به گزارش ایسنا، واشنگتن پست در گزارشی مینویسد: افرادی چون «بیل کلینتون» رئیس جمهور پیشین آمریکا در انتخابات روسیه در سال ۱۹۹۶ از «بوریس یلتسین» حمایت کرد و باراک اوباما در انتخابات اسرائیل در سال ۲۰۱۵ از بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر آن انتقاد داشت. روسای جمهور آمریکا به ندرت مانند «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور فعلی، در امور کشورهای دیگر دخالت کردهاند، اما این دخالت گاهی اوقات با وجود اینکه او بیش از یک بار حمایت خود را از راست افراطی اعلام کرده است، حتی در میان آنها نیز با رد مواجه میشود.
ترامپ اوایل ماه جاری میلادی «حمایت کامل و قاطع» خود را برای «سانائه تاکایچی» نخست وزیر ژاپن و «ویکتور اوربان» همتای مجارستانی او ابراز کرد. اما از قانونگذاران عراقی خواست تا از «نوری المالکی»، که به ایران نزدیک است برای پست نخست وزیری حمایت نکنند.
سال قبل هم ترامپ از «نصری آسوفرا» در انتخابات ریاست جمهوری هندوراس و «ژایر میلی» در انتخابات آرژانتین حمایت کرد. بعدتر هم واضح گفت که آرژانتین تنها در صورتی وام ۲۰ میلیارد دلایی دریافت میکند که میلی پیروز انتخابات ریاست جمهوری باشد. ترامپ پیش از اینها هم از «ژایر بولسونارو» رئیس جمهور سابق برزیل، «بوریس جانسون» نخست وزیر سابق انگلیس، «کارول ناوروکی» رئیس جمهور لهستان و «جوزپه کونته» نخست وزیر پیشین ایتالیا حمایت کرده و مراتب لطفش شامل حال آنها شده بود.
در مورد نتانیاهو و بولسونارو، باید گفت که ترامپ پایش بیشتر از گلیمش دراز کرده و به برزیل و اسرائیل فشار آورده تا حکمهای قضایی علیه این دو نفر را خاتمه دهند؛ بولسونارو به تحریک کودتای نظامی محکوم شد و نتانیاهو به اتهام فساد در حال محاکمه است.
ترامپ حتی در تلاشی ناموفق برای مجبور کردن سیستم قضایی برزیل به منظور آزادی بولسونارو، تعرفه ۵۰ درصدی علیه این کشور وضع کرد.
رئیس جمهور آمریکا شاید از این واقعیت که بسیاری از رهبران مورد حمایت او پیروز شدند که البته بولسونارو و کونته استثنا هستند، رضایت داشته باشد، اما باید دید که آیا حمایت او تاثیر زیادی در این پیروزی داشته است یا خیر که این خود جای سوال دارد.
-مشکل کجاست؟
نخست اینکه این حمایتها بازتاب رفتار و عادت نامطلوب ترامپ در شخصیسازی روابط با سایر کشورها است؛ او به رهبرانی که دوست دارد، پاداش میدهد و کسانی را که دوست ندارد مجازات میکند. او با افتخار گفته است که سال گذشته تعرفهها را علیه سوئیس افزایش داده است، زیرا با اشاره به رئیس جمهور وقت آن کشور، «کارین کلر-ساتر» گفت: «من واقعا از نحوه صحبت او با خودمان خوشم نیامد.» این میتواند دلیل خوبی برای افزایش هزینه کالاهای سوئیسی برای مصرفکنندگان آمریکایی باشد. (البته که ترامپ پس از روی کار آمدن رئیس جمهور جدید سوئیس، نرخها را کاهش داد.)
رهبرانی که ترامپ بیشتر دوست دارد، کسانی هستند که از او تعریف و تمجید میکنند و بیشتر مقلد او هستند؛ او از بولسونارو به عنوان «ترامپ گرمسیری» و از جانسون به عنوان «ترامپ بریتانیا» یاد کرده است. اما چون به این دلیل که ترامپ از رهبران خاصی خوشش میآید، به این معنی نیست که حکومت آنها به نفع ایالات متحده است. به عنوان مثال، اوربان فقط یک رهبر مستبد نیست؛ او همچنین به روسیه و چین نزدیک و با اوکراین دشمن است. ائتلاف غربی از شکست او در ماه آوریل سود خواهد برد. مشکل این است که ترامپ دستور کار سیاسی شخصی خود را دنبال میکند، نه دستور کار ایالات متحده را آنطور که به طور قدیمی توسط روسای جمهور هر دو حزب درک میشود.
ترامپ با همسو کردن ایالات متحده با رهبران خاص، خطر دشمنی با مخالفان سیاسی در کشورهایشان را نیز به جان میخرد و در نتیجه واکنش منفی را به دنبال دارد. این اتفاق قبلا در کانادا رخ داده است. سال گذشته، ترامپ از «پییر پویلیویر»، رهبر حزب محافظهکار در یک پست عجیب در رسانههای اجتماعی حمایت کرد و گفت که او به تبدیل کانادا به پنجاه و یکمین ایالت و در نتیجه لغو تعرفههای ایالات متحده کمک خواهد کرد. پویلیویر وحشتزده به ترامپ گفت که «از انتخابات کانادا دور بماند»، اما آسیب وارد شده بود؛ مارک کارنی، رهبر حزب لیبرال با اختلاف زیادی در انتخابات پیروز شد.
حالا ترامپ با انتقادهای مشابهی در اروپا روبهروست؛ جاییکه با تعرفههایش، حملاتش به تنظیم مقررات دیجیتال و سیاستهای مهاجرتی، تلاش برای تصرف گرینلند و توهین به سربازان اروپایی کشته شده در افغانستان، به چهرهای نامحبوب بدل شده است.
یک نظرسنجی که ماه گذشته توسط شورای روابط خارجی اروپا منتشر شد، نشان داد که تنها ۱۶ درصد از اروپاییها اکنون آمریکا را متحد خود میدانند. در دانمارک، ۸۴ درصد دیدگاه نامطلوبی نسبت به ایالات متحده دارند. «جی. دی. ونس»، معاون رئیس جمهور آمریکا در مراسم افتتاحیه المپیک زمستانی در میلان هو شد و مورد تمسخر قرار گرفت و این رفتار در حالی رخ داد که نخست وزیر ایتالیا، دوستدار ترامپ است.
این برای ترامپ یک مشکل است، زیرا او و دستیارانش به ترویج جنبشهای راست افراطی در اروپا مشتاق به نظر میرسند. همانطور که فایننشال تایمز برای اولین بار گزارش داد وزارت امور خارجه ایالات متحده در حال برنامهریزی برای تامین مالی اندیشکدهها و گروههای سیاسی راستگرا در اروپا تحت عنوان ترویج «آزادی بیان» است.
شکی نیست که برخی از سازمانهای اروپایی از پذیرش بودجه ایالات متحده خوشحال خواهند شد، اما بعید است که ارتباط با رئیس جمهور ایالات متحده که به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفته است، برای راست افراطی اروپا فایده زیادی داشته باشد. یک نظرسنجی از سوی پالتیکو در ماه دسامبر نشان داد که در فرانسه و آلمان، تنها یک سوم از افرادی که از احزاب راستگرا حمایت میکنند، نظر مساعدی نسبت به ترامپ دارند.
تعجبی ندارد که رهبران راست افراطی در اروپا تلاش ترامپ برای تصرف گرینلند را محکوم کردند و سعی در فاصله گرفتن از رهبر آمریکا داشتند.
«تینو کروپالا» از حزب آلترناتیوی برای آلمان از «روشهای غرب وحشی» ترامپ انتقاد کرد؛ «جردن باردلا» از حزب اجتماع ملی فرانسه گفت که «تهدیدهای ترامپ علیه حاکمیت یک کشورغیرقابل تحمل» است و «نایجل فاراژ» از حزب اصلاحات انگلیس، تهدیدهای تعرفهای ترامپ را «عملی بسیار خصمانه» خواند. اینها سیاستمداران اروپایی هستند که انتظار میرود بیشترین طرفدار ترامپ باشند، اما آنها نمیخواهند به عنوان عروسک خیمهشببازی آمریکا دیده شوند.
رئیسجمهوری که با جدیت از حاکمیت آمریکا محافظت میکند، باید احترام بیشتری به حاکمیت سایر کشورها نشان دهد.
ترامپ باید از برخورد با انتخابات خارجی به گونهای که گویی انتخابات مقدماتی حزب جمهوریخواه است، دست بردارد؛ جایی که میتواند نتیجه را دیکته کند. در عوض، بهتر است به صحبتهای «لرد پالمرستون» توجه کند: «ما هیچ متحد ابدی و هیچ دشمن ابدی نداریم. منافع ما ابدی و جاودانه هستند و وظیفه ما پیروی از این منافع است.»
انتهای پیام


نظرات