صیاد حقی، مدیرکل مشاوره و مددکاری فراجا در چهلوسومین نشست از سلسله نشستهای تخصصی «در میدان» که با همکاری جهاد دانشگاهی واحد قم برگزار شد، ضمن قدردانی از زحمات این نهاد فرهنگی و آموزشی، در رابطه با عنوان نشست تخصصی «بررسی و بازخوانی نقش روان شناسان و مشاورین در شرایط بحرانی» که به صورت مجازی برگزار شد، با اشاره به اقداماتی که برای تسهیل امور روانشناسان مرکز انجام شده، گفت: مرکز مشاوره و مددکاری فراجا در بازه زمانی یک ساله اخیر، با اتخاذ رویکردی استراتژیک، اقدام به بازسازی و تقویت بنیه فنی و ساختاری در چندین محور کلیدی کرده است. هدف غایی این اقدامات، تضمین تداوم ارائه خدمات روانشناختی و مشاورهای با کیفیت بالا و حفظ آمادگی سازمان در مواجهه با چالشهای متنوع بوده است.
وی افزود: اولین و مهمترین گام در مسیر بهبود، بازنگری در فرآیند جذب مشاوران و روانشناسان بود. با توجه به حساسیت ذاتی حوزه روانشناسی و مشاوره و تأثیر مستقیم سلامت روان کارکنان بر کیفیت خدماترسانی، معیارهایی برای جذب نیروها اعمال شد. تلاشهای شبانهروزی ظرفیت جذب نیروهای متخصص افزایش یافت و چرخه استخدام وارد فاز عملیاتی جدیدی شد. این موفقیت حاصل همدلی و مشارکت فعال کلیه همکاران و حمایتهای دلسوزانه سلسله مراتب فرماندهی بوده است.
مدیرکل مشاوره و مددکاری فراجا یکی دیگر از دغدغههای اساسی را تخصص گرایی و تطابق آن با شرایط استاندارد سازمانی دانست که منجر به تسهیل در شرایط و بهکارگیری مشاوران و روانشناسان شد و ادامه داد: پیگیریهای مستمر و هماهنگیهای انجامشده با واحدهای ذیربط، منجر به رفع موانع و مشکلات موجود شد. این امر نه تنها عدالت سازمانی را ارتقا داد، بلکه امکان بهرهمندی کامل همکاران از امکانات و مزایای شغلی خود را نیز فراهم آورد.
وی توسعه فیزیکی مراکز مشاوره را یکی دیگر از اقدامات دانست و بیان کرد: در بخش توسعه زیرساختها، ما متعهد به گسترش شبکه مراکز مشاوره هستیم و در این راستا حاصل این تلاشهای مستمر، منجربه افزایش تعداد مراکز مشاوره به ۶۵ مرکز فعال در سراسر کشور شده است. با توجه به برنامهریزیهای صورتگرفته و با فرض ثبات شرایط اجتماعی، چشمانداز سازمان رسیدن به عدد ۱۰۰ مرکز مشاوره در سراسر کشور ترسیم شده است.
حقی احراز آمادگی در شرایط بحرانی را یکی از نقاط قوت برجسته سلسله نشستهای تخصصی در میدان قلمداد کرد و گفت: حوادث تلخ اخیر شوکهای روانی عمیقی را به جامعه وارد کرد. همکاران ما با اتکا بر دانش علمی و ایمان راسخ، و پس از بازسازی روحیه شخصی خود، با سرعت عمل و دقت نظر بالایی در صحنه حاضر شدند و خدمات روانشناختی لازم را ارائه کردند. همچنین، توسعه خدمات مشاورهای از طریق بسترهای مجازی و تلفنی، کارنامه درخشانی را رقم زده است.
وی ضمن تشکر از تمامی مشاوران و روانشناسانی که در مدت جنگ تحمیلی سوم، پای کار بودند و خدمترسانی کردند، بیان کرد: این دستاوردها بدون همکاری صمیمانه، همدلی و مهربانی همکاران محقق نمیشد.
«فرسودگی شغلی» و «اختلال استرس پس از سانحه»؛ دو پیامد چالشبرانگیز جنگ
در ادامه، علیرضا آقایوسفی، رئیس سازمان نظام روان شناسی و مشاوره ایران در بررسی پیامدهای جنگ بیان کرد: یکی از برجستهترین چالشها، «فرسودگی شغلی شدید» و «اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) پنهان» است. و این موضوع در تمام سازمان هایی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم درگیر بحران جنگ بودند احتمال ایجاد این اختلال وجود دارد و این وضعیت نه تنها سلامت فردی را تهدید میکند، بلکه ثبات خانوادهها و کیفیت خدماترسانی به جامعه را نیز با خطر جدی مواجه میسازد. بدیهی است در صورت عدم توجه به بهداشت روان کارکنان هر سازمانی دچار اختلالات شوند. اگرچه همه موارد به شکل کلاسیک PTSD بروز نمیکنند.
آقایوسفی با ارائه راهکارهای درمانی و پیشگیرانه گفت: برای مقابله با این بحران انباشتهشده، اتخاذ رویکردهای چندجانبه ضروری است. اولویت نخست، شناسایی و درمان سریع علائم است. استفاده از درمانهای شناختی-رفتاری (CBT) به عنوان خط اول درمان توصیه میشود. این روش به کارکنان کمک میکند تا الگوهای فکری منفی ناشی از تروما را بازسازی کرده و مهارتهای مقابلهای خود را تقویت کنند.
وی همچنین با اظهار قدردانی از زحمات روان شناسان و مشاوران شاغل در فراجا اظهار کرد: با توجه به اینکه کارشناسان شاغل در دوایر مشاوره و مددکاری اجتماعی کلانتریها به عنوان «خط مقدم تعامل با مردم» عمل میکنند، انتظار میرود حجم مراجعین دارای پرخاشگری و مشکلات رفتاری در دوران پسا جنگ بیشتر و تنشهای روانی و خانوادگی افزایش خواهد یافت لذا این کارشناسان مستقر در کلانتریها باید با تسلط کامل بر پروتکلهای مداخله با مراجعین پرخاشگر و خانوادههای عصبانی توانایی مداخله در بحران و کنترل صحنه را داشته باشند.
تدوین مدل بومی مداخله در بحران و پایش آسیبپذیریهای بلندمدت
در ادامه، الیاسی، روانشناس و استاد دانشگاه، با تأکید بر ماهیت چندوجهی بحرانها در ایران اظهار کرد: روانشناسان موظفند فراتر از مداخلات فردی و بالینی صرف، به سمت تدوین الگوهای کلان و پژوهشمحور حرکت کنند.
وی افزود: دو محور اصلی برای ارتقای کارایی سیستم سلامت روان در دوران بحران عبارتند از نخست، طراحی «مدل مداخله بومی» متناسب با فرهنگ ایرانی است؛ هر کشوری با توجه به نوع تهدیدات و ویژگیهای فرهنگی خود مدلی خاص دارد، اما ایران که در نیم قرن اخیر انواع بحرانها را تجربه کرده، نیازمند یک پروتکل ملی مداخله در تروماست.
الیاسی بیان کرد: اقدامات انجامشده تاکنون بیشتر جنبه جستهگریخته و واکنشی داشته و هنوز به یک تئوری منسجم نرسیدهایم، بنابراین سازمان نظام روانشناسی باید مدلی استاندارد مبتنی بر ارزشهای فرهنگی جامعه تدوین کند.
این استاد دانشگاه گفت: محور دوم، پایش آسیبپذیریهای بلندمدت از طریق پژوهشهای راهبردی است. بحرانها اثرات مخفی و طولانیمدتی دارند که تنها با پژوهش عمیق قابل شناسایی هستند و تمرکز بر نقطه فروپاشی و تابآوری جامعه حیاتی است.
وی افزود: در بررسی پیامدهای آموزشی و اجتماعی مانند کرونا، تحقیقات نشان میدهد تعطیلی مدارس ضربه جبرانناپذیری به یادگیری وارد کرده است، زیرا یادگیری واقعی در تعامل حضوری رخ میدهد و عدم حضور فیزیکی دانشآموزان باعث افت تحصیلی و آسیبهای روانی-اجتماعی پایدار شده است. روانشناسان باید با مطالعات میدانی دقیق، شدت این آسیبها را کمیسازی کرده و راهکارهای جبرانی ارائه دهند.
این روانشناس بیان کرد: تعیین «نقطه شکست» تابآوری یکی دیگر از وظایف مهم پژوهشی است. عامل نامشخصی به نام «فاکتور X» داریم که گروهی کوچک اما با انگیزه بالا (روحیه قوی) را بر گروه بزرگتر غلبه میدهد و در اینجا روحیه و اراده کلیدیترین متغیرها هستند.
وی افزود هدف پژوهش، شناسایی دقیق مرز بین تابآوری و فرسودگی حاد است تا مشخص شود آیا جامعه و نیروهای دفاعی به نقطه فروپاشی نزدیک میشوند یا خیر و چه مداخلاتی میتواند از رسیدن به آن جلوگیری کند. فعالیت روانشناسان محدود به درمان فردی نشود وی تصریح کرد: فعالیت روانشناسان نباید صرفاً به درمان فردی محدود شود و رویکرد جدید باید شامل تولید علم بومی، پژوهش کاربردی و سیاستگذاری دادهمحور باشد تا گذار از عملیاتگرایی لحظهای به علممدیری راهبردی محقق شود.
الیاسی گفت: در کنار مداخلات بالینی و پژوهشی، ارتقای سواد روانشناختی و رسانهای یکی از حیاتیترین کارکردهای روانشناسان در عصر حاضر است. با توجه به ظهور جنگ شناختی، شهروندان در معرض بمباران اطلاعاتی قرار دارند و فناوریهای پیشرفته ابزارهای قدرتمندی برای فریب افکار عمومی هستند. تبلیغات مدرن بر پایه اصول دقیقی مانند سوگیری تأییدی، تقویت متناوب، همرنگی اجتماعی و انزوای آزمایشگاهی طراحی میشوند تا رفتار جمعی را هدایت کنند.
این روانشناس بیان کرد: وقتی فرد بداند چگونه هک میشود، مقاومت خود را در برابر پروپاگاندای دشمن بالا میبرد، بنابراین روانشناسان باید با آموزش شفاف این مکانیزمها، سواد روانشناختی مردم را افزایش دهند.
وی با بیان اینکه مدیریت تعادل در ارتباطات نیز از دیگر چالشهاست و تأکید کورکورانه بر «با هم بودن» اشتباه رایجی است، گفت: ایزوله شدن منجر به محرومیت حسی-عاطفی و ازدحام بیهدف منجر به اضافه بار هیجانی میشود. باید مفهوم سکوت گرم (ارتباط عمیق و معنادار) را در مقابل غوغای یخی (سروصدای زیاد و تعاملات سرد) آموزش داد. همچنین در این باره، وظیفه روانشناسان تربیت شهروندانی است که نسبت به تکنیکهای فریب رسانهای هوشیار باشند، مصرف رسانهای خود را کنترل کنند و هنر ارتباط مؤثر و انتخاب زمان مناسب برای سکوت سازنده را بیاموزند.
این روانشناس با بیان اینکه کارکرد روانشناسی فراتر از درمان فردی است و باید به عنوان نهاد مشورتی راهبردی در سطوح عالی تصمیمگیری کشور حضور یابد، گفت: یکی از بزرگترین خلأها، عدم ارائه اسناد بالادستی به تصمیمگیران است و روانشناسی نباید به رفتارهای روزمره تقلیل یابد. اگر در گذشته افزایش سطح زندگی باعث افزایش IQ شده بود، اکنون شرایط بحرانی ممکن است منجر به کاهش ضریب هوشی جمعی شود و روانشناسان باید هشدار دهند که جلوگیری از این افت نیازمند تدابیر خاص است.
وی گفت: نفوذ در رسانهها و نظام آموزشی بخش دیگری از نقش روانشناسان است. به جای حضور پراکنده در رسانهها، باید در زیرساخت تولید محتوا نفوذ کرد و با همکاری تهیهکنندگان، عناصر روانشناختی صحیح را در فیلمها گنجاند تا تأثیر تسکینی دهها برابر بیشتری نسبت به سخنرانی مستقیم داشته باشد.
الیاسی افزود: از آنجا که دسترسی مستقیم به تمام دانشآموزان دشوار است، تمرکز بر معلم به عنوان خط مقدم تربیت ضروری است و روانشناسان باید به معلمان آموزش دهند چگونه فضای امن روانی ایجاد کنند.
وی بیان کرد: همچنین در تیمهای مذاکرهکننده بینالمللی، حضور روانشناسان برای تحلیل روانشناختی طرف مقابل و مدیریت هیجانات گروهی یک ضرورت استراتژیک است.
این روانشناس اظهار کرد: در لایه نهایی، روانشناسی به عنوان حامی حقوق انسانی و مشاور اخلاقی-اجتماعی حاکمیت ظاهر میشود. روانشناسان موظفند اطمینان حاصل کنند ساختارهای اجتماعی مانع از تحقق حقوق بنیادین شهروندی شامل حق زندگی، آزادی، جستجوی خوشبختی و دریافت خدمات درمانی نشوند. روانشناسان باید هشدار دهند که امنیت بدون آزادی شکننده و آزادی بدون امنیت هرجومرجآور است و هدف ایجاد تعادل پویا است.
الیاسی افزود: حضور روانشناسان در بدنه تصمیمگیری باید سازنده باشد و تحلیلهایی ارائه دهد که نشان دهد سیاستهای سختگیرانه بیش از حد سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد. امید است این باور شکل بگیرد که روانشناسان معماران سلامت روان جامعه و نگهبانان تعادل میان نظم و آزادی هستند و ایفای این نقشهای چندبعدی، شرط لازم برای رسیدن به جامعهای سالم است که در آن کرامت انسانی و رفاه روانی شهروندان در اولویت تصمیمگیریهای کلان قرار گیرد.
انتهای پیام
