۱۴۰۵-۰۳-۰۵ | ۱۰:۰۳
منبع: نمایندگی اصفهان
عرفه؛ ضیافت تنهایی دسته‌جمعی/ درنگی در ساحت بی‌پایان «من» و «او»

عرفه؛ ضیافت تنهایی دسته‌جمعی/ درنگی در ساحت بی‌پایان «من» و «او»

در تقویم هستی، روزی است که زمان از حرکت باز می‌ایستد تا جهان، نفسی تازه کند. نه روز هیاهو است و نه روز بیهودگی؛ عرفه، ایستگاه میان راهی زمین و ملکوت است. جایی که انسان بی‌نقاب، زیر تازیانه خورشید حقیقت، نه برای طلب که برای دیدن ایستاده است. 

عرفه یک جغرافیا نیست، یک حالت وجودی است. در فیزیک روح، عرفه لحظه‌ای است که زمان خطی که ما را به گذشته و آینده پرتاب می‌کند، به زمان دایره‌ای ابدیت می‌رساند. هنگامی که ظهر عرفه فرامی‌رسد، خورشید به نقطه اوج می‌رسد و سایه‌ها کوتاه می‌شوند. این، دقیق‌ترین استعاره برای این روز است: هرچه سایه «منیت» تو کوتاه‌تر شود، نور حقیقت بیشتر به تو می‌تابد.

در این روز، زائر عرفات، لباس احرام به تن دارد؛ لباسی که نشانه بی‌نشانی است. هیچ نشانی از ثروت، ملیت یا قدرت بر آن نیست. این، دموکراتیک‌ترین اتفاق تاریخ بشریت است. همه در برابر مطلق هستی، یکسان هستند. این حس انسانی، پیامی دارد که فراتر از مناسک می‌رود: همه ما در برابر رنج‌ها، امیدها و مرگ برابر هستیم. عرفه، کلاس درسی است برای فروتنی در برابر بزرگی هستی.

دعای امام حسین(ع) در عرفه، شاهکار ادبی و عرفانی تاریخ است؛ اما فراتر از آن، یک تحلیل روان‌شناختی است. امام در این دعا، از تضادهای انسانی می‌گوید. ازآنجاکه ما هم آگاه هستیم و هم غافل هم دوستدار خیر و هم اسیر نفس. شنیدن این کلمات در فضای عرفه، تنها یک مناجات نیست؛ یک سفر درونی است. جملاتی مثل «أَنَا الَّذِی أَسَأْتُ، أَنَا الَّذِی أَخْطَأْتُ...» (منم که بدی کردم، منم که خطا کردم)، شاید در نگاه اول اعتراف به گناه به نظر برسد، اما اگر عمیق‌تر بنگریم، این پذیرش مسئولیت است. انسانی که خطایش را می‌پذیرد و آن را در برابر منبع بی‌کران بخشش می‌گذارد، دیگر آن آدم ضعیف سابق نیست. او به صلح درونی رسیده است. عرفه، روز پذیرشِ سایه‌های وجودی ما است؛ روزی که می‌فهمیم برای ارزشمندبودن، لازم نیست کامل باشیم.

در روزگاری که گوشی‌های هوشمند و بمباران اطلاعات، لحظه‌ای به ما اجازه فکرکردن نمی‌دهند، عرفه بیانیه حق سکوت است. عرفه یعنی کنارگذاشتن تمام نویزهای محیطی. بسیاری فکر می‌کنند برای درک عرفه حتماً باید کلماتی را زمزمه کنند، عرفه روز شنیدن است. شنیدن صدای سکوت. همان سکوتی که وقتی بعد از یک روز پُر تنش، در تراس خانه می‌نشینی و به افق نگاه می‌کنی، در قلبت حس می‌کنی. عرفه، روز «دیجیتال‌دتاکس» روح است. در این روز، اگر بتوانی برای چند دقیقه، فقط و فقط بودن را تجربه کنی، عرفات شخصی تو ساخته شده است. این یک عمل انسانی فوق‌العاده زیبا است: اینکه بدانی در جهانی که همه برای داشتن می‌دوند، تو برای بودن ایستاده‌ای.

عرفه به ما می‌گوید که هیچ پایانی، پایان قطعی نیست. پرونده‌ها باز هستند. در عرفه، خداوند حافظه کینه‌توزانه ندارد. این نگاه، به انسان امروز که زیر بار اضطراب شکست‌ها کمر خم کرده، یک تنفس مصنوعی معنوی می‌دهد. عرفه روزی است که حتی اگر تمام سال را در بیراهه بوده باشی، می‌توانی به مرکز بازگردی. این امید، یک امید واهی نیست؛ یک امید رادیکال است. امیدی که به تو اجازه می‌دهد فردا صبح، وقتی به محیط کار، به دانشگاه، یا به خانه‌ات برمی‌گردی، با نگاهی متفاوت به اطرافیانت نگاه کنی. نگاهی که در آن، خطاهای دیگران هم به‌اندازه خطاهای خودت، قابل‌بخشش به نظر می‌رسد.

 غروب عرفه، به هیچ غروب دیگری شبیه نیست. خورشید که می‌رود، گویی حجاب‌ها کنار می‌روند. عرفه تمام می‌شود، اما حقیقت عرفه با تو می‌ماند. این حقیقت، همان طعم رهایی است. رهایی از قضاوت دیگران، رهایی از قضاوت خود و رهایی از تمام من‌های کاذبی که در طی سال برای خودساخته بودیم. 

عرفه به ما می‌آموزد که زیباترین گزارش زندگی، نه آن چیزی است که با کلمات نوشته می‌شود، بلکه آن سکوت باشکوهی است که در عمق جان ما، در لحظه مواجهه با بی‌نهایت، جاری می‌شود. در این روز، همه ما نویسنده گزارش زندگی خودمان هستیم؛ گزارشی که به‌جای کاغذ، بر قلب‌ها نوشته می‌شود.

عرفه؛ پل میان «من خاکی» و «حقیقت متعالی»

 علیرضا ابراهیمی، پژوهشگر و استاد الهیات تطبیقی دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: عرفه در ساختار الهیاتی اسلام، چیزی فراتر از یک آیین مناسکی صرف است؛ این روز در واقع آناتومی بازگشت انسان به‌سوی منبع هستی محسوب می‌شود. در ساحت فقهی، ما با اعمالی مشخص مواجهیم که هرکدام نمادین هستند، اما در لایه فلسفی، این مناسک برای شکستن بت‌های «منیت» طراحی شده‌اند. وقتی زائر در عرفات، زمین را بستر نیایش قرار می‌دهد، در حال تمرین «هبوط آگاهانه» است؛ یعنی پذیرش اینکه تمام داشته‌های دنیوی، در برابر بی‌کرانگی حق، تنها توهمی بیش نیستند. این روز، روز تخلیه ظرف وجود از زواید است تا فضایی برای تابش نور حقیقت باز شود.

وی افزود: از منظر فرهنگی، روز عرفه را باید به‌عنوان عید آگاهی بازتعریف کرد، نه صرفاً روز حزن و توبه به معنای عام. توبه‌ای که در عرفه رخ می‌دهد، یک حرکت واکنشی از ترس مجازات نیست، بلکه یک تحول وجودی است که از سر معرفت برمی‌خیزد. در دعای عرفه، مخاطب با خدایی روبه‌رو می‌شود که به‌جای قضاوت گر بودن، هم‌سفر است. این نگاه فرهنگی، فاصله میان خالق و مخلوق را به حداقل می‌رساند و به انسان مدرن که همواره در انزوای وجودی خود دست‌وپا می‌زند، پیام می‌دهد که تو در این جهان پرآشوب، تنها نیستی و پیوندی ناگسستنی با ریشه‌های هستی‌شناختی خود داری.

استاد الهیات بیان کرد: در بررسی فقهی اعمال این روز، از وقوف در عرفات گرفته تا خواندن ادعیه ماثور، آنچه بیش از همه خودنمایی می‌کند، حضور در لحظه است. فقه در اینجا نه برای محدودکردن که برای متمرکزکردن ذهن پراکنده انسان وارد عمل می‌شود. وقوف به عرفات یعنی ایستادن در برابر حقیقت، بدون آنکه بخواهیم برایش واژه یا مفهوم‌سازی کنیم. این عمل، نوعی تعلیق قوای ناطقه در برابر عظمت مطلق است؛ همان حالتی که فیلسوفان از آن به حیرت مقدس یاد می‌کنند. در واقع، فقها معتقد هستند این ایستادن، مقدمه‌ای برای حرکت اصلی است که همان عرفان به نفس در پرتوی معرفت به خالق است.

ابراهیمی تصریح کرد: یکی از مباحث چالش‌برانگیز در نگاه فلسفی به عرفه، مفهوم بخشایش است که در فرهنگ عمومی به شکل یک بده‌بستان ساده دیده می‌شود، اما در ساحت هستی‌شناختی، بسیار عمیق‌تر است. در نگاه حکمی، خداوند در روز عرفه حافظه ندارد؛ به این معنا که گذشته سیاه و خاکستری انسان، مانع از درخشش «آن» حال نمی‌شود. این یعنی خداوند در این روز، به‌جای تمرکز بر آنچه بوده‌ای، بر آنچه می‌توانی باشی تمرکز می‌کند. این رویکرد، بزرگ‌ترین درس انسانی عرفه است؛ اینکه انسان‌ها نیز باید یاد بگیرند در روابط اجتماعی خود، چنین فضایی برای نو شدن و تولد دوباره برای یکدیگر قائل شوند.

وی توضیح داد: اگر به عرفه از زاویه انسان‌شناسی دینی نگاه کنیم، این روز، تجلی کامل نیاز ذاتی بشر به معنا است. ما در عصر تکنولوژی، به‌شدت دچار بحران بی‌معنایی هستیم؛ چون همه چیز را در کمیت و محاسبه خلاصه کرده‌ایم. عرفه، سیلی ملایمی است به‌صورت عقلانیت ابزاری ما؛ چرا که به ما می‌گوید بسیاری از دغدغه‌های شبانه‌روزی ما، در برابر یک‌لحظه شهود قلبی، هیچ است. این روز به ما می‌آموزد که برای رسیدن به آرامش، لازم نیست شرایط بیرونی را تغییر دهیم، بلکه باید زاویه دیدمان را نسبت به جایگاه خود در کل هستی اصلاح کنیم.

استاد دانشگاه تأکید کرد: در بُعد اجتماعی و فرهنگی، عرفه می‌تواند به‌عنوان روز همبستگی مطلق عمل کند. در مناسک حج، وقتی تمام انسان‌ها با لباس واحد در دشت عرفات گرد هم می‌آیند، مرزهای نژادی، طبقاتی و جغرافیایی فرومی‌ریزد. این دقیقاً همان چیزی است که جهان امروز تشنه آن است؛ یک تجربه جمعی که به ما یادآوری کند دیگری نیز مثل ما، سرگردان و در جست‌وجوی حقیقت است. عرفه به ما می‌گوید که درد مشترک، همه ما را به هم پیوند می‌زند؛ دردی که از دوری نشأت می‌گیرد و در عرفه، با نزدیکی التیام می‌یابد.

ابراهیمی خاطرنشان کرد: در نهایت، اگر بخواهیم عصاره عرفه را در یک جمله بگوییم، این روز کلاس درس بودن است، نه داشتن. پیام نهایی مناسک عرفه برای انسان معاصر، این است که تو به‌تنهایی، بدون نیاز به واسطه‌ها و بدون نیاز به اثبات خود به دیگران، نزد منبع هستی قبول شده‌ای. این پذیرش بی‌قیدوشرط، قوی‌ترین دارویی است که می‌تواند اضطراب‌های وجودی انسان را درمان کند. عرفه پایان نمی‌یابد، بلکه با غروب خورشید در آن دشت، تازه در «درون انسان» طلوع می‌کند تا در باقی روزهای سال، قطب‌نمای حرکت او به‌سوی انسانیت متعالی باشد.

انتهای پیام

#

# استان ها

آخرین اخبار استان ها