چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴ | ۰۱:۴۷
نگاهی دیگر به «هنرمند رنج‌کشیده»!
عکس با هوش مصنوعی ساخته شده است

نگاهی دیگر به «هنرمند رنج‌کشیده»!

«دردت را به هنر تبدیل کن»؛ این جمله‌ای است که بارها شنیده‌ایم. بررسی مجموعه‌ای از مقالات و گزارش‌های رسانه‌ها یا حتی موضوعات برخی کتاب‌ها نشان می‌دهد که «رنج» به‌عنوان عاملی برای تبدیل‌شدن هنرمندان به اسطوره تصویر شده؛ چنان‌که واقعیت‌های دیگر را پشت این «تصویر افسانه‌ای» پنهان کرده است.

به گزارش ایسنا، اما این باور با وجود داشتن طرفداران زیاد، با پرسش‌هایی به چالش کشیده شده است. 

هنر پدیدآمده از رنج؛ باوری آسیب‌زا 

«کار-گُم» و «جان ویلسون» در مقاله‌ای با عنوان «تروما و خلاقیت» این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا واقعاً لازم است رنج بکشیم تا به عمیق‌ترین سرچشمه‌های آفرینش دست پیدا کنیم؟
افسانه‌ این که «هنر بزرگ از دل رنج بیرون می‌آید» باوری آسیب‌زاست؛ باوری که از کتاب‌هایی که دوست داریم تا موسیقی‌هایی که در نوجوانی به آنها دل می‌بندیم، تقویت می‌شود.
ما با شنیدن اینکه «عشق درد دارد» بزرگ می‌شویم، نمایش‌نامه‌هایی می‌خوانیم که خودکشی «دو عاشق بداقبال» را رمانتیزه می‌کنند، «کلوب ۲۷ ساله‌ها» را که خیلی زود مردند اسطوره می‌کنیم و هنرمندان نابغه‌ای را می‌ستاییم که شاهکار ساختند و بعد به زندگی خود پایان دادند. تعجبی ندارد که کلیشه‌ «هنرمند رنج‌دیده» این‌قدر در ذهن ما ریشه دوانده است.

خلاقیتی که درمان رنج است؛ نه محصول رنج 

در این مقاله با اشاره به پژوهش‌هایی که نشان می‌دهند بیماری‌های روانی معمولاً مانع خلاقیت فرد می‌شوند نه تقویت‌کننده‌ آن، آمده است که اگرچه مؤسسه‌ کارولینسکا (۲۰۱۳) دریافت که نویسندگان احتمال بیشتری برای ابتلا به اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی، افسردگی، سوءمصرف مواد و خودکشی دارند، اما این همبستگی به ‌معنای علیت نیست.
بسیاری از افرادی که دچار بیماری‌های روانی هستند، از طریق «ابراز وجود خلاقانه» تسکین می‌یابند. شاید دلیل این‌که تعداد زیادی هنرمند با بیماری‌های روانی دیده می‌شود، این باشد که فعالیت‌های خلاقانه ماهیتی درمانی دارند.

«سرایت اجتماعی»؛ زمینه‌ساز جلوه‌ای زیبا از بیماری روانی 

تاریخ سرشار از نابغه‌هایی است که سال‌ها رنج کشیده‌اند. فهرست آن‌ها آن‌قدر طولانی است که «رنج» را به عنصری ضروری در خلق هنر تبدیل کرده است.
«هنرمند شکنجه‌دیده» کلیشه‌ای است که هنوز هم به موسیقی‌دانان مشهوری مانند «امی واینهاوس» و «کرت کوبین» نسبت می‌دهیم. اما رنج چندان یک ضرورت هنری نیست؛ بلکه بیشتر نتیجه‌ نوعی «سرایت» است؛ اصطلاحی برای گسترش یک ایده یا رفتار آسیب‌زا. 
«سرایت اجتماعی» به این اشاره دارد که چگونه ایده‌ها، احساسات و رفتارها از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شوند. در زمینه‌ «هنرمند رنج‌کشیده»، این سرایت باعث می‌شود بیماری روانی رشد کند، زیبا جلوه داده شود، تحسین شود و حتی به‌ نام هنر تشویق شود.

هنرمندان پس از «رنج» خلق می‌کنند 

در این مقاله همچنین با اشاره به این‌که آشفتگی روانی می‌تواند اثر بیدارکننده‌ای بر خلاقیت داشته باشد، آمده است که موسیقی‌دان‌ها و نویسندگان گاهی می‌بینند وقتی زندگی‌شان راحت و باثبات است، الهام‌شان کم‌رنگ می‌شود و دوره‌ای از تلاطم مانند جدایی، بیماری یا افسردگی می‌تواند دوباره خلاقیت را در آنان فعال کند. 
«توبی زاسنر»، روان‌شناس، نمونه‌هایی از هنرمندانی مانند «میکل‌آنژ، مونه، ماتیس و فریدا کالو» را نام می‌برد &