به گزارش ایسنا، انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۶ برزیل را بیشک باید یکی از نمادینترین رقابتهای سیاسی این کشور پس از بازگشت به دموکراسی دانست. در دور دوم این رقابتها، «لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا»، نامزد کهنهکار حزب کارگران، موفق شد با کسب ۵۱.۸ درصد آرا بر «فلاویو بولسونارو» از حزب لیبرال (با ۴۸.۲ درصد آرا) غلبه کند و برای چهارمین بار کلید کاخ ریاستجمهوری (پلانالتو) را در دست بگیرد. اما اهمیت این پیروزی تنها در نتیجه نهایی آن نیست، بلکه در یک رکوردشکنی تاریخی نهفته است.
لولا نخستین نامزد ریاست جمهوری در تاریخ نظام انتخاباتی دومرحلهای برزیل است که توانست شکست دور اول را در دور دوم جبران کند. او در حالی که در دور نخست با ۴۵.۲ درصد آرا از رقیب خود (با ۴۷ درصد) عقب افتاده بود، در فاصله میان دو مرحله بیش از ۱۰ میلیون رأی جدید به سبد خود افزود؛ در حالی که اندوخته جدید فلاویو تنها حدود ۳.۷ میلیون رأی بود.
تحلیلگران برجسته برزیل از جمله «لوسیانا ویگا»، «سرژیو سیمونی جونیور»، «لوسیانا سانتانا»، «کارلوس بورنشتاین» و «لئاندرو گابیاتی»، این دگرگونی دراماتیک را نتیجه پیوندی پیچیده از عوامل ساختاری، جغرافیایی، اشتباهات راهبردی و نبرد سایبری میدانند.
در این گزارش به ریشههای این شکست و پیروزی کالبدشکافی پرداخته شده است.
سقف شیشهای «بولسوناریسم»، تله غرور و خطاهای راهبردی اردوگاه راست
فلاویو بولسونارو در دور اول توانست با سوار شدن بر موج «ضدپتیسمو» (مخالفت سرسختانه با حزب کارگران)، خشم از تورم و نارضایتی از فساد، فراتر از انتظار ظاهر شود. این رویکرد سلبی، جریان متکثر راست را حول یک «دشمن مشترک» متحد کرد؛ اما در دور دوم، این ترفند رنگ باخت. بخش عمدهای از آرای دور اول فلاویو، صرفاً واکنشی اعتراضی به وضع معیشتی موجود بود و ریشه در باور عمیق به جریان بولسوناریسم نداشت. وقتی رقابت به مرحله رویارویی ایجابی رسید، فقدان یک برنامه مشخص از سوی فلاویو به پاشنه آشیل اردوگاه راست تبدیل شد.
از سوی دیگر، فلاویو با یک مانع ساختاری بزرگ یعنی «نرخ بالای طرد اجتماعی» (Rejeição) مواجه بود که در نظرسنجیها بین ۴۵ تا ۴۹ درصد برآورد میشد. اگرچه او پایگاه وفادار پدرش را به ارث برده است، اما خستگی عمومی از سالها تنش و بحرانسازیِ دولت پیشین، مانع از پیوستن پایگاههای میانه به او شد. برای رأیدهندگان عملگرا، لولا با وجود تمام انتقادات، گزینهای پیشبینیپذیرتر به شمار میرفت.
پیروزی راستگرایان در انتخابات کنگره و فرمانداریها، کمپین فلاویو را گرفتار اعتمادبهنفس مفرط و تله غرور کرد. او بهجای تمرکز بر دغدغههای طبقه مردد (نظیر گرانی، اشتغال و امنیت عمومی)، بخش عمده انرژی خود را صرف پروندههای قضایی پدرش، مطالبه عفو او و درگیری لفظی با دیوان عالی فدرال کرد؛ تغییری که پیام کارزار را از «بهبود معیشت» به «دفاع از منافع خانوادگی» تنزل داد. پرخاشگری در مناظرات و حتی توسل به تمسخر نقص عضو دست لولا، نتیجه معکوس داد و طبقه متوسط را دلزده کرد. در کنار این موارد، ناکارآمدی ساختار ستاد، اختلافات درونتیمی و تعویضهای پیاپی مدیران تبلیغاتی، کارزار او را دچار بینظمی مزمن کرد.
تیر خلاص به اعتماد عمومی در روزهای پایانی، بازخوانی نقاط ضعف حقوقی و پروندههای تاریک فلاویو بود؛ مطرح شدن ارتباطات مشکوک به «بانک مستر» و شیوههای تأمین مالی مستند ژائیر بولسونارو، بازتاب دوباره اتهامات قدیمی اختلاس ستادی (راشادینیا)، زمزمههای ارتباط با محافل شبهنظامی در ریودوژانیرو، واکنش تند افکار عمومی به دفاع او از مأمور پلیس متهم به قتل یک کودک خردسال و در نهایت طرح گمانهزنیهایی پیرامون تغییر قانون اساسی ۱۹۸۸، نگرانی نخبگان را نسبت به فرسایش نهادهای قانونی از سوی وی تشدید کرد.
تغییر توازن در جغرافیای آرا و خنثیسازی دوقطبیهای الهیاتی
در سطح منطقهای، آرایش جغرافیایی آرا نیز نقش تعیینکنندهای ایفا کرد. با آنکه ایالتهایی چون سائوپائولو در جنوبشرقی، پایگاه نفوذ راست به شمار میروند، لولا با تکیه بر مناطق حاشیهای و کمربندهای کارگری توانست مانع از تعمیق اختلاف آرا شود. در مقابل، او با فعال کردن دوباره شبکه تاریخی حزب کارگران در دژ سنتی شمالشرقی (Nordeste) و کشاندن شهروندان خاموش به پای صندوقها، حاشیه امن عظیمی ایجاد کرد که برتری شکننده فلاویو در بخشهای کشاورزی و جنوب کشور را کاملاً بیاثر ساخت.
در این میان، «شکاف جنسیتی» و نگرانی از امنیت معیشتی نقشی کلیدی داشت. رأی زنان، بهویژه زنان سرپرست خانوار با درآمدهای پایین که بهرهمندان اصلی برنامههای رفاهی (نظیر بولسا فامیلیا) بودند، تعیینکننده بود. ادبیات تهاجمی فلاویو و شعارهای مبهم او درباره کاهش هزینههای عمومی، بازگشت او را برای این قشر به مثابه تهدیدی مستقیم ارزیابی کرد.
یکی از عوامل حیاتی دور دوم، مهار استراتژی مذهبی فلاویو بود. جریان بولسوناریسم با اتکا به نفوذ گسترده در میان اونجلیستها (پروتستانهای انجیلی)، کوشید رقابت را به دوگانه «ایمان در برابر کفر» تبدیل کند. اما مداخله شجاعانه نخبگان مذهبی سنتی، بهویژه بیانیه تاریخی دهها تن از اسقفهای کاتولیک در آستانه دور دوم، این موازنه را بر هم زد. اسقفها با استناد به آموزههای اجتماعی کلیسا (DSI)، ترویج تسلیحات، کمتوجهی به فرودستان و استبدادگرایی را مغایر با اخلاق مسیحی دانستند و حربه تکفیر سیاسی لولا را از کار انداختند. این اقدام موجب مصونسازی جامعه کاتولیک (اکثریت جمعیتی کشور) شد و هزینه اخلاقی رأی دادن به لولا را برای دینداران سنتی از میان برد.
احیای سرمایه هویتی «لولیسمو» و فتح مطلق میدان مجازی و دیجیتال
متغیر هویت سیاسی در دور دوم بهخوبی به یاری نامزد چپگرایان آمد. احیای سرمایه هویتی «لولیسمو» فراتر از ارزیابی صرف عملکرد یک دولت، رابطهای عاطفی و مبتنی بر حافظه جمعی با اقشار فرودست است؛ پیوندی که باعث میشود مردم، لولا را پناهگاهی در لحظات بحران اقتصادی بدانند. ستاد او با تمرکز بر این سرمایه و هدفگذاری روی افراد بالای ۷۰ سال (که حضورشان در انتخابات داوطلبانه است) و لایههای آسیبپذیر، موفق شد نرخ غیبت در دور دوم را حدود ۲ درصد کاهش دهد که بخش اعظم آن مستقیماً در سبد لولا نشست.
شگفتی بزرگ دیگر، چرخش ابتکار عمل در میدان دیجیتال و فضای مجازی بود. برخلاف تصور رایج که فضای مجازی را عرصه تسلط انحصاری راستگرایان میداند، کارزار لولا در دور دوم یک سازماندهی سایبری بیسابقه به نمایش گذاشت. بر پایه دادههای معتبر رسانهای، لولا در دور دوم نزدیک به ۲۰۰ میلیون برهمکنش دیجیتال ثبت کرد (میانگین روزانه ۱۳.۳ میلیون تعامل)؛ رقمی نزدیک به سه برابر فلاویو (حدود ۵۴ میلیون با میانگین روزانه ۳.۶ میلیون). شبکه مویرگی کانالهای فعال هواداران در واتساپ، بهویژه ساختار سازمانیافتهای موسوم به «ارتش لولا»، با تعیین مسئولیتهای روزانه برای کاربران عادی، سازوکاری کمنظیر برای آگاهیبخشی، مقابله فوری با شایعات و هدایت افراد مردد به پای صندوقها ایجاد کرد.
در هر حال، پیروزی مجدد لولا نشان داد که در جامعه قطبیشده برزیل، اکتفا به یک پایگاه ایدئولوژیک برای کسب اکثریت ملی کافی نیست. شکست فلاویو بولسونارو بیش از هر چیز برآمده از نرخ بالای مخالفتهای اجتماعی، غرور زودهنگام کارزار انتخاباتی، پایداری حافظه جمعی «لولیسمو» و بسیج دقیق بدنه خاموش جامعه بود. در عین حال پایگاه اجتماعی بولسوناریسم همچنان در ساختار سیاسی برزیل نیرومند است، بنابراین، فشار بر احزاب راستگرا در چهار سال آینده به شدت جریان خواهد داشت و دولت لولا را تهدید میکند و لولا در کنار پاسخ به مسائل اقتصادی و رفاهی رایدهندگان، ناگزیر است از خاندان بولسونارو عبور کرده و چهرهای معتدلتر از خود و دولتش را به سپهر سیاسی برزیل معرفی کند، آن هم در شرایطی که تهدیدی جدی به نام دونالد ترامپ خارج از مرزها، پیشاپیش دولتش را هدف قرار گرفته است.
انتهای پیام