پژوهشگران دریافتند مادرانی که در دوران بارداری مکمل ویتامین «سی» بیشتری مصرف کردند، نوزادانی با بیقراری کمتر در ۶ ماهگی داشتند. این یافته سرنخ جدیدی درباره ارتباط میان وضعیت روانی مادر در دوران بارداری و واکنشهای هیجانی نوزادان ارائه میدهد که محققان مدتهاست در تلاش برای درک بهتر آن هستند.
در این پژوهش، ۳۰۲ زن باردار بررسی شدند. نتایج نشان داد زنانی که سطوح بالاتری از افسردگی، اضطراب و استرس را گزارش کرده بودند، معمولا نوزادانی با واکنشهای هیجانی منفی بیشتری داشتند. این زنان همچنین کمتر از مکملهای ویتامین «سی» استفاده میکردند.
نتایج نشان داد تفاوت در میزان مصرف مکملهای ویتامین «سی» تا حدودی میتواند ارتباط میان ناراحتی روانی مادر و واکنشهای هیجانی نوزاد را توضیح دهد، اما این سهم محدود بوده است. نکته قابل توجه اینکه دریافت ویتامین «سی» از طریق مواد غذایی، ارتباط مشابهی با وضعیت هیجانی نوزادان نشان نداد. همچنین این پژوهش نمیتواند ثابت کند که مصرف مکملهای ویتامین «سی» بهطور مستقیم بر رفتار نوزادان تاثیر میگذارد.
اهمیت ویتامین «سی» در دوران بارداری
بدن انسان قادر به تولید ویتامین «سی» نیست؛ بنابراین جنین در دوران بارداری این ویتامین را از مادر دریافت میکند. ویتامین «سی» از طریق خون بند ناف به جنین میرسد و غلظت آن در خون جنین بیشتر از خون مادر است. با این حال، پژوهش انجام شده روی حیوانات نشان داده است که در صورت کمبود ویتامین «سی» در بدن مادر، این مزیت از بین میرود. در همان پژوهش حیوانی، کمبود ویتامین «سی» در دوران بارداری با کوچکتر شدن هیپوکامپ در فرزندان همراه بود، بخشی از مغز که نقش مهمی در حافظه دارد و بهطور طبیعی غلظت بالایی از این ویتامین را در خود نگه میدارد.
نیاز بدن به ویتامین «سی» در دوران بارداری افزایش مییابد، بهطوریکه مقدار توصیه شده روزانه برای زنان بزرگسال از ۷۵ میلیگرم پیش از بارداری به ۸۵ میلیگرم در دوران بارداری میرسد.
شرکتکنندگان این پژوهش بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ زایمان کردند. اطلاعات اصلی پژوهش از هفتههای ۳۷ تا ۳۹ بارداری جمعآوری شد. پژوهشگران با استفاده از پنج پرسشنامه، میزان افسردگی، اضطراب و استرس مادران را ارزیابی کردند.
همچنین متخصصان تغذیه از شرکتکنندگان خواستند تمام غذاها و نوشیدنیهای مصرفی خود را در یک دوره ۲۴ ساعته گزارش کنند. این ارزیابی در سه روز نامشخص طی دو هفته تکرار و اطلاعات مربوط به مکملهای مصرفی، از جمله نام، برند، مقدار و دفعات استفاده نیز ثبت شد.
حدود ۶ ماه پس از تولد نوزادان، مراقبان آنان پرسشنامهای درباره رفتار و واکنشهای هیجانی کودکان تکمیل کردند. یکی از پرسشها به این موضوع مربوط بود که نوزاد هنگام ناکامی یا نرسیدن به خواسته خود، با چه میزان و چه دفعاتی گریه میکند.
پژوهشگران مفهوم عواطف منفی را بررسی کردند که به میزان آمادگی فرد برای تجربه و بروز احساساتی مانند غم و تحریکپذیری اشاره دارد. سطوح بالای این ویژگی در دوران نوزادی میتواند نشانه اولیه افزایش خطر مشکلات سلامت روان در سالهای بعد باشد، هرچند بیقراری نوزاد به معنای ابتلای وی به اختلالات روانی در آینده نیست.
مکملها موثرتر از منابع غذایی هستند؟
نتایج تحلیل دادهها نشان داد افزایش دریافت ویتامین «سی» از طریق مکملها با کاهش عواطف منفی در نوزادان همراه است. در مقابل، میزان ویتامین «سی» دریافتی از وعدههای غذایی ارتباط قابلاعتمادی با وضعیت هیجانی نوزادان نداشت. همچنین مقدار ویتامین «سی» مصرفی از طریق غذا، ارتباط مشخصی با میزان مصرف مکملها نشان نداد.
پژوهشگران برای اطمینان از نتایج، عواملی مانند سن مادر، کیفیت رژیم غذایی، سابقه زایمان و وضعیت روانی مادر ۶ ماه پس از زایمان را نیز در محاسبات خود لحاظ کردند.
محدودیتهای پژوهش
پژوهشگران در این پژوهش سطح ویتامین «سی» خون مادران را اندازهگیری نکردند، درحالیکه چنین آزمایشی میتوانست تصویر دقیقتری از میزان ویتامین دریافتی جنین ارائه دهد.
همچنین تقریبا تمام شرکتکنندگان از مولتیویتامینهای دوران بارداری استفاده میکردند که حاوی چندین ماده مغذی مختلف هستند. بنابراین نمیتوان احتمال تاثیر سایر ویتامینها، مواد معدنی یا عادتهای سالم زندگی را بهطور کامل رد کرد.
بر اساس گزارش وبسایت ارث، پژوهشگران همچنین قصد دارند کودکان شرکتکننده در این پژوهش را در سالهای آینده دنبال کنند تا مشخص شود آیا تفاوتهای مشاهده شده در واکنشهای هیجانی دوران نوزادی با تشخیصهای بالینی مشکلات سلامت روان در سنین بالاتر ارتباط دارد یا خیر.
نتایج این پژوهش در نشریه علمی Developmental PsyChology منتشر شده است.
انتهای پیام