جمعه ۸ آبان ۱۴۰۵ | ۱۲:۱۶
آلمان و نظم نوین جهانی: زمان بازگشت به دیپلماسی صلح

موسویان در ریپابلیک آلمان مطرح کرد؛

آلمان و نظم نوین جهانی: زمان بازگشت به دیپلماسی صلح

سفیر پیشین ایران در آلمان گفت در حالی که نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم با بحران‌های بی‌سابقه، تضعیف نهادهای بین‌المللی و تشدید منازعات ژئوپلیتیکی روبه‌روست، آلمان می‌تواند با تکیه بر تجربه تاریخی و ظرفیت‌های دیپلماتیک خود، بار دیگر نقش مؤثری در کاهش تنش‌های جهانی ایفا کند.

به گزارش ایسنا، متن یادداشت سید حسین موسویان سفیر پیشین ایران در برلین در ریپابلیک آلمان به شرح زیر است: «جهان در حال حاضر با بحرانی عمیق در نظم بین‌المللی، امنیت و حکمرانی جهانی روبه‌روست. بسیاری از هنجارها، نهادها و مبانی حقوقی که پس از سال ۱۹۴۵ با رهبری ایالات متحده ایجاد شدند تا از وقوع جنگ جهانی دیگری ــ جنگی با ریشه در رقابت اقتصادی مهارنشده و بحران‌های کنترل‌نشده ــ جلوگیری کنند، اکنون بیش از پیش تحت فشار قرار گرفته‌اند.
منشور سازمان ملل متحد، نظام کنترل تسلیحات، پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، ممنوعیت توسل به زور در حقوق بین‌الملل و حتی اقتدار شورای امنیت سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ، همگی امروز در آستانه فروپاشی قرار دارند . این فرسایش نه‌تنها از سوی به‌چالش‌کشندگان نظم بین‌المللی، بلکه به‌طرزی متناقضی، از سوی همان کشورهایی نیز پیش برده می‌شود که زمانی این نظم را بنا کردند.
این روند به‌ویژه در خاورمیانه آشکار است. جنگ‌های ایالات متحده در افغانستان و عراق، مداخله ناتو در لیبی، جنگ سوریه، ویرانی غزه، که همگی به فروپاشی ساختارهای دولتی انجامیده‌اند، رویارویی‌های نظامی کنونی میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، و بحران‌های پیرامون تنگه‌های هرمز و باب‌المندب، همگی به یکدیگر مرتبط ‌اند.
این بی‌ثباتی‌ها و منازعات نه‌تنها ثبات منطقه را تهدید می‌کنند، بلکه پیامدهای منفی جهانی نیز برای تجارت بین‌المللی و امنیت انرژی کشورهای خارج از منطقه دارند. در همین حال، اروپا با هفت چالش روبه‌روست:
• جنگ در اوکراین؛
• تداوم بحران انرژی؛
• رکود اقتصادی؛
• موج‌های جدید مهاجرت؛
• افزایش قطبی‌شدن سیاسی در داخل کشورها؛
• گسترش افراط‌گرایی؛
• و هزینه‌های دفاعی در سطحی بی‌سابقه در تاریخ.
هم‌زمان، روابط فراآتلانتیکی نیز در مرحله‌ای از تحولات عمیق قرار دارد. اختلافات واشینگتن با چندین متحد اروپایی، تنش‌های درون ناتو و اختلافات جدی سیاسی و اقتصادی میان ایالات متحده و کانادا نشان می‌دهد که نظم امنیتی شکل‌گرفته در اروپا پس از سال ۱۹۴۵ در حال بازطراحی بنیادین است.
تلاش‌های دولت ترامپ برای بازتنظیم روابط با روسیه، تمرکز آن بر کنترل منابع انرژی جهان، تشدید رقابت با چین و جاه‌طلبی‌های آن در قبال کانادا و گرینلند، در چارچوب راهبرد امنیت ملی دسامبر ۲۰۲۵ و نسخه ترامپی دکترین مونرو، از تغییر بنیادین راهبرد آمریکا، به‌ویژه در رابطه با اروپا، حکایت دارد. فرزند اروپا اکنون در حال جداشدن از مادر خویش است.
ایالات متحده و روسیه در مجموع، بنا بر برآوردها، نزدیک به ۹۰ درصد از کل سلاح‌های هسته‌ای جهان را در اختیار دارند. نزدیکی راهبردی میان واشینگتن و مسکو می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای نحوه مواجهه با چین، چه در حوزه هسته‌ای و چه در حوزه‌های غیرهسته‌ای، داشته باشد.
دولت آمریکا بر منابع انرژی متعلق به دوران پیش از گذار تاریخی و ساختاری کنونی تکیه کرده است. این دولت منابع نفتی ونزوئلا را متعلق به خود می‌داند؛ اظهارات مشابهی نیز درباره منابع انرژی ایران مطرح شده است. واشینگتن در پی افزایش نفوذ خود بر آینده تنگه هرمز است. اگر این هدف محقق شود، ایالات متحده نفوذ قابل‌توجهی بر شریان مرکزی انرژی جهان به دست خواهد آورد؛ شریانی که تا زمانی که حمل‌ونقل به اصول مبتنی بر احتراق وابسته باشد، اهمیت خود را حفظ خواهد کرد.
مجموع این تحولات، ضرورت شکل‌گیری نظمی نوین جهانی را مطرح می‌کند؛ نظمی که باید از طریق دیپلماسی صلح و مذاکره شکل بگیرد.

نقش و توانمندی‌های آلمان؛ آن‌گونه که من شناخته‌ام

تجربیات شخصی من در دوران مأموریتم به‌عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در آلمان، از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷، نشان میدهد که آلمان میتواند از ظرفیت‌های دیپلماتیک بسیار گسترده‌تری نسبت به آنچه امروز به کار گیرد. در آن دوران، از نزدیک شاهد سیاست خارجی‌ای بودم که هدفش تشدید منازعات نبود، بلکه کاهش تنش‌ها را دنبال می‌کرد. گفت‌وگو، اعتمادسازی و دیپلماسی عمل‌گرایانه، محورهای اصلی آن سیاست را تشکیل می‌دادند.
در کتابم با عنوان روابط ایران و اروپا: چالش‌ها و فرصت‌ها، این موضوع را با استناد به اسناد دیپلماتیک و تجربیات شخصی خود به‌تفصیل شرح داده‌ام. در اینجا تنها به چند نمونه اشاره می‌کنم.
هانس‌دیتریش گنشر، وزیر امور خارجه وقت آلمان، با حمایت کامل هلموت کوهل، صدراعظم وقت، گفت‌وگوهای راهبردی را با اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت ایران، آغاز کرد. هدف این ابتکار، ایجاد نظامی برای امنیت جمعی و همکاری میان هشت کشور ساحلی خلیج فارس بود. تهران صراحتاً از این ابتکار استقبال کرد. با این حال، این طرح در نهایت به دلیل مخالفت ایالات متحده ناکام ماند.
این طرح می‌تواند مبنایی برای شکل‌گیری معماری امنیتی باثبات در منطقه خلیج فارس باشد. در کتابم با عنوان "ساختاری نوین برای امنیت، صلح و همکاری در خلیج فارس"، نقشه راهی جامع برای تحقق این هدف تدوین کرده‌ام. این نقشه راه، سازوکارهای مشخصی برای اعتمادسازی، گفت‌وگو، کنترل تسلیحات، عدم مداخله و امنیت جمعی میان هر هشت کشور ساحلی خلیج فارس در بر می‌گیرد.
ایده اصلی این است: امنیت پایدار در خلیج فارس نه از طریق برتری نظامی ، هژمونی و اتکا به ائتلاف‌های خارجی، بلکه تنها از طریق ایجاد یک نظم امنیتی منطقه‌ای فراگیر قابل تحقق است.
در آن زمان، هلموت کوهل، صدراعظم آلمان، و اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور ایران، بر سر ایجاد چهار کارگروه دائمی دوجانبه برای بررسی موضوعات "هسته‌ای و سلاح‌های کشتارجمعی"، "تروریسم"، "حقوق بشر" و "روند صلح خاورمیانه" توافق کردند. هدف این بود که اختلافات از طریق گفت‌وگویی مستمر و نهادینه‌شده بررسی شوند و از تبدیل آنها به تحریم یا رویارویی نظامی جلوگیری شود.
این ایده را در کتابم با عنوان "ایران و ایالات متحده: نگاهی از درون به گذشته ناکام و مسیر صلح" توسعه دادم. در آن کتاب، نقشه راهی جامع برای حل‌وفصل همین چهار حوزه موضوعی، به‌عنوان بخشی از روندی بلندمدت برای نزدیک‌شدن ایران و ایالات متحده، ترسیم کرده‌ام. هدف، کمک به پایان‌دادن به نزدیک به پنج دهه خصومت میان ایران و آمریکا است.
آلمان و اروپا می‌توانند نقشی سازنده در پایان‌دادن به این خصومت ایفا کنند؛ خصومتی که تا امروز به بی‌ثباتی سراسر خاورمیانه انجامیده و در نتیجه، امنیت اروپا را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
 

بازگشت به دیپلماسی سازنده

جهان امروز به دیپلماسی‌ای نیاز دارد که نه بر تقابل ژئوپلیتیکی، بلکه بر منافع مشترک، امنیت جمعی و همکاری اقتصادی استوار باشد. آلمان، به دلیل سنت دیپلماتیک، قدرت اقتصادی و روابط ویژه‌اش با ایالات متحده، اسرائیل و شمار زیادی از کشورهای خاورمیانه، از موقعیتی کم‌نظیر برای ایفای مجدد نقشی فعال و سازنده برخوردار است.

آلمان می‌تواند به‌ویژه در چهار حوزه نقشی تعیین‌کننده ایفا کند:

نخست، حمایت از ایجاد معماری جامع امنیت و همکاری در خلیج فارس، از جمله "ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای و منطقه عاری از سلاح‌های کشتارجمعی". این اقدام باید با احیای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به‌عنوان مبنایی برای بازگشایی تنگه هرمز، پایان‌دادن به رویارویی دریایی و مذاکره برای دستیابی به نظمی امنیتی پایدار در خلیج فارس همراه باشد.
دوم، حمایت از روندی جامع برای رفع تخاصم روابط ایران و ایالات متحده؛ روندی که بتواند به نزدیک به پنج دهه خصومت متقابل پایان دهد.
سوم، کمک به تحقق صلحی پایدار میان اسرائیل و فلسطین، بر مبنای قطعنامه‌های مرتبط سازمان ملل متحد و راه‌حل دوکشوری از طریق مذاکره.
چهارم، تقویت مشارکت‌های راهبردی جدید در حوزه انرژی میان کشورهای خلیج فارس، قفقاز، روسیه و اروپا، با هدف افزایش امنیت بلندمدت انرژی و تقویت وابستگی متقابل اقتصادی.

اروپا خود قانع‌کننده‌ترین الگوی تاریخی را ارائه می‌دهد

پس از قرن‌ها جنگ‌های ویرانگر، آلمان، فرانسه و شرکای اروپایی آنها توانستند با تأسیس اتحادیه اروپا، رقابت و خصومت را به‌تدریج به همکاری، همگرایی اقتصادی و صلح پایدار تبدیل کنند. تلاش مشابهی از طریق سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز صورت گرفت، اما دستاوردهای آن اکنون ویران شده‌اند.
اهمیت این تجربه تاریخی به اروپا محدود نیست. هشت کشور ساحلی خلیج فارس نیز می‌توانند از این الگو الهام بگیرند و نظمی منطقه‌ای برای امنیت و همکاری ایجاد کنند که بر گفت‌وگو، اعتماد متقابل، مسئولیت مشترک و پیوندهای اقتصادی استوار باشد. ثبات پایدار از برتری نظامی حاصل نمی‌شود، بلکه به نهادهایی نیاز دارد که اعتماد ایجاد کنند، منافع مشترک را تقویت کنند و امکان حل‌وفصل مسالمت‌آمیز منازعات را فراهم آورند.
نتیجه‌گیری
مهم‌ترین درس دهه ۱۹۹۰ این است که صلح پایدار از طریق ایجاد نهادهای مستحکم همکاری به دست می‌آید. آلمان در گذشته نشان داده است که توانایی ایجاد پل میان طرف‌هایی با اختلافات عمیق و ارائه راه‌حل‌های دیپلماتیک نوآورانه را دارد. اکنون، در شرایطی که نظم بین‌المللی دستخوش تحولات بنیادین است و منازعات منطقه‌ای پیامدهای جهانی فزاینده‌ای پیدا می‌کنند، آلمان می‌تواند بار دیگر نقشی فعال و سازنده در شکل‌دادن به نظمی بین‌المللی باثبات‌تر ایفا کند. بازگشت به این سنت نه‌تنها در خدمت منافع آلمان و اروپا خواهد بود، بلکه می‌تواند سهمی مهم در تحقق صلح، امنیت و توسعه پایدار در خاورمیانه و فراتر از آن داشته باشد.
Deutschland und di

# جهان

آخرین اخبار جهان