حجتالاسلام محمد حائری شیرازی پژوهشگر قرآن و حدیث در یادداشتی که به مناسبت روز عرفه در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: در مکتب انسانساز اهلبیت (ع) شخصیت بیبدیل حضرت سیدالشهدا (ع) تجلیگاه پیوند شگرف دو عنصر «حماسه» و «عرفان» است. غالباً در تحلیل واقعه عاشورا، وجهه جهادی، سلحشوری و تقابل با ظلم پررنگتر دیده میشود، اما حقیقت آن است که این قیام عظیم، پیش و بیش از آنکه یک رویداد نظامی باشد، یک سلوک عمیق عرفانی است. برای فهم دقیق این حرکت، باید به نقطه عزیمت این حماسه بازگشت؛ یعنی روز عرفه و مناجات سوزناک امام حسین (ع) در صحرای عرفات. دعای عرفه، تنها یک نیایش طولانی نیست، بلکه مانیفست عقیدتی و روحی امامی است که خود را برای بزرگترین فداکاری تاریخ آماده میکند. در این مکتب، عرفان نه به معنای گوشهنشینی و انزوا، بلکه به معنای فنای فیالله و دیدن حضور پروردگار در تمام لحظات زندگی و مبارزه است.
دعای عرفه سیدالشهدا (ع)، اوج سوز و گداز عاشقانه و نظم عجیب روحی یک انسان کامل در برابر ذات ربوبی است. امام در این نیایش، سراسر نیاز و تضرع، خود را در مقابل عظمت حق فانی میبیند و با توسل به ذیل عنایت الهی، عالیترین مضامین توحیدی را زمزمه میکند. این مناجات، خلوتگاه امنی است که در آن، روح بزرگ امام از قفس تعلقات مادی عبور کرده و به مقام شهود میرسد. روز عرفه، روز شناخت و اعتراف است؛ اعتراف به بندگی، فقر و نیاز در پیشگاه غنی مطلق.
در مکتب اسلام، اعتراف به گناه و کاستیها در پیش بندگان ممنوع و مذموم است، اما در خلوتگاه عرفه و در برابر خالق، این اعتراف، نردبان صعود انسان میشود. امام حسین (ع) با دعای خود، ظرفیت روحی انسان را برای اتصال به منبع لایزال الهی به تصویر میکشد و نشان میدهد که بدون این پشتوانه معنوی، هیچ حرکت بزرگی در عالم ماده رقم نخواهد خورد.
همین روحیه عرفانی و توحیدی است که مقدمه حماسه را فراهم میسازد. هنگامی که امام (ع) مکه را به قصد کوفه ترک میکنند، در خطبهای تاریخی، مسیر و هدف این کاروان را نه فتح ظاهری، بلکه «لقاءالله» معرفی میفرمایند. ندای ملکوتی «مَنْ کَانَ فِینَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلَی لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا» (هر کس که آماده است خون قلبش را در راه ما نثار کند و خود را برای دیدار خداوند مهیا ساخته است، با ما کوچ کند)، دقیقاً امتداد همان روحیهای است که در دعای عرفه موج میزند. در اینجا، جهاد و شهادت نه یک انتخاب از سر ناچاری، بلکه مشتاقانهترین مسیر برای رسیدن به وصال الهی است. کاروان حسینی، کاروان مجاهدانی است که پیش از آنکه شمشیر به دست بگیرند، در محراب عرفات، نفس خود را ذبح کرده و جز رضای خدا نمیبینند.
با ورود کاروان به کربلا و آغاز حماسه عاشورا، این پیوند حماسه و عرفان به اوج شکوه خود میرسد. از سپیدهدم عاشورا تا لحظه غروب و در میان خون و آتش، آنچه از امام حسین (ع) و یارانش دیده میشود، سراسر ذکر، تضرع، یاد خدا و توسل است. در منطق حسینی، میدان جنگ، امتداد محراب عبادت است. هر ضربه شمشیری که فرود میآید و هر شهیدی که بر زمین میافتد، پردهای دیگر از آن مناجات عارفانه را تفسیر میکند.
اوج این درهمتنیدگی شگفتانگیز را میتوان در واپسین لحظات حیات ظاهری سیدالشهدا (ع) و در گودال قتلگاه نظاره کرد. آنجا که امام، با بدنی مجروح و در میان حلقه دشمنان، با آرامشی وصفناپذیر زمزمه میکند: «رِضاً بِقَضائِکَ وَ تَسْلیماً لِامْرِکَ». این کلمات، چکیده و عصاره تمام دعای عرفه است که اکنون در عمل و در سختترین شرایط ممکن به اثبات رسیده است.
امروز نیز با گذشت قرنها از آن واقعه عظیم، مکتب عاشورا زنده است و پرچم این پیوند مبارک حماسه و عرفان در دستان پیروان حقیقی اباعبدالله (ع) قرار دارد. نبرد حق و باطل پایانی ندارد و ایستادگی در برابر جبهه استکبار جهانی در روزگار کنونی، نیازمند همان دو بالی است که سیدالشهدا (ع) در عرفات و کربلا به نمایش گذاشتند. جهاد در میدانهای سخت نبرد با مستکبران، مستلزم پیروزی در جهاد اکبر و تهذیب نفس است.
مجاهد راه حق در عصر حاضر، اگر بخواهد در برابر طوفان فتنهها، تحریمها و تهدیدهای قدرتهای استکباری استقامت کند، باید ریشه در مناجات و تضرع داشته باشد. بدون پشتوانه عرفانی و اتصال به غیب، روحیه مقاومت در برابر استکبار به خستگی میگراید و بدون روحیه حماسی و جهادی، عرفان به انزوایی بیحاصل بدل میشود. از این رو، رهروان این مکتب، مناجات عرفه را به عنوان نقشه راهی برای کسب قدرت روحی در مسیر مبارزه بیامان با یزیدیان زمان میخوانند تا با ارادهای پولادین و قلبی سرشار از یاد خدا، در جبهه حق علیه استکبار ثابتقدم بمانند.
انتهای پیام

