۱۴۰۵-۰۳-۰۵ | ۱۰:۳۷
عادی نیست / نمی‌توان فقط با عشق ادامه داد

یک هنرمند تئاتر مطرح کرد:

عادی نیست / نمی‌توان فقط با عشق ادامه داد

یک فعال تئاتر معتقد است: آنچه امروز تئاتر را سرپا نگه داشته، بیشتر از آن‌که ساختار حمایتی باشد، ایستادگی و جان‌سختی هنرمندانش است. اما حقیقت این است که دیگر نمی‌توان فقط با عشق ادامه داد.

مسعود میرطاهری، بازیگر و کارگردان تئاتر که به تازگی اجرای نمایش «کانگوروی ژاپنی» را به پایان برده است، درباره دغدغه‌هایش برای اجرای تئاتر در شرایط فعلی با ایسنا گفت‌وگو می‌کرد.

او ادامه داد: سال‌هاست گروه‌های تئاتری در شرایطی کار می‌کنند که هیچ شباهتی به وضعیت طبیعی تولید هنری ندارد، اما مدام از ما خواسته می‌شود این وضعیت را «عادی» ببینیم.

میرطاهری مطرح کرد: اما چگونه می‌توان از عادی بودن سخن گفت وقتی هزینه‌های تولید هر روز سنگین‌تر می‌شود، اما امکانات، حمایت‌ها و ظرفیت اقتصادی تئاتر نه‌تنها رشد نکرده بلکه کوچک‌تر هم شده است؟

این هنرمند با بیان اینکه «هنرمند پیش از رسیدن به صحنه، در زندگی روزمره‌ی هنرمندانش فرسوده می‌شود» معتقد است: امروز یک گروه تئاتری باید هم‌زمان تهیه‌کننده، سرمایه‌گذار، مدیر بحران، تبلیغاتچی، روانشناس و کارگر اجرایی باشد تا شاید بتواند نمایشی را به صحنه برساند. در شرایطی که جامعه با مشکلات اقتصادی و فرسودگی روانی روبه‌روست، تئاتر نیز از این وضعیت جدا نیست.مخاطب کمتر شده، توان خرید کاهش پیدا کرده و مسیر اطلاع‌رسانی و تبلیغات نیز محدودتر و دشوارتر از گذشته است.

این فعال تئاتری تصریح کرد: وقتی فضای باز و گسترده‌ی اطلاع‌رسانی وجود ندارد، وقتی اینترنت و شبکه‌های ارتباطی با اختلال و محدودیت روبه‌رو هستند، طبیعی است که تئاتر مستقل بیش از همیشه آسیب ببیند. نمایشی که دیده نشود، حتی اگر شریف‌ترین و حرفه‌ای‌ترین اثر باشد، در اقتصاد امروز دوام نمی‌آورد.

میرطاهری با بیان اینکه «مسئله فقط اقتصادی نیست»، ادامه داد: تئاتر سال‌هاست با نوعی رهاشدگی روبه‌روست. کمترین انتظار از نهادها، سازمان‌های فرهنگی و هنری و وزارتخانه‌های مرتبط این بود که در روزهای سخت، پشتوانه‌ای ـ حتی حداقلی ـ برای ادامه‌ی حیات این هنر باشند اما حقیقت این است که بسیاری از گروه‌های نمایشی، سال‌هاست خود را تنها می‌بینند. حمایت‌ها یا حذف شده‌اند یا آن‌قدر ناچیزند که تأثیری واقعی بر ادامه‌ی حیات گروه‌ها ندارند. نه سازوکار حمایتی مشخصی وجود دارد، نه امنیت شغلی و نه تضمینی برای حداقل معیشت هنرمندانی که سال‌ها زندگی خود را صرف تئاتر کرده‌اند.

او معتقد است: امروز تئاتر به پیکری نیمه‌جان شبیه شده که هنوز ایستاده، هنوز تلاش می‌کند نفس بکشد و هنوز چراغ صحنه را روشن نگه دارد، گویی همه انتظار دارند این بدن خسته در شرایطی که حمایتی ندارد، همچنان سرپا بماند و تولید کند. در چنین شرایطی، از گروه‌های نمایشی انتظار می‌رود هزینه‌های سنگین سالن، تبلیغات، دکور، لباس، حمل‌ونقل، دستمزد بازیگران و عوامل، اجاره‌ها و هزینه‌های روزمره‌ی زندگی را تأمین کنند و در نهایت حتی «سودده» هم باشند؛ توقعی که گاهی بیشتر به شوخی تلخ شبیه است تا تحلیل واقعی اقتصاد تئاتر.

میرطاهری در ادامه گفت‌وگویش مطرح کرد: بخش بزرگی از هنرمندان تئاتر سال‌هاست با عشق، اعتبار شخصی و هزینه‌کردن از زندگی خود، چراغ این هنر را روشن نگه داشته‌اند. بسیاری از کارگردانان و تهیه‌کنندگان مستقل، سرمایه‌ی شخصی خود را صرف تولید آثاری کرده‌اند که نه امنیت اقتصادی داشته‌اند و نه تضمین بازگشت سرمایه.
این مدرس تئاتر افزود: آنچه امروز تئاتر را سرپا نگه داشته، بیشتر از آن‌که ساختار حمایتی باشد، ایستادگی و جان‌سختی هنرمندانش است. اما حقیقت این است که دیگر نمی‌توان فقط با عشق ادامه داد.
میرطاهری در پایان سخنانش گفت: وقتی فاصله‌ی میان هزینه‌های واقعی تولید و درآمد حاصل از اجرا هر روز بیشتر می‌شود، ادامه دادن بدون حمایت، بدون بازنگری در سیاست‌ها و بدون درک شرایط واقعی جامعه، تنها به فرسایش بیشتر بدنه‌ی تئاتر منجر خواهد شد. مسئله فقط تولید یک نمایش نیست؛ مسئله حفظ جانِ تئاتر است. اگر امروز برای این وضعیت چاره‌ای اندیشیده نشود، فردا دیگر بحث بر سر کیفیت اجراها یا تعداد مخاطبان نخواهد بود، بحث بر سر نفس کشیدن یا نکشیدن تئاتر خواهد بود.

انتهای پیام 

#

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری