که بیشتر از سر کنجکاوی و بازیگوشی است. یکی مانند ساواش، کوچکترین نوه عزیزالله گاهی کنار او مینشیند و ضربههایی بیاثر بر چند پوکه معدنی میزند: «آقاجان، ببین چه خوب چکش میزنم...» عزیزالله یاد گذشته میکند: «سنگپاسازی شغل بومیمونه. من از پدرم یاد گرفتم، پدرم از پدربزرگم و همینطور چند نسل عقب و عقبتر. زمین کشاورزی هم داریم، ولی بهخاطر پوکههای معدنی باکیفیت ۵تا معدن دوروبر روستا، کار اصلیمون شد سنگپاسازی.» جوانان، رجبی، غرب، سرایجوق و آبادی، نام ۵معدنی است که عزیزالله به آنها اشاره میکند. محمد سعیدی یکی دیگر از اهالی قزلجهکند است. او که جوانی خود را به کارگری در معدن آبادی گذرانده، میگوید: «این معدنا از رسوب مواد آتشفشانی بهوجود اومدهن.» او معادن را رزق روستا میداند: «مادر خدابیامرزم میگفت از میلیونمیلیون سال قبل، خدا حواسش به رزق ما بوده که قلهها رو به فوران انداخته...» محمد در معدن، کارش استخراج پوکهها است: «با بولدوزر و بیلمکانیکی پوکههای لایهلایهشده رو از روی دیوار معدن میکندیم. فروششون فلهای و وزنی بود. نصف بیشترشون بار میشد برای کارخونهها و نصف کمترش هم میموند برای قزلجهکند.» پوکههای معدنی درشت و سبک معمولا سهم کارخانههای مصالحسازی میشود و بهگفته محمد «آشغالپوکهها» که همان پوکههای معدنی ریز و خُرد هستند به سنگپاسازان قزلجهکند میرسد.
سنگپای قروه نه قزوین
سعید اسدپور دهیار قزلجهکند است که کارگاه سنگپاسازی نیز دارد. او از روال خرید پوکههای معدنی میگوید: «تا ۹-۸سال پیش که مشتری زیاد بود، هر روز صبح اول وقت میرفتیم سراغ یکی از معدنا. دور هم نیستن؛ حدود ۲کیلومتر از همهشون فاصله دارم. هر کی قد سفارشایی که داشت پوکه میخرید؛ از ۱۰۰کیلوگرم تا بیشتر از ۵تُن بار نیسان و کامیون میکردیم.» چشمبسته کیفیت بافت پوکههای معدنی را میسنجد: «پوکه اصل، سبکه و پرمنفذ. منفذاش هم بزرگن. از هیچ معدنی پوکههایی به خوبی پوکههای معدنی قزلجهکند بیرون نمیاد. سنگپاسازا و فروشندههای پوکه معدنی قزوین از ما خرید میکنن.» بهگفته اسدپور، از هر یک تُن پوکه معدنی حدود ۷هزار و ۵۰۰عدد سنگپای سایز متوسط ساخته میشود: «خیلی سود نمیکنیم، بهویژه که زحمتش هم زیاده. یه تن پوکه میشه ۳۰گونی ۲۵۰عددی سنگپا. واسطه از من هر گونی رو خیلی بخره ۲میلیون و ۵۰۰ تا ۳میلیون تومنه. قیمت یه سنگپا میافته حدود ۱۰هزار تومن.» سنگپای قزلجهکند تا پیش از شروع جنگهای اخیر علاوه بر تهران، مشهد، گیلان، بندرعباس و اصفهان، به کشورهای مختلف نیز صادر میشد؛ ترکیه، عراق، تاجیکستان، فرانسه و ایتالیا. درحالحاضر از ۲۰۰کارگاه سنگپاسازی روستا فقط ۴۰کارگاه فعال است.
مورد عجیب دندانهای خراب سنگپاسازان
همان اندازه که پینههای کف پا را از بین میبرد، به دستان کارگرانی که مشغول تراشیدنشان هستند، زخم میاندازد. مریم قرهداغی، از سنگپاسازان قزلجهکند دراینباره میگوید: «پوکهها خیلی زبرن. از زبریشون پوست دستمون رفته، زخم شده. باید دستکش بپوشیم، ولی راستش با دستکش نمیشه خوب کار کرد.» از گَرد پوکههای معدنی نیز میگوید: «گردشون وقتی زیاد بلند میشه که با دستگاه تراششون بدیم. با تیشه خیلی گرد ایجاد نمیشه.» صحبت از پراکندگی گرد پوکههای معدنی را به اتفاقی عجیب گره میزند که تعدادی دیگر از اهالی روستا آن را تأیید میکنند: «نمیدونم چطوریه که گرد پوکهها به ریههامون نمیشینه، یا اگه هم بشینه، اذیتی نداره؛ ولی انگار گرد پوکهها برای دندونامون زهره. اینجا دندون همه حتی بچهها هم زود پوک میشه.» مریم در اوقات فراغت خود، علت این اتفاق یا احتمال عجیب را بسیار در فضای مجازی جستوجو میکند: «یه جایی خوندم که سدیم، دندونا رو سریع میپوسونه... توی پوکهها سدیم زیاده...» آفتاب که پایین میرود، صدای تیشه هم از قزلجهکند میافتد. سنگپاهای آماده در گونیهای پلاستیکی انباشته شدهاند تا صبح فردا راهی شهرهای دور و نزدیک شوند.
انتهای پیام