• چهارشنبه / ۸ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۱:۴۸
  • دسته‌بندی: کرمانشاه
  • کد خبر: 1404110804239
  • خبرنگار : 50184

به همت سازمان جهاددانشگاهی کرمانشاه

نشست «رابطه فرهنگ عمومی با حکمرانی فرهنگی؛ چالش‌ها و راهکارها» برگزار شد

نشست «رابطه فرهنگ عمومی با حکمرانی فرهنگی؛ چالش‌ها و راهکارها» برگزار شد

ایسنا/کرمانشاه نشست «رابطه فرهنگ عمومی با حکمرانی فرهنگی؛ چالش‌ها و راهکارها» از سلسله نشست‌های علمی تخصصی فرهنگ عمومی و انسجام اجتماعی، به همت معاونت فرهنگی سازمان جهاد دانشگاهی کرمانشاه برگزار شد.

دکتر وکیل احمدی معاون فرهنگی دانشگاه رازی کرمانشاه، روز چهارشنبه هشتم بهمن، در این نشست، با بیان اینکه چگونگی حکمرانی فرهنگی و نحوه مواجهه با آن بستگی به دیدگاه ما نسبت به فرهنگ دارد، اظهار کرد: اینکه از گذشته تاکنون چه دیدگاه‌هایی در مورد فرهنگ وجود داشته، ارتباط انسان با آن چگونه بوده و ارتباط فرهنگ با سایر ساحت‌های دیگر مانند اقتصادی،  اجتماعی، سیاسی چگونه بوده، نوع نگاه و دیدگاه و چگونگی مواجهه ما با فرهنگ را شکل می‌دهد. 

وی افزود: اگر در جامعه ما مدیریت فرهنگی، حکمرانی فرهنگی و سیاستگذاری فرهنگی نسبت به جوامع دیگر متفاوت شده، ناشی از همین نوع نگاهی است که ما به فرهنگ داریم. 

معاون فرهنگی دانشگاه رازی کرمانشاه با بیان اینکه در دیدگاه‌های مختلف، فرهنگ را گاهی ذاتی، گاهی موروثی، گاهی توسعه‌ای و ... می‌دانند، تصریح کرد: بنظر می‌رسد نوع نگاهی که به فرهنگ وجود دارد، نوع مواجه ما با آن را نیز کم کم شکل می‌دهد. 

وی ادامه داد: تجربه حاکمیت جامعه ما در رابطه با فرهنگ نشان داده که ما به دنبال حکمرانی فرهنگی هستیم و به همین دلیل از ابتدای انقلاب هم گفته شد که انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است و قرار است متفاوت از دیگران باشیم، به همین منظور برای حاکمیت فرهنگی سیاستگذاری کردیم و نهادهای مختلفی را ساختیم. 

احمدی تاکید کرد: ما می‌خواهیم حکمرانی فرهنگی داشته باشیم، به تعبیری ما می‌خواهیم فرهنگ را هندسه پذیر کنیم. یعنی نگاهی که در مهندسی است را وارد ساحت فرهنگی کنیم، همانگونه که طی دو قرن گذشته برخی از کشورها، اقتصاد را مهندسی کردند و حکمرانی اقتصادی را حاکم کردند، ما می‌خواهیم که حکمرانی فرهنگی داشته باشیم. با این حال، ما نه تنها به دنبال هندسه پذیر کردن حوزه فرهنگ بودیم، بلکه به دنبال محوریت کردن آن نیز بودیم، به همین دلیل برای آن سند نوشتیم و برنامه‌هایی را در این راستا عملیاتی کردیم. 

وی ادامه داد: طی دهه‌های گذشته ما از حکمرانی فرهنگ به حکمرانی فرهنگی رسیدیم، یعنی محور جامعه باید فرهنگ باشد. در برخی از جوامع دیگر مهندسی اقتصادی و حکمرانی اقتصادی شکل گرفته، اما ما می‌خواهیم که حکمرانی فرهنگی داشته باشیم که محتوای این حکمرانی فرهنگی، ارزش‌های اصیل ایرانی اسلامی است که آن را به حوزه‌های مختلف دیگر هم تعمیم داده‌ایم، بگونه‌ای که اقتصاد ما یک اقتصاد اسلامی باشد، به جای فردگرایی که در غرب حاکم است، در کشور ما خانواده محور باشد و رکن جامعه شود و در سیاست نیز این محتوای فرهنگی دخیل شود. 

معاون فرهنگی دانشگاه رازی کرمانشاه اضافه کرد: براساس ارزش‌های ایرانی اسلامی که در جامعه وجود دارد، معتقدیم که اکثر مردم ما این ارزش‌ها را پذیرفته‌اند و به آن عمل می‌کنند، ارزش‌هایی که از دل تعالیم وحیانی بیرون آمده‌ و باید ساحت‌های جامعه مبتنی بر آنها مدیریت و اداره شود. 

وی در ادامه در خصوص چالش‌ها پیش‌روی حکمرانی فرهنگی و رابطه آن با فرهنگ عمومی نیز گفت: بنظر می‌رسد که نوع مدیریت فرهنگی و نوع حاکمیت و شیوه مدیریت سیاسی جامعه، فرهنگ عمومی را هم متاثر می‌کند و محتوای آن را مشخص می‌کند.  

نشست «رابطه فرهنگ عمومی با حکمرانی فرهنگی؛ چالش‌ها و راهکارها» برگزار شد

احمدی با بیان اینکه انسجام اجتماعی و سرمایه اجتماعی از دل فرهنگ عمومی بیرون می‌آید، گفت: انسجام اجتماعی نیازمند مولفه‌های عینی و پایه‌های عینی است. برای نمونه طی سالهای گذشته در بحث آموزش ترافیک و درست رانندگی کردن و ... اقدامات فرهنگی زیادی توسط حکمرانی فرهنگی انجام گرفته تا ذهن‌ها برای پذیرش این فرهنگ آماده شود و رفت و آمد و عبور و مرور بهتر شود، اما در واقعیت می‌بینیم که زیرساخت‌های ما مثل جاده‌ها خط کشی ندارند و زیرساخت فراهم نیست. 

وی تصریح کرد: علت اینکه این مولفه‌های عینی هنوز در جامعه اتفاق نیفتاده، این است که متاسفانه کسانی عهده دار فرهنگ شده‌اند و آن را مدیریت فرهنگی می‌کنند که در این حوزه تخصص ندارند. ما قرار بود حکمرانی فرهنگی کنیم، یعنی با استفاده از کلید واژه فرهنگ قرار شد جامعه را اداره کنیم، اما کسانی این کار را انجام می‌دهند که اساسا نوع نگاه  آنها به فرهنگ متفاوت و یا متخصص در این زمینه نیستند. 

عضو هیات علمی دانشگاه رازی کرمانشاه اضافه کرد: اگر کسی فرهنگ شناس نباشد و متخصص در این حوزه نباشد، نمی‌تواند حاکمیت فرهنگی کند، هرچند که این فرد ممکن است، محتوای فرهنگی داشته باشد، اما اینها فرهنگ شناس نیستند و نمی‌توانند سیاستگذاری فرهنگی داشته باشند. 

وی با تاکید بر اینکه باید فرهنگ را علمی مدیریت کرد، عنوان کرد: در ایران جامعه دانشگاهی غنی داریم و با سرمایه مردم کسانی را در این محیط تربیت کرده‌ایم که کارشان مطالعه فرهنگی است و کارهای زیادی دراین زمینه انجام داده‌اند. ما باید به حوزه علوم انسانی بها می‌دادیم تا فرهنگ را بهتر بشناسند و با استفاده از این فرهنگ، حکمرانی فرهنگی را انجام دهند. با این حال علوم انسانی در ایران فقیر است و زایایی لازم را ندارد، چرا که نه تنها از علم و دانش به طور کلی، بلکه علوم انسانی به طور خاص، هیچ استفاده‌ای نمی‌شود، پس زایایی لازم را ندارند، بنابراین اگر در این زمینه فربه می‌شدیم، سیاستگذاری فرهنگی نیز بهتر می‌شد. 

احمدی تاکید کرد: در حال حاضر تمام هم و غم حکمرانی فرهنگی این است که با گفتمان سازی مسائل را پیش ببریم. در حالی که می‌توانیم با مولفه‌های علمی آن را مدیریت کنیم، لذا یکی از چالش‌های اصلی ما در حوزه حکمرانی فرهنگی این است که علومی که می‌توانند در این حوزه کمک کننده باشند، فربه نشده‌اند و به آنها توجه زیادی نشده است. 

وی ادامه داد: وقتی ذهن سیاستگذار و کارگزار اجرایی نسبت به فرهنگ فقیر باشد، نمی‌توان با ابزار و سلاح فرهنگ حکمرانی فرهنگی کرد. 

معاون فرهنگی دانشگاه رازی کرمانشاه یکی دیگر از چالش‌های حوزه حکمرانی فرهنگی را چالش‌های نهادی عنوان کرد و گفت: برای نمونه حدود ۳۰ سال است که ما با مشکل بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنیم و برای آن سیاستگذاری‌ها مختلفی انجام داده‌ایم تا حل شود، اما هنوز آمار بالای بیکاری ما ادامه دارد که بنظر می‌رسد این موضوع نیز به عرصه حکمرانی فرهنگی ما بر می‌گردد، چرا که ما سازمان‌ها و تشکیلات نهادی زیادی را برای حل این مشکل تشکیل داده‌ایم، در حالی که هر چه این سازمان‌ها و تشکیلات بیشتر می‌شود، محتوا تغییری نمی‌کند و فربه نمی‌شود. ما قرار بود محتوا را فربه‌تر کنیم، اما نتیجه عکس شد و این سازمان‌ها تنها به ارائه گزارش و عملکرد می‌پردازند. 

وی در جمع‌بندی سخنانش گفت: حکمرانی فرهنگی ما شیوه فرهنگ عمومی ما را متاثر کرده است، اگر فرهنگ عمومی که اکنون داریم خوب یا بد است، حاصل حکمرانی فرهنگی است. 

احمدی خاطرنشان کرد: بنظر می‌رسد که ما نیازمند بازاندیشی در این شیوه حکمرانی فرهنگی هستیم، چرا که معتقدم محتوای حکمرانی فرهنگی که اکنون داریم، می‌توانست به حکمرانی فرهنگی منتهی شود، اما اشکال در این محتوا نیست، بلکه نحوه  مواجه ما با حکمرانی فرهنگی است. 

نشست «رابطه فرهنگ عمومی با حکمرانی فرهنگی؛ چالش‌ها و راهکارها» برگزار شد

سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد فرهنگی باید نهادینه‌سازی شود

 بیتا حامد عضو هیات علمی و مدیر گروه جامعه شناسی جهاد دانشگاهی کرمانشاه نیز در این نشست، با اشاره به پیچیدگی رابطه فرهنگ عمومی و حکمرانی فرهنگی، اظهارکرد: اگر بخواهیم رابطه فرهنگ عمومی و حکمرانی فرهنگی را بخوبی ترسیم کنیم، می‌توان آنها را به دو همسایه تشبیه کرد که وضعیت برابری ندارند. 

وی افزود: یکی از این دو همسایه یعنی حکمرانی فرهنگی، ابزار بیشتری در اختیار دارد، می‌تواند تابلو بزند، قانون تعیین کند و حتی جریمه در نظر بگیرد، اما همسایه دیگر یعنی فرهنگ عمومی شاید ابزار رسمی نداشته باشد، اما زندگی واقعی در خانه او جریان دارد، مهمانی‌ها، رفت‌وآمدها، سبک زندگی و معناهایی که هر روز بازتولید می‌شوند. 

عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی کرمانشاه با بیان اینکه این تفاوت، همان رابطه «بالا و پایین» به معنای نابرابری در امکان مداخله است، عنوان کرد: همسایه‌ای که حکمرانی فرهنگی نام دارد، به ابزار رسمی همچون قانون، رسانه، آموزش و بودجه دسترسی دارد، اما همسایه‌ای که فرهنگ عمومی است، قدرت رسمی ندارد، اما زندگی در فضا همچون عادت‌ها، معناها و تفسیرها را کنترل می‌کند. 

وی ادامه داد: بنابراین در رابطه بالا–پایین، یکی قدرت تنظیم‌گری رسمی و دیگری قدرت زیستن و معنا دادن را دارد. همسایه بالادست نمی‌تواند بدون توجه به همسایه دیگر محله را اداره کند و همسایه پایین‌دست هم نمی‌تواند وانمود کند قواعد وجود ندارند و این دقیقاً همان تنش عمودی اما تعاملی است.

حامد با بیان اینکه اگر بخواهیم فرهنگ عمومی را از منظر جامعه‌شناختی نگاه کنیم، این فرهنگ محصول سیاست‌گذاری نیست، اعلام کرد: فرهنگ از تجربه زیسته، روابط اجتماعی، شرایط اقتصادی و تاریخی و از کنش‌های روزمره مردم شکل می‌گیرد. به همین دلیل، فرهنگ عمومی همواره سیال، متکثر و در حال تغییر است.

وی افزود: در مقابل، حکمرانی فرهنگی تلاشی برای نظم‌بخشی به این سیالیت و جهت دادن، محدود کردن یا حمایت از برخی الگوهای فرهنگی است. این تلاش ذاتاً از بالا به پایین انجام می‌شود، زیرا مبتنی بر ابزارهای رسمی و نهادی است، اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این رابطه عمودی، به رابطه‌ای یک‌طرفه تبدیل شود.

مدیر گروه جامعه‌شناسی جهاد دانشگاهی کرمانشاه تصریح کرد: در تشبیه همسایه‌ها، اگر همسایه‌ای که ابزار رسمی دارد، فقط دستور بدهد و گفت‌وگو نکند، نتیجه نه نظم پایدار است و نه رضایت. همسایه دیگر ممکن است قانون را دور بزند، معنا را تغییر دهد یا حتی ظاهراً تبعیت کند اما در عمل مسیر خودش را برود و این همان چیزی است که در سیاست‌گذاری فرهنگی هم می‌بینیم، لذا سیاستی که فقط از بالا طراحی شود، در سطح اجرا دچار بازتعریف، مقاومت نرم یا بی‌اثرشدن می‌شود.

وی با بیان اینکه در اینجا مفهوم «شکاف» اهمیت پیدا می‌کند، عنوان کرد: شکاف زمانی ایجاد می‌شود که زبان سیاست‌گذار با زبان زندگی روزمره مردم فاصله داشته باشد. وقتی ارزش‌های رسمی با تجربه زیسته سازگار نباشد، در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر مخالفت آشکار نیست، بلکه بی‌اعتنایی و کاهش مشروعیت فرهنگی است، بنابراین می‌توان گفت فرهنگ عمومی در این وضعیت، نقش همسایه‌ای را بازی می‌کند که ظاهراً قانون را می‌پذیرد، اما در عمل قواعد خودش را اجرا می‌کند و از اینجا می‌توان وارد چالش‌ها شد.

حامد به برخی از این چالش‌ها اشاره کرد و گفت: یکی از این چالش‌ها، سیاست‌گذاری بدون شناخت فرهنگ عمومی است که نادیده گرفتن عاملیت فرهنگی مردم در آن وجود دارد. 

این جامعه شناس اضافه کرد: در بسیاری از سیاست‌ها، مردم نه به‌عنوان کنشگر، بلکه به‌عنوان موضوع اصلاح دیده می‌شوند. این نگاه، فرهنگ را به پروژه‌ای فنی تقلیل می‌دهد، در حالی که فرهنگ میدان معنا و کنش است.

عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی کرمانشاه با بیان اینکه سیاست فرهنگی اغلب پیش از فهم فرهنگ عمومی تدوین می‌شود، افزود: این بدان معنا است که قبل از شناخت تجربه زیسته، معناها و الگوهای کنش مردم این سیاست‌ها تدوین می‌شوند. 

وی یادآورشد: تغییر نگاه از «فرهنگ به‌مثابه مسئله‌ای برای اصلاح» به «فرهنگ به‌مثابه واقعیتی برای فهم» راهکار حل این چالش است، به گونه ای که سیاست‌گذار باید خود را شنونده نه معلم فرهنگ بداند. 

حامد با تاکید براینکه سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد فرهنگی باید نهادینه سازی شود، عنوان کرد: مصاحبه‌های عمیق، گروه‌های متمرکز و تحلیل سبک زندگی پیش از طراحی سیاست باید اجرایی شود.

وی در بخش دیگری از سخنانش از یکسان‌سازی فرهنگی، شکاف میان سیاست رسمی و زیست روزمره، مداخله مستقیم در سبک زندگی، غلبه ابزارهای الزام‌آور، فاصله سیاست‌گذار از جامعه و نبود ارزیابی پسینی به عنوان چالش‌های دیگر نام برد و با بیان مسئله، راهکارهایی را برای آنها ذکر کرد. 

وی در بخش پایانی سخنانش با بیان اینکه حکمرانی فرهنگی موفق، زمانی شکل می‌گیرد که هر چالش، هم با تغییر نگاه پاسخ داده شود و هم با ابزار نهادی مناسب، اعلام کرد: حکمرانی فرهنگی در جهان امروز نه می‌تواند و نه لازم است  به معنای کنترل کامل و یک‌سویه باشد.

وی گفت: چالش اصلی، یافتن تعادلی پویا بین «ضرورت انسجام اجتماعی» و «حق تنوع و انتخاب» است و راه حل ممکن، عبور از «حکمرانی یک‌سویه» به سوی «حکمرانی مشارکتی» است. حکمرانی که در آن دولت، نهادهای مدنی و شهروندان در گفت‌وگویی مداوم بر سر ارزش‌ها، نمادها و آینده‌ی فرهنگی جامعه سهیم باشند. در غیر این صورت، خطر افزایش شکاف بین نهادهای حکمران و بدنه‌ جامعه — به ویژه نسل جوان — واقعی و جدی خواهد بود.

نشست «رابطه فرهنگ عمومی با حکمرانی فرهنگی؛ چالش‌ها و راهکارها» برگزار شد

لازمه حکمرانی فرهنگی، انعطاف، شناخت واقعی و اقناع شهروندان است

در ادامه ساجده واعظ زاده عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی کرمانشاه نیز با بیان اینکه حکمرانی فرهنگی هدایت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پدیده‌های فرهنگی است، اظهار کرد: حکمرانی فرهنگی خود تابع فرهنگی است که تغییر می‌کند. همچنین باید دید که حکمرانی چه موضوعاتی و چه شیوه‌ای را برای حل و فصل پدیده‌ها انتخاب می‌کند. این شیوه‌ها می‌تواند شامل شیوه گفت و گو و دستیابی به اجماع و شیوه تحمیل دیدگاه‌ها باشد. 

وی افزود: حاکمیت از پول و قدرت برخوردار است و به پشتوانه این ابزار می‌تواند دیدگاه‌های خود را تحمیل کند، اما مشروعیت این نوع برخورد از پس زمینه‌ای بیرون می‌آید که ریشه در خود فرهنگ دارد. 

این جامعه شناس تصریح کرد: در یک شرایط عادی و در جامعه‌ای نرمال، حکمرانی مشروعیت خود را از دل جامعه بدست می‌آورد، یعنی کنش‌های حاکمیت مبتنی بر یک فرایند ارتباطی با جامعه است که از بحث و مذاکره و توافق حاصل شده و نتیجه عملکرد حاکمیت در حوزه حکمرانی فرهنگی، اصلاح، شرح، بسط و منسجم کردن محتواهای فرهنگی است. 

وی اضافه کرد: مشکل و  آسیب از زمانی بوجود می‌آید که بین این دو ناهماهنگی ایجاد شود. مثلا در حوزه جامعه پذیری ممکن است به فروپاشی سنت‌ها، سست شدن انگیزه‌ها و بروز آسیب‌های روانی منجر شود یا در حوزه انسجام اجتماعی ممکن است باعث به خطر افتادن هویت جمعی، بی هنجاری و از خود بیگانگی شود. 

واعظ زاده تاکید کرد: راه حل این مشکل مجدد در خود فرهنگ نهفته است، اینکه چه شیوه‌ای از حکمرانی را مشروع می‌داند و با توجه به ذخیره دانش و پس زمینه‌ای که وجود دارد، چه رویه‌ای را پیشنهاد می‌کند. 

وی گفت: لازمه حکمرانی فرهنگی، انعطاف، شناخت واقعی و اقناع شهروندان است و اگر نباشد تمام فعالیت‌های حکمرانی بی‌نتیجه خواهد بود. 

انتهای پیام 

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha