دکتر علیرضا درخشان در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تحلیل تاریخی از وضعیت گسترش رشته طب سنتی ایرانی در ایران، اظهار کرد: از سال ۱۳۸۶ این طب وارد دانشگاه شده، دو سال بعد دوره PhD راهاندازی شد و اولین فارغالتحصیلان در سال ۱۳۹۲ وارد سیستم سلامت شدند. یعنی تنها ۱۲ سال از ورود اولین فارغالتحصیلان آکادمیک این رشته میگذرد که در مقیاس گسترش یک رشته تخصصی، زمان بسیار کمی است.
وی دو علت اصلی مراجعه مردم به این رشته درمانی را انتظار بهرهمندی از فواید اضافه در کنار درمان رایج و نارضایتی از روند درمانی معمول دانست.
عدم عرضه ساختار یافته دولتی باعث شکلگیری مسیرهای جانبی در این حوزه شده است
این پزشک و متخصص طب سنتی ایرانی با اشاره به اینکه از جمله معضلهایی که در نقش یک سیاستگذار سلامت در حیطه طب سنتی و طبهای مکمل وجود دارد، عدم پاسخگویی به این تقاضاست و گفت: در برخی دورهها، در حوزه سیاستگذاری سلامت به این موضوع اهمیت داده نشد و طبیعتاً مردم نتوانستند به صورت صحیح از این طب بهرهمند شوند. اما به تدریج روند جهانی به سمت این روشها پیش رفت و مورد توجه قرار گرفت. مشکل اینجاست که در حوزه پاسخ به تقاضا معضل وجود دارد؛ تقاضا وجود دارد اما عرضه ساختاریافته، دولتی، قانونی و منظم در اختیار مردم نبوده و این باعث شکلگیری مسیرهای جانبی شده است.
درخشان با بیان اینکه در هر مسئلهای که تقاضا وجود داشته باشد و ساختار حاکمیتی، عرضه را مدیریت نکند، مسیرهای جانبی شکل میگیرند، تأکید کرد: به نظر من مردم مقصر نیستند. مردم دنبال برطرف کردن دو نیاز اصلی خود هستند که یکی از آن انتظار بهرهمندی بیشتر و جبران نارضایتی از درمانهای موجود است.
وی با اشاره به کمبود نیروی انسانی متخصص، خاطرنشان کرد: کل جامعه متخصصان طب سنتی در کشور حدود ۱۰۰۰ نفر است و با این تعداد به هیچ وجه نمیتوان نیاز وسیع حوزه سلامت را پوشش داد. این یعنی طب سنتی به سیاستهای پشتیبانی و حمایتی بسیار قویتری نیاز دارد. متأسفانه حمایتها از این طب یا حداقلی بوده و یا اگر وجود داشته، به درستی اجرایی و عملیاتی نشده است.
این پزشک و متخصص طب سنتی ایرانی به وضعیت بیمه اشاره و اظهار کرد: در طب ایرانی، ویزیت و اعمال یداوی مانند حجامت و زالودرمانی تحت پوشش بیمه قرار دارند. همچنین تعداد محدودی از داروهای گیاهی که از قدیم تحت پوشش بودند، شامل