مهران حسنی، پژوهشگر و تحلیلگر سیاستهای توسعه گردشگری و عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: مازندران با برخورداری از تنوع اقلیمی، محصولات کشاورزی، خوراکهای بومی، صنایعدستی، آیینها، سنتها و سرمایههای فرهنگی و طبیعی، ظرفیت کمنظیری برای شکلگیری رویدادهای محلی دارد. با این حال، مسئله اصلی صرفاً برگزاری جشنواره نیست؛ بلکه چگونگی تبدیل این رویدادها به فرصتهای اقتصادی پایدار، خلق ارزش افزوده و شکلگیری مقاصد جدید گردشگری است.
در این نگاه، باید از جشنواره بهعنوان یک برنامه چندساعته عبور کرد و آن را بهمثابه یک سازوکار اقتصادی و اجتماعی برای فعالسازی ظرفیتهای منطقهای مورد توجه قرار داد.
جشنواره زمانی موفق است که پس از پایان مراسم، آثار اقتصادی آن در زندگی مردم باقی بماند؛ تولیدکننده بازار تازهای پیدا کند، کسبوکار محلی رونق بگیرد، گردشگر برای اقامت بیشتر ترغیب شود و مقصد میزبان در ذهن مخاطب جایگاهی متمایز پیدا کند.
یکی از مهمترین رویکردها در این زمینه، پیوند جشنوارهها با زنجیره ارزش محصولات محلی است. برای مثال، جشنواره مرکبات، برنج، کیوی، انار یا محصولات باغی نباید صرفاً به عرضه و فروش محصول محدود شود. میتوان از مزرعه تا سفره، یک تجربه گردشگری طراحی کرد؛ بازدید از مزارع و باغها، آشنایی با شیوه تولید و فرآوری، تجربه برداشت محصول، عرضه غذاهای بومی، فروش صنایعدستی، معرفی اقامتگاههای محلی و بازدید از جاذبههای پیرامونی، حلقههای مکمل این زنجیره هستند.
در چنین الگویی، محصول کشاورزی تنها یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه به محور خلق تجربه، هویتسازی مقصد و شکلگیری فرصتهای جدید کسبوکار تبدیل میشود.
به عبارت دیگر، باید از فروش محصول در جشنواره به سمت محصولسازی از جشنواره حرکت کرد؛ محصولی گردشگری که قابلیت معرفی، بازاریابی، فروش و تکرارپذیری داشته باشد.
از سوی دیگر، هر روستا و حتی هر محله شهری میتواند با شناسایی یک مزیت رقابتی، صاحب هویت و رویداد اختصاصی خود شود. این مزیت الزاماً نباید یک محصول کشاورزی باشد؛ گاهی یک غذای محلی، هنر بومی، آیین کهن، شیوه خاص تولید، منظر طبیعی یا حتی یک سنت اجتماعی میتواند مبنای طراحی یک رویداد متمایز قرار گیرد.
چنین رویکردی بهتدریج زمینه شکلگیری برندهای محلی و توزیع متوازنتر جریان گردشگری در سطح استان را فراهم میکند. بُعد مهم دیگر این رویدادها، نقش آنها در تقویت سرمایه اجتماعی و کارآفرینی اجتماعمحور است.
تجربه برگزاری خودجوش جشنوارهها نشان میدهد که جامعه محلی در صورت برخورداری از انگیزه، سازماندهی و احساس مالکیت، توانایی قابل توجهی برای خلق و مدیریت فرصتهای اقتصادی دارد. کشاورزان، بانوان روستایی، جوانان، هنرمندان، صاحبان مشاغل کوچک، تشکلهای مردمی و فعالان گردشگری میتوانند در یک شبکه همکاری قرار گیرند و منافع حاصل از رویداد را میان خود توزیع کنند.
در این الگو، مردم صرفاً مخاطب یا مجری جشنواره نیستند؛ بلکه صاحبان ایده، سرمایهگذاران خرد، تولیدکنندگان تجربه و ذینفعان اصلی آن هستند. البته یکی از آسیبهای احتمالی جشنوارههای محلی، محدود شدن آنها به هیجان و استقبال روز برگزاری است.
اگر رویداد نتواند ارتباط خود را با بازار، گردشگر و مصرفکننده پس از پایان مراسم حفظ کند، بخش مهمی از ظرفیت اقتصادی آن از دست میرود. بنابراین، طراحی بازارهای مجازی محصولات محلی، امکان سفارش و ارسال محصولات، ایجاد بانک اطلاعاتی تولیدکنندگان، معرفی مستمر کسبوکارهای میزبان و ثبت جشنواره در تقویم گردشگری استان، میتواند تداوم اقتصادی رویداد را تضمین کند.
در این میان، باید معیار ارزیابی موفقیت جشنوارهها نیز تغییر کند. تعداد شرکتکنندگان و غرفهها بهتنهایی بیانگر دستاورد اقتصادی نیست. میزان فروش مستقیم و سفارشهای پس از جشنواره، تعداد گردشگران غیربومی، شباقامت ایجادشده، میزان استفاده از ظرفیت اقامتگاهها، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم، سهم درآمد جامعه محلی و میزان تکرار سفر، شاخصهایی هستند که میتوانند اثر واقعی این رویدادها را نشان دهند. به بیان روشنتر، باید شمارش جمعیت را با سنجش ارزش اقتصادی و اجتماعی جایگزین کرد.
از منظر مدیریت توسعه نیز ضروری است نقش دستگاههای اجرایی از تصدیگری و تأمینکننده دائمی هزینهها به تسهیلگری، توانمندسازی و پشتیبانی تخصصی تغییر یابد. شوراهای اسلامی، دهیاران و شهرداران میتوانند در شناسایی ظرفیتها و فراهمسازی بستر اجرایی نقشآفرینی کنند و دستگاههای مرتبط، زمینه آموزش، مشاوره، معرفی ظرفیتها، پیوند با فعالان گردشگری و ارتقای کیفیت رویدادها را فراهم سازد.
اما پایداری این حرکت در گرو آن است که مدل اقتصادی جشنواره بر مشارکت مردم، درآمد حاصل از فروش و خدمات، سرمایهگذاری بخش خصوصی و همکاری کسبوکارهای محلی استوار باشد، نه وابستگی مستمر به اعتبارات دولتی.
در همین راستا، تدوین تقویم جامع رویدادهای محلی مازندران، شناسایی و اولویتبندی جشنوارههای دارای ظرفیت گردشگری، طراحی بستههای سفر متناسب با زمان برگزاری، آموزش برگزارکنندگان و ایجاد نظام ارزیابی عملکرد اقتصادی و گردشگری رویدادها، میتواند گام مؤثری در جهت انسجامبخشی به این حرکت باشد.
همچنین توجه به اصالت فرهنگی، حفظ محیطزیست، مدیریت پسماند و جلوگیری از تجاریسازی آسیبزننده به هویت محلی باید از اصول ثابت این برنامهریزی باشد.
مازندران برای تقویت جایگاه خود در بازار گردشگری، تنها به جاذبههای طبیعی و ظرفیتهای شناختهشده نیاز ندارد؛ بلکه به شبکهای از مقاصد کوچک، متنوع و هویتمند نیازمند است که در طول سال، انگیزه سفر ایجاد کنند.
جشنوارههای محلی میتوانند یکی از مؤثرترین ابزارهای تحقق این هدف باشند؛ بهویژه آنکه امکان توزیع منافع گردشگری در میان روستاها و محلاتی را فراهم میکنند که تاکنون کمتر در مدار اقتصاد گردشگری قرار گرفتهاند.
اکنون زمان آن رسیده است که هر روستا و محله، با شناسایی داشتههای منحصربهفرد خود، برای خلق یک رویداد متمایز و اقتصادی پیشقدم شود. هر روستا میتواند یک برند، هر محصول میتواند یک تجربه گردشگری و هر جشنواره میتواند آغاز یک زنجیره ارزش باشد.
توسعه پایدار گردشگری الزاماً از پروژههای بزرگ و سرمایهگذاریهای پرهزینه آغاز نمیشود؛ گاهی از یک ایده مردمی، یک محصول بومی و اراده جمعی برای تبدیل داشتههای محلی به فرصتهای اقتصادی شکل میگیرد. جشنوارههای محلی، اگر با نگاه زنجیرهای، مشارکتی و اقتصادی مدیریت شوند، میتوانند از یک گردهمایی کوتاهمدت فراتر روند و به موتور محرک کارآفرینی، هویتبخشی به مقاصد و توزیع عادلانهتر منافع گردشگری در مازندران تبدیل شوند.
انتهای پیام