شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۸
منبع: نمایندگی خوزستان
محیط‌بانی، عشق در مرز کوه و تالاب 

/گزارش/ 

محیط‌بانی، عشق در مرز کوه و تالاب 

خوزستان (ایسنا) - حرف‌های محیط‌بانان، مقدمه‌ای بر زندگی روزمره کسانی است که مرز میان کوه و تالاب، میان قانون و خطر و میان خستگی و تعهد را هر روز جابه‌جا می‌کنند.

خوزستان را نمی‌توان با یک اقلیم شناخت؛ این عرصه گسترده، در شمال و شمال‌شرق به دامنه‌های زاگرس میانی می‌رسد، جایی که بلوط ایرانی بر شیب‌های سنگی ریشه دوانده و ارتفاع از سطح دریا تا بیش از ۲۴۰۰ متر بالا می‌رود. زمستان‌ها سرد و برف‌گیر است و تابستان‌ها در ارتفاعات معتدل‌تر. اما چند صد کیلومتر پایین‌تر، در جنوب، زمین به جلگه‌ای پست و گرم می‌رسد که به تالاب‌ها و خلیج فارس ختم می‌شود. هورالعظیم، شادگان و بامدژ در همین پهنه قرار دارند، زیستگاه بیش از ۸۰ گونه پرنده مهاجر که تنها در یک سرشماری زمستانه، بیش از ۱۴۱ هزار قطعه در آن‌ها ثبت شده است.

این تفاوت جغرافیایی، شکاف کار محیط‌بانی هم هست؛ محیط‌بانی که می‌خواهد از تنوع زیستی، جنگل‌ها و تالاب‌ها و دیگر عرصه‌های محیط زیستی حفاظت ‌کند، کار سخت‌تری دارد. 

محیط‌بان در اندیکا و زاگرس میانی با کوه‌های سخت، کمین‌های طولانی و تعقیب شکارچیانی روبه‌رو است که گاه مسلح هستند و به سوی او شلیک می‌کنند. احمد طهماسبی شاه‌منصوری محیط‌بان خوزستانی تعریف می‌کند که در یک منطقه کوهستانی، گلوله از بالای سرش گذشته است. همان محیط‌بان در آتش‌سوزی جنگل، پنج شش ساعت با کوله‌ای ۱۵ کیلوگرمی در ارتفاعی که آب نیست پیاده‌روی می‌کند تا به محل آتش‌سوزی برسد و مهار را آغاز کند، در گرمای ۵۰ درجه‌ای که در نزدیکی نیمه آبان، هنوز حس می‌شود. 

در سوی دیگر خوزستان، محمد عرب یباراتی هشت سال در میشداغ از آهوی خاص آن منطقه حفاظت کرده و سپس در تعقیب شکارچیان در جفیر، خودرویش واژگون شده و ۱۲ روز در کما بوده است.

هر دو روایت به یک نقطه می‌رسند؛ محیط‌بانی در خوزستان، پیش از آن‌که یک شغل باشد، یک کار سخت است. جنگل‌های شمال خوزستان با بلوط‌هایش و تالاب‌های جنوب با پرندگانش، هر دو تحت فشارند؛ یکی با قطع درخت و چرای دام، دیگری با خشکسالی، کسری حق‌آبه و کمپ‌های نفتی که کلونی فلامینگوها را از بین می‌برند و محیط‌بان، در میانه این فشارها، با کمبود نیرو و تجهیزات روبه‌رو است.

به بهانه هشتم آبان‌ماه «روز ملی محیط‌بان»، پای صحبت دو محیط‌بان خوزستانی نشستیم؛ روایت‌هایی که در ادامه می‌خوانید، از دل همین تنش‌ها بیرون آمده‌اند. مردانی که خودشان می‌گویند «محیط‌بانی یک عشق است» اما شاید ۹۰ درصد این زحمت دیده نمی‌شود. 

احمد طهماسبی شاه‌منصوری کار حفاظت و حراست از طبیعت را از سال ۹۴ در اداره منابع طبیعی و به‌عنوان جنگل‌بان آغاز کرد. اواخر سال ۹۸ و اوایل ۹۹ به اداره محیط زیست آمد. او می‌گوید پیش از آن در جهاد کشاورزی و کمیته امداد هم کار کرده اما هیچ‌کدام برایش مانند محیط‌بانی نبوده است: «واقعا محیط‌بانی شغلی است که ۹۰ درصد زحمات در آن یک دیده نمی‌شود.»

محیط‌بان چه می‌کند؟

به روایت او، وظیفه محیط‌بان فقط گشت‌زنی و دستگیری شکارچی نیست. محیط‌بان از تنوع زیستی حفاظت می‌کند، آموزش می‌دهد، فرهنگ‌سازی می‌کند و از آلودگی، تخریب، تجاوز و تصرف در محیط زیست پیشگیری می‌کند. این کار در سرما و گرما، شبانه‌روز و گاه با ساعت‌ها و روزها کمین و گشت در مناطق کوهستانی ادامه دارد.
عشقی که با موجود زنده سرکار دارد. 

محیط‌بانی، عشق در مرز کوه و تالاب 

او می‌گوید: محیط‌بان با موجود زنده سرکار دارد؛ با درخت زنده و حیات وحش و دیدن شکار شدن یک موجود زنده، ما را به معنای واقعی ناراحت می‌کند و همین تکرار، روحیه محیط‌بان را حساس‌تر می‌کند. 

او خاطره‌ای را به یاد می‌آورد و می‌گوید: همکاری داشتم که نشسته بود و برای سوختن تنه یک درخت بلوط گریه کرده بود. این نشان از عشق به آب و خاک و وطن است.

یک روز از زندگی یک محیط‌بان

روز یک محیط‌بان معمولا با بیداری پیش از اذان یا هم‌زمان با آن آغاز می‌شود؛ با نماز، صبحانه و آماده‌سازی. حدود ساعت ۷ یا در نهایت ۸ صبح از پاسگاه بیرون می‌زند، برنامه‌ریزی می‌کند و به عرصه‌های مختلف می‌رود. در اندیکا و زاگرس میانی، کوه‌ها خشن‌اند و گشت و کنترل در همان ارتفاعات انجام می‌شود.
بنا به گفته طهماسبی شاه‌منصوری وقتی محیط‌بان به پاسگاه برمی‌گردد هم کارش تمام نشده است و باید آشپزی کند، لباس بشوید، غذا درست کند و به کارهای پاسگاه برسد. با خستگی تمام می‌خوابد و دوباره ساعت ۶ صبح باید بیدار شود؛ گاه اگر گزارشی برسد، شب هم باید برای گشت و کنترل بیرون برود.

خطرهایی که در کمین‌اند

او مشکلات محیط‌بانان را در دو دسته می‌بیند. نخست مشکلات حقوقی و مزایا و می‌گوید که امروز محیط‌بانان به شدت در مضیقه‌اند. 

طهماسبی شاه‌منصوری اضافه کرد: در اداره حفاظت محیط زیست اندیکا سه چهار محیط‌بان در کوه‌ها دچار آسیب‌های جسمانی سخت شده‌اند اما همچنان با عشق کار می‌کنند. دسته دوم مشکلات ما، تعارض‌هاست؛ تعارض با مردم، با شکارچیان غیرمجاز، صیادان غیرمجاز و کسانی که تخریب و تصرف می‌کنند. 

محیط‌بانی، عشق در مرز کوه و تالاب 

او ادامه می‌دهد: چند روز قبل در یک جای کوهستانی مأموریتی داشتیم. وقتی شکارچی را دنبال می‌کردیم، اسلحه را مسلح کرد و به سمت ما تیراندازی کرد. سه ثانیه فاصله بود؛ در دره کوچکی دراز کشیدیم و گلوله از بالای سرمان رد شد.

آتش در دل شب

این محیط‌بان خوزستانی می‌گوید: یکی از سخت‌ترین صحنه‌ها، آتش‌سوزی جنگل‌هاست. ساعت ۱۱ شب خبر دادند که کوهی «دلا» آتش گرفته است؛ همان شب حرکت کردیم، پنج شش ساعت پیاده‌روی می‌کنند، وسایل ۱۵ کیلوگرمی و آب را روی کول می‌برند و در ارتفاعی که آب نیست، عملیات اطفا آغاز می‌شود. خطر ریزش سنگ، افتادن درختان، سوختن، مار، عقرب و حیوانات وحشی عصبی در تاریکی شب وجود دارد. گرمای ۵۰ تا ۶۰ درجه خوزستان هم مزید بر علت است. با این حال امسال با وجود آتش‌سوزی‌های زیاد، تلاش بچه‌ها باعث شد حریق‌ها به بحران تبدیل نشود.

کاش مسئولان یک بار تجربه کنند

این محیط‌بان می‌گوید: محیط‌بان هر لحظه آماده مواجهه با بحران است؛ از آتش و شکارچی گرفته تا امداد و گشت شبانه. کاش مسئولان بالادستی ما یک بار بیایند و این را تجربه کنند. 

از کما تا عشق به آزادی 

محمد عرب یباراتی یکی دیگر از محیط‌بانان خوزستانی است که تابستان امسال حین مأموریت و تعقیب شکارچیان متخلف دچار حادثه شد و به کما رفت. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته ارزیابی محیط زیست است و در سال ۹۲ در آزمون محیط‌بانی شرکت کرد. پس از گذراندن مراحل مصاحبه، در سال ۹۴ وارد اداره‌کل محیط زیست استان خوزستان شد. نخستین محل خدمت او منطقه حفاظت شده میشداغ بود؛ منطقه‌ای که آهوان بسیار خاص و مخصوص همان منطقه را دارد. او هشت سال در آن منطقه خدمت کرد و پس از آن به بخش دیگری منتقل شد. 

محیط‌بانی، عشق در مرز کوه و تالاب 

عرب یباراتی می‌گوید: کار محیط‌بان حفاظت از محیط زیست و تنوع زیستی است. او از گونه‌های خاص خوزستان، از آهوی میشداغ و از پرندگانی که در فصل مهاجرت به تالاب هورالعظیم می‌آیند. برخی از این پرندگان بسیار خاص‌اند و در تنها در همین مناطق آبی فرود می‌آیند اما خطر شکار شدن‌شان نیز زیاد است. یکی از وظایف مهم محیط‌بان، حفاظت از همین پرندگان و جلوگیری از شکار غیرمجاز آن‌هاست.

روز حادثه 

این محیط‌بان خوزستانی درباره آن روز می‌گوید: فرمانده تماس گرفت و گفت باید به مأموریت برویم. آماده شدیم و روز جمعه به سمت «جفیر» حرکت کردیم. در جریان مأموریت، یک خودروی پژو پارس سفید را دیدیم که مشغول شکار بود. او فرمانده تیم بود و به همکارانش گفت منطقه را ببندند. خودروی شکارچیان ما را دید و فرار کرد. جاده خیس بود و فصل کاشت برنج بود. آنچه به یاد می‌آورم این است که فرمان از دستم خارج شد و خودرو از جاده خارج شد. جزئیات دقیق حادثه را دیگر به خاطر ندارد و دیگران برایم تعریف کرده‌اند.

۱۲روز کما 

پس از آن حادثه، عرب یباراتی ۱۲ روز در کما بود. او هنوز تحت معاینه دوره‌ای است و به گفته خودش، پزشکش فعلا سه ماه دیگر برای ویزیت وقت داده است. با این حال، او همچنان مشتاق بازگشت به مأموریت است و می‌گوید خیلی اصرار داشته است که دوباره به مأموریت برود.

لذت نجات یک موجود زنده

عرب یباراتی درباره علاقه‌اش به کار محیط‌بانی می‌گوید: یکی از لذت‌بخش‌ترین کارهای محیط‌بان، نجات حیوانی است که شکارچی آن را زخمی کرده است. وقتی محیط‌بان پرنده‌ای را از شکارچی می‌گیرد، تیمارش می‌کند و پس از بهبود رهاسازی می‌کند، لذتی خاص دارد. او این احساس را تنها مربوط به خودش نمی‌داند و می‌گوید همه همکارانش چنین حسی دارند. جلوگیری از شکار پرندگان مهاجر، بیرون کردن شکارچیان از منطقه، حفاظت از آهو پیش از شکار شدن و جلوگیری از شکار پرندگان شکاری، از کارهایی است که به گفته او برای محیط‌بان بسیار ارزشمند و لذت‌بخش است. 

به گزارش ایسنا، این روایت‌ها بیانگر روزهای سخت و نگران‌کننده محیط‌بانان خوزستانی است. محیط‌بان در خوزستان نه تنها نگهبان یک منطقه که نگهبان مرز میان زندگی و تخریب است؛ زحمتی که شاید دیده نمی‌شود اما دیده‌نشدن نباید به فراموشی تبدیل شود. محیط‌بانی که با درخت و پرنده مهاجر و آهوی میشداغ سرکار دارد، همان‌قدر که به عشق تکیه می‌کند، به حق و حقوق، تجهیزات، نیروی کافی و پشتیبانی نهادهای بالادستی هم نیاز دارد. 

محیط‌بانی عشق است اما عشق به‌تنهایی کوه و تالاب را حفظ نمی‌کند. اگر قرار است ردپای این مردان روی خاک و سنگ بماند باید حمایت و توجه مسئولان هم در کنارشان دیده شود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها