به گزارش ایسنا، کودکی یکی از مهمترین دورههای زندگی انسان است؛ زیرا بسیاری از تواناییها، نگرشها و الگوهای رفتاری در همین سالها شکل میگیرند. در این میان، والدین نخستین و نزدیکترین افراد اثرگذار بر زندگی کودک هستند و نقش آنها فقط به تأمین نیازهای جسمی محدود نمیشود. کودکان از رفتار، گفتار، واکنشهای عاطفی و شیوه برخورد والدین با مسائل روزمره نیز تأثیر میپذیرند. والدینی که آرامش بیشتری دارند و میتوانند احساسات خود را مدیریت کنند، معمولاً محیطی امنتر برای رشد کودک فراهم میکنند. در مقابل، خشم، نگرانی، اضطراب یا فشار روانی مداوم والدین ممکن است بدون آنکه قصدی در میان باشد، به کودک منتقل شود. این انتقال میتواند از راه رفتارهای روزمره، نحوه صحبت کردن، واکنش به اشتباههای کودک یا میزان حمایت عاطفی از او اتفاق بیفتد.
دوره پیشدبستانی نیز از این جهت اهمیت ویژهای دارد که کودک در آستانه ورود به نظام رسمی آموزش قرار میگیرد. در این دوره، پایههای دانش، مهارتهای ارتباطی، نگرشها و شیوه سازگاری با محیط شکل میگیرد. رشد مغز در سالهای نخست زندگی سرعت زیادی دارد و کودکان در این سن، انعطافپذیری بالایی در یادگیری و شکل دادن به رفتارهای خود نشان میدهند. با این حال، آنها هنوز به والدین و مراقبان خود وابستگی زیادی دارند و نمیتوانند بسیاری از احساسات و تجربههایشان را بهتنهایی مدیریت کنند. اضطراب در این دوره ممکن است به شکل نگرانی، ترس، بیقراری، وابستگی شدید، دشواری در جدا شدن از والدین یا مشکل در برقراری ارتباط با دیگران دیده شود. از آنجا که بسیاری از مشکلات سلامت روان از سالهای کودکی آغاز میشوند، شناسایی عوامل مرتبط با اضطراب کودکان پیشدبستانی اهمیت زیادی دارد.
در همین زمینه، فاطمه رضائی از گروه روانشناسی عمومی پردیس کیش دانشگاه تهران و یک همکار دانشگاهی، پژوهشی درباره ارتباط ویژگیهای شخصیتی والدین با میزان اضطراب کودکان پیشدبستانی انجام دادهاند. این تحقیق بررسی میکند که آیا تفاوتهای شخصیتی والدین میتواند با میزان نگرانی و اضطراب کودکان ارتباط داشته باشد یا نه. منظور از ویژگیهای شخصیتی، الگوهای نسبتاً پایدار در شیوه فکر کردن، احساس کردن و رفتار افراد است؛ برای نمونه، میزان نگرانی یا حساسیت هیجانی، اجتماعی بودن، سازگاری با دیگران، علاقه به تجربههای تازه و مسئولیتپذیری. پژوهشگران تلاش کردهاند با بررسی این ویژگیها، تصویر روشنتری از نقش فضای عاطفی خانواده در وضعیت روانی کودکان به دست آورند.
جامعه مورد مطالعه شامل کودکان پیشدبستانی و والدین آنها در شهر تهران بود و ۱۲۰ نفر در پژوهش شرکت کردند. والدین به دو پرسشنامه پاسخ دادند؛ یکی برای سنجش پنج بُعد اصلی شخصیت و دیگری برای ارزیابی اضطراب کودکان. سپس دادهها با روشهای آماری مختلف بررسی شدند.
یافتههای پژوهش نشان میدهند که میان پنج بُعد شخصیت والدین، یعنی رواننژندی، برونگرایی، توافقپذیری، باز بودن به تجربه و وظیفهشناسی، با میزان اضطراب کودکان پیشدبستانی رابطهای مشخص وجود دارد. در میان این ویژگیها، رواننژندی و توافقپذیری توانستند با قدرت بیشتری میزان اضطراب کودکان را پیشبینی کنند. رواننژندی در این پژوهش به گرایش فرد برای تجربه نگرانی، فشار روانی و هیجانهای منفی اشاره دارد. توافقپذیری نیز به ویژگیهایی مانند همکاری، همدلی و سازگاری با دیگران مربوط میشود.
بر اساس نتیجهگیری پژوهش، ویژگیهای شخصیتی والدین میتواند در شکلگیری احساسات و رفتارهای کودکان نقش مهمی داشته باشد. والدینی که اضطراب یا استرس زیادی را تجربه میکنند، ممکن است ناخواسته این احساسات را به فرزندان خود منتقل کنند. بنابراین، شناخت ویژگیهای شخصیتی و یادگیری شیوه مدیریت هیجانها میتواند به ایجاد محیطی آرامتر برای کودک کمک کند. البته این یافتهها به معنای مقصر دانستن والدین نیست؛ بلکه نشان میدهد حمایت روانی و آموزش مهارتهای فرزندپروری میتواند برای والدین و کودکان سودمند باشد.
این نتایج با توضیحی که در اطلاعات تکمیلی پژوهش آمده، نشان میدهند رابطه والدین و کودک تنها از طریق دستور دادن یا آموزش مستقیم شکل نمیگیرد. کودکان بخش زیادی از رفتارهای خود را با مشاهده کردن یاد میگیرند. آنها به خلقوخو، شیوه واکنش والدین به مشکلات، نحوه صحبت کردن با دیگران و میزان آرامش یا آشفتگی موجود در خانه توجه میکنند. برای مثال، کودکی که بارها واکنشهای نگران یا خشمگینانه والدین را میبیند، ممکن است در موقعیتهای مشابه، همان الگو را تکرار کند یا محیط را ناامنتر از واقعیت ارزیابی کند. همچنین، والدینی که در برقراری ارتباط یا سازگاری با شرایط دشواری دارند، ممکن است نتوانند حمایت عاطفی مورد نیاز کودک را بهخوبی فراهم کنند.
پژوهشگران پیشنهاد کردهاند والدین درباره نشانههای اضطراب در کودکان و راههای کنترل و کاهش آن آموزش ببینند. شناسایی زودهنگام نشانههایی مانند نگرانی مداوم، ترسهای شدید، بیقراری، اختلال در خواب، دشواری در جدا شدن از والدین یا کنارهگیری از فعالیتهای معمول میتواند به دریافت کمک بهموقع منجر شود. همچنین، مشاوران و روانشناسان آموزشوپرورش میتوانند در ارزیابی مشکلات رفتاری کودکان، ویژگیهای شخصیتی و شرایط روانی والدین را نیز در نظر بگیرند. تعامل مثبت والد و کودک، پذیرش احساسات کودک، گفتوگو با زبان ساده و پرهیز از واکنشهای شدید میتواند به کاهش فشار روانی کودکان کمک کند.
البته به گفته مجریان تحقیق که نتایج نلاش آنها در «فصلنامه جامعهشناسی آموزش و پرورش» وابسته به انجمن جامعهشناسی آموزش و پرورش ایران منتشر شدهاند، عوامل دیگری مانند وضعیت اقتصادی خانواده، سبک فرزندپروری، رابطه والد و کودک و میزان استرس موجود در خانه نیز میتوانند در این زمینه نقش داشته باشند. آنها معتقدند طراحی برنامههای آموزشی برای والدین با هدف افزایش آگاهی از تأثیر رفتار و ویژگیهای شخصیتی آنان بر وضعیت روانی کودکان، میتواند گامی مؤثر در پیشگیری و کاهش اضطراب در سالهای پیشدبستانی باشد.
انتهای پیام