جمعه ۸ آبان ۱۴۰۵ | ۰۹:۱۶
جادو روی پارچه + عکس

جادو روی پارچه + عکس

قلم‌کاری اصفهان، هنری برخاسته از پیوند پارچه، رنگ و نقش است که در دوره قاجار به یکی از شناخته‌شده‌ترین تولیدات هنری ایران تبدیل شد؛ پارچه‌هایی که با مُهرهای چوبی یا نقاشی دستی آراسته می‌شدند و گاه به‌جای پوشاک و رومیزی، برای روایت داستان‌های حماسی و نمایش صحنه‌های مذهبی و تاریخی به کار می‌رفتند. امروز نمونه‌هایی از این هنر در موزه‌های جهان نگهداری می‌شوند و بخشی از تاریخ هنر ایران را روایت می‌کند.

به گزارش ایسنا، نمونه‌ای از قلم‌کاری‌های ایران در موزه جهانی وین نگهداری می‌شود؛ پارچه‌ای پنبه‌ای با عنوان «آویز دیواری قلم‌کاری» که به اصفهان و میانه قرن نوزدهم میلادی، در دوره قاجار، تعلق دارد. این اثر با ابعاد ١٧۶ سانتی‌متر ارتفاع و ۱۱۶ سانتی‌متر عرض از مجموعه موزه بازرگانی اتریش به موزه جهانی وین رسیده است. در معرفی این پارچه، موزه به نقش‌های متنوع قلم‌کاری‌های ایرانی اشاره می‌کند، از صحنه‌های برگرفته از داستان‌های حماسی ایران تا طرح‌های گل‌وبوته، سروهایی که از گلدان سر برآورده‌اند و نقش حیوانات. چنین پارچه‌هایی بسته به نقش و اندازه، برای لباس، آویز دیواری یا سفره استفاده می‌شدند.

قلمکاری ایرانی؛ قصه‌هایی که روی پارچه نقش بستند

این اثر تنها یک نمونه از حضور قلم‌کاری ایرانی در مجموعه‌های موزه‌ای جهان است؛ هنری که در آن، سطح پارچه همچون صفحه‌ای برای ترکیب نقش‌ها و رنگ‌ها عمل می‌کند.

قلم‌کاری، در شکل سنتی خود، بر پایه انتقال نقش به پارچه شکل می‌گیرد. استادکار ابتدا طرح مورد نظر را آماده می‌کند و سپس آن را با استفاده از مُهرهای چوبیِ کنده‌کاری‌شده روی پارچه می‌نشاند. هر مهر می‌تواند بخشی از نقش یا یکی از رنگ‌های آن را منتقل کند، به همین دلیل، برای اجرای طرح‌های چندرنگ باید مهرهای مختلف با دقت روی یکدیگر منطبق شوند. کوچک‌ترین جابه‌جایی ممکن است نظم نقش را برهم بزند و از وضوح طرح بکاهد.

مُهرها معمولاً از چوب ساخته می‌شوند و بخش‌هایی از سطح آنها که باید رنگ را منتقل کنند، به‌صورت برجسته باقی می‌ماند. رنگ روی مهر قرار می‌گیرد و با فشردن آن بر پارچه، طرح منتقل می‌شود. این فرایند برای بخش‌های مختلف طرح تکرار می‌شود تا نقش نهایی شکل بگیرد. در برخی نمونه‌ها نیز نقاشی دستی در کنار چاپ به کار می‌رود، بنابراین همه پارچه‌هایی که با عنوان قلم‌کاری شناخته می‌شوند، الزاماً با یک روش کاملاً یکسان تولید نشده‌اند.

در این شیوه، مهارت تنها به کنده‌کاری مُهر محدود نیست؛ شناخت رنگ، آماده‌سازی پارچه، میزان فشار دست و انطباق دقیق نقش‌ها نیز اهمیت دارد. استادکار باید بتواند طرحی را که روی سطح کوچک مهر کنده‌کاری شده است، در تکرارهای متعدد به نقشی منظم و هماهنگ روی پارچه تبدیل کند.

یکی از کانون‌های مهم قلم‌کاری

اصفهان از مهم‌ترین مراکز شناخته‌شده تولید قلم‌کاری در ایران است. این هنر به‌ویژه در دوره قاجار رونق داشت و پارچه‌های نقش‌دار آن در زندگی روزمره و تزئین فضای خانه کاربرد پیدا کردند. تفاوت در اندازه، رنگ و موضوع نقش‌ها باعث می‌شد این پارچه‌ها کارکردهای گوناگونی داشته باشند، از پوشاک و رومیزی گرفته تا آویزهای بزرگ دیواری.

در قلم‌کاری‌های سنتی، نقش‌های گیاهی مانند گل‌وبوته و سرو در کنار طرح‌های هندسی، جانوران و صحنه‌های روایی قرار می‌گرفتند. برخی آثار نیز به‌جای تکرار یک نقش ساده، ترکیبی از شخصیت‌ها و رویدادها را در سطح پارچه نمایش می‌دادند. در چنین نمونه‌هایی، قلم‌کاری به هنری روایی تبدیل می‌شد؛ هنری که با رنگ و تصویر، داستانی را برای مخاطب بازگو می‌کرد.

دوره افول

تاریخ قلم‌کاری، مانند بسیاری از صنایع‌دستی ایران، تنها داستان مهارت و خلاقیت نیست، بلکه با تغییرات اقتصادی و تحولات بازار نیز پیوند دارد. در قرن نوزدهم، ورود پارچه‌های ارزان‌تر و باکیفیت‌تر از بریتانیا و روسیه، رقابت را برای تولیدکنندگان اصفهانی دشوار کرد.

دانشنامه ایرانیکا در مقاله‌ای با اشاره به وضعیت قلم‌کاری در اصفهان و سرنوشت آن توضیح می‌دهد که کیفیت و قیمت تولیدات قلم‌کاری اصفهان در مقایسه با برخی پارچه‌های وارداتی قدرت رقابت کافی نداشت. برای ادامه فعالیت، تولیدکنندگان در مقطعی پارچه‌های سفید و رنگ‌نشده وارداتی را تهیه می‌کردند و پس از چاپ نقش در ایران به بازار عرضه می‌کردند. این راهکار به ادامه حیات صنعت کمک کرد، اما در بلندمدت برای جبران مشکلات ساختاری کافی نبود.

کمبود نوآوری، دشواری رقابت قیمتی و استفاده از رنگ‌های شیمیایی نیز به افت این هنر دامن زد. در سال ۱۹۲۰ میلادی تنها ۴۶ قلمکارساز در اصفهان باقی مانده بودند، در حالی که پیش‌تر صدها نفر در این حرفه فعالیت می‌کردند.

این ارقام نشان می‌دهد که حتی یک هنر دارای بازار گسترده و شبکه صنفی بزرگ نیز ممکن است در برابر تغییرات فناوری، واردات و دگرگونی سلیقه مصرف‌کنندگان آسیب‌پذیر باشد. مهارت استادکاران به‌تنهایی برای حفظ یک صنعت کافی نیست و تداوم آن به کیفیت تولید، نوآوری، دسترسی به بازار و حمایت از حرفه نیز بستگی دارد.

بازگشت قلم‌کاری به بازار

قلم‌کاری با وجود افول، از میان نرفت. حمایت‌های دولتی در دهه ۱۹۲۰ میلادی به احیای کوتاه‌مدت این هنر کمک کرد، اما پس از جنگ جهانی دوم، تقاضای خریداران خارجی و برنامه‌های حمایتی بار دیگر زمینه رونق آن را فراهم آوردند.

ایرانیکا گزارش می‌کند که در دهه ۱۹۵۰، در اصفهان و نجف‌آباد حدود ۳۰ کارگاه قلم‌کار فعال بودند. تولید سالانه آنها به حدود ۴۰ هزار جفت پارچه پرده‌ای و ۱۰ هزار قطعه سفره می‌رسید. در دو دهه بعد نیز با حمایت سازمان صنایع‌دستی، تعداد کارگاه‌ها و استادکاران افزایش یافت و محصولات و روش‌های تازه‌ای به این حوزه راه پیدا کرد.

با این حال، احیای قلم‌کاری بدون دشواری نبود. در دهه ۱۹۷۰، محدودیت‌های زیست‌محیطی مربوط به شست‌وشوی پارچه و تثبیت رنگ در رودخانه‌ها بر تولید اثر گذاشت. تلاش برای استانداردسازی نیز در مقاطعی به استفاده از رنگ‌های شیمیایی نامناسب انجامید و به بازار این محصولات آسیب زد. در ادامه، بهبود رنگ‌ها و تغییر شرایط بازار به ادامه تولید کمک کرد.

قلم‌کاری در دوره معاصر نیز با زندگی روزمره پیوند دارد. سفره‌ها، رومیزی‌ها، پرده‌ها و دیگر محصولات پارچه‌ای همچنان از مهم‌ترین قالب‌های عرضه این هنرند؛ محصولاتی که در کنار نقش‌های سنتی، با تغییر کاربردها و سلیقه خریداران نیز سازگار شده‌اند. 

وقتی پارچه به صحنه روایت تبدیل می‌شود

نمونه‌ای دیگر از این ظرفیت روایی در موزه جهانی وین نگهداری می‌شود: پارچه‌ای نقاشی‌شده و چاپ‌شده از اصفهان در اواخر قرن نوزدهم میلادی با عنوان «روز محشر». این آویز دیواری پنبه‌ای، صحنه‌هایی از روز رستاخیز را از منظر باورهای شیعی به تصویر می‌کشد و به موضوع واقعه کربلا و سرنوشت شهیدان و مخالفان آنان می‌پردازد. اثر نشان می‌دهد که پارچه‌های تصویری ایران می‌توانستند فراتر از تزئینات گیاهی و هندسی، حامل روایت‌های مذهبی و مفاهیم اعتقادی نیز باشند.

این اثر از نظر موضوع با قلم‌کاری‌های معمولی که بر تکرار نقش‌های تزئینی تکیه دارند، تفاوت دارد. ترکیب شخصیت‌ها و صحنه‌های متعدد در یک سطح پارچه‌ای، آن را به تصویری گسترده برای روایت یک داستان تبدیل کرده است. موزه جهانی وین این اثر را به اصفهان و اواخر دوره قاجار نسبت می‌دهد.

قلمکاری ایرانی؛ قصه‌هایی که روی پارچه نقش بستند

همین موزه یک پارچه پنبه‌ای چاپ‌شده و نقاشی‌شده دیگر را نیز نگهداری می‌کند که به اواخر قرن نوزدهم میلادی و اصفهان نسبت داده شده است. این اثر با شماره ثبت ۱۸۰.۲۹۶، ابعادی برابر با ۱۳۵٫۵ در ۹۰ سانتی‌متر دارد و با عنوان «قلم‌کار تصویری» معرفی شده است. در توضیح موزه، به شعری منسوب به عمر خیام اشاره می‌شود که مضمون آن یادآوری گذر عمر و بهره‌گرفتن از لحظه‌های زندگی است. 

قلمکاری ایرانی؛ قصه‌هایی که روی پارچه نقش بستند

میراثی فراتر از یک پارچه تزئینی

قلم‌کاری ایرانی را نمی‌توان صرفاً روشی برای چاپ نقش روی پارچه دانست. این هنر حاصل هماهنگی میان طراحی، ساخت ابزار، شناخت رنگ و مهارت اجرای دستی است؛ فرایندی که در آن یک نقش کنده‌شده روی مهر چوبی، بارها و بارها روی پارچه تکرار می‌شود و در نهایت سطحی منظم و یکپارچه می‌سازد.

آثار نگهداری‌شده در موزه جهانی وین، از آویزهای دیواری قاجاری تا پارچه‌های تصویری، دو وجه مهم این هنر را نشان می‌دهند؛ کاربرد گسترده نقش‌های تزئینی در زندگی روزمره و توانایی پارچه در بازنمایی داستان‌های تاریخی، حماسی و مذهبی. این نمونه‌ها یادآور آن‌اند که هنر ایرانی تنها در فلزکاری، سفالگری، کاشی و منسوجات فاخر خلاصه نمی‌شود؛ گاهی یک تکه پارچه پنبه‌ای نیز می‌تواند تاریخ مهارت، ذوق بصری و فرهنگ روایی یک جامعه را در خود حفظ کند.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری