به گزارش ایسنا، نشریه انگلیسی در مقالهای تصریح میکند که تشدید تنشها پیرامون گرینلند و آنچه فرسایش تضمینهای امنیتی آمریکا تلقی میشود، بحثی راهبردی و بیسابقه را در شمال اروپا رقم زده است: اینکه آیا سوئد، یا حتی یک بلوک گستردهتر در اسکاندیناوی، باید بهطور جدی به دستیابی به سلاح هستهای بیندیشد.
بهگفته این مقاله، لفاظیهای رئیسجمهور آمریکا، از جمله تهدید به الحاق گرینلند و اعمال تعرفه علیه دانمارک و متحدانش، مفروضات دیرینه درباره اتکای بیقیدوشرط به حمایت آمریکا را متزلزل کرده و کشورهای شمال اروپا را واداشته تا وابستگی خود به چتر هستهای ناتو را بازنگری کنند.
نشریه «آنهرد» در این مطلبی مینویسد: اظهارات تحقیرآمیز «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا درباره دفاع دانمارک از گرینلند، در کنار توصیف کلی او از اروپا بهعنوان قارهای «رو به زوال»، در اسکاندیناوی بهعنوان نشانههایی از غیرقابلاتکا بودن تعهدات آمریکا تفسیر شده است. در نتیجه، رهبران و تحلیلگران شمال اروپا این پرسش را مطرح کردهاند که آیا آمریکا واقعاً حاضر است در یک رویارویی هستهای با روسیه، شهرهای خود را برای دفاع از استکهلم به خطر اندازد یا نه. از این منظر، مقاله استدلال میکند که ایدهای که زمانی تابو تلقی میشد، یعنی بازدارندگی هستهای اسکاندیناوی، اکنون به بحث جریان اصلی بدل شده است.
بهنوشته آنهرد، نشانههای سیاسی در داخل سوئد بازتاب این تغییر هستند. آنهرد به اظهارات رهبر حزب دموکراتهای سوئد اشاره میکند که گفته است «در این وضعیت، همهچیز باید روی میز باشد». همچنین رسانههای سوئدی نقل کردهاند که درباره «از بین رفتن» چتر هستهای آمریکا سخن گفته و استکهلم را به بررسی گزینه دستیابی به سلاح هستهای فراخواندهاند. بهگفته مقاله، این مواضع فاصلهای چشمگیر با تصویر تاریخی سوئد بهعنوان حامی دیپلماسی و کنترل تسلیحات دارد.
آنهرد تأکید میکند که سوئد از نظر فنی در موقعیتی منحصربهفرد برای حرکت بهسوی تسلیحات هستهای قرار دارد. این کشور از یک صنعت تسلیحاتی پیشرفته، بخش غیرنظامی هستهای قدرتمند و تجربه تاریخی یک برنامه ناکام هستهای در دوران جنگ سرد برخوردار است. این توانمندیها، همراه با زیرساخت صنعتی پیشرفتهای که زیردریایی، جنگنده و سامانههای موشکی تولید میکند، بهگفته مقاله به این معناست که سوئد بخش عمدهای از زیرساخت لازم برای هستهای شدن را در اختیار دارد.
رسانه انگلیسی همچنین استدلال میکند که محیط امنیتی کشورهای شمال اروپا بهمراتب حادتر از آن چیزی است که بسیاری از کشورهای اروپای قارهای احساس میکنند. برای برخی کشورهای اروپایی، تهدید روسیه دور به نظر میرسد، اما سوئد، نروژ و فنلاند آن را تهدیدی فوری و وجودی تلقی میکنند. هشدارهای اطلاعاتی سوئد درباره تهدید علیه تمامیت ارضی، گزارشهای نروژ از نقض حریم هوایی و اخلال در سامانههای ناوبری، و توقیف یک کشتی مظنون به خرابکاری در کابلهای زیردریایی توسط فنلاند، بهعنوان شواهدی از افزایش فشار روسیه ذکر شدهاند.
بهگفته آنهرد، کشورهای شمال اروپا در درون قاره نیز احساس انزوا میکنند. اگرچه ناتو هدف افزایش هزینههای دفاعی به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی را مطرح کرده، اما بسیاری از کشورهای اروپایی اراده یا توان تحقق آن را ندارند. این مقاله به هزینه دفاعی پایین اسپانیا و مخالفت نخستوزیر این کشور با افزایش شدید بودجه نظامی اشاره میکند و میافزاید ایتالیا و حتی فرانسه نیز بهدلیل فشارهای اقتصادی و رفاهی با محدودیت مواجهند. این وضعیت، بهنوشته مقاله، احساس رهاشدگی و تنهایی را در میان کشورهای شمالی تقویت کرده است.
آنهرد اضافه میکند که موقعیت اقتصادی سوئد امکان بررسی گزینههای امنیتی رادیکال را تقویت میکند. سوئد از سال ۲۰۲۳ بودجه دفاعی خود را ۲۸ درصد افزایش داده، نظامهای بازنشستگی باثباتی دارد و از اعتماد بالای بازارهای مالی برخوردار است. بهگفته مقاله، این عوامل نشان میدهد تأمین مالی یک برنامه هستهای، بهویژه در همکاری با دیگر کشورهای شمال اروپا، لزوماً بار غیرقابلتحملی نخواهد بود.
این مقاله مینویسد بحث بازدارندگی هستهای دیگر محدود به سوئد نیست. در این راستا به پژوهشگری نروژی اشاره میشود که معتقد است پس از از دست رفتن اراده آمریکا برای دفاع از اروپا، تنها راهحل، یک اتحاد شمالی مجهز به سلاح هستهای است. همچنین از پیشنهاد یک وزیر دفاع پیشین دانمارک برای ایجاد اتحادیه دفاعی شمال اروپا با محوریت بازدارندگی هستهای یاد میشود، هرچند مقاله هشدار میدهد رقابتهای سیاسی و هویتهای ملی میتوانند مانعی جدی بر سر ایجاد یک چتر هستهای مشترک باشند.
آنهرد تأکید میکند بزرگترین مانع هستهای شدن سوئد نه فنی، بلکه روانی و هنجاری است. هویت ملی سوئد با صلحطلبی و حمایت قوی از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای گره خورده است. با این حال، مقاله استدلال میکند تهدیدهای وجودی در تاریخ بارها کشورها را به کنار گذاشتن تعهدات ایدئولوژیک به نفع بقا واداشته است.
در پایان، آنهرد مینویسد بیثباتی شتابان محیط امنیتی شمال اروپا، کشورهای اسکاندیناوی را ناگزیر کرده با انتخابهایی مواجه شوند که تا همین اواخر غیرقابل تصور بود. چه از مسیر دستیابی به سلاح هستهای، چه از طریق توانمندی نهفته یا بازچانهزنی با متحدان، مقاله نتیجه میگیرد دوران اتکای بیچونوچرا به حمایت آمریکا به پایان رسیده و آینده راهبردی اروپا بیش از پیش در شمال این قاره رقم خواهد خورد.
انتهای پیام


نظرات