به گزارش ایسنا، حمیدرضا صارمی امروز در ادامه سلسله نشستهای تخصصی «گفتوگوهای راهبردی درباره ایران پس از جنگ» که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی برگزار شد، با گرامیداشت یاد شهدای انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، شهدای امنیت، سلامت و شهدای جنگهای تحمیلی، اظهار کرد: شهدای جنگ تحمیلی اول و دوم همه معادلات دشمنان را بر هم زدند و خون آنها امنیت آینده کشور را تضمین خواهد کرد.
وی با اشاره به مظلومیت شهدای جنگ افزود: کودکانی که در کلاس درس هدف قرار گرفتند، زنان و مردمی که در خانههایشان جان باختند و افرادی که برای امنیت کشور از جان، چشم و دست خود گذشتند، سرمایههای بزرگ این سرزمین هستند.
تعطیلی در دوران جنگ معنا نداشت
صارمی با اشاره به تجربه جنگ هشتساله تحمیلی اظهار کرد: در آن دوران، با وجود بمباران شهرها، حمله به مدارس و شهادت دانشآموزان، چیزی به نام تعطیلی معنا نداشت. حتی در شرایطی که مدرسهها هدف قرار میگرفتند، کشور متوقف نمیشد و فعالیتهای اصلی ادامه داشت.
وی ادامه داد: امروز اما نوع جنگ تغییر کرده است. ما وارد نوعی از جنگ شدهایم که در آن مفهوم فضا و مکان دگرگون شده و دیگر خط مقدم صرفاً مرزها نیست، بلکه قلب شهرها و مراکز اصلی کشور هدف قرار میگیرند.
دانشگاهها باید در شرایط بحران فعال بمانند
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس با تأکید بر ضرورت تداوم فعالیت دانشگاهها در شرایط بحرانی بیان کرد: در کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت، دانشگاهها باید فعال بمانند. بسیاری از فرماندهان و افتخارآفرینان کشور، همان دانشجویانی بودند که از دانشگاه راهی جبهه شدند.
وی خاطرنشان کرد: در هر روز جنگ، کشور نیازمند مدیران و نیروهای بحراندیده و آماده است. جمهوری اسلامی ایران کشوری آرمانمحور است که براساس بیانیه گام دوم انقلاب، به دنبال تحقق تمدن نوین اسلامی است و امروز اقتدار آن در سطح جهان مورد توجه قرار گرفته است.
صارمی افزود: میلیونها نفر در کشورهای اروپایی و آمریکایی به این تفکر افتخار میکنند، اما اگر نتوانیم در داخل کشور، بهویژه در دوران پساجنگ، بازسازی مناسبی انجام دهیم، این پیروزیها با چالش مواجه خواهد شد.
بیتوجهی به آمایش سرزمین به کشور آسیب زده است
وی با اشاره به سیاستهای کلی نظام در حوزه شهرسازی و توسعه سرزمینی گفت: یکی از اصول اساسی که کمتر به آن توجه شده، مکانیابی و توسعه شهرها براساس آمایش سرزمین است و نبود این نگاه، آسیبهای فراوانی به کشور وارد کرده است.
صارمی تصریح کرد: در جنگهای جدید، هم مراکز نظامی و هم مراکز حکومتی در معرض تهدید قرار دارند و این پرسش مطرح است که آیا باید برخی کاربریهای حساس در دل مناطق مسکونی قرار داشته باشند یا خیر.
وی ادامه داد: طی سالهای اخیر تعدادی از پادگانها منتقل شدند، اما هنوز در تهران و برخی کلانشهرها نقاط متعددی وجود دارد که میتوانند در شرایط بحرانی هدف قرار گیرند.
تابآوری شهری در برابر جنگهای جدید کافی نیست
این استاد دانشگاه با بیان اینکه بازسازی خسارات جنگ هشتساله سالها به طول انجامید، اظهار کرد: بسیاری از جنگزدگان به شهرهای مختلف مهاجرت کردند و دولت نیز برای بازسازی با مشکلات جدی مواجه بود.
وی افزود: سیستمهای شهری ما در برابر تهدیدهای جدید، انعطافپذیری و انطباق لازم را ندارند و در برخی حوزهها با نوعی فروپاشی عملکردی روبهرو شدیم. بسیاری از کسبوکارهای خرد و مردمی که وابسته به درآمد روزانه بودند، عملاً در شرایط بحران تعطیل شدند.
شهر موج چهارم، مرزهای سنتی را از بین برده است
صارمی با تشریح تحولات الگوهای شهرسازی گفت: شهرها از دوران کشاورزی و انقلاب صنعتی عبور کردهاند و اکنون وارد شهر موج چهارم شدهایم؛ شهری که در آن بسیاری از مناسبات سنتی دگرگون شده است.
وی توضیح داد: در گذشته تهدیدها عمدتاً از مرزها بود و بر همین اساس بر اسکان جمعیت در مناطق مرزی تأکید میشد، اما امروز تهدید میتواند در مرکز کشور شکل بگیرد، زیرا دیگر مفهوم سنتی قلمرو مکانی تغییر کرده است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس ادامه داد: توسعه حملونقل پرسرعت، کاهش فاصلههای جغرافیایی، اقتصاد اشتراکی، اینترنت اشیا، شهرهای دیجیتال و انسانمحوری، همه بخشی از ویژگیهای شهر موج چهارم هستند و ما باید متناسب با این تحولات، الگوی شهرسازی و تابآوری خود را بازتعریف کنیم.
وی تأکید کرد: در جنگهای جدید، بسیاری از زیرساختهای زیرزمینی کمتر آسیب میبینند و همین مسئله نشان میدهد که در طراحی آینده شهرها و زیرساختهای کشور باید نگاه جدید و متناسب با شرایط روز اتخاذ شود.
تمرکز جمعیت و سرمایه در کلانشهرها، یکی از تهدیدهای جدی کشور است
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، با اشاره به تجربه کشورهای مختلف در حوزه پدافند شهری و مدیریت بحران گفت: بسیاری از کشورها سالها درباره ساخت پناهگاهها و زیرساختهای ایمن برنامهریزی کردهاند؛ بهگونهای که مردم در شرایط بحران احساس خطر نکنند.
وی افزود: یکی از مهمترین مسائل امروز کشور، تمرکز بیش از حد جمعیت و سرمایه در چند کلانشهر از جمله تهران، تبریز و کرج است؛ موضوعی که در صورت اختلال در عملکرد این شهرها، عملاً بخش قابل توجهی از کشور را دچار مشکل میکند.
از ۱۴۱۲ شهر کشور، تنها تعداد محدودی درگیر بحران بودند
صارمی با اشاره به آمارهای وزارت کشور اظهار کرد: براساس آمار سال ۱۳۹۵، ایران دارای ۱۴۱۲ شهر بوده است، اما در بحرانها و جنگها عملاً تنها تعداد محدودی از شهرها درگیر مستقیم میشوند و بخش بزرگی از ظرفیت سرزمینی کشور بلااستفاده باقی میماند.
وی ادامه داد: کشور ما همچنان از ظرفیت جمعیتی مناسبی برخوردار است و باید از این ظرفیت در توزیع متوازن جمعیت و امکانات استفاده شود.
۴۲ درصد جمعیت شهری کشور در کلانشهرها متمرکز شدهاند
این استاد دانشگاه با تشریح روند رشد کلانشهرها گفت: در سال ۱۳۳۵ تنها تهران جمعیتی بیش از یک میلیون نفر داشت، اما به مرور شهرهایی مانند مشهد، اصفهان، شیراز، کرج، اهواز، قم و کرمانشاه نیز به جمع شهرهای میلیونی اضافه شدند.
وی خاطرنشان کرد: امروز حدود ۴۲ درصد جمعیت شهری کشور در تعداد محدودی کلانشهر متمرکز شدهاند؛ در حالی که بخش زیادی از شهرهای کوچک و متوسط سهم اندکی از جمعیت و امکانات دارند.
صارمی افزود: در سال ۱۳۹۰ جمعیت کلانشهرهای کشور حدود ۲۲ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بود و این روند در سالهای بعد نیز تغییر اساسی نکرد. در مقابل، تعداد زیادی از شهرهای کشور جمعیت محدودی دارند و از ظرفیتهای توسعهای آنها استفاده نشده است.
آیندهنگری جمعیتی در کشور با ضعف جدی مواجه است
وی با انتقاد از نبود آیندهنگری دقیق در اسناد توسعه شهری اظهار کرد: در بسیاری از اسناد بالادستی، پیشبینی دقیقی از روند رشد جمعیت شهرها وجود ندارد. برای مثال، در حالی که برای شهر جدید هشتگرد ظرفیت یک میلیون نفری در نظر گرفته شد، جمعیت آن هنوز به ۱۰۰ هزار نفر هم نرسیده، اما اسلامشهر بدون پیشبینی مناسب اکنون به جمعیتی نزدیک به یک میلیون نفر رسیده است.
صارمی تصریح کرد: این مسئله نشان میدهد که دادهها و تحلیلهای مربوط به آمایش سرزمین و آیندهپژوهی جمعیتی، دچار ضعف جدی است.
تهران به کانون تمرکز سیاسی، اقتصادی و خدماتی کشور تبدیل شده است
وی ادامه داد: تمرکز خدمات، زیرساختها، امکانات اقتصادی و سیاسی در تهران و چند کلانشهر باعث تشدید مهاجرت و رشد نامتوازن شهری شده است؛ بهطوری که برخی کلانشهرها طی ۵۰ سال گذشته رشدهای بسیار بالایی را تجربه کردهاند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس اظهار کرد: در بسیاری از کشورها نسبت جمعیت شهر اول به شهر دوم متعادلتر است، اما در ایران فاصله تهران با سایر شهرها بسیار زیاد است و این موضوع کشور را در برابر بحرانها آسیبپذیر میکند.
صارمی با مقایسه وضعیت ایران با کشورهای مختلف گفت: در کشورهایی مانند هند، چین، آلمان، آمریکا، ژاپن و مصر، اختلاف جمعیتی میان شهر اول و دوم وجود دارد، اما این فاصله به اندازه ایران شدید نیست.
وی افزود: براساس سرشماری سال ۱۳۹۵، تهران حدود ۹ میلیون نفر جمعیت داشته و مشهد بهعنوان دومین شهر کشور حدود ۳ میلیون نفر جمعیت داشته است؛ شکافی که نشاندهنده تمرکز شدید امکانات و جمعیت در پایتخت است.
صارمی تأکید کرد: حل این وضعیت نیازمند حرکت به سمت توزیع متوازن جمعیت، امکانات و زیرساختها در سراسر کشور است؛ در غیر این صورت، آسیبپذیری کشور در شرایط بحران افزایش خواهد یافت.
نابرابری در توزیع ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی، ریشه اصلی مهاجرتهاست
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، با اشاره به نابرابریهای سرزمینی در کشور گفت: اگر جغرافیای ایران را از منظر منابع طبیعی، بارندگی و ظرفیتهای توسعه بررسی کنیم، بهوضوح مشخص میشود که توزیع امکانات و جمعیت با ظرفیتهای واقعی کشور همخوانی ندارد.
وی افزود: بخشهایی از کشور که بیشترین میزان بارندگی و اراضی حاصلخیز را دارند، امروز با محرومیت، مهاجرت و کاهش فرصتهای توسعه مواجهاند، در حالی که تمرکز امکانات در چند کلانشهر ادامه پیدا کرده است.
تمرکز دانشگاهها، پزشکان و مراکز تحقیقاتی در تهران
صارمی با اشاره به تمرکز امکانات علمی و خدماتی در پایتخت اظهار کرد: براساس آمار وزارت علوم، تعداد اعضای هیئت علمی و استادان دانشگاه در تهران بسیار بالاست و حدود ۷۰۰ هزار دانشجو در این شهر تحصیل میکنند. همچنین حدود ۵۴ درصد واحدهای تحقیقاتی کشور در تهران مستقر هستند؛ در حالی که جمعیت تهران تنها حدود ۱۰ درصد جمعیت کشور است.
وی ادامه داد: هر جا مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی متمرکز شوند، طبیعتاً اقشار متخصص و برخوردار نیز در همان مناطق تجمع میکنند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: تمرکز شعب بانکی، پزشکان متخصص و امکانات درمانی نیز در تهران بسیار چشمگیر است؛ بهگونهای که در بسیاری از شهرها، بیماران برای درمانهای تخصصی ناچار به مراجعه به مراکز استان یا تهران هستند.
خدمات و سرمایهگذاریها در تهران و چند کلانشهر متمرکز شدهاند
صارمی با بیان اینکه بخش زیادی از خدمات و سرمایهگذاریهای کشور در تهران، مشهد و اصفهان متمرکز شده است، گفت: سهم استان تهران از درآمدهای مالیاتی کشور بیش از ۵۰ درصد است و این تمرکز اقتصادی، شکاف منطقهای را تشدید کرده است.
وی افزود: در مقابل، استانهایی که ظرفیتهای طبیعی و کشاورزی گستردهای دارند، همچنان با مشکلات اقتصادی و نرخ بالای بیکاری مواجهاند.
مناطق دارای بیشترین بارندگی، محرومترین استانها شدهاند
وی با اشاره به ظرفیتهای کشاورزی کشور اظهار کرد: حدود ۴۸ درصد اراضی مرغوب کشاورزی ایران در مناطق زاگرس قرار دارد؛ مناطقی که بارندگی بالاتری نسبت به میانگین کشور دارند و باید به قطبهای اصلی توسعه کشاورزی تبدیل میشدند.
صارمی ادامه داد: با وجود اینکه در تمام برنامههای توسعه پیش و پس از انقلاب، کشاورزی بهعنوان محور توسعه معرفی شده، اما در عمل سهم این بخش کاهش یافته و بسیاری از استانهای برخوردار از منابع طبیعی، امروز جزو مناطق مهاجرفرست و دارای نرخ بالای فقر هستند.
وی تصریح کرد: آمار مددجویان تحت پوشش نهادهای حمایتی نیز نشان میدهد که بخش قابل توجهی از این جمعیت در همان استانهایی زندگی میکنند که بیشترین ظرفیت کشاورزی و منابع طبیعی را دارند.
رشد بخش خدمات، مهاجرت و آسیبهای اجتماعی را تشدید کرده است
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به تغییر ساختار اشتغال در کشور گفت: در سال ۱۳۵۵ سهم بخش کشاورزی و صنعت تقریباً برابر بود، اما امروز سهم خدمات به بیش از ۵۰ درصد رسیده است.
وی افزود: تمرکز بیش از حد اقتصاد بر بخش خدمات، بهویژه در کلانشهرها، علاوه بر افزایش آسیبهای اقتصادی و اجتماعی، زمینهساز تشدید مهاجرت و وابستگی بیشتر به شهرهای بزرگ شده است.
صارمی خاطرنشان کرد: امروز میلیونها سفر و جابهجایی میان تهران و شهرهای دیگر انجام میشود و بخش زیادی از مصرف سوخت کشور ناشی از همین الگوی مهاجرت و تمرکز جمعیت است.
مهاجرت به کلانشهرها متوقف نشده است
وی با اشاره به روند مهاجرتهای داخلی در دهههای گذشته اظهار کرد: از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ حدود ۱۱ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر در کشور جابهجا شدند. این رقم در دهههای بعد افزایش یافت و در فاصله سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ به بیش از ۱۷ میلیون نفر رسید.
صارمی افزود: این آمار نشان میدهد که با وجود اجرای برنامههای متعدد توسعه، مهاجرت به کلانشهرها نهتنها متوقف نشده، بلکه در برخی دورهها تشدید هم شده است.
وی تأکید کرد: بخش عمده این مهاجرتها از استانهایی صورت گرفته که دارای ظرفیتهای طبیعی، کشاورزی و توسعهای بالایی بودهاند، اما به دلیل توزیع نامتوازن منابع و امکانات، نتوانستهاند جمعیت خود را حفظ کنند.
ضعف در توزیع متوازن امکانات، عامل اصلی نابرابری سرزمینی است
صارمی گفت: توزیع نامتوازن منابع، رشد بیکاری در مناطق دور از مرکز، ضعف امنیت اقتصادی و اجتماعی و مهاجرت گسترده به مناطق برخوردار، از مهمترین عوامل شکلگیری نابرابری سرزمینی در کشور است.
وی افزود: تا زمانی که الگوی توسعه و توزیع امکانات در کشور اصلاح نشود، روند مهاجرت، تمرکز جمعیت و آسیبپذیری کلانشهرها ادامه خواهد داشت.
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، با اشاره به روند مهاجرتهای داخلی در کشور گفت: امروز بخش قابل توجهی از مهاجرتها به سمت استانهایی انجام میشود که حتی با محدودیت شدید منابع آبی مواجهاند؛ موضوعی که نشان میدهد الگوی توسعه سرزمینی در کشور دچار عدم تعادل جدی شده است.
وی افزود: اکنون در استانهایی مانند یزد و اصفهان با بحران آب روبهرو هستیم و برای تأمین آب، پروژههای انتقال از خلیج فارس اجرا میشود؛ در حالی که بسیاری از مناطق دارای ظرفیتهای طبیعی، کشاورزی و بارندگی مناسب خالی از جمعیت شدهاند.
چابهار میتوانست به یکی از مهمترین قطبهای جمعیتی کشور تبدیل شود
صارمی با اشاره به ظرفیتهای سواحل جنوبی کشور اظهار کرد: چابهار از نظر موقعیت جغرافیایی، دسترسی به آبهای آزاد و ظرفیتهای اقتصادی، قابل مقایسه با بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس نیست و ظرفیت بسیار بالایی برای توسعه دارد.
وی ادامه داد: از دههها قبل بر توسعه این منطقه تأکید شده بود و حتی در سال ۱۳۰۶ نیز پیشنهاد اسکان میلیونها نفر در این منطقه مطرح شد، اما با وجود تمام ظرفیتهای خدادادی، هنوز چابهار به جایگاه واقعی خود نرسیده است.
این استاد دانشگاه با اشاره به الگوی مهاجرت در کشور گفت: استانهایی مانند تهران، البرز، یزد، اصفهان، سمنان، قم و هرمزگان بیشترین مهاجرپذیری را دارند، در حالی که استانهایی نظیر خوزستان، لرستان، کرمانشاه، همدان، سیستان و بلوچستان، چهارمحال و بختیاری و اردبیل جزو استانهای مهاجرفرست محسوب میشوند.
وی افزود: این روند طی سالهای مختلف تقریباً بدون تغییر ادامه داشته و نشان میدهد مهاجرتها دقیقاً از مناطقی انجام میشود که خود دارای ظرفیتهای بالقوه توسعه هستند.
رشد کلانشهرها زمینهساز فروپاشی عملکردی در بحرانهاست
صارمی خاطرنشان کرد: رشد سریع کلانشهرها و تمرکز امکانات در آنها باعث شده در شرایط بحران، کشور با نوعی فروپاشی عملکردی مواجه شود.
وی افزود: در برخی شهرها رشد جمعیت طی دهههای گذشته بسیار بالا بوده و همین تمرکز، آسیبپذیری را افزایش داده است. در مقابل، کنترل مهاجرت تنها با اقدامات دستوری و محدودکننده امکانپذیر نیست و نیازمند سیاستگذاری هماهنگ و فرابخشی است.
تعطیلی گسترده آموزش در شرایط بحران قابل قبول نیست
وی با انتقاد از تعطیلیهای طولانیمدت آموزشی اظهار کرد: باید درباره این مسئله بهصورت جدی فکر شود که چرا در برخی شرایط، مدارس و دانشگاههای کشور برای ماهها تعطیل میشوند؛ در حالی که آموزش، بهویژه در رشتههایی مانند پزشکی، قابل توقف نیست.
صارمی تأکید کرد: حل مسائل شهری و مهاجرتی نیازمند همکاری همه قوا و طراحی سازوکارهای منسجم ملی است و نمیتوان این مشکلات را صرفاً با تصمیمات مقطعی مدیریت کرد.
بیکاری و مهاجرت، ارتباط مستقیم با یکدیگر دارند
وی با اشاره به آمارهای بیکاری در استانهای مختلف گفت: استانهایی که بیشترین نرخ بیکاری را دارند، معمولاً همان استانهایی هستند که بالاترین میزان مهاجرت را نیز تجربه میکنند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس افزود: در برخی مناطق، درصد بالایی از خانوارها هیچ فرد شاغلی ندارند و نرخ بیکاری زنان و جوانان نیز بسیار بالاست؛ موضوعی که به تشدید مهاجرت و کاهش امید اجتماعی منجر شده است.
وی تصریح کرد: نرخ بیکاری زنان دارای تحصیلات دانشگاهی در برخی دورهها به حدود ۵۸ درصد رسیده و این مسئله نشان میدهد سیاستهای توسعهای طی دهههای گذشته نتوانستهاند تغییر محسوسی در وضعیت اشتغال ایجاد کنند.
صارمی ادامه داد: شاخصهایی مانند آموزش، درآمد سرانه، کیفیت محیط زندگی و توسعه انسانی در بسیاری از استانهای مهاجرفرست وضعیت مناسبی ندارند و همین مسئله زمینه تشدید مهاجرت را فراهم کرده است.
اقتصاد قطبی، امید اجتماعی را از بین میبرد
صارمی با اشاره به پیامدهای تمرکز اقتصادی در چند کلانشهر گفت: زمانی که اقتصاد بهصورت قطبی شکل میگیرد، بخشی از مناطق کشور بهتدریج با فقر، انزوای اجتماعی، کاهش مشارکت عمومی و از دست رفتن امید به آینده مواجه میشوند.
وی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، مهاجرت به انتخاب اصلی مردم تبدیل میشود و این روند به تضعیف هویتهای محلی، تخلیه جمعیتی برخی مناطق و تشدید نابرابریهای سرزمینی منجر خواهد شد.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: کشور از نظر منابع و ظرفیتهای طبیعی با کمبود جدی مواجه نیست، بلکه مشکل اصلی در نحوه توزیع امکانات، تصمیمگیریهای متمرکز و نبود برنامهریزی متوازن است.
وی افزود: حتی اگر در برخی استانها بهترین زیرساختها و بیمارستانها ساخته شود، بدون ایجاد سازوکارهای پایدار برای توزیع عادلانه فرصتها و نیروی انسانی، مشکلات همچنان ادامه خواهد داشت.
بازسازی پساجنگ نباید به بازتولید گذشته محدود شود
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، با تأکید بر ضرورت بازنگری در الگوی توسعه و بازسازی کشور گفت: اگر نابرابریها و عدم تعادلهای ساختاری اصلاح نشود، بسیاری از مشکلات فعلی دوباره تکرار خواهد شد.
وی افزود: مشارکت محلی، کاهش تمرکز و نقشآفرینی واقعی مردم، از مهمترین مؤلفههایی است که میتواند کشور را در مسیر بازسازی مبتنی بر تمدن ایرانی ـ اسلامی قرار دهد.
نسخه شهرسازی ایران باید متناسب با شرایط ایران باشد
صارمی اظهار کرد: ما باید از تقلید صرف از الگوهای شهرسازی دیگر کشورها خارج شویم و نسخهای متناسب با شرایط، فرهنگ و نیازهای ایران طراحی کنیم.
وی ادامه داد: مکاتب مختلف شهرسازی جهان، از مدرنیسم تا رویکردهای زیباییشناسانه، لزوماً پاسخگوی مسائل ناشی از جنگ و بحران در ایران نیستند و کشور نیازمند ایدهها و راهکارهای بومی و خلاقانه است.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در بازسازی پساجنگ نباید صرفاً به بازتولید وضعیت گذشته فکر کرد، بلکه باید این فرایند را به بستری برای جهش و پیشرفت کشور تبدیل کرد.
وی با اشاره به تعدد نهادهای تصمیمگیر در کشور گفت: بخش عمده ظرفیت کشور درگیر اختلافات و ناهماهنگی میان دستگاهها میشود و همین مسئله روند تصمیمگیری را کند کرده است.
صارمی افزود: در حال حاضر حتی برخی دستگاههای اصلی مرتبط با مدیریت شهری و شهرسازی نیز بر سر موضوعات کلیدی هماهنگی کامل ندارند و این مسئله مانع اجرای سیاستهای مؤثر میشود.
جنگ فقط یک رویداد نظامی نبود
وی تأکید کرد: جنگ تحمیلی صرفاً یک رویداد نظامی نبود، بلکه پیامدهای عمیق فضایی، جمعیتی و نهادی بر ساختار سرزمینی کشور گذاشت و امروز نیز باید با همین نگاه، برنامهریزیهای پساجنگ انجام شود.
صارمی اظهار کرد: ایدههای نوین شهرسازی میتواند امکان بازسازی متفاوتی را فراهم کند؛ بازسازیای که تنها ترمیم خسارتهای فیزیکی نباشد، بلکه مسیر پیشرفت سریعتر کشور را هموار کند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به اهمیت آمایش سرزمین گفت: آمایش سرزمین باید به چارچوب اصلی سازماندهی جمعیت، فعالیتها و زیرساختهای کشور تبدیل شود و در این مسیر، تعریف جدیدی از «شهر تابآور» ارائه شود.
وی افزود: شهر تابآور صرفاً به معنای مقاومسازی فیزیکی نیست، بلکه باید بهگونهای طراحی شود که در شرایط بحران، زندگی عادی مردم مختل نشود و نیازی به تعطیلی گسترده مدارس، دانشگاهها و مراکز خدماتی وجود نداشته باشد.
صارمی ادامه داد: بخشی از این مسئله به جانمایی صحیح کاربریها و مراکز حساس بازمیگردد تا این مراکز در دل مناطق مسکونی متراکم قرار نگیرند.
مشارکت مردمی، مهمترین سرمایه مدیریت بحران است
وی با اشاره به تجربه دفاع مقدس گفت: هر جا مردم پای کار بودند، مشکلات حل شد و همین مشارکت اجتماعی یکی از مهمترین مؤلفههای شهر تابآور است.
صارمی خاطرنشان کرد: بسیاری از اقدامات فوری و کوتاهمدت در حوزه شهرسازی و مدیریت بحران، حتی بدون هزینههای سنگین و صرفاً با مدیریت تاکتیکی و تصمیمگیری درست قابل اجراست.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: مسئله اصلی کشور صرفاً میزان خسارتهای اقتصادی و فیزیکی نیست، بلکه مهمتر از آن، ضعف در درک صحیح مسائل شهرسازی و نبود هماهنگی ساختاری میان دستگاههای مختلف است.
وی افزود: ضروری است قوای سهگانه درباره بازآرایی ساختار فضایی کشور و کاهش نابرابریهای منطقهای به جمعبندی مشترک برسند.
تقویت شهرهای میانی و مناطق زاگرسنشین ضروری است
صارمی با تأکید بر ضرورت کاهش نابرابریهای فضایی گفت: تقویت شهرهای میانی و کوچک و توجه ویژه به مناطق زاگرسنشین باید در اولویت برنامهریزیهای کشور قرار گیرد.
وی افزود: بسیاری از مناطق جنوبی و ساحلی کشور ظرفیتهای عظیمی برای توسعه دارند و میتوانند به قطبهای مهم اقتصادی و جمعیتی تبدیل شوند.
بروکراسی پیچیده، مانع سرمایهگذاری و توسعه است
وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از پیچیدگی فرایندهای اداری اظهار کرد: نبود نظام متمرکز آماری و نظارتی و همچنین فرایندهای پیچیده اداری، باعث شده سرمایهگذاری و فعالیت اقتصادی با دشواریهای فراوان روبهرو شود.
صارمی گفت: در برخی موارد، افراد برای دریافت مجوزهای ساده با روندهای فرسایشی مواجه میشوند و همین مسئله موجب فرار سرمایه و کاهش انگیزه برای توسعه و سرمایهگذاری داخلی شده است.
وی در پایان تأکید کرد: بدون ایجاد هماهنگی نهادی، نظام آماری منسجم و مدیریت یکپارچه، امکان اصلاح ساختارهای فضایی و کاهش نابرابریهای سرزمینی فراهم نخواهد شد.
انتهای پیام

