به گزارش ایسنا، اعتبار و جایگاه کریستین مونجیو همراه با نمایش جهانی فیلم در بخش مسابقه جشنواره کن بهتنهایی برای تضمین توجه جهانی به فیلم کافی بود، اما حضور دو بازیگر شناختهشده بینالمللی یعنی سباستین استن و رناته رینسوه، به افزایش توجهات به فیلم کمک کرده است، فیلمی که در نهایت در رقابت با آثار کارگردانان سرشناسی چون پدرو آلمودوار، اصغر فرهادی، پاول پالیکوفسکی، آندری زویاگینتسف و ... توانست توجه هیات داوران به ریاست پارک چان-ووک را جلب کند و برنده نخل طلای کن شود.
این دو بازیگر نقش میهای و لیسبت گئورگیو را بازی میکنند؛ زوجی که سالها در بخارست رومانی زندگی کردهاند. پس از مرگ والدین میهای، آنها تصمیم میگیرند به روستایی در نروژ که زادگاه لیسبت است، نقل مکان کنند تا خانواده همسرش بتوانند در نگهداری از پنج فرزندشان، که کوچکترین آنها هنوز نوزاد است، کمک کنند.
مانع زبانی در ابتدا کمی دردسرساز است؛ میهای زبان نروژی را میفهمد اما نمیتواند روان صحبت کند و کودکان نیز هنوز در حال یادگیری هستند. با این حال، زبان انگلیسی در جامعه محلی پذیرفته شده و همهچیز در ظاهر خوب پیش میرود؛ هرچند برخی نسبت به این موضوع ابراز تعجب میکنند که کودکان اجازه استفاده از تلفن همراه یا اینترنت ندارند.
اما یک روز، یکی از معلمان، مکالمهای میان دو فرزند بزرگتر خانواده میشنود که نشان میدهد روش تربیتی محافظهکارانه و مذهبی والدین ممکن است شامل خشونت فیزیکی نیز باشد. از آنجا که پیشتر نیز کبودیهایی روی بدن کودکان دیده شده بود، مدرسه موضوع را به مقامات مربوطه گزارش میدهد و بهزودی بحرانی جدی شکل میگیرد.
در حالی که والدین برای حفظ حق دیدار با فرزندانشان که نهتنها از آنها بلکه از یکدیگر نیز جدا شدهاند، میجنگند، میهای و لیسبت با این حقیقت تلخ روبهرو میشوند که با وجود فضای ظاهرا مترقی کشوری که در آن زندگی میکنند، برخورد فرهنگی تقریبا اجتنابناپذیر است.
داستان این فیلم حاصل پژوهشهای گسترده درباره پروندههای مشابه است، هرچند بر پایه یک ماجرای واقعی مشخص ساخته نشده و عمدتا در شهر السوند در سواحل غربی این کشور فیلمبرداری شده است. با این حال، داستان میتوانست در هر کشور اسکاندیناوی دیگری اتفاق بیفتد؛ کشورهایی که همواره نماد ارزشهای مترقی تلقی میشوند.
البته فیلمبرداری «فیورد» در نروژ به مونجیو این امکان را داده تا رناته رینسوه را در نقش لیسبت انتخاب کند؛ نقشی پیچیده برای زنی که میان کشور محل تولدش و فرهنگی که با ازدواج وارد آن شده، گرفتار است و تلاش میکند بفهمد دقیقا کجا ، همهچیز از مسیر خارج شد.
هرچند این نقشی است که رینسوه اکنون بهراحتی از عهده آن برمیآید، اما ظرافتهای فیلمنامه و بازی کنترلشده او باعث شده شخصیت او به عنوان مادر پنج فرزند، چهرهای چندلایه و جذاب پیدا کند؛ شخصیتی که گاه همدلی تماشاگر را برمیانگیزد و گاه آن را از دست میدهد. مخاطبانی که انتظار روایتی کاملاً سیاهوسفید از موضوع دارند، احتمالا از اتفاقات پرده سوم فیلم غافلگیر خواهند شد.
در سوی دیگر، بازی سباستین استن شاید حتی چشمگیرتر باشد؛ بازیگری که در این فیلم دوباره با ریشههای رومانیایی خود ارتباط برقرار کرده است. او که در بخارست و وین توسط مادرش بزرگ شده بود، در ۱۱ سالگی با فیلم «۷۱ جزء از روزشمار یک شانس» ساخته میشائل هانکه وارد دنیای سینما شد.
استن که پیشتر با بازیهایش در فیلمهای «مردی متفاوت» و «کارآموز» تحسین شده بود، در فیلم «فیورد» کاملا متفاوت ظاهر میشود؛ مردی که ناچار است خود را به زبان دوم یا سوم بیان کند و خشم فروخوردهاش را بیشتر از طریق حرکات چهره منتقل میکند؛ زمانی که درمییابد جامعه مترقیای که او را پذیرفته، برای مدارا نیز مرزهایی تعیین کرده است.
همهچیز در فیلم با دقتی حسابشده پیش میرود؛ همانطور که خود مونجیو نیز با نگاهی دقیق و بدون قضاوت آشکار، داستان را روایت میکند. همانند مقاماتی که رفتار میهای و لیسبت را بررسی میکنند، همدلی فیلمساز بیش از هر چیز با کودکان است، اما او هرگز صریحا نمیگوید حق با کدام طرف است.
کریستین مونجیو در فیلم جدیدش به بررسی یک جهان کوچک تازه میپردازد و بینالمللیترین نگاه خود را تاکنون ارائه میدهد؛ نگاهی بر پایه ایدهای که همیشه بر آن تاکید داشته است: «همه ما از لایهها و تناقضهای متعددی تشکیل شدهایم.» اینکه این تفاوتها درون یک فرد یا میان آدمها قابلهمزیستی هست یا نه، پرسشی است که فیلم پاسخ آن را به تماشاگر واگذار میکند.
منبع: thefilmverdict
انتهای پیام

