زهرا یارمرادی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تغییرات بارش در لرستان اظهار کرد: اگر بخواهیم تغییرات بارش و برف در استان را از منظر اقلیمشناسی و هیدرولوژی بررسی کنیم، شواهد پژوهشی نشان میدهد مسئله صرفاً کاهش یا افزایش مقدار بارش نیست، بلکه نحوه دریافت، توزیع زمانی و تبدیل بارش به رواناب نیز در حال تغییر است.
وی افزود: در بخشهایی از زاگرس و جنوب غرب ایران، افزایش سهم بارشهای سنگین از مجموع بارش و کاهش برخی شاخصهای پوشش برف گزارش شده است.
یارمرادی ادامه داد: این تغییرات میتوانند بر منابع آب، خطر سیلاب و پایداری اکوسیستمهای منطقه اثر بگذارند؛ با این حال، نباید از آنها نتیجه گرفت که لرستان بهطور کامل از یک اقلیم برفمحور به اقلیمی صرفاً متکی بر رگبارهای ناگهانی تبدیل شده است.
کاهش بارندگی و افزایش دما؛ عوامل تشدیدکننده تنش آبی
این دکترای آبوهواشناسی تصریح کرد: در بررسی روند بارش لرستان، برخی مطالعات منطقهای از کاهش بارندگی و تشدید خشکسالی در بخشهایی از استان خبر دادهاند.
وی بیان کرد: در کنار کاهش احتمالی بارش، افزایش دما نیز اهمیت دارد؛ زیرا با افزایش تبخیر و تعرق، نیاز آبی سطح زمین و پوشش گیاهی بیشتر میشود و در نتیجه، حتی در شرایطی که کاهش بارش تنها عامل تغییر نیست، تراز رطوبتی منطقه میتواند منفیتر شود.
یارمرادی در ادامه تأکید کرد: البته شدت و معناداری روندها باید با توجه به ایستگاه، دوره آماری و روش تحلیل ارزیابی شود و نمیتوان نتیجه یک مطالعه را بدون بررسی بیشتر به تمام نقاط استان تعمیم داد.
برف زاگرس؛ ذخیره طبیعی آب در ارتفاعات
عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان با اشاره به اهمیت ذخیره برفی در ارتفاعات زاگرس گفت: یکی از ابعاد مهم این تغییرات، وضعیت برف در ارتفاعات زاگرس است. برف در مناطق کوهستانی تنها شکلی از بارش نیست، بلکه نوعی ذخیره طبیعی آب به شمار میرود که بهتدریج ذوب میشود و بخشی از جریان رودخانهها و منابع آب را در ماههای بعد تأمین میکند.
وی افزود: کاهش مدت ماندگاری پوشش برف، کاهش عمق برف یا تغییر زمان ذوب آن میتواند سازوکار ذخیره و آزادسازی تدریجی آب را مختل کند.
یارمرادی گرمایش هوا، تغییر مقدار و زمان بارش و افزایش احتمال بارش باران بهجای برف در برخی ارتفاعات را از عوامل مؤثر بر این فرایند دانست و بیان کرد: با این حال، میزان اثر هر عامل به ارتفاع، شرایط محلی و ویژگیهای هر حوضه آبخیز بستگی دارد و در زاگرس، مقدار و توزیع بارش همچنان از عوامل کنترلکننده مهم وضعیت برف محسوب میشوند.
افزایش بارشهای سنگین لزوماً به معنای افزایش قطعی سیلاب نیست
این دکترای آبوهواشناسی با اشاره به تغییر ویژگیهای بارش اظهار کرد: اگر سهم بیشتری از بارش سالانه در تعداد محدودتری از رخدادهای شدید اتفاق بیفتد، ممکن است فاصله میان دورههای بارندگی طولانیتر شود و در عین حال، هنگام وقوع بارشهای سنگین، حجم قابل توجهی آب در مدت کوتاهی وارد حوضه شود.
وی افزود: چنین شرایطی بهویژه در حوضههای کوهستانی میتواند احتمال شکلگیری رواناب سریع و افزایش دبی اوج رودخانهها را بالا ببرد؛ البته وقوع سیلاب فقط به شدت بارش وابسته نیست، بلکه رطوبت پیشین خاک، وضعیت پوشش گیاهی، ویژگیهای زمینشناسی، شیب حوضه و تغییرات کاربری اراضی نیز در پاسخ هیدرولوژیک نقش دارند.
یارمرادی با تأکید بر ضرورت تمایز میان افزایش سهم بارشهای سنگین و افزایش فراوانی یا شدت سیلاب تصریح کرد: این دو پدیده به یکدیگر مرتبط هستند، اما معادل هم نیستند.
وی بیان کرد: برای اثبات افزایش خطر سیلاب در یک حوضه مشخص، لازم است دادههای بارش، دبی رودخانه، تغییرات کاربری زمین و نتایج مدلسازی هیدرولوژیک بهصورت همزمان بررسی شوند.
این عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان ادامه داد: در مورد حوضه کشکان، اگر مطالعات آیندهنگر افزایش دبیهای اوج را نشان میدهند، باید سناریوهای اقلیمی، دوره بازگشت سیلاب و عدم قطعیت مدلها در تفسیر نتایج مورد توجه قرار گیرد.
تغییر الگوی بارش و چالش تغذیه آبخوانها
یارمرادی با اشاره به پیامدهای احتمالی تغییرات بارش بر منابع آب زیرزمینی اظهار کرد: پیامد دیگر این تغییرات، تأثیر احتمالی آنها بر تغذیه آبخوانهاست. بارشی که بهسرعت به رواناب تبدیل میشود، لزوماً فرصت کافی برای نفوذ به خاک و تغذیه منابع زیرزمینی فراهم نمیکند؛ هرچند این رابطه به نفوذپذیری زمین، ساختار زمینشناسی، شدت و مدت بارش و وضعیت رطوبت خاک وابسته است.
وی افزود: بنابراین افزایش رواناب سریع میتواند در کنار کاهش ذخیره برفی، مدیریت منابع آب را دشوارتر کند؛ اما میزان کاهش تغذیه آبخوان را باید برای هر حوضه بهطور جداگانه ارزیابی کرد.
تغییرات اقلیمی و فشار مضاعف بر جنگلهای بلوط زاگرس
این دکترای آبوهواشناسی با اشاره به تأثیر این شرایط بر جنگلهای زاگرس گفت: ترکیب افزایش دما، تنش آبی و خشکسالیهای مکرر میتواند فشار وارد بر پوشش گیاهی را تشدید کند.
یارمرادی اضافه کرد: در عین حال، وضعیت این جنگلها فقط تابع اقلیم نیست و عواملی مانند بهرهبرداری از منابع طبیعی، چرای دام، آفات، آتشسوزی و تغییر کاربری اراضی نیز میتوانند در تخریب یا تضعیف آنها نقش داشته باشند؛ از این رو، حفاظت از جنگلهای زاگرس مستلزم رویکردی است که همزمان عوامل اقلیمی و فشارهای انسانی را در نظر بگیرد.
ضرورت بازنگری در مدیریت منابع آب و مخاطرات طبیعی
عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان با تأکید بر ضرورت توجه به پیامدهای مدیریتی این تحولات اظهار کرد: از نظر مدیریتی، این تغییرات ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت آب و مخاطرات طبیعی را برجسته میکنند.
وی ادامه داد: پایش بارشهای کوتاهمدت و شدید، بهبود سامانههای هشدار سیلاب، حفاظت از پوشش گیاهی حوضهها و مدیریت علمی بهرهبرداری از منابع آب زیرزمینی باید در کنار یکدیگر دنبال شوند.
یارمرادی، تغذیه مصنوعی آبخوانها را نیز یکی از راهکارهای قابل بررسی دانست و افزود: این روش میتواند در مکانهای مناسب بخشی از راهکار باشد، اما اجرای آن باید بر پایه مطالعات هیدروژئولوژیک و همراه با کنترل برداشت از منابع زیرزمینی انجام شود.
جایگزینی کامل برف با رگبار از نظر علمی دقیق نیست
وی با جمعبندی شواهد موجود بیان کرد: یافتهها با فرض تغییر تدریجی رژیم هیدرو اقلیمی در بخشهایی از لرستان و زاگرس سازگار است؛ تغییری که میتواند با کاهش پایداری ذخیره برفی، تمرکز بیشتر بارش در برخی رخدادهای شدید و افزایش اهمیت رواناب سریع همراه باشد. با این حال، تعبیر جایگزینی کامل برف با رگبار از نظر علمی دقیق نیست.
یارمرادی در پایان تأکید کرد: برف همچنان در ارتفاعات زاگرس و چرخه آب منطقه نقش دارد و میزان این نقش از مکانی به مکان دیگر متفاوت است. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، احتمال تضعیف نقش ذخیرهسازی برف و تغییر توزیع زمانی بارش و رواناب است؛ موضوعی که ارزیابی آن به دادههای بلندمدت و تحلیلهای دقیق در مقیاس حوضههای آبخیز نیاز دارد.
انتهای پیام